پایان نامه سازمان های بین المللی و برنامه های آموزشی

2-1-1- پیش درآمد:
حضور یک کودک استثنایی در خانواده فشار روانی زیادی بر والدین و اعضای خانواده وارد می کند و می تواند سلامت روان آنان را به مخاطره اندازد. بسیار حائز اهمیت است که والدین کودکان دارای نیازهای ویژه با نوع احساسات خود در برخورد با کودکان آشنا شوند. برای سازش با کودک خود نیاز دارند که احساس نسبتاً خوبی در مورد خود پیدا کنند. زندگی، ازدواج وکار والدین این گونه کودکان ایجاب می کند تا حدی رضایتمندی را احساس کنند، ممکن است با توجه به این واقعیت که کودکی ناتوان دارند احساس غم وناراحتی کنند، اما نیازی نیست که کل زندگی آنها را هاله ای از غم فرا گیرد(مفیدی، 1376).
اسکینر1 اظهار می دارد که سلامت روانی و رفتارانسان سالم معادل با رفتار منطبق با قوانین و ضوابط جامعه است و چنین انسانی وقتی بامشکل روبرو شود ازطریق شیوه اصلاح رفتار برای بهبود و بهنجار کردن رفتار خود و اطرافیانش به طور متناوب استفاده می جوید تا وقتی که به هنجار مورد پذیرش اجتماع برسد، به علاوه انسان سالم بایستی آزاد بودن خودش را نوعی توهم پندارد و بداند که رفتار او تابعی ازمحیط می باشد و هر رفتار توسط حدودی از عوامل محیطی مشخص گردد. انسان سالم کسی است که از تایید ات اجتماعی بیشتری به خاطر رفتارهای متناسب از عوامل متناسب از دیدگاه اسکنیر این باشد که انسان بایستی از علم، به برای پیش بینی بلکه برای تسلط بر محیط خودش استفاده کند. بنابراین فرد سالم کسی است که بتواند با هر روش بیشتری از اصول علمی استفاده کند و به نتایج سودمندانه تری برسد و مفاهیم ذهنی مثل امیال، هدفمندی، غایت نگری و غیره را کنار بگذارد.
رفتار و ویژگی های شخصیتی والدین تحت تاثیر رویدادهایی است که درسال های زندگی برای آنها اتفاق می افتد از این رو برای درک فرایندهای روانی آنها یعنی ادارک، الگوهای تفکر، انگیزه ها، هیجانها تعارض ها و شیوه های مقابله با آن بایستی بدانیم که این فرایندها از کجا سرچشمه می گیرند و چگونه با گذشت زمان تغییر می کنند. واکنش همه والدین در مقابل معلولیت فرزندشان یکسان نیست، ولی به طور کلی می توان پذیرفت که قریب به اتفاق والدین این گونه کودکان در مقابل معولیت های فرزندشان به نحوی واکنش نامطلوب ازخود بروز می دهند که نوع و میزان این عکس العمل ها با توجه به جنبه های شخصیتی آنها، زمان بروز واکنش و … با یکدیگر متفاوت می باشد، لذا تمام والدین احتیاج به نوعی کمک دارند تا بتواند ابتدا به طور کامل با مشکلاتشان را با افراد متخصص داشته باشند و از این مهم جز با آگاهی و اطلاع دقیق و مستدل از مسائل و مشکلات والدین دارای فرزند معمول و بررسی وضعیت روانشناختی والدین مسیر نمی گردد با توجه به اینکه وضعیت روانشناختی والدین به طور مستقیم و غیر مستقیم بر شکل گیری رفتار کودکان و مناسبات اجتماعی خویش تاثیر اساسی دارد بسیار حایز اهمیت خواهد بود که بدانیم که والدین این کودکان دارای چه ویژگی های شخصیتی بوده و چه تفاوت هایی با یکدیگر دارند تا از این رهگذر داده های دقیق تری جهت استفاده از روش های مشاوره و توانبخشی و درمان فراهم آورده و زمینه های لازم جهت اقدامات خاص و اساسی در ابعاد مشاوره، انجمن اولیاء و مربیان، کودکان استثنایی،آموزش خانواده و …. فراهم گردد(اسکینر،1932).
2-1-2-کودکان استثنائی تعریف و طبقه بندی :
کودک استثنائی همچون کودکان دیگر است که باید از حقوق انسانی خاص خود برخوردار شود . امروزه از این باور مهم حمایت می شود که کودک استثنایی اول کودک است و بعد کودکی است با همه خصوصیت ها و تفاوت ها و ویژگی های استثنائی نسبت به کودکان دیگر .در حقیقت همه افراد از نقطه نظر خصوصیات جسمانی ، ذهنی ، روانی ، عاطفی ، سازگاری اجتماعی و غیره یکسان نبوده نسبت به همدیگر دارای تفاوت های خاص می باشند ، در واقع هر فرد نسبت به افراد دیگر از نظر ابعاد جسمانی و ذهنی دارای تفاوت های ویژه ای است « آنچه که ما اصطلاحاً » کودک استثنائی می نامیم بدین معناستکه کودک از نظر هوشی ، جسمی ، روانی و اجتماعی به میزان قابل قابل توجهی نسبت به دیگر همسالان خود متفاوت است به نحوی که نمی تواند حداکثر استفاده را از برنامه های آموزش و پروزش عادی ببرد و ناگزیر نیازمند به توجه خاص و آموزش و خدمات فوق العاده می باشد »
مطابق آمارهای تأیید شده سازمان های بین المللی از جمله یونسکو تعداد تقریبی افرادی که به لحاظ تفاوت های محسوس فردی نیاز به برنامه های آموزشی ویژه دارند در هر جامعه10 الی 15 درصد می باشد این افراد در گروههای مختلفی قرار می گیرند .
1) کسانی که دارای ناتوانی تکلمی هستند حدود 2 درصد
2) گروه ناسازگاران اجتماعی و هیجانی 2 درصد
3 ) گروه کودکان آهسته گام 5/2 – 2 درصد
4) گروه کودکان سرآمد حدود 2 درصد
5) گروه نابینایان ( نیمه بینا و نابینا ) ذحدود 2/0 درصد
6) گروه معلولان جسمی حدود 5/1 درصد
7) گروه ناشنوایان و سخت شنوایان حدود 5/1 درصد
8) دانش آموزانی که دارای اختلالات خاص یادگیری هستند حدود 1 درصد
9) گروهی که دارای بیماری های ویژه ( صرع ، قند و … ) هستند حدود 5/1 درصد (افروز ، 1382).
کودکان آهسته گام،تعریف وطبقه بندی:
براساس اخرین توصیف علمی انجمن عقب ماندگی ذهنی امریکا(AAMR)عقب ماندگی ذهنی مربوط میشود به کنش عمومی هوش که به طورمعنی دار یا قابل ملاحظه ای پایین تر از متوسط عمل کرده و همراه با نقایصی در رفتار سازشی یا انطباقی همراه است و در دوران رشد پدیدار میگردد.(افروز1384)
با افزودن واژه سازش پذیری در تعریف انجمن آمریکایی، عقب ماندگی نه تنها شامل عملکرد ذهنی پایین تر از متوسط است ، ناتوانی فرد در پاسخگوئی به خواستهای اجتماع را نیز همراه دارد با توجه به این تعریف هرگاه یک ساختار اجتماعی خاص پیچیده تر از ساختار اجتماعی دیگر باشد ، ممکن است احتمالاً فرد در یک جامعه یا مدرسه یا دوره از زندگی اش عقب مانده ذهنی باشد درحالی که در جامعه یا مدرسه یا دورۀ دیگر عقب مانده محسوب نگردد ( سیف نراقی ، نادری ، 1385 ) .
2-1-3-طبقه بندی کودکان آهسته گام :
برای سهولت بیشتر در مطالعه احوال عقب ماندگی ذهنی ، پزشکان ، روانپزشکان و علمای تعلیم و تربیت افراد عقب مانده را از دیدگاه های مختلف به چندین گروه خاصی تقسیم نموده اند ( افروز ، 1382 ) .جدیدترین تقسیم بندی مربوط به چهارمین طبقه بندی راهنمای آماری و تشخیص اختلالات روانی (D.SM.i V) است که به شرح زیر است :
الف – گروه عقب مانده های عمیق یا افرادی که هوشبهر تا 25 دارند
ب – گروه عقب مانده های شدید یا افرادی که هوشبهر بین 40-25 دارند
ج – گروه عقب مانده های متوسط یا افرادی که هوشبهر بین 50 تا 40 دارند
د – گروه عقب مانده های خفیف یا افرادی که هوشبهر بین 70 – 50 دارند
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.