دانلود تحقیق در مورد پرداخت دیه از بیت‌المال و از دیدگاه قرآن

فصل اول
شناخت مفاهیم کلی و اصطلاحات مرتبط

در این فصل تلاش می‌شود به معنای دیه از جنبه‌های مختلف، پیشینه و ماهیت حقوقی آن و همچنین مبانی پرداخت دیه از بیت‌المال پرداخته شود چرا که برای وارد شدن در هر بحثی شناخت جزئیات آن ضروری به نظر می‌رسد.
بخش اول- واژه ‌شناسی
برای وارد شدن در هر بحثی اولین قدم آشنایی با واژگان و لغات آن است که در این بخش ابتدا به مفاهیم دیه از منظر فقه و قانون و مفهوم بیت‌المال پرداخته و سپس به پیشینه تاریخی دیه اشاره‌ای می‌کنیم.
گفتار اول- مفهوم لغوی دیه
دیه از ریشه «ودی» به معنای راندن و رد کردن است. جمع دیه، دیات است. دیه اسم مصدر است و در اصل «ودی» بوده است که «واو» آن را حذف کرده و در عوض «ه» به آخر آن افزوده‌اند. عبارت «ودی القتیل ودیاً» یعنی دیه و خون‌بهای کشته را باید داد و دفع شود (سروستانی و همکاران، 1376، 40).
واژه دیه در لغت مشتق از «ودی» به معنی پرداخت و دیه است که (واو) آن حذف شده است و (هاء) به عوض آن در آخر کلمه افزوده شده است. دیه را عقل نیز معنی کرده‌اند، زیرا از معانی عقل منع است و دیه مانع جرأت بر ارتکاب جنایت می‌گردد، همچنین در مواردی دیه به معنی دم و خون آمده است (صادقی، 249،1386).
«دیه به معنای پرداختن خون‌بهاست و دیه را عقل نیز گفته‌اند زیرا باعث جلوگیری از ریختن خون افراد معصوم و بی‌گناه می‌شود» (گرجی، 111،1380).
«دیه ‌یک واژه عربی است و در اصل به صورت «ودی» بوده است که حرف واو از اول آن حذف شده و حرف «هاء» در آخر کلمه به جای آن قرار گرفته است «مانند هبه که اصل آن وهب است». «ودی» معانی مختلفی دارد، همچون جاری شدن چیزی، جاری شدن چیز مایع، نابودی، هلاکت و… هنگامی که این کلمه به صورت دیه درآید معنای خون‌بهای مقتول یا عضو را پیدا می‌کند و این معنا به معنای اصلی کلمه نزدیک است، چون عامل خون‌بها، ریختن و جاری کردن خون مجنی علیه است و به اصطلاح در اینجا علت، جاری کردن خون و معلول، خون‌بهاست که هرگاه به صورت فعل ودی درآید به معنای پرداخت خون‌بها خواهد بود (زراعت، 26،1378).
«واژه اسامی» عقل، «ارش» و «دیه» متداول بوده و قرآن کریم از میان آن‌ها، نام «دیه» را برگزید. «خفاره» نیز wergild در حقوق ژرمن قدیم، مبلغ خون‌بهایی بوده که توسط جانی به مجنی علیه و در صورت مرگ او به خانواده‌اش پرداخت می‌شد. واژه composition در میان مردم ژرمن، خون‌بهایی بوده که به عنوان جانشین قصاص، از سوی عامل جنایت به بستگان قربانی داده می‌شد. فلسفه پرداخت composition جلوگیری از قصاص بوده است. مال معین یا نامعینی که در ازای ایراد صدمه با ریختن خون قرار می‌گیرد. در نقاط مختلف عالم به تناسب اختلاف زبان اسامی گوناگون دیگری پذیرفته است. قبایل انگلیسی زبان، نام Blood Money را برای آن برگزیده بودند. در نزد برخی از قبایل صحرای غربی مصر، به اسم «سلاک» معروف است اعراب ساکن صحرای سینا در حالت قتل خطایی آن را «مده» و در حالت قتل عمد «دلیخه» می‌نامند. قبایل عراقی بر آن اسم «خشم» اطلاق می‌کنند و قبایل سومالیایی نام «جر» و قبایل سودانی نام «ابوک» بر آن می‌نهند. در میان قبایل عرب پیش از اسلام، در میان اعراب پیش از اسلام نوعی دیه محسوب می‌شود و میزان آن هفتاد شتر بود و موقعی پرداخت می‌گردید که کسی به دیگری پناه برده و سپس به علت عدم حمایت میزبان توسط ثالثی به قتل می‌رسید، در این صورت، میزبان مکلف به پرداخت خفاره به ولی مقتول بود (میر سعیدی، 20،1373).
برای دیه اصطلاح «عقل‌« را هم به کار برده‌اند و عقل به معنی بستن و پا بندزدن به شتر و نیز منع است و از این روی پرداخت کنندگان دیه قتل خطئی را عاقله گویند، وجه تسمیه آن این است که در میان اعراب وقتی کسی مرتکب قتل می‌شود اهل و عشیره او شترانی فراهم می‌کردند و آن را به سرای اولیای مقتول می‌آوردند و آنجا می‌بستند بدین جهت به دیه، عقل نیز گفته‌اند ونیز گفته‌اند دیه را از آن جهت عقل می‌گویند که با دادن شتر زبان اولیای مقتول را می‌بستند و مانع از خون‌خواهی وی می‌شدند (گرجی، 16،1380).
«مرحوم دهخدا می‌نویسد: دیه مالی است که بدل نفس مقتول به ولی او داده می‌شود و از باب تسمیه به مصدر است و گاه اطلاق می‌شود به بدل اعضاء، مثل دست و پا و آن را ارش نیز می‌گویند و ارش بر بدل نفس هم اطلاق می‌شود و به زبان فارسی آن را خون‌بها می‌گویند و عوام، پول خون نیز می‌گویند » (گرجی، 15،1380).
بنابراین واژه معادل دیه در زبان فارسی «خون‌بها» یا «بهای خون» است و در اصطلاح مردم گفته می‌شود که بهای خون مقتول پرداخت شد، اما به معنای آن نیست که دیه در واقع بهای خونی بود که در مقتول وجود داشته است، زیرا خون انسان که مرکب از گلبول‌های سفید و گلبول‌های قرمز و پلاسماست خرید و فروش نمی‌شود و علت اینکه دیه را بهای خون می‌دانند آن است که خون عامل حیات انسان است و وقتی خون انسان از بین رفت، در حقیقت حیات انسان از بین رفته است و قاتل باید بهای از بین رفتن انسان را بپردازد. البته منظور از خون بها، دیه‌ای است که در مقابل نفس قرار می‌گیرد، اما برای دیه اعضا هم با تسامح به کار می‌رود.
گفتار دوم – مفهوم اصطلاحی دیه
در این گفتار سعی می‌شود اصطلاح دیه از نظر قرآن، فقهای سنی و شیعی و سپس از دیدگاه قانون‌گذار به بحث گذاشته شود.

  تحقیق با موضوع روشهای آماری مورد استفاده و اثربخشی ارتباطات

دیه از نظر قرآن
دیه در آیه 92 سوره نساء این چنین آمده است: «وَمَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ یَقْتُلَ مُؤْمِنًا إِلَّا خَطَأً وَمَنْ قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَأً فَتَحْرِیرُ رَقَبَهٍ مُؤْمِنَهٍ وَدِیَهٌ مُسَلَّمَهٌ إِلَى أَهْلِهِ إِلَّا أَنْ یَصَّدَّقُوا فَإِنْ کَانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَکُمْ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْرِیرُ رَقَبَهٍ مُؤْمِنَه وَإِنْ کَانَ مِنْ قَوْمٍ بَیْنَکُمْ وَبَیْنَهُمْ مِیثَاقٌ فَدِیَهٌ مُسَلَّمَهٌ إِلَى أَهْلِهِ وَتَحْرِیرُ رَقَبَهٍ مُؤْمِنَه فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیَامُ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ تَوْبَهً مِنَ اللَّه وَکَانَ اللَّهُ عَلِیمًا حَکِیمًا»
ترجمه : «هیچ مؤمنی حق ندارد از روی عمد مؤمنی را بکشد و هر کس مؤمنی را از روی خطا بکشد باید بنده مؤمنی را آزاد کند و خون‌بهای مقتول را به اولیای او بپردازد. مگر آنکه دیه را ببخشد اگر مقتول، مؤمن باشد اما اولیای وی از دشمنان وی باشند فقط بنده ای مؤمن آزاد می‌شود (و دیه به کفار پرداخت نمی‌شود چون کافر، وارث مسلمان نیست) اما اگر مقتول از طایفه ای باشد که میان شما و ایشان پیمانی هست، دیه ای به اولیای وی پرداخت می‌شود و بنده مؤمنی آزاد می‌گردد و هر کس که توان چنین کاری را ندارد دو ماه پی در پی روزه بگیرد و این توبه او به سوی خداست و خدا دانای حکیم است».
نکاتی چند در این آیه قابل توجه است که در موارد زیر خلاصه می‌شود:
الف- کلمه دیه، به صورت نکره به کار رفته است و این نشان می‌دهد که از دیدگاه قرآن مقدار مشخصی برای دیه وجود ندارد و گر نه آن را به صورت معرفه (الف و لام عهد) به کار می‌برد و این نکته‌ای مهم در تعیین مقدار دیه است.
ب- ظاهر آیه بیانگر آن است که دیه مالی است که در مقابل نفس یا عضو قرار می‌گیرد و مجازات نیست، زیرا اولاً قابل مصالحه است؛ ثانیاً دیه به قتل کافر ذمی تعلق نمی‌گیرد چون غیر مسلمان از دیدگاه اسلام ارزشی ندارد؛ ثالثاً به ارث می‌رسد (به جز دیه جنایت بر مرده).
ج- در مورد قتل خطایی، دو چیز بر عهده قاتل قرار گرفته است، آزاد کردن بنده و پرداخت دیه، که آزاد کردن بنده قطعاً وظیفه شخص قاتل است و پرداخت دیه نیز به آزاد کردن بنده عطف شده است. بنابراین ظاهر آیه، آن است که پرداخت دیه نیز بر عهده خود قاتل است که دیه قتل خطایی رخ داده باشد و این قرینه‌ای بر تضعیف سخن کسانی که دیه قتل خطایی را بر عهده عاقله می‌دانند اما دلایل قوی دیگری نیز وجود دارد که دیه قتل خطا را بر عهده عاقله قرار می‌دهد.

  مصرف کنندگان و مواد غذایی

این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.