پایان نامه روانشناسی : شناخت اجتماعی-فروش پایان نامه

ت اجتماعی، برداشت کودک یا فرد از دنیا، پدیده های اجتماعی، چگونگی سازمان دادن به آنها و نیز فرآیندهای شناختی – اجتماعی است که از خلال آنها تجربه اجتماعی ادراک و دانش اجتماعی کسب میگردد. از لحاظ تاریخی سه رویکرد مهم پژوهشی دربارۀ تحول شناختی-اجتماعی به خصوص در مورد کودکان وجود دارد که عبارتند از: رویکردی که به طور مستقیم و غیر مستقیم از نظریۀ پیاژه نشأت گرفته است. رویکرد«فراشناخت »، و رویکرد « تئوری ذهن » که از سال 1980 آغاز و در حال حاضر، حوزه بسیار گسترده را در روان شناسی تحولی در برمیگیرد (اصلانی، طالع پسند و مشهدی، 1391).
رشد شناخت اجتماعی پیرامون سه جنبۀ مهم، سازمان داده میشود: «تفکر درباره خود»، «تفکر دربارۀ انسانها» و «تفکر دربارۀ روابط بین انسانها» (کارپینتر، پنینگتون و راجرز ، 2002). شناخت اجتماعی به آهستگی رشد مییابد. شناخت اجتماعی سه سازه دارد که عبارتند از الف) ادراک شخص، ب) مهارتهای پذیرش، ج) تئوری ذهن (قمرانی، البرزی وخیر، 1385).
طی دهه های اخیر بررسی علمی این نوع شناخت مورد توجه روانشناسان قرار گرفته و به بررسی سازه های شناخت اجتماعی نظیر ادراک شخص، مهارتهای پذیرش نقش و تئوری ذهن پرداختهاند. باید دانست که تحول شناخت اجتماعی و یا درک بهتر از روانشناسی انسانها با تحولاتی که در محتوی و سطح سازمان یافتگی نظریه ذهن در کودکان رخ میدهد، مشخص میگردد. به عبارت دیگر، شناخت و روابط اجتماعی موفق، مستلزم داشتن مکانیسمی خاص جهت درک حالات درونی دیگران و پردازش حالات ذهنی آنها است که نظریه ذهن با دارا بودن این توانایی اختصاصی در تحول شناخت اجتماعی نقش حیاتی دارد (رازا و بلیر ، 2009).

تئوری ذهن
مخلوقات اجتماعی برای قدرت تشخیص انگیزهها، اهداف، امیال، اعتقادات و احساسات دیگران به یک مهارت ویژه و اساسی در زندگی نیاز دارند. به بیان دیگر به منظور هماهنگی بیشتر و فهم دیگران، به این مهارت نیاز دارند. این درجه از مهارت، معرفت و آگاهی به نوبه خود به افراد اجازه و امکان میدهد که رفتار دیگران را پیش بینی کنند. دانشمندان نورولوژیست اجتماعی و شناختی به این مهارت ویژه و حیاتی توانایی ذهن میگویند و آن را پایه موفقیت در روابط میدانند(بارتز وهولاندر ، 2007).
اصطلاح تئوری ذهن نخستین بار توسط پریماک و وودورف در سال 1978 برای بررسی اینکه شامپانزهها مهارتهای ذهنخوانی دارند یا خیر به کار برده شد (نقل از کاکوجویباری، شقاقی وبرادران، 1391). تئوری ذهن اصطلاحی است که به توانایی پیش بینی و شرح دادن رفتار با رجوع به حالات ذهنی اشاره دارد. این اصطلاح به بدنه منسجم دانش در مورد ذهن انسان که افراد به طور عادی آن را کسب میکنند و برای پیش بینی و شرح دادن رفتار خودشان و دیگران از آن استفاده میکنند، گفته میشود (نسائیان، بهرامی، میرزمانی و صالحی، 1389).
درادبیات پژوهشی،مترادفهایی مانند ذهنیسازی، ذهنخوانی، روانشناسی عامه و درک اجتماعی به جای اصطلاح تئوری ذهن به کار رفته است.
ریشه های این ظرفیت شناختی را میتوان در سالهای اولیه زندگی جستجو کرد. اگرچه کودکان در سالهای اول زندگی از ذهن خود و دیگران روز به روز بیشتر آگاه میشوند، و بین مفردات آنها ارتباط برقرار میکنند، اما تغییرات اساسی در درک نظریه ذهن در چهار سالگی اتفاق میافتد. هنگامی که کودکان قادر میشوند محتواهای ذهن دیگران را، به ویژه حالات باور را تفسیر کنند (هال و تاگر- فلاسبرگ ، 2003).
پژوهشگرانی نظیر بی و بوید (2007)، اعتقاد دارند که تئوری ذهن همگام با افزایش سن در کودکان پیشرفت مینماید؛ به طوری که کودکان در حدود سه سالگی، قادر هستند تا بین آنچه دیگران میخواهند امیال و آنچه دیگران انجام میدهند رفتارها پیوند برقرار کنند، اما آنها قادر به درک ماهیت باورهای دیگران نیستند. در حالی که برخی از متخصصان معتقدند که فرایندهای مربوط به تئوری ذهن به طور عمده با درونگرایی مرتبط است ولی به طور کلی اعتقاد بر این است که این توانایی حاصل هوش اجتماعی است. هوش اجتماعی، توانایی فرد در پیش بینی یک دوره از عمل، تشخیص بین اعمال خود و دیگران، یادگیری از راه تقلید، درک احساسات و توانایی دروننگری را در بر میگیرد که جزء دانش تئوری ذهن است.
کاکوجویباری، شقاقی و برادران (1391)، در پژوهشی دریافتند که تئوری ذهن یکی از مهمترین مباحث شناخت اجتماعی است و کودکان با افزایش سن در سیر تحولی خود به سطوح متمایزی از تئوری ذهن دست مییابند.
تواناییهایی که رسماً با نظریه ذهن مرتبط هستند عبارتند از رشد اخلاقی، فهم توالی جهل و عقیده نادرست، تمایز ظاهر و واقعیت و به کاربردن اصطلاحاتی که بیان کنند حالت ذهنی هستند (حسنزاده، 1384).
درک احساسات و توانایی دروننگری برای داشتن تعاملات اجتماعی مؤثر و ضروری است. نظریه ذهن در عمل به کودک ابزار قدرتمندی میدهد تا با آن به اکتشاف، پیش بینی و تغییر رفتار دیگران دست بزند (حسن زاده، 1384). به وسیله نظریه ذهن میتوان حالات ذهنی (باورها، تمایلات، تخیلات، عواطف و…..) که علت اصلی اعمال هستند؛ تفسیر کرد. نظریه ذهن پیش نیازی برای درک محیط اجتماعی و لازمه درگیری در رفتارهای اجتماعی رقابت آمیز است (نسائیان، بهرامی، میرزمانی و صالحی، 1389). علاوه بر این نظریۀ ذهن برخودتنظیمی و مهارتهای حل مسئله، فرایندهای مهار اجرایی، خودپنداشت، تشخیص بازنمودن از واقعیت، کفایت اجتماعی و مهارتهای بین فردی، درک هیجانات، تفسیر و درک تصاویر مبهم، و رفتارهای جامعه پسند، همدلی و همدردی مؤثر است (قمرانی، البرزی وخیر، 1385).

  پایان نامه روانشناسی : مهارتهای اجتماعی-خرید و دانلود پایان نامه

تعریف تئوری ذهن
انسانها گروهی زندگی میکنند و با هم تعامل دارند. ویژگی اصلی رفتار اجتماعی انسان که باعث تمایز او از سایر حیوانات میگردد، تعامل و ارتباط او با دیگرانسانها است. ظاهراَ این ویژگی نیازمند آن است که فرد بداند دیگران چگونه فکر میکنند و دارای چه احساسی هستند چنین ظرفیتی «تئوری ذهن» نامیده میشود (پریماک و وودروف، 1978).
توانایی نسبت دادن حالتهای ذهنی یعنی نیات، احساسات، خواستهها و باورها به خود و دیگران و درک این که حالات ذهنی دیگران میتواند متفاوت از حالات ذهنی خود فرد باشد اصطلاحاً تئوری ذهن نامیده میشود(خانجانی و هداوند خانی، 1388). همچنین تئوری ذهن را به عنوان توانش فرد در اسناد حالتهای ذهنی به خود و دیگران و پیش بینی رفتارها بر مبنای حالتهای ذهنی تعریف میکنند (مشهدی، 1382).
لزلی (1988)، تئوری ذهن را به عنوان قدرت ذهن انسان برای تصور کردن حالتهای ذهنی خودش و دیگران تعریف میکند.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بارون کوهن (2000)، تئوری ذهن را توانایی استنباط حالتهای ذهنی مانند مقاصد، خاطرات، باورها، و استفاده از آن برای درک و پیش بینی رفتار خود و دیگران میداند. به اعتقاد وی تئوری ذهن منظومهای از انواع حالات ذهنی است که در ارتباط متقابل با یکدیگر است.
شافر (2000)، تئوری ذهن را وجه تمایز خود عمومی و خود خصوصی میداند که دلالت بر کسب تئوری ذهن دارد. درک اینکه مردم حالتهای ذهنی از قبیل باورها، امیال، و مقاصدی دارند که اغلب هدایت کننده رفتار آنها است.
استینگتون (به نقل از سنمان ، 2002) تئوری ذهن را درک تعامل اجتماعی به وسیله اسناد باورها، امیال، قصدها و هیجانها به خود و دیگران به منظور تبیین و پیش بینی رفتار تعریف میکند.
در رویکرد جدید، اسناد افکار و احساسات به دیگران، قابلیتی است که به آن تئوری ذهن میگویند. پژوهشها نشان دادهاند که استدلال در مورد امیال و عقاید از سنین پیش دبستانی شروع میشود و برای وجود این توانایی انتزاعی توجیهات مختلفی وجود دارد. به عقیده بعضی، انسانها دانشمندان کوچک هستند که عقاید و احساسات را از طریق آزمون و مشاهده کشف میکنند (لزلی، فریدمن و جرمن ،2004).
اکتساب تئوری ذهن بر بازشناسی مقوله های مختلف ذهن، از جمله رؤیاها، تخیل و باورها و نیز داشتن یک چهارچوب علی- تبیینی برای به حساب آوردن اعمال افراد دیگر دلالت دارد؛ یعنی، تبیین اینکه چرا شخصی رفتاری را انجام میدهد (بورکلند ، 2000).
حالتهای ذهنی در برگیرنده دامنه وسیعی از قصدها، امیدواریها، ترسها، انتظارها، امیال، تصورها و مانند آن است که سه مورد از این حالتها در چگونگی تعبیر و تفسیر و پیش بینی رفتار افراد اصلی هستند. این سه مورد عبارتاند از: میل(که مشخص کننده اهداف فرد است)، باور(که بر اساس آن ما آنچه را که یک فرد حالت درستی از جهان میداند، پیش بینی میکنیم) و وانمود(چرا که مردم همیشه آنگونه که هستند، عمل نمیکنند) (مشهدی، 1382).

  منابع مقاله با موضوع تعارض بین فردی-فایل تمام متن

مبانی نظری تئوری ذهن

از نظر تاریخی سه جریان اصلی پژوهشی در زمینه رشد دانش کودکان درباره ذهن وجود دارد (فلاول و میلر، 1998). اولین جریان بصورت مستقیم یا غیر مستقیم به پژوهشهای پیاژه برمیگردد. پیاژه معتقد بود در کودکان رشد شناخت، بصورت در خودمیان بینی شروع میشود. کودکان در ابتدا میدانند که چیزهایی بعنوان دیدگاه های مفهومی، ادراکی و عاطفی وجود دارند. اما آنها به طور طبیعی نمیتوانند بدانند که خودشان چنین دیدگاههایی دارند و یا دیگران طبق این دیدگاه ها عمل میکنند و یا ممکن است زمانی که از آنها خواسته میشود دیدگاه دیگران را گزارش دهند بصورت غیرعمدی دیدگاه خودشان را گزارش دهند. حتی بعد از آنکه کودکان به وجود این دیدگاه ها و تفاوتهای دیدگاهی آگاه میشوند، فقط به تدریج مهارت در تمایزگذاری دیدگاه خود از دیگران را کسب میکنند (حسنزاده، 1384).
دومین جریان که از سالهای آغازین دهه 1970 شروع شده است، متشکل از فرضیه و تحقیق در مورد رشد فراشناخت در کودکان است. فراشناخت به معنای دانش دربارۀ ماهیت افراد به عنوان دارندگان شناخت، ماهیت تکالیف شناختی گوناگون، و نیز راهبردهای احتمالی است که میتوانند در انجام تکالیف گوناگون به کار گرفته شوند. فراشناخت در برگیرندۀ مهارتهای اجرایی فرد برای تنظیم و نظارت بر فعالیتهایی شناختی خود است. جریان سوم، که همان رشد تئوری ذهن است، از سالهای دهۀ 1980 آغاز شد و در حال حاضر بر کل این حیطه غالب است. در واقع، میتوان چنین گفت که مقولۀ اخیر تقریباً بر کل حوزه رشد شناختی فرمانروایی دارد، چرا که مطالب چاپ شده در زمینۀ رشد تئوری ذهن بالغ بر صدها هستند، و هیچ نشانهای از کاهش در این جریان ملاحظه نمیشود (فلاول، 1999).
عمدۀ مطالعات تئوری ذهن، دانش کودکان را دربارۀ بنیادیترین حالات ذهنی ما از جمله تمایلات، ادراکات، باورها، دانش، افکار، مقاصد، احساسات و غیره مورد بررسی قراردادهاند. پژوهشگران تئوری ذهن میخواهند دریابند که کودکان دربارۀ وجود حالات گوناگون ذهنی و رفتار مرتبط با این حالات که در ذهن جای میگیرند، چه میدانند. حیطۀ دیگر مورد بررسی آنان، دانش کودکان دربارۀ رابطه سببی حالات ذهنی با درون دادهای ادراکی، بروندادهای رفتاری و سایر حالات ذهنی است، برای مثال، آیا کودکان میدانند که باور کاذب چیست؟ و یا آیا آنها میدانند که تمایلات ارضاء نشده معمولاً به کدام احساسات منفی و کوششهای رفتاری جدید برای ارضای این تمایلات میانجامند (حسن زاده، 1384).
دانستن اینکه وقتی افراد فکر میکنند نیازی به حضور فیزیکی موضوعی که راجع به آن فکر میکنند نیست. در کودکان پیش دبستانی در حد 4 الی 5 سالگی شروع میشود. در این سن کودک میفهمد که دریافت و درک پدیده ها و اشیاء جدا از هم هستند واین موضوع وابسته به شناخت و تجربیات قبلی است (فلاول، 1999).
کودکان در این سن میفهمند که رفتار انسان را نمیتوان صرفاً براساس ویژگیهای موقعیتی درک کرد. در این زمان مهارت درکی در کودکان رشد میکند که آنها براساس آن میفهمند فهم رفتار، وابسته به بازنمایی ذهنی یک موقعیت است. در واقع تئوری ذهن به توانایی فهم عقاید نادرست دیگران اشاره دارد، موضوعی که پایه و اساس رشد شناختی در کودک است (ولف، وانت، سیگل ، 2002). تئوری ذهن در عمل به کودک ابزاری قدرتمند میدهد که به اکتشاف، پیش بینی و دست کاری رفتار دیگران بزند (راسل و همکاران، 1998).
با توجه به آنچه گفته شد، کودکان با تغییرهای تحولی مهمی در زمینه شناخت ذهنیات دیگران مواجهاند. تئوری ذهن به شناخت حالات ذهنی افراد و دیگران، درک و پیش بینی بهتر و بیشتر رفتارهای افراد کمک میکند. افراد مختلف از لحاظ توانایی تئوری ذهنی بر روی یک پیوستار به درجه های مختلف قرار دارند. در یک انتهای پیوستار، تئوری ذهن پیشرفته و در انتهای دیگر آن با نقص درتئوری ذهن قرار دارد. در واقع عوامل مختلفی در تحول تئوری ذهن دخالت دارند. گاه شرایط آسیبزا موجب نقص در این توانایی فراشناختی پیشرفته میشود و این در حالی است که دیگر تواناییهای شناختی فرد سالم است. به هر حال همواره از دیدگاه تحولی، چگونه ساخته شدن و یا اکتساب این توانایی و اینکه کودکان در طی چه مراحلی از تحول میتوانند دیگری را با افکار، احساسات و دیدگاه خاص او در نظر گرفته و به او توجه کنند (خانجانی و هداوند خانی، 1388). سیبآاااتاتبتتبتتنمتننتتنااااااتت
مطالعه های متعددی نشان میدهد عوامل مختلفی مانند پایین بودن رشد شناختی، توانایی تجسم و فراتجسم پایین، پایین بودن توانایی زبانی، وجود اختلالات رشدی نظیر اختلالات طیف اوتیسم و سندرم آسپرگر، ناشنوایی، اختلالات شخصیت و شخصیتهای ضداجتماعی، اسکیزوفرنیا و اختلالات عاطفی دو قطبی، آسیبهای مغزی، اختلالات سلوک و شخصیتهای پرخاشگر در نقص تئوری ذهن نقش دارند (غفاری، بنی جمالی و احقر، 1389).
بارن کوهن (2008)، در پژوهشی نشان داد که کودکان اوتیسم تئوری ذهن را به کار نمیبرند. همچنین این کودکان مشکلات عمدهای در فهمیدن عقاید دیگران دارند. بسیاری از افرادی که در طبقه اوتیسم قرار دارند، مشکلات شدیدی در پیش بینی افکار دیگران دارند و به نظر میرسد که توانایی درک احساسات و افکار دیگران را ندارند.
حیدری، شاه میوه اصفهانی و فرامرزی (1390)، در پژوهشی به مقایسۀ ابعاد نظریۀ ذهن در کودکان مبتلا به اوتیسم و عادی 5 تا 10 سال شهر اصفهان پرداخت و به این نتیجه رسید که کودکان مبتلا به اوتیسم در کل آزمون و همچنین سطوح خرده آزمونهای نظریه ذهن نمره های پایینتری را نسبت به کودکان عادی کسب کردند و بین دو گروه کودکان عادی و دارای اختلال اوتیسم تفاوت معناداری وجود دارد. بنابراین میتوان گفت کودکان مبتلا به اوتیسم محرکهای پیرامون را به گونههایی متفاوت از کودکان عادی مورد توجه و تفسیر قرار میدهند.
عبدالهزادهرافی، بهرامی، میرزمانی، صالحی و حسنزادهاول (1389)، در پژوهشی به این نتیجه رسیدند که تحول نظریه ذهن بر اساس بلوغ فرایندهای ضروری صورت میگیرد؛ مورد پذیرش است. تحول نظریه ذهن سطح اول و دوم دانشآموزان عقب مانده ذهنی تا 12 سالگی سیر صعودی دارد و پس از آن ثابت است. ولی تحول نظریه ذهن که با تکلیف محتوای غیرمنتظره سنجیده میشود صعودی است.
غفاری، بنی جمالی و احقر(1389)، در پژوهشی به این نتیجه رسیدند که عملکرد دانشآموزان عادی در تکالیف تئوری ذهن بالاتر از عملکرد دانشآموزان پرخاشگر است. در هر دو گروه پرخاشگر و عادی، روند تحول تئوری ذهن با توجه به سن و پایۀ تحصیلی صعودی است.

  منابع و ماخذ تحقیق مدیریت آموزشی

رویکرد تحولی پیرامون تبیین تحول و رشد تئوری ذهن
در حال حاضر نظریههای مختلفی پیرامون تبیین تحول و رشد دانش کودکان درباره ذهن وجود دارد. در اینجا به مهمترین نظریهها پرداخته میشود.
رویکردنظریه نظریه
دانشمندان تنها افرادی نیستند که از نظریهها استفاده میکنند و همه پیشنهادهای رسمی نظریهها شامل فرضهای مسلم و اصول تبعی نیستند. همه ما در رفتار متقابل روزمره مان با دیگران از نظریههای شخصی استفاده میکنیم و معمولاً نظریههای شخصی خود را بر پایه اطلاعات جمعآوری شده از درک رفتار اطرافیانمان قرار میدهیم (شولتز و شولتز، 1998؛ ترجمه سیدمحمدی، 1391).
بر طبق دیدگاه نظریه، مفهوم حالتهای ذهنی در نظر کودکان، وجودهای انتزاعی و نظری غیر قابل مشاهدهای هستند که در تبیین و پیش بینی رفتار قابل مشاهده انسان به عنوان اصول پذیرفته شدهاند (سنمان، 2002).
کازدین (2000) در تبیین این دیدگاه بیان میدارد که

این نوشته در پایان نامه های روانشناسی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید