پایان نامه روانشناسی : مهارتهای اجتماعی-خرید و دانلود پایان نامه

میهمان
فوریه 6, 2019 0 Comment

دیگران جهت اذیت کردن فرد و دادن امتیاز، عدم کمرویی و خجالتی بودن)
حرمت نفس : توانایی احترام به خود و پذیرش خود بعنوان شخصی که اساساً خوب است. شخص صاحب حرمت نفس، احساس عدم کفایت و حقارت نمیکند. او جنبههای مثبت و منفی، همچنین محدودیتها و قابلیتهای خود را میپذیرد.
خودشکوفایی : توانایی شناخت توانمندیهای بالقوه، تلاش برای شکوفا کردن آنها، کسب حداکثر رشد تواناییها، قابلیتها و استعدادها، تلاش برای داشتن بهترین عملکرد و بهتر کردن همیشگی خود.
استقلال : توانایی خودکنترلی در تفکر و عمل، عدم وابستگی عاطفی، قابلیت اتکا در تصمیم گیریها و برنامههای مهم، توانایی رفتار خود مختار در مقابل نیاز به حمایت و حفاظت، پرهیز از دیگران برای برآوردن نیازهای عاطفی خود.
ب- هوش هیجانی بین فردی : این بعد نیز مؤلفه های همدلی، مسئولیت پذیری، و روابط بین فردی را شامل میشود:
همدلی : توانایی شناخت هیجانات و عواطف دیگران، به عبارت دیگر همدلی یعنی ایجاد حس مشترک با یکدیگر، یعنی همان احساس که دیگری به آن دست یافته است را داشته باشیم. افراد همدل به دیگران توجه دارند و به نگرانی و علایق آنها توجه نشان میدهد.
مسئولیت پذیری (مسئولیت اجتماعی ) : نشان دادن خود به عنوان عنصری سازنده، مشارکت کننده، دارای حس همکاری درگروه خویش و دارای وجدان اجتماعی.
روابط بین فردی : توانایی برقراری و حفظ ارتباطات متقابل، توانایی صمیمیت، با محبت و انتقال دوستی به شخص دیگر است.
پ-هوش هیجانی مقابله با فشار: این بخش از هوش عاطفی، مؤلفه های تحمل فشار و کنترل تکانه را شامل میشود:
تحمل استرس ‏: به توانایی مقاومت در برابر رویدادها و موقعیتهای فشارزا و پشت سر گذاشتن موقعیتهای مشکل زا بدون از پای در آمدن گفته میشود، افراد با تحمل استرس بالا، کمتر دچار ناامیدی میشوند و بحرانها و مشکلات را بهتر میگذرانند.
کنترل تکانه : به توانایی به تأخیر انداختن تکانه و ساثق، پذیرش تکانههای پرخاشگرانه، خوددار بودن و کنترل خشم میگویند. اثرات نداشتن این مهارت، شامل فقدان خود کنترلی، رفتارهای کند و غیر قابل پیش بینی و آزارگری است.
ت- هوش هیجانی سازگاری : بعد سازگاری هم دربرگیرنده مؤلفه های واقعیت آزمایی، انعطاف پذیری و حل مساله است:
حل مساله : توانایی شناسایی و تعریف مشکلات، داشتن کفایت وانگیزه برای مقابله مؤثر با آن، تعیین راه حلهای مختلف مسأله، تصمیم گیری و انجام یکی از راه حلهای ممکن.
آزمون واقعیت : سنجش میزان انطباق بین آنچه فرد تجربه کرده و آنچه واقعا وجود دارد، تلاش برای فهم امور بطور صحیح و تجربه رویدادها آن گونه که واقعاً هستند بدون خیال پردازی.
انعطاف پذیری ‏: توانایی منطبق ساختن عواطف، افکار، رفتار، موقعیتها و شرایط دائما در حال تغییر. افراد انعطاف پذیر، افرادی فعال، زرنگ، قادر به واکنش بدون تعصب به تغییر هستند و نسبت به ایدهها، جهتگیریها و … صبور و گشاده رو هستند.
ث- هوش هیجانی خلق کلی : و نهایتاً هوش عاطفی خلق کلی، شامل مؤلفه های خوش بینی و شادکامی است:
خوش بینی: توانایی نگاه کردن به نیمه روشنتر زندگی، امید به زندگی و داشتن رویکردی مثبت به زندگی روزمره.
نشاط: لذت بردن از خود و دیگران، شاد بودن، رضایت از خود و لذت بردن از زندگی، داشتن احساس خوب در محیط کار و در اوقات فراغت (بار- آن، 1997، به نقل از حسینی، 1383‏).

مدل هوش هیجانی دولویکس و هیگس( 1999)
دولویکس و هیگس (1999) بر اساس تحقیقات تجربی خود عناصر محوری مشترکی را در ساختار کلی هوش هیجانی شناسایی کردهاند که عبارتند از : 1) خودآگاهی، آگاهی از احساسات شخصی خود و توانایی تشخیص و مدیریت آنها 2) انعطاف هیجانی، توانایی خوب عمل کردن و سازگاری در موقعیتهای مختلف. 3) انگیزش، انرژی و انگیزهای که برای دستیابی به نتایج و هدفهای کوتاه مدت و بلند مدت وجود دارد. 4) حساسیت بین فردی، توانایی آگاه بودن از احساسات دیگران و دستیابی به تصمیمات قابل نفوذ در آنها 5) تأثیر، توانایی ترغیب دیگران به تغییر دیدگاهشان دربارۀ یک مسأله. 6) فراست، توانایی استفاده از بینش خود و تعامل در تصمیمگیری هنگام رویارویی با اطلاعات مبهم. 7) صداقت، توانایی ایجاد و تعهد در هنگام مواجهه با چالش و اقلام ثابت و درست.
جدول 1-2
مدل ترکیبی هوش هیجانی بار-آن
هوش هیجانی

الف) هوش هیجانی درون فردی 1. خودآکاهی هیجانی بازشناسی و فهم احساسات خود

2. قاطعیت ابراز احساسات، عقاید، تفکرات و دفاع از حقوق شخصی به شیوه سازنده

3. حرمت نفس آگاهی، فهم، پذیرش و احترام به خویشتن

4. خودشکوفایی تحقق بخشیدن به استعدادهای بالقوه خویشتن

5. استقلال خودفرمایی و خودکنترلی در تفکر و عمل شخص و رهایی از وابستگی هیجانی

ب) هوش هیجانی بین فردی 1. همدلی توان آگاهی از احساس دیگران و درک و تحسین آن احساسات

2. مسئولیت پذیری توانایی فرد در معرفی خود بعنوان عضوی مفید و سازنده ودارای حس همکاری در گروه اجتماعی خویش

3. روابط بین فردی توانایی ایجاد و حفظ روابط رضایت بخش متقابل، نزدیکی عاطفی، صمیمیت و دادوستد مهرآمیز
پ) هوش هیجانی مقابله با فشار 1. تحمل استرس مقاومت در برابر وقایع نامطلوب و استرسزا

2. کنترل نگاه توانایی مقاومت افراد در برابر تنشها یا وسوسهها و کنترل هیجانهای خویش

ت) هوش هیجانی سازگاری 1. حل مسأله تشخیص و تعریف مسأله و ایجاد راهکارهای مؤثر

2. آزمون واقعیت ارزیابی و مطابقت میان آنچه به صورت عینی و ذهنی تجربه میشود

3. انعطاف پذیری تنظیم تفکر و رفتار به هنگام تغییر موقعیت و شرایط
ث) هوش هیجانی خلق عمومی 1. خوش بینی احساس رضایت از زندگی خویشتن، شادکردن خود و دیگران

2. نشاط نگاه به جنبههای روشن زندگی و حفظ نگرش مثبت حتی در مواجهه با ناملایمات

تقویت هوش هیجانی
در ارتباط با اینکه آیا هوش عاطفی یک توانمدی قابل افزایش و تقویت است یا خیر، به آرای صاحب نظران این حوزه ‏مراجعه شد که: به عقیده ‏مایو قسمتی از ظرفیت هوش هیجانی غریزی است و قسمت دیگر حاصل تجارب زندگی است. قسمت اخیر میتواند به وسیله کوشش، تمرین و تجربه پیشرفت یابد. سالووی نیز عقیده ‏دارد هوش هیجانی عبارت از یک سری مهارتها و قابلیتهایی است که میتواند هم آموزش داده ‏و هم یاد گرفته شود. گلمن هم بر آن است که رشد هوش هیجانی از آغاز زندگی شروع میشود و تا بزرگسالی ادامه مییابد و میتوان آن را با آموزش افزایش داد. بار-آن نیز هم سو با گلمن، سالوی و مایو معتقد است که هوش هیجانی در طول زمان قابل تغییر است و میتوان با برنامهای ویژه ‏آن را افزایش داد. مهارتهای هوش هیجانی ابتدا در منزل و با تعامل خوب والد و کودک شروع میشود. ایجاد محیط امن عاطفی یکی از راه های پرورش هوش هیجانی است. در سازمانها روشها و برنامههای مختلفی برای تقویت هوش عاطفی در تعاملات کاری وجود دارد. برنامههای آموزش مهارتهای هیجانی از روش های افزایش قابلیت هوش هیجانی به شمار میآید. این آموزشها شامل برنامههای کنترل خشم و عصبانیت، همدلی، تشخیص و به رسمیت شناختن تشابهات و تفاوتهای افراد، اظهار ادب و صمیمیت و تعارف، اداره خود، برقراری ارتباط، ارزیابی خطرات، خودگفتاری مثبت، حل مسأله و مشکل، تصمیم گیری، ایجاد هدف، تعاملات مثبت کاری، انگیزه در شغل، درک موقعیتهای رفتاری و مقاومت در مقابل فشار گروه مخرب است (آقایار و شریف درآمدی، 1384 ‏).
یکی از نهادهای مهم برای آموزش و پرورش مهارتهای هوش هیجانی مدرسه است. پژوهشها نشان میدهد مدارسی موفقتر بودهاند که به ایجاد رابطه مناسب میان دانشآموزان، معلمان و سایر اعضاء مدرسه اهمیت میدهند در چنین مدارسی، معلم و دانشآموز در جهت ایجاد روابط مطلوب و تعامل صحیح تلاش میکنند و برنامههای آموزش مهارتهای هیجانی، دانشآموزان در کسب آگاهی از حالات هیجانی و تقویت عزت نفس و حتی کسب نمره های بهتر در آزمونهای شناختی نیز کمک میکند (کاظمی، برماس و آذرخرداد، 1388).
گلمن (به نقل از دیویس ، 2001)، هوش هیجانی را عنصری سازنده در تعلیم و تربیت میداند و کودکی را فرصتی برای شکل دهی، عادات هیجانی میدانند. یعنی کودکان با پشتکار و پذیرش خطاها و اشتباهات خود به عنوان یک بخش ذاتی و طبیعی یادگیری، قادرخواهند بود خود را بهتر کنترل کنند و ناکامیهای خود را در مسیر مثبت هدایت کنند و از آنها بهره ببرند. همچنین رشد و گسترش هوش هیجانی را برای تربیت خوب کودکان و ایجاد امنیت در جامعه حیاتی میداند و پیشنهادهایی را برای با سواد شدن هیجانی ارائه میدهند. بنابراین به نظر میرسد مدارس باید چگونگی اداره و کنترل هیجانها را به کودکان بیاموزند.

رابطه تئوری ذهن و هوش هیجانی
همان طور که قبلاً گفته شد تئوری ذهن یکی از سادهترین و اساسیترین تعامل اجتماعی است که فهم و دانش افراد براساس تئوری ذهن شکل میگیرد (غفاری، بنی جمالی و احقر،1389). این توانایی شناختی یک توانایی منحصر به فرد است که برای عملکرد اجتماعی و فرهنگی ضروری تلقی شده است (عبدالهزادهرافی، بهرامی، میرزمانی، صالحی و حسنزادهاول، 1389). در این توانایی حالات ذهنی گوناگون همچون ادراک، توجه، باور، تمایل، قصد و هیجان چون شبکهای مرتبط با هم نقش مهم و اساسی ایفا میکنند. در این توانایی تغییراتی در طی دوران رشد اتفاق میافتد که قسمتی از این تغییرات به رشد شناختی(رسش) و قسمتی دیگر با تجارب کودک(تعاملات اجتماعی) شکل میگیرد (خداداد، منشئی و عارفی، 1389). بنابراین میتوان گفت این توانایی حاصل هوش اجتماعی است (کاکوجویباری، شقاقی، و برادران،1391). ازسوی دیگر هوش هیجانی جدیدترین تحول در زمینه فهم ارتباط میان تفکر و دانش است. هوش هیجانی در واقع نوعی دیگر با هوش بودن است که شامل درک احساسات خود برای تصمیم گیری مناسب در زندگی و توانایی کنترل حالتهای اضطرابآور و کنترل واکنشها ست. به طور کلی هوش هیجانی یک مهارت اجتماعی است. شامل همکاری با سایر مردم، کاربرد احساسات در روابط و توانایی رهبری سایر افراد است (یارمحمدیان، 1387). این مهارت اجتماعی علاوه بر برخورداری از تواناییهای شناختی از هیجانها و احساسات برخورداراند. از آنجایی که مؤلفه های اساسی هوش هیجانی عبارت است از توانایی فهم هیجانات دیگران و توانایی تنظیم و مهارخود و دیگران به شیوه سازگارانه، انتظار میرود افرادی که دارای هوش هیجانی بالاتری هستند سازگاری اجتماعی و مهارتهای اجتماعی بهتری را نشان بدهند. بنابراین، مهارتهای اجتماعی عبارت از تسهیل کنندههای زندگی اجتماعی که به افراد کمک میکند تا به گونهای سودمند و متقابل با دیگران تعامل داشته باشند (حدادی کوهسار، روشن و اصغر نژاد فرید، 1386). این موارد نشان میدهد تئوری ذهن و هوش هیجانی دارای توانایی شناختی هستند که منجر به روابط اجتماعی مثبت با دیگران و همسالان میشود. در زمینه ارتباط تئوری ذهن و هوش هیجانی پژوهشهای محدودی صورت گرفته است که میتوان به این موارد اشاره کرد.
یارمحمدیان(1387)، در پژوهشی به بررسی رابطۀ هوش هیجانی و هوش عقلانی در بین گروهی از دانشآموزان دختر دبیرستانی در شهر اصفهان پرداخت و به این نتایج رسید که رابطه معناداری بین هوش هیجانی و هوش عقلانی وجود دارد. همچنین از بین عوامل هوش هیجانی تنها خودشکوفایی و تحمل فشار روانی توانایی پیش بینی کنندگی هوش عقلانی را به طور معنادار داشتند. بنابراین میتوان استنباط نمود که هرچند محتوای هوش هیجانی ابعادی از مؤلفه های روانی را پدید میآورد و محتوای هوش عقلانی را مؤلفه های ذهنی و شناختی تشکیل داده است، لیکن در هر دوی آنها عوامل مشترکی وجود دارد که میتوان برای پیش بینی موفقیت فردی مورد توجه قرار داد. در حقیقت، برای مطالعه شخصیت افراد و پیش بینی موفقیت تحصیلی و حرفهای آنان، به کارگیری هوش هیجانی و هوش عقلانی هر دو ضرورت دارد.
بشارت (1384)، در بررسی تأثیر هوش هیجانی بر کیفیت روابط اجتماعی به این نتایج رسید که هوش هیجانی با تقویت سلامت روانی، توان همدلی با دیگران، سازش اجتماعی، بهزیستی هیجانی، و رضایت از زندگی، مشکلات بین شخصی را کاهش میدهد و زمینۀ بهبود روابط اجتماعی را فراهم میسازد. هوش هیجانی، همچنین از راه ویژگیهای ادراک هیجانی، آسان سازی هیجانی، شناخت هیجانی، و مدیریت هیجانها و یا ساز و کارهای پیش بینی، پیشگیری، افزایش توان کنترل، و تقویت راهبردهای رویارویی کارآمد، به فرد کمک میکند تا کیفیت روابط اجتماعی را بهتر سازد.
رستمی و همکاران(1389)، در پژوهشی به این نتایج رسیدند که بین مؤلفه های هوش هیجانی، ادراک هیجانی نقش مهمتری در تبیین پراکندگی خودکارآمدی دارد و خودکارآمدی، هوش هیجانی و حمایت اجتماعی رابطۀ معنیدار و متقابل دارند. همچنین در این پژوهش نقش محیط پرورشی را در ارتقای خودکارآمدی و هوش هیجانی مورد تأیید قرار گرفت.
بوساکی و آستینگتون (1999)، در پژوهشی به بررسی رابطه شناخت اجتماعی(تئوری ذهن) و کفایت شایستگی اجتماعی در نوجوانان پرداختند و نتایج نشان داد که رابطه مثبتی بین تئوری ذهن و کفایت شایستگی اجتماعی وجود دارد.
فردریکسون، پتریدز و سیموندس (2012)، در مطالعهای به این نتیجه رسیدند که ویژگیهای هوش هیجانی با سطح تغییر احساس اجتماعی ارتباط دارد. به عبارت دیگر هوش هیجانی و احساس اجتماعی در یک زمان کنترل میشود. این یافتهها یک نقش مهمی برای ویژگیهای هیجانی در روابط با همسالان و صلاحیت اجتماعی را تأیید میکند.
مطالعه مک کریمون، جی تلی یانا، آلتمر و ماچولیز (2013)، نشان داد بین هوش هیجانی و انعطاف پذیری در کودکان مبتلا به اوتیسم رابطه معناداری وجود دارد. همچنین بین هوش هیجانی و مهارتهای اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد.
رضویه، لطیفیان و عارفی(1385)، نقش تئوری ذهن و همدلی در پیش بینی رفتارهای پرخاشگری ارتباطی، آشکار و جامعه پ
سند دانشآموزان را مورد مطالعه قرار دادند و به این نتایج رسیدند همبستگی بین تئوری ذهن و همدلی گرم هر دو با رفتارهای پرخاشگری ارتباطی، آشکار و جامعه پسند معناداربود. تئوری ذهن و همدلی گرم قادر به پیش بینی رفتارهای پرخاشگری ارتباطی و جامعه پسند بودند و همدلی گرم، پیش بینی کنندۀ رفتار پرخاشگری آشکار بود. همدلی گرم نسبت به تئوری ذهن از قدرت پیش بینی کنندگی بیشتری برای انواع رفتارهای اجتماعی مذکور برخوردار بود.
جانثاروطن (1391)، در مطالعهای به بررسی رابطه تئوری ذهن و رشد هیجانی کارکردی با پرخاشگری کودکان پیش دبستانی پرداخت. نتایج نشان داد بین تئوری ذهن و پرخاشگری رابطهای وجود ندارد. رشد هیجانی کارکردی گذشته مدار با پرخاشگری رابطه منفی دارد. تئوری ذهن با رشد هیجانی کارکردی رابطه مثبت و معنادار دارد. از میان متغیرها، رشد هیجانی کارکردی گذشته مدار پیش بینی کننده بهتری برای پرخاشگری بود. بنابراین میتوان گفت ضعف تئوری ذهن لزوماً منجر به پرخاشگری نمیشود، ولی کودکان پرخاشگر در مراحل رشد هیجانی کارکردی دارای تأخیر هستند.
مشهدی، هاشمی و برزآبادی(1390)، در پژوهشی نظریه تحول ذهن و رابطه آن با مهارتهای اجتماعی در کودکان و نوجوانان مبتلا به آسیب بینایی مورد مطالعه قرار دادند و نتایج نشان دادند که بین عملکرد در تکلیف پیش بینی عمل و نمره کلی مهارتهای اجتماعی و عملکرد در هر دو تکلیف (پیش بینی باور و پیش بینی عمل) و نمره کلی مشکلات رفتاری رابطۀ معنادار وجود دارد. همچنین بهره هوش کلامی و سن عملکرد در تکلیف پیش بینی عمل را پیش بینی کردند.
عبدالهزادهرافی، ادیب سرشکی، پورمحمدرضای تجریشی و بخشی(1391)، ارتباط نظریه ذهن با اجتماعی شدن، مهارتهای ارتباطی و مهارتهای زندگی دانشآموزران کم توان ذهنی را مورد مطالعه قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که رابطه بین نظریه ذهن و سطح دوم اجتماعی شدن به لحاظ آماری معنادار است ولی رابطه آماری معناداری بین سطوح نظریه ذهن با مهارتهای ارتباطی و مهارتهای زندگی مشاهده نشد. در کل میتوان نتیجه گرفت با افزایش درک باور غلط اولیه (نظریه ذهن سطح دوم)، اجتماعی شدن دانشآموزان کم توان ذهنی افزایش