پایان نامه روانشناسی مثبت گرا و بهزیستی روانشناختی

1
خوش بینی
10/1-
287/0-
28/0
083/0
2
خوش بینی
98/1-
517/0-
33/0
11/0
خودکار آمدی
931/0-
282/0-
چنانچه از جدول 7-4 مشاهده می شود در گام اول خوش بینی وارد معادله پیش بینی شده است. در گام دوم خودکارآمدی وارد معادله رگرسیون شده است که مجموعا 11 درصد از واریانس سلامت را تبیین می کنند.
فصل پنجم
بحث و نتیجه گیری
5-1- بحث و نتیجهگیری
اینکه بهزیستی و سلامت به چه عواملی بستگی دارد همواره مورد توجه مطالعات انسانی بوده است. این امر مهم، با توجه به حرکت روانشناسی مثبت گرا در سالهای اخیر و تأکید بر افزایش بهزیستی ذهنی و رضامندی زندگی براساس سازههای روانشناسی مثبت، در پژوهش حاضر مد نظر قرار گرفت. بر این اساس نمونه ای به حجم 300 نفر از زنان شاغل دهدشت انتخاب و پرسشنامهها روی آنها اجرا گردید و در نهایت داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و یافتهها در فصل چهار ارائه شد. دراین قسمت به بحث و نتیجه گیری در مورد فرضیهها پرداخته می شود.
فرضیه اول: بین سرمایه های روانشناختی با بهزیستی رابطه وجود دارد.
نتایج حاکی از آن است که بین سرمایه های روانشناختی با بهزیستی رابطه وجود دارد. همچنین بین انواع سرمایه های روانشناختی یعنی تاب اوری، خودکارامدی و امیدو خوش بینی با بهزیستی رابطه مثبت معنادار وجود دارد . به عبارتی هر چه نمره فرد در پرسشنامه سرمایه های روانشناختی بالاتر باشد نمره او نیز در پرسشنامه بهزیستی بالاتر خواهد بود و بالعکس. این یافته با نتایج لوتانز وآویلو(2007)، هیوز(2008) همخوانی دارد. این محققان بین سرمایه های روانشناختی و بهزیستی روانی به روابط معنادی دست یافتند. هاشمی نصرت آباد و همکاران(1390) نیز بین سرمایه های روانشناختی و بهزیستی روانی به روابط معنادی دست یافتند. شوگرین و همکاران (2006)، دانوف – بورگ و همکاران (2004)، نیز بین امید و رضایت از زندگی رابطه معناداری یافتند.
در تبیین این یافته باید اشاره کرد که آثارسودمند سازه های مثبت نظیر امید بر بهزیستی در تحقیقات مختلف تایید شده است. با توجه به این که امید پایین می تواند افسردگی و نقص روانی اجتماعی را پیش بینی کند، امید بالا می تواند عملکرد روانی اجتماعی و به تبع آن بهزیستی و رضامندی را بالا ببرد. علاوه بر آن در نظریه امید، اهداف منبع اصلی هیجان هستند. هیجان مثبت ناشی از دستیابی به هدف یا تصور نزدیک شدن به آن است. لذا افراد دارای امید از دستیابی به هدف و حتی تصور نزدیک شدن به آن احساس رضامندی می کنند. و البته هیجان مثبت از مولفه های بهزیستی است ( اشنایدر ، 2002). در واقع می توان از سرمایه روانشناختی، برای درمان بیماری های روانی، بالا بردن نرخ امید و تلاش برای ارتقاء سطح زندگی در افراد سالم، افزایش سطح بهزیستی روانشناختی افراد، بالا بردن مقاومت روانی و تقویت نیروی دفاعی در مقابل استرس و انواع پیشگیری جهت ارتقاء سطح بهداشت روانی استفاده کرد؛ چون این موضوع ، توانایی برقراری ارتباط اجتماعی و بین فردی را تا حد چشمگیری افزایش دهد. بنابراین با افزایش سرمایه روانشناختی، بهزیستی روانی افراد نیز افزایش می یابد (لوتانز و آویلو، 2007 ). بنابراین آنچه افراد را به یکدیگر پیوند و باعث تکرار و تداوم و بیشتر شدن تعاملات می گردد، سرمایه روانشناختی است و هرگاه افراد دارای سرمایه روانشناختی بالاتری باشند این تعاملات اجتماعی با دیگران تداوم و به روابط اجتماعی بیشتر تبدیل میگردد و از زندگی اجتماعی بهتری بهره مند می شود.
فرضیه دوم: بین سرمایه های روانشناختی با سلامت روان رابطه وجود دارد.
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.