پایان نامه کودکان کم توان ذهنی و کودک عقب مانده ذهنی

2-2-1- تحقیقات داخلی
نتایج پژوهش شریعتی و داور منش(1370) نشان داده است که وجود یک فرزند کم توان ذهنی به شدت بر سلامت روانی والدین اثر گذار است و موجب افزایش فشارهای جسمانی و روانی بر والدین مخصوصا مادران می شوند و باعث کاهش مقاومت او در مقابل ابتلا به بیماریهای می گردد و در نتیجه میزان بیماری را در آنان فزونی می بخشد.
احمدی و همکاران(1370) پژوهشی به نام به بررسی مقایسه میزان عزت نفس مادران کودکان عقب مانده ذهنی و مادران کودکان عادی شهر اهواز پرداختند. نمونه تحقیق 100 نفر از مادران کودکان عقب مانده ذهنی و مادران کودکان عادی وسالم شهر اهواز بودند. نتیجه تحقیق نشان داد که مادران کودکان عقب مانده ذهنی از عزت نفس پایین تری بودند.
لاجوردی(1371) در مطالعه ای تحت عنوان بررسی مقایسه ی میزان افسردگی مادران دارای کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر و مادران کودکان عادی نشان داد که افسردگی در مادران دارای کودک کم توان ذهنی به طور معناداری بیشتر از مادران دارای کودک عادی است.
نظامی(1376) تحقیقی تحت عنوان مقایسه نگرش والدین کودکان عقب مانده ذهنی نسبت به عقب ماندگی فرزندشان را انجام دادند و نتایج ذیل دست یافته اند: 48% درصد از پدران و 52% ازمادران اذغان کردند که وجود کودک عقب مانده ذهنی سلامت روانی انهار ار مختل کرده است. 54% احساس ناکامی و ناامیدی و 64% احساس دلهره را بیان کرده اند و 24% درصد ازوالدین بیان داشته اند که تولد فرزند عقب مانده ذهنی باعث به وجود آوردن تفاهم در زندگی زناشویی شده و 29% به مشاجره لفظی 4% نیز به واسطه وجود فرزند عقب مانده ذهنی طلاق گرفته- اند.
پژوهش احمدی(1377) نتایج نشان داده است که بین عزت نفس دو گروه مادران تفاوت معناداری وجود دارد و مادران کودکان کم توان ذهنی از عزت نفس پایین تری برخوردار هستند.
خواجه پور(1377) در پژوهشی نشان داد که واکنش های نوروتیک مادران کودکان کم توان بیشتر از مادران کودکان عادی است و وجود چنین وضعیتی در خانواده علاوه بر ایجاد مشکلات عاطفی و روانی برای اعضای خانواده به خصوص مادر، خانواده را دچار مشکلات اقتصادی و اجتماعی می کند. به علاوه بیشتر واکنش های مادران افسردگی، اضطراب و پرخاشگری بوده است.
کاکابرایی ،ارجمند نیا وافروز(1392)مقایسه ویژگی های زیستی والدین کودکان استثنایی با والدین کودکان عادی را موردبررسی قرار دادند در بین دو گروه مورد مطالعه از منظر ویژگی های زیستی چون سن پدر، سن مادر، سن مادر هنگام ازدواج، طول مدت بارداری، تغذیه مناسب، سابقه بیماری، مصرف دارو و مواد، نسبت فامیلی و گروه خونی تفاوت معناداری وجود داشت. در دیگر متغیر های زیستی والدین هم چون سن مادر هنگام تولد کودک و قد مادر در دو گروه مورد مطالعه تفاوت معناداری وجود نداشت.
نظری(1392)مقایسه ویژگی های زیستی والدین خویشاوند و غیرخویشاوند با بیش از یک فرزند استثنایی در مناطق شهری و روستایی اهواز را مورد بررسی قرار داد و نشان داد، از بین سایر متغیرهای زیستی، دو گروه خویشاوند و غیرخویشاوند با بیش از یک فرزند استثنایی در میانگین سن کنونی مادر، سن کنونی پدر و سن حین ازدواج مادر ، تفاوت معنادار دارند. به طوری که میانگین سن مادران و پدران و سن حین ازدواج مادران خویشاوند با بیش از یک فرزند استثن ایی به طور معناداری کمتر از گروه غیرخویشاوند بود.
امینی(1391)ویژگیهای زیستی، روانی و عاطفی، شناختی، اجتماعی و فرهنگی در والدین دارای بیش از یک کودک استثنایی و سبکهای مقابلهای آنان در مقایسه با والدین کودکان عادی در مناطق شهری و روستایی استان همدان را مورد بررسی قرار داد و نشان داد که بین سن مادران به هنگام ازدواج، سن پدران به هنگام ازدواج، سن مادران به هنگام بارداری و تولد اولین فرزند، سن پدران به هنگام بارداری و تولد اولین فرزند، ترتیب تولد مادران، ترتیب تولد پدران، میانگین قد مادران، میانگین وزن مادران، سابقه وجود بیماری در طول بارداری مادران، سابقه مصرف دارو قبل از بارداری در مادران، اعتیاد مادران، اعتیاد پدران، طول مدت بارداری، گروه خونی مادران، گروه خونی پدران، ازدواج خویشاوندی والدین، انجام مشاوره ژنتیک قبل از ازدواج، وجود فرزند استثنایی در اقوام نزدیک، سابقه سقط جنین و مردهزایی، میزان تحصیلات مادران، میزان تحصیلات پدران، زمان آگاهی والدین از استثنایی بودن فرزند، نوع موضوعات و مطالب مورد علاقه مادران، نوع موضوعات و مطالب مورد علاقه پدران، میزان آگاهی والدین از عوامل موثر در تولد کودک استثنایی، میزان آگاهی والدین از راههای پیشگیری از تولد کودک استثنایی، وضعیت روانی و عاطفی مادران قبل از بارداری، سابقه اختلال و ناراحتی روانی در والدین، نوع رابطه والدین قبل از تولد فرزند، تمایل به فرزندآوری در والدین، میزان رضایتمندی زناشویی والدین، سلامت عمومی و روانی مادران، ویژگیهای شخصیتی و مولفههای آن در مادران، نوع ازدواج والدین، نحوه ازدواج والدین، سابقه مهاجرت والدین، شغل پدران، شغل مادران، تفاوت در محل زندگی و درآمد ماهیانه والدین و سبکهای مقابلهای در دو گروه تفاوت معنادار وجود دارد. به طور کلی این پژوهش نشان میدهد بین ویژگیهای زیستی، شناختی، روانی، عاطفی و اجتماعی – فرهنگی دو گروه از والدین کودکان استثنایی و عادی و سبکهای مقابلهای آنان تفاوت وجود دارد. 
نریمانی و همکاران (2014) در مطالعه ای در مورد بچه های دارای نقایص جسمانی, ذهنی و یا آموزش پذیر داشته اند, بر روی 87 مادر دارای بچه های استثنایی (29 بچه عقب افتاده ذهنی و 28 نابینا و 30 بچه کر) صورت گرفته است که در مدرسه ابتدایی تحصیل می کرده اند. نتایج حاصله نشان داد که مادران داری بچه های استثنایی در مقایسه با آنها که بچه های عادی داشته اند, تفاوت قابل ملاحظه ای داشته اند. و مادرانی که دارای بچه های عقب افتاده ذهنی بوده اند تاثیرات بسیار بدتری در مقایسه با مادران دارای کودکان کر و لال پذیرفته اند و دارای سطح تحمل کمتری در مقابل ناکامی ها داشته و تاب آوری کمتری از خود نشان داده اند چرا که صبر و تحمل خود را در برابر بروز مشکلات بوجود آمده بتدریج از دست می دهند.
*تقوی لاریجانی و همکاران (2013) در مطالعه ای که بر روی مادران درای بچه های آموزش پذیر و عقب افتاده ذهنی داشتند, 40 مادری را که دارای بچه های آموزش پذیر عقب افتاده ذهنی بودند را بررسی کرده و برنامه ای ذهنی-حرکتی را بمدت چهار هفته و هر بار هم بمدت دو ساعت انجام دادند. و نتایج بدست آمده نشان داد که این بچه هایی که برنامه ذهنی-حرکتی را برایشان بکار برده بودند, از نظر آموزش پذیری بهتر بوده و مادرانشان سطحی از بهزیستی و تاب آوری را داشته اند. در پزوهشی که در سال (1377) در لرستان انجام شده بر این منظور از سه استان (شمال ، جنوب ، مرکز) کودکان استثنایی به طور تصادفی انتخاب شدند در این پزوهش به منظور بررسی مقایسه ای فراوانی ازدواج های خویشاوندی در بین والدین کودکان عادی و عقب مانده ذهنی در استان لرستان پرداخته شد تعداد نمونه400 نفر بود نتایج تحقیق نشان داد بین ازدواج خوشاوندی والدین و عقب ماندگی ذهنی کودکان رابطه معنا داری وجود دارد . و مهمترین عامل عقب ماندگی و مهم ترین عامل عقب ماندگی ذهنی کودکان (46) درصد عوامل ارثی بوده است همچنین بین سن پدر ، سن مادر تعداد افراد خانواده ، تربیت تولد و تحصیلات پدر و مادر باهوش کودک رابطه معنا داری وجود دارد.
درپژوهش جلالت (1379) فراوانی معلولیت های ذهنی و حسی و حرکتی در دانش آموزان سنین مدرسه رو و ارتباط آن با عوامل اجتماعی و روانی والدین آنها در تبریز مورد بررسی قرار گرفت که نتایج زیر به دست آمد:سطح درآمده خانواده های دارای فرزند معلول بسیار بوده و با تنگنای اقتصادی مواجه هستند همچنین سن بارداری در این مادران در هنگام زایمان کودکی که معلول شد یا بسیار پایین و بالا بوده است و نیز سطح سواد والدین کودکان نمونه مورد بررسی خیلی کم و اکثرا در سطح بی سواد یا کم سواد قرار دارد .
در تحقیقی توسط حسینی (1379) این نتایج به دست آمد از بین (300) کودک عقب مانده ذهنی (120) نفر دارای والدین خویشاوند بوده اند که بیشترین نسبت فامیلی آنها دختر عمو پسر عمو(11/3%) و کمترین نسبت دختر عمه پسر دایی (5/3%) بوده است از بین (300) گروه شاهد تعداد72 نفر دارای والدین خویشاوند بودند که بیشترین نسبت فامیلی آنها نسبت فامیلی دور (7/3) و کمترین نسبت دختر عمه پسر دایی (2/3%) بوده است بنابراین با قاطعیت می توان گفت که ازدواج های فامیلی والدین یا عقب ماندگی ذهنی کودکان ارتباط دارد .
پورشب (به نقل از حسینی ،1381) تحقیقی با عنوان اثر قرابت فامیلی در بروز عقب ماندگی ذهنی انجام داد که نتایج نشان داداز بین 150 کودک عقب ماندگی ذهنی 40% و از بین 360کودک عادی 8/25%دارای والدین با قرابت فامیلی بودند دربیان عقب ماندگی ذهنی بیشترین قرابت فامیلی پسر خاله ودختر خاله (13%) بوده است وکمترین آن نسبت دختر عمه پسردایی (3/3%) بوده است .
در تحقیقی که توسط وحیدی (1379) در زنجان با عنوان تعیین برخی علل عقب ماندگی ذهنی درکودکان کمتر از 14سال انجام داد ، معلوم شدکه از مجموع 150کودک مبتلا به عقب ماندگی ذهنی در 36مورد یک فرزند دیگر خانواده نیز دچار عقب ماندگی ذهنی ودر 16مورد مصرف دارو در دوره بارداری ذکر شده است
در تحقیقی که در شهرستان شاهرود انجام شد نمونه مورد بررسی کودکان ونوجوانان استثنائی به ویژه در مورد کودکان عقب ماندگی ذهنی بیشتر گزارش شده است همچنین در این شهرستان دیده شد که مادران کودکان استثنائی در دوره بارداری نسبت به مادران کودکان عادی سوءتغذیه داشتند ودر معرض بیماری هایی نظیر سرخچه ،معرف داروهای شیمیایی ، دخانیات و مواد مخدر قرار داشتند واضطراب وفشار های روانی زیادی را متحمل شدند . (طالعی نیا ،1378)
در بررسی که سراج زاده و عظیمی فر(1386) بر روی شجره نامه معلولین ذهنی مراجعه کننده به مرکز ژنتیک بهزیستی استان یزد انجام دادند نتایج زیر به دست آمد :
در مجموع (8/62%) موارد بیماران مبتلا به عقب ماندگی ذهنی والدین آنها نسبت فامیلی درجه سوم و چهارم دارند که بیشترین موارد یعنی 163(9/5%) افرادی هستند که والدینشان نسبت فامیلی درجه سوم با هم داشتند و 38 بیمار (98/11%) والدینشان نسبت فامیلی درجه چهارم داشتند. 21 نفر (6/6%) از بیماران مورد بررسی والدین مبتلا به عقب ماندگی ذهنی هستند که در 60 نفر از آنها (9/1%) مادر مبتلاست و 15 نفر (7/4%) از آنها پدر مبتلا به عقب ماندگی ذهنی است . از 320 بیمار مورد بررسی 129 نفر(3/40%) دارای خواهر یا دو برادر بیمار و 2 نفر (5/1%) سه خواهر و سه برادر بیمار داشتند . مجموعاً (3/15%) از بیماران مورد بررسی دارای فرد عقب مانده دراقوام درجه دو(3%) دارای فرد بیمار در اقوام درجه سه و (3/25%) دارای فرد بیمار در اقوام درجه چهارم بوده اند . از 320 پرونده مورد بررسی مجموعاً (201) نفر(8/62%) حاصل ازدواجهای فامیلی درجه سه و چهارم بوده اند. در این تحقیق ارتباط معناداری بین سن زایمان مادران باعث عقب ماندگی ذهنی مشاهده نشد.
و نیز تحقیق دیگری در جهت بررسی میزان عقب ماندگی ذهنی در دانش آموزان شهرکرد نتایج حاکی از آن بود یکی از مهمترین علل معلولیت ازدواج خویشاوندی بوده (افروز، 1384)
در زمینه ویژگی های زیستی ، شناختی و روانی اجتماعی والدین نیز تحقیقاتی انجام شده :
نصرآبادی (1387) در پژوهشی با عنوان بررسی ویژگی زیستی ، شناختی ، روانی و اجتماعی والدین با بیش از یک فرزند استثنایی در شهرستان اهواز به این نتایج رسید.
بین متغیرهای مربوط به سن مادر و سن پدر هنگام ازدواج ، سلامت عمومی پدر( بیماری ذهنی و جسمی ) با ازدواج های خویشاوندی در سطح (P<%5) تفاوت معنادار نبود. همچنین متغیرهای زیستی دیگر از جمله سن مادر و سن مادر هنگام ازدواج و سلامت عمومی مادر در سطح (P<%5) با فراوانی بیش از یک فرزند استثنایی و ازدواج خویشاوندی و غیرخویشاوندی رابطه معناداری وجود نداشت . در پژوهشی دیگر با همین عنوان که توسط قره خانی (1387) در همدان انجام شد رابطه معناداری بین عدم آگاهی و آگاهی کم والدین از نیازها ، ویژگی ها و مشکلات کودکان استثنایی ، مشاوره ژنتیک ، علت اصلی معلولیت ، نسبت خویشاوندی ( که ازدواج دختردایی و پسرعمه بیشترین فراوانی را داشته) در بین والدین با بیش از یک فرزند استثنایی خویشاوند و غیر خویشاوند وجود داشته است .
عزیزی (1388) در پژوهشی دیگر در مورد ویژگی های زیستی ، شناختی و روانی اجتماعی والدین در شهرستان ایلام به این نتیجه رسید که بین متغیرهای جنسیت ، سال تولد ، وزن ، ترتیب تولد ، سابقه ابتلا به بیماری در کودکی ، محل زندگی ، ترتیب تولد در گروه والدین خویشاوند و غیر خویشاوند با بیش از یک فرزند استثنایی تفاوت معنادار وجود ندارد . همچنین 57% والدین خویشاوند و 43% غیر خویشاوند بوده اند . ازدواج دخترعمو و پسرعمو و سپس دخترخاله و پسرخاله بیشترین فراوانی را داشته . بین متغیرهای زیستی و شناختی در دو2 گروه ( خویشاوند و غیرخویشاوند) تفاوت دیده شده ولی در متغیرهای اجتماعی تفاوتی بین دوگروه مشاهده نشد.
.
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.