پایان نامه موسسات مالی و اعتباری و اطلاعات نامتقارن

هر نهاد و موسسه مالی که بر مبنای یکی از موارد فوق به فعالیت میپردازد دارای خصوصیات خاصی است. نهادها و موسسات مالی را بر حسب این خصوصیات به سه دسته زیر میتوان تقسیم کرد:
الف- نهادهای پایه بانک و غیربانکی
نهادهایی هستند که انگیزه معاملاتی مورد توجه آنها است و از این طریق به جذب سپردهها و انجام فعالیتهای خاصی مبادرت میورزند. بانکهای تخصصی، موسسات مالی و اعتباری غیر بانکی و صندوقهای قرضالحسنه در ایران نمونههایی از این نوع نهادهای مالی میباشند.
ب- نهادهای مالی قراردادی
نهادهایی هستند که با استفاده از انگیزه احتیاطی به تجهیز منابع خود اقدام میکنند. شرکتهای بیمه، صندوقهای بازنشستگی و تامین اجتماعی از جمله این نوع نهادهای مالی هستند.
ج- نهادهای مالی پایه اوراقبهادار
در این نهادها انگیزه پسانداز بیشتر جنبه سرمایهگذاری دارد. این نهاد مجصولات خود را غالبا به صورت اوراق بهادار عرضه میکنند و پساندازکنندگان نیز در اوراق بهادرا سرمایهگذاری میکنند(مجتهد و حسنزاده، 1384: 164).
موسسات مالی در ایران از تنوع کمتری نسبت به کشورهای پیشرفته برخوردار بوده و تعداد آن انگشت شمار است. به طور کلی عمدهترین موسسات مالی در ایران ، بانکهای تجاری، موسسات بیمه، صندوقهای قرضالحسنه پساندازها، صندوق بازنشستگی و تامین اجتماعی و … میباشند. این موسسات به عنوان واسطههای مالی امکان انتقال پساندازها را از پساندازکنندگان به وامگیرندگان فراهم میسازد (فرجی، 1382: 28).
2-3-1) عملکرد واسطه مالی
انتقال وجه نقد از قرضدهندگان به قرضگیرندگان به طور غیر مستقیم از طریق واسطه مالی صورت میگیرد. اما چرا واسطه مالی و تامین مالی غیر مستقیم در بازارهای مالی اهمیت دارد؟ برای پاسخگویی به این سوال باید نقش هزینههای مبادلاتی و هزینههای اطلاعات در بازارهای مالی را درک کنیم.
2-3-1-1) هزینه مبادله
هزینه مبادله، زمان و پول صرف شده در انجام مبادلات مالی، جزو مشکلات عمده افرادی است که میخواهند نقدینگی اضافی خود را قرض دهند. واسطههای مالی به طور چشمگیری هزینههای مبادله را کاهش میدهند. زیرا آنها متخصص کاهش این هزینهها هستند و اندازه حجیم و قابل توجه آنها امکان برخورداری از صرفههای مقیاس را فراهم میسازد.
به علاوه هزینه پایین مبادلات واسطههای مالی بدان معنا است که آنها میتوانند به مشتریان خود خدمات نقدینگی ارائه کنند. خدماتی که باعث تسهیل انجام معاملات برای مشتریان میشود. برای مثال بانکها امکان پرداخت صورتحسابها را برای سپردهگذاران دارای حساب جاری به آسانی فراهم میآورند. علاوه بر این سپردهگذاران میتوانند سود حسابهای جاری و پسانداز خود را دریافت و آنها را در صورت لزوم به کالا و خدمات تبدیل کنند.
2-3-1-2) تسهیم ریسک
یکی از فواید ممکن هزینههای مبادله اندک در نهادهای مالی این است که آنها میتوانند به کاهش مواجه با ریسک سرمایهگذاران کمک کنند، یعنی عدم اطمینان از عوایدی که سرمایهگذاران از داراییهای خود بدست میآورند را کاهش دهند. واسطههای مالی این مهم را از طریق فرآیندی به نام تسهیم ریسک انجام میدهند، آنها داراییها را با مقدار معین ریسک که افراد با آن احساس راحتی کنند ارائه و میفروشند و سپس با استفاده از وجه نقدی تامین شده از این طریق، میتوانند داراییهای دیگری که ممکن است ریسک بسیار بیشتری داشته باشند خریداری کنند. هزینه مبادله پایین واسطه مالی به آنها اجازه میدهد تسهیم ریسک را با هزینههای کمتری انجام دهند. و از این طریق سود کسب نمایند.
فرآیند تسهیم ریسک در برخی مواقع تحت عنوان فرآیند تبدیل دارایی نامیده میشود زیرا داراییهای پرخطر از جنبهای به داراییهای سالم برای سرمایهگذاران تبدیل میشوند.
واسطههای مالی همچنین تسهیم ریسک را از طریق کمک به افراد در تنوعبخشی داراییهایشان و بنابراین کاهش مقدار ریسکی که در معرض آن قرار دارند انجام میدهند. تنوعبخشی داراییها شامل سرمایهگذاری روی ترکیبی ار داراییهاست که بازدهی آنها همواره با هم تغییر نمیکند و در نتیجه ریسک کلی کمتری نسبت به ریسک تک تک داراییها ایجاد مینماید. هزینه پایین مبادلات به واسطههای مالی اجازه انجام این کار را از طریق یک کاسه کردن مجموعهای از داراییها در یک دارایی جدید و سپس فروش آن به اشخاص میدهد.
2-3-1-3) اطلاعات نامتقارن، کژگزینی و کژمنشی
وجود هزینه مبادله در بازارهای مالی تا حدودی توضیحدهنده نقش مهمی است که امروزه واسطههای مالی و تامین مالی غیر مستقیم در بازارهای مالی ایفا میکنند. یک دلیل دیگر برای مهم بودن این نقش، وجود اطلاعات نابرابر بین طرفین فعال در بازارهای مالی است. بدین معنی که یک طرف اغلب به اندازه کافی در مورد طرف دیگر آگاهی ندارد تا تصمیم درستی را اتخاذ کند. این نابرابری را اطلاعات نامتقارن میگویند.
کژگزینی، مشکلی است که به وسیله وجود اطلاعات نامتقارن پیش از انجام معامله ایجاد میشود. کژگزینی در بازارهای مالی هنگامی رخ میدهد که قرضگیرنده بالقوه به احتمال زیاد یک پیامد نامطلوب (نامساعد) را ایجاد میکند. اشخاص با ریسک اعتباری بد که اغلب به صورت جدیتری به دنبال دریافت یک وام هستند و به احتمال زیاد انتخاب میشود، از جمله مصادیق کژگزینی میباشند زیرا احتمال بازپرداخت وام آنها پایین میباشد.
مخاطره اخلاقی مسئلهای است که به دلیل اطلاعات نابرابر و پس از انجام مبادله مالی اتفاق میافتد. مخاطره اخلاقی ریسکی است که به دلیل درگیر شدن قرضگیرنده در فعالیتهایی که از نظر قرضدهنده نامطلوب بوده و بازپراخت وام را نامحتمل میکند رخ میدهد. به دلیل این مخاطره اخلاقی، احتمال بازپرداخت وام را کاهش میدهد ممکن است وامدهندگان تصمیم به عدم پرداخت وام بگیرند.
یک روش دیگر برای توصیف مشکل مخاطره اخلاقی این است که منجر به تضاد منافع میشود. بدین معنا که در یک قرارداد مالی ، یک طرف به دنبال منافع خود بوده و انگیزهای در توجه به منافع دیگری ندارد (میشکین، 1390: 45-46).
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.