پایان نامه پیشگیری از معلولیت و دانش آموزان ناشنوا

یکی از مواردی که برای کودکان خطرساز است رنگ آمیزی دیوارهای خانه بارنگی که آغشته به سرب است می باشد تقریبا هرکودکی که در این خانه ها زندگی می کنند سطوح بالایی از سرب در خون او وجود دارد مطالعات نشان می دهد مواجه با سرب در سال های اولیه با ناتوانی در خواندن و افت تحصیلی همراه است.(کاکاوند1385)
اعتیاد والدین:
اعتیاد والدین به مشروبات الکلی موجب مسمومیت شده و ژن مسموم باعث نقص هوشی،ضعف
عمومی در رشد طبیعی و ناهنجاری های حسی و حرکتی و گاهی عقب ماندگی ذهنی می گردد. پزشکان گزارش می دهند مادرانی که در دوران بارداری الکل می نوشند صرف نظر از اینکه خودشان دچار بیماری می شوند در موارد کودکانشان بغد از تولد فوت می کنند و در صورتی که فوت نکنند اختلالات رشد جسمانی و عقلی دارند.
استفاده از دخانیات در دوره بارداری نیز باعث کم شدن وزن نوزاد و حتی سقط جنین می گردد و مادرانی که پس از تولد کودک سیگار می کشند باعث استنشاق دود توسط کودک می شوند و این کودکان استعداد زیادی برای سینه پهلو،برونشیت و آسم دارند(میلانی فر، 1386).
سن مادر:
کم بودن سن مادر( زیر بیست سال) و یا مسن بودن او(بالاتر از 40 سال) می تواند در بروز مشکلات ذهنی مؤثر باشد. برخی عوارض کم سن بودن مادر شامل نارس بودن نوزاد (وزن کمتر از2500 g با مشکلات تنفسی) فلج مغزی، نارسائی عصبی و کم هوشی می باشد بنابراین جلوگیری ازبارداری های زود هنگام مادران می تواند نقش مؤثری در پیشگیری از معلولیت ها از جمله عقب ماندگی ذهنی داشته باشد. گاه نیز مجموع سن پدر و مادر را که بیش از 80 سال باشد در به وجود آمدن نوزادی با سندرم دادن دخیل می دانند ( ابرامزوبنت،1981).
اختلال در غدد:
کم کاری و پرکاری غدد بدن مادر و نوزاد،مانند آثار هورمونهای تیروئید نیز می تواند مشکلات جسمی،ذهنی،روانی برای کودک فراهم آورد که با تشخیص به موقع و درمان مناسب ممکن است از عقب ماندگی ذهنی و اختلالات دیگر جلوگیری به عمل آید (سیدآبادی،1366 ).
2-1-7-عقب ماندگی به علت حوادث زایمانی و بعد از تولد :
مطالعات و پژوهش ها نشان داد که اکثر مشکلات لحظه تولد ، نتیجه اختلالاتی است که در ماه های اولیه رشد جنین به وجود می آیند و این اشکالات تنها در هنگام تولد نمایان می شود باید در نظر داشت که در لحظه تولد ممکن است حوادثی پیش آید که سلامت نوزاد را به خطر بیندازد و اگر مادر در دوران بارداری و وضع حمل تحت نظر پزشک نباشد احتمال وقوع چنین حوادثی بسیار زیاد است به طور کلی عللی که در هنگام بارداری و زایمان و تولد کودک باعث عقب ماندگی ذهنی می گردد اکثراً قابل پیشگیری است بنابراین حفظ کردن مادر از برخود با عوامل سوء در دوره بارداری ، زایمان به موقع ،مراقبت کامل از نوزاد (پیش گیری از کمبود اکسیژن ،اصلاح کمبود قند خون و اختلالات بیوشیمی دیگرکه بر مغز کودک اثر میگذارد ضروری است.(فیض ،1373).
حوادث بعد از تولد :
(1 عفونتها : عفونت ها 2 نوع هستند مننژیت و آنسفالیت .
این بیماری ها به خصوص در هفته ها و ماههای اول تولد اثری نامطلوب بر روی کودک دارند اگر با تب شدید همراه باشند و منجربه حالت اغما شود احتمال تأثیر بر رشد هوش زیاد است.
مننژیت از جمله بیماری هائی است که اکه اگر که اگر اگر در دوران خردسالی بزودی و به موقع تشخیص داده نشود و درمان نگردد موجب اختلالات مغز و سلسله اعصاب و عقب ماندگی ذهنی می گردد (افروز ، 1382).
2)-سوء تغذیه :
تحقیقات هیوارد (1996) نشان داده است که در زمان جنگ بر تعداد دانش آموزان با اختلالات و مشکلات یادگیری روز به روز افزوده می شود
و در بعضی از کشورهای پر جمعیت مانند قاره آفریقا ، آسیا ،هندوستان که با فقر غذایی دست به گریبان هستند اکثراً کودکانی را می بینیم که دچار عقب ماندگی ذهنی ، شکم بزرگ ،جمجمه و صورت نامتقارن و چشم های گود رفته هستند (هیوارد ، به نقل از سیف نراقی ، نادری(1386)
3)-عقب ماندگی به علت عوامل محیطی ، اجتماعی ، فرهنگی : کودکانی که دراوضاع واحوال محیطی فقیر پرورش می یابنددر خطرعقب ماندگی ذهنی هستند،واضح است که مواردشدید سورفتار،غفلت،کمبود تحریک میتواندمنجر به عقب ماندگی ذهنی شودهرچند اکثر صاحب نظران اعتقاد دارندکه محرومیت های ضعیف محیطی به عقب ماندگی ذهنی خفیف منجر می شود.اگرچه محیط کم تحریک اصلی ترین علت عقب ماندگی ذهنی نیست اما قطعا یکی از علل اصلی آن به حساب می آید.(هالاهان و کافمن،ترجمه علیزاده و همکاران،1388)
2-1-8-ناشنوایی :
ناشنوائی عارضه ایست که در اثر وجود ضایعه در دستگاه شنوائی انسان به وجود میآید و در نتیجه قدرت ارتباطی انسان که از طریق شنیدن می تواند ابعاد گسترده ای داشته باشد دچار خلل و نقصان می گردد دنیای علم با همه پیشرفتی که نموده تا کنون نتوانسته است آن طور که باید با این کمبود و ناتوانی به معاوضه برخاسته و بر آن غلبه نماید بلکه دانشمندان و متخصصان کوشیده اند تا از سایر حواس انسان برای جبران این کمبود استفاده نمایند.ناشنوا فردی است که قادربه احساس صوت وشنیدن صداهاوصحبت های دیگران نمی باشد،به سخن دیگر ناشنوا به کسی اطلاق میگرددکه در فرآیند رشد وتحول شخصیت خوداز نعمت صوت وتجربه شنیدن پیام ها و ومحرک های صوتی و شفاهی محروم می باشد. در هر حال کودک ، نوجوان یا بزرگسال ناشنوا فردی است که حس شنوایی او برای ارتباطات محاوره ای معمول در زندگی روزمره مفید وقابل استفاده نیست.(افروز،1386)کم شنوا فردی است که با استفاده از وسایل کمکی و یا بدون بهره گیری از آنها در شنیدن گفتار های عادی دیگران مشکل دارد به عبارت دیگر میزان ناتوانی حس شنوائی این گونه افراد بین 60-35 دسی بل است. (سیف نراقی ، نادری ، 1386).
کودکان و دانش آموزان نیمه شنوا به دلیل آنکه نارسایی شنوائی آنان با درجات مختلفی (از خفیف تا شدید) می باشد معمولاً قادرند با استفاده یا بدون استفاده وسایل کمکی شنوائی از زبان بهره مند گردند و از طریق شنوائی قادر به صحبت کردن هم باشند اما در مقابل دانش آموزی که کاملاً ناشنواست با بهترین وسایل کمک شنوائی نیز قادر به توسعه زبان نخواهند بود. دانش آموزان ناشنوا نه تنها از نظر رشد عمومی ضعیف هستند بلکه در طول زندگی از نظر مهارت های برقراری ارتباط زبانی مانند صحبت کردن ، خواندن ، نوشتن همواره دچار مشکل عمده و کندی قابل ملاحظه هستند از آن جا که زبان عامل مهمی در برقراری ارتباطات اجتماعی و آموزشی و یادگیری است بدیهی است مشکل دانش آموزان ناشنوا به مراتب شدیدتر از صرف نقص شنوائی است (افروز 1382).
شیوع ناشنوائی :
اگرچه اپیدمیولوژی ناشنوائی بر پایه اطلاعات هر منطقه به طور جداگانه به دست آمده است ولی تخمین زده می شود که از هر 1000 موالید زنده یک نفر مبتلا به ناشنوائی عمیق است که در 50 درصد از این افراد علل اکتسابی نظیر هیپوکس ،نارسی ، عفونت و داروهای اتوتوکسیک موثر است (ویلسون¹ ،1985). و میزان شیوع کودکان کم شنوا 3 تا 4 درصد در هزار می باشد.
طبقه بندی ناشنوائی :
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.