کودکان بهنجار و کودکان مبتلا

یوسفی و همکاران (‌۱۳۸۸‌) در پژوهشی با عنوان مقایسه ی تنش والدگری مادران کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی و نقص توجه با مادران کودکان بهنجار به این نتایج دست یافتند که بین تنش والدگری (قلمرو والد‌) و مولفه های آن در مادران کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی و نیز بین تنش والدگری (قلمرو کودک) و مولفه های آن در مادران نقص توجه و مادران کودکان بهنجار تفاوت معنی داری وجود دارد (‌000/0 p<‌) هم چنین بین تنش والدگری کودکان مبتلا به اخت لال بیش فعالی و نقص توجه و مادران کودکان بهنجار تفاوت معنی داری وجود دارد(‌۰.۰۰۰p<‌) (قلمرو والد-کودک) در مادران کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی و نقص توجه و مادران کودکان بهنجار تفاوت معنی داری دیده می شود (‌000/0 p<)‌.
خواجه یار و همکاران (‌۱۳۹۰‌) در پژوهشی با عنوان رابطه سبک های والدگری با اختلالات رفتاری کودکان به این نتیجه دست یافتند که بین سبک های والدگری و اختلالات رفتاری کودکان رابطه معناداری وجود دارد. همچنین مشخص گردید که سبک های والدگری می تواند پیش بین اختلالات رفتاری باشد. در کل بهبود در سبک های والدگری در کنترل اختلالات رفتاری مؤثر خواهد بود‌.
رضوی و همکاران (۱۳۸۷‌) در پژوهشی با عنوان بررسی رابطه رضایت زناشویی و سبک های فرزندپروری والدین با مشکلات رفتاری فرزندان در دوره ابتدایی شهر ارسنجان به این نتیجه دست یافتند که اختلافات زناشویی والدین و تعارضات خانوادگی و استفاده از سب کهای فرزندپروری سهل گیرانه پی ش بینی کننده قوی مشکلات رفتاری در کودکان است و شیوه مسئولانه حاکی از روش صحیح تربیتی است که از بروز مشکلات رفتاری در فرزندان جلوگیری می نماید.
معتقد و همکاران (‌۱۳۹۰‌) در پژوهشی با عنوان رابطه بین شیوه های فرزند پروری و اختلالات رفتاری در کودکان پیش دبستانی شهر اصفهان به این نتیجه دست یافتند که با افزایش نمرات وابستگی در پرسشنامه شیوه های فرزندپروری استقلال-وابستگی، اختلالات رفتاری در کودکان به طور معناداری افزایش می یابد(03/0 P‌) و با افزایش نمرات سختگیری در پرسشنامه شیوه های فرزندپروری سختگیری-آسانگیری، اختلالات رفتاری در کودمان به طور معناداری افزایش می یابد (01/0 P‌).
فتحی(1385)در پژوهش مقایسه شیوه های فرزندپروری،سلامت روان ورضایتمندی زناشویی والدین نوجوانان بزهکار بیشتر از شیوه فرزندپروری مستبدانه واسان گیر استفاده میکنند درحالیکه والدین نوجوانان عادی بیشتر از شیوه فرزندپروری مقتدرانه استفاده میکنند. همچنین والدین نوجوانان بزهکار،سلامت روان و رضایتمندی زناشویی کمتری نسبت به والدین نوجوانان عادی دارند.
شفاهی(1389)در پژوهش بررسی رابطه بین شیوه های فرزندپروری و جو عاطفی خانواده با هراس اجتماعی در کودکان پیش دبستانی نشان داد که بین شیوه فرزندپروری و هراس اجتماعی کودکان و جو عاطفی خانواده و هراس اجتماعی کودکان رابطه وجود دارد.
زارع پور(1384)در پژوهش بررسی رابطه ی شیوه های فرزندپروری و سلامت روانی والدین با پرخاشگری وعملکرد تحصیلی دانش آموزان شاهد مقطع راهنمایی و متوسطه شهرستان اهواز نتایج بدست امده نشان میدهد بین سن اعمال شیوه های فرزندپروری والدین و پرخاشگری فرزندان رابطه معنادار وجود دارد و همچنین بین سلامت روانی والدین با پرخاشگری و سن اعمال شیوه فرزندپروری با عملکرد تحصیلی دانش آموزان رابطه معناداری وجود دارد‌.
شهامت(1389)در پژوهش بررسی رابطه سبکهای فرزندپروری و طرحوارهای ناسازگارانه اولیه نشان داد سبک فرزندپروری مقتدرانه پیش بینی کننده معناداری برای سطوح پایین تر طرحواره ناسازگار رهاشدگی /ظرد و فرزندپروری سهل گیر پیش بینی کننده سطوح بالاتر طرحواره استحقاق/بزرگ منشی است‌.
بهمنی و همکاران (1389) در پژوهش رابطه بین شیوه های فرزندپروری باعزت نفس جنسی و مولفه های ان در دانشجویان زن دانشگاه نشان داد رابطه بین شیوه های فرزند پروری مقتدرانه، سهل گیرانه و مستبدانه با مولفه های جذابیت و کنترل مثبت و مهارت و تجربه منفی بودو با مولفه های دیگر معنادار نبود‌.
باقری و همکاران (1390) در پژوهش نشان دادند که سلامت روانی و موفقیت تحصیلی فرزندان با الگوهای فرزندپروری قاطع و اطمینان بخش‌، بیش از سلامت روانی و موفقیت تحصیلی فرزندان با الگوهای فرزندپروری استبدادی و سهل گیر است. به علاوه‌، نتایج نشان میدهد افزایش اطلاعات پدران باعث آگاهی انها نسبت به یک سبک تربیت در مورد فرزندانشان شده و این موضوع منجربه در پیش گرفتن سبک تربیتی بهتر در آنها میگردد.
سامانی و همکاران (1390)، در پژوهش خود با عنوان نقش واسطه گری تنطیم شناختی هیجان برای سبک والدگری و مشکلات هیجانی به این نتیجه دست یافتند که والدگری کارآمد موجب کاهش استفاده از استراتژی منفی تنظیم شناختی هیجان برای مقابله با شرایط استرس زا در نوجوانان می شود و این امر موجب افزایش سظح سلامت در آنها می گردد‌، از سوی دیگر سبک والد گری ناکارآمد از طریق افزایش به کار گیری استراتژی های منفی در تنظیم شناختی هیجان موجب افزایش مشکلات هیجانی در نوجوانان می شود.
قاسمی و یزدخواستی (1389)، پژوهشی با عنوان رابطه بین شخصیت والدین و طرد و پذیرش کودکان توسط آنها، انجام دادند نتایج به دست آمده نشان داد که در دانش آموزان دختر میان دو عامل شخصیت وجدانی بودن و باز بودن نسبت به تجارب مادر، با طرد و پذیرش آن ها نسبت به فرزندان ارتباط معنادار وجود دارد. علاوه بر این، بین سه عامل شخصیت نوروتیزم، توافق و برونگرایی پدران، با طرد و پذیرش آن ها نسبت به فرزندان ارتباط معنادار مشاهده گردید. در دانش آموزان پسر، شخصیت برونگرایی مادران با طرد و پذیرش آن ها نسبت به فرزندان ارتباط داشته و چهار عامل شخصیت بازبودن، وجدانی بودن، نوروتیزم و توافق پذیری پدران با طرد و پذیرش آن ها نسبت به فرزندان رابطه داشت. در مجموع نتایج نشان داد که والدین با ویژگی های شخصیتی وجدانی، باز نسبت به تجارب، دارای توافق و برونگرا، والدینی پذیرنده و والدین با ویژگی های شخصیتی نوروتیزم والدینی طرد کننده می باشند.
رضوان خواه(1388)، در مطالعه خود با عنوان رابطه مفهوم خود‌، ساختار خانواده و نگرش به عملکرد تربیتی والدین در نوجوانان نشان می دهد که والدگری مناسب موجب افزایش ادراک مثبت در فرزندان بوده و این ادراک مثبت موجب بهبود وضعیت سلامت روان در فرزندان میگردد.
2-17-2- خارج از کشور
ری و همکاران (1990) در پژوهشی کیفیت فرزندپروری والدین در نوجوانان مبتلا به اختلالات مقابله ای و کرداری را مورد بررسی قرار دادند.در این پژوهش نوجوانان بهنجار در مقایسه با گروههای دو گروه دارای اختلال والدین خود را به عنوان کنترل کننده بی احساس می دانستند.کتانین و همکاران (1997) در مطالعه ای که در مورد خلق و خوی کودکان و نگرشهای فرزند پروری مادران انجام دادند به این نتیجه رسیدند که شیوه های انظباطی سخت گیرانه مادران هیجانهای منفی و اجتماعی بودن پایین کودکان را توسعه میدهد‌.به طور کلی اغلب تحقیقات نشان از تاثیر شیوه فرزندپروری والدین بر اخلاق،رفتار،شخصیت و عملکرد بعدی فرزندان دارند‌.
استرامن و همکاران (1998) در تحقیقات خود دریافتند که والدین کسانی که از عزت نفس و سلامت روانی بالاتری برخودارند،کودکانی با عملکرد بهتر و از نظر روانشناختی سازگارتر میدانند. یافتههای اریا پتیام(2005) نشان داد که شیوهای مقتدرانه نثبت به شیوه مستبد و سهل گیر با موفقیت فرزند در مدرسه ارتباط دارد.
یبراند (2008)، در پژوهش خود با عنوان رابطه خود پنداره و عملکرد اجتماعی بر این نکته تاکید دارد که مفهوم خود مثبت عامل موثر بر کاهش مشکلات هیجانی می باشد و این احساس مثبت خود ساخته و پرداخته ی تجارب محیطی به ویژه تجارب خانوادگی است.
دکلارک و همکاران (2008)، پژوهشی با عنوان صفات شخصیت و آسیب شناسی روانی در دوران کودکی و نوجوانی(اثر تعدیل فرزند)، انجام دادند آنان در مطالعه ی خود دریافتند صفات ناسازگارانه بر مشکلات برون ریزی و درو ن ریزی و کنترل منفی والدین بر مشکلات برون ریزی اثرات مثبت داشته است. آن ها می افزایند بین بی ثباتی عاطفی و عدم توافق پذیری با کنترل منفی والدین تعامل معنی داری وجود دارد.
رتئو و همکاران (2006)، پژوهشی با عنوان تعامل بین کودک و پدر و مادر خلق و خو و مشکلات رفتاری کودک انجام داد. در خلاصه نتایج مطالعه ی خود با هدف آزمون فرضیه ی تعامل ابعاد مزاجی والدین و کودک برای پیش گویی سطوح آسیب شناسی روانی کودک بعد از کنترل اثرات انفرادی این ابعاد می نویسد ارتباط میان صفات مزاجی کودک و آسیب شناسی روانی او می تواند بر مزاج والدین متکی باشد.
هرن و میشل (2003)، در پژوهش خود با عنوان رابطه بین مدل پنج عامل شخصیت و سبک های مقابله ای روانشناسی و آموزش و پرورش دریافتند که ویژگی های شخصیتی افراد بر شیوه رویارویی آنها با مشکلات، مؤثر است. در حالی که برخی در مواجهه با مشکلات، در خود فرو می روند، برخی دیگر به ابراز احساسات و هیجانات خود می پردازند و یا از دیگران کمک می خواهند. بسته به نوع ویژگی های شخصیتی، هر فرد در برابر فشارهای روانی، واکنش خاصی از خود نشان می دهد.
استاهل (1999)، در پژوهشی با عنوان صفات شخصیتی والدین و نیازهای رشد و نمو کودکان در خانواده های درگیری بالا به تاثیر صفات شخصیتی بر روابط بین شخصی اشاره می کند. بسیاری از ارزیابی ها نشان داده اند که در خانواده های پرتعارض یک یا هر دو والد علایمی از شخصیت های نمایشی، خودشیفته، بدگمان و یا وسواسی را نشان می دهند که حضور این ویژگی ها موجب سرسختی آن ها در روابط می شود.
تحقیق پلرین (2005) نشان داد که دانش آموزان والدین سهل گیر دارای اعتماد به نفس بالا هستند اما پیشرفت تحصیلی ندارند و درجهی زیادی از مشکلات رفتاری در مورد آنها گزارش شده است‌. فرزندان والدین مقتدر ادراک و اشتیاق بیشتر‌، نمرات درسی و رفتاری بهتر‌، نسبت به سایر کودکان دارند. والدین مستبد که فرمان برداری‌، را یک فضیلت میدانند فرزندان آنها دارای اعتماد به نفس اندک وتوان اجتماعی کم می باشند ولی اشتیاق و نمرات درسی آنها نزدیک به فرزندان والدین مقتدر‌، اما کمتر از آنها است‌.

  مقاله درمورد ایجاد وفاداری در مشتریان و وفاداری مشتریان

فصل سوم
روش پژوهش

این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.