پایان نامه : روابط اجتماعی

میهمان
فوریه 6, 2019 0 Comment

1386: 29-56). بنا بر نتایج این پژوهش گونه‌ی مسلط خانوادگی نمایش داده شده در سریال‌های تلویزیونی مبتنی بر تفکیک نقش‌های جنسیتی و روابط نابرابر و موقعیت فرودست زنان بوده است.

الیاسی، پورنوروز و محمدی‌مهر در مطالعه نمایش خانواده در سریال‌های ایرانی به تحلیل آماری ترکیب وساختار خانواده‌های نمایش داده شده در سریال‌های تلویزیونی با متغیرهای متعدد پرداخته‌اند. در نتیجه ‌این پژوهش، ترکیب متعادل اعضای خانواده‌ها، تعداد متناسب فرزندان، تنوع شغل پدران، بالا بودن میزان استحکام خانواده و بالا بودن میزان خانواده های طبیعی و عادی، بالا بودن رابطه همکاری در میان اعضای خانواده، بالا بودن روابط نزدیک بین اعضا ، رعایت حجاب مادران و دختران، به کار نبردن سخنان زشت و نبودن خشونت در صحنه‌ها به عنوان نقاط مثبت و در مقابل شهری بودن تمام خانواده‌ها و تهرانی بودن اکثر آنان و همچنین مشارکت نکردن مردان در وظایف خانه‌داری و نمایش ندادن اقامه احکام اسلامی را به عنوان نقاط منفی سریال‌های مورد مطالعه مطرح شده‌اند (الیاسی، پورنوروز و محمدی‌مهر، 1386: 136- 156). در نتیجه‌ی این پژوهش می‌توان چنین برداشت کرد که شکل غالب خانوادگی نمایش داده شده در سریال‌های تلویزیونی بر روابط نزدیک میان اعضا و در عین حال تفکیک و تمایز نقش‌های جنسیتی در انجام امور خانواده تأکید داشته است.

صادقی فسایی و کریمی در پژوهشی به تحلیل جنسیتی بازنمایش ساخت خانواده در سریال‌های تلویزیونی ایرانی سال 1383 پرداخته‌اند. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد خانواده‌های تصویر شده در تلویزیون، خانواده‌‌ی هسته‌ای با کمترین تعداد عضو است که صرفه‌جویی در هزینه‌های ساخت سریال از عوامل این امر ذکر شده است. همچنین با وجود این که اغلب خانواده‌ها به صورت تک‌همسر نمایش داده می‌شوند اما در موارد زیادی به مردان دو زنه پرداخته می‌شود که در نهایت از اتهام خیانت و بی‌وفایی تبرئه می‌شود. در این سریال‌ها خانواده موفق به گونه‌ای نمایش داده می‌شود که پدری مهربان، دلسوز، راهنما، عادل و البته پول‌دار یا دارای موقعیت شغلی رده بالا، مدیریت خانواده را عهده‌دار باشد. تمکن مالی به نوعی تأکید بر کلیشه نان‌آوری مرد در خانواده است که برای نشان دادن حالت مطلوب برخورداری از ثروت و امکانات زیاد به تصویر کشیده می‌شود. در عین حال تقسیم وظایف اعضای خانواده در سریال‌ها بر اساس جنسیت است. زن نمایش داده شده متعلق به فضای اندرونی و وظیفه‌ی اصلیش کدبانوگری است و اگر در حالتی غیر از این تصویر شوند در نهایت به این نتیجه می‌رسند که کدبانوگری نجات‌بخش زندگی آنان است و تحصیلات، اشتغال و دارایی فراوان هیچ‌یک سرمایه قابل اتکایی برای زنان نیست و زن تنها باید به خانه و خانواده‌اش تکیه کند و با هنر کدبانوگری این تکیه‌گاه را برای همیشه حفظ کند. مرد خانواده تلویزیونی نیز متعلق به فضای بیرون از خانه است و تنها کار خوب و پر درآمد است که می‌تواند ابهت و اقتدار او را حفظ کند. این پژوهش نشان می‌دهد که خانواده‌های نمایش داده شده در تلویزیون، خانواده‌هایی کاملاً سنتی هستند که پوسته‌ای از تجدد و ظاهر امروزی دارند (صادقی و کریمی، 1385: 83- 109).
در نتیجه‌ی این پژوهش گونه‌ی مطلوب خانوادگی نمایش داده شده در سریال‌های تلویزیونی بر نقش‌های سنتی (مرد نان‌آور- زن خانه‌دار) تأکید دارد.

صادقی فسایی و کریمی در تبیین کلیشه‌های جنسیتی در سریال‌های تلویزیون ایران در سال 1383 به این نتیجه رسیده‌اند که این سریال‌ها به بازتولید بخش زیادی از کلیشه‌های جنسیتی زنان و مردان پرداخته‌اند. آن‌ها با استخراج و شناسایی کلیشه‌های شخصیتی سنتی در فرهنگ سنتی ایران به پنج کلیشه شخصیتی دست یافته‌اند. کلیشه‌های به دست آمده زن را فریب‌کار، ناقص‌العقل، بی‌وفا، منفعل و فرودست، و مرد را صادق، عاقل، وفادار، فعال و فرادست معرفی می‌کنند. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد از میان این کلیشه‌ها، چهار کلیشه در سریال‌های تلویزیونی در حال بازتولید هستند. در این سریال‌ها زنان دارای شخصیت‌هایی با خصوصیات فریب‌کاری و انفعال هستند؛ در موارد زیادی مرتکب اعمال و رفتارهای مبتنی بر ناقص‌العقلی می‌شوند؛ و نسبت به مردان در موضع فرودست ظاهر می‌شوند. در مقابل خصوصیات شخصیتی مردان به صورت مردانی صادق، عاقل، فعال و فرادست زنان بروز و ظهور می‌یابد. بنابراین این مطالعه به این نتیجه می‌رسد که تلویزیون ایران و به‌ویژه سریال‌های تلویزیونی، که به دلیل جذابیت بیشتر پرمخاطب‌ترین برنامه‌های سیما هستند، در حال بازتولید کلیشه‌هایی هستند که در فرهنگ سنتی ایران وجود داشته‌اند (صادقی و کریمی، 1384: 59- 89). بنا بر این پژوهش با توجه به تأکید بر بازتولید کلیشه‌های جنسیتی مبتنی بر فرهنگ ایرانی در سریال‌های تلویزیون، می‌توان به طور غیر مستقیم و ضمنی بازتولید نوع خانواده‌ی سنتی با تفکیک نقش‌های جنسیتی را نتیجه گرفت.

نوین و جهان‌دیده در مطالعه سیمای زن در مجموعه‌های تلویزیون داخلی به تحلیل محتوای چهار سریال تلویزونی سال 1381 پرداخته‌اند. این پژوهش نشان می دهد در این سریال‌های تلویزیونی، زنان بیشتر در محدوده سنی 20 تا 39 سال به نمایش درآمده‌اند و نقش آن‌ها به صورت نقش‌های ترکیبی همسر/ مادر و زن شاغل نشان داده شده است. همچنین نوع ارتباطات تصویر شده برای زنان در این سریال‌ها اغلب ارتباط عاطفی و خانوادگی بوده است. بنا بر نظر این پژوهش‌گران دست‌اندرکاران سریال‌های تلویزیونی تلاش می‌کنند تا تصویری منطقی و عقلانی از زنان نمایش دهند. با این حال در تعاملات بین همسران، همراهی و مشارکت بسیار کمی نشان داده می‌شود (نوین و جهان‌دیده، 83). بنابراین می‌توان چنین نتیجه گرفت که در سریال‌های مد نظر این پژوهش بر نقش مضاعف زنان در سریال‌ها و روابط صمیمی اما بدون مشارکت بین زوجین تأکید شده است.

راودراد در تحلیل تغییرات نقش زن در جامعه و تلویزیون به مقایسه نقش زن در سریال‌های ایرانی در سال‌های 1374 و 1378 پرداخته است. نتایج این تحلیل نشان می‌دهد که نقش زن در سریال‌های تلویزیونی ایرانی در طول دوره مورد مطالعه تغییر کرده است که این تغییر ناشی از تغییر در وضعیت نقش زنان و همچنین تغییر در نظر فرهنگ‌سازان جامعه نسبت به زنان بوده است که باعث شده تصویر زن در طول این دوره کاملاً متفاوت باشد. تصویر زن در سریال‌های سال 1374، تصویری کاملاً سنتی بوده و مهم‌ترین نقش زن، نقش خانوادگی او به عنوان مادر و یا همسر بوده است. اما این تصویر در سریال‌های سال 1378 بسیار متفاوت است. به طوری که حدود 60 درصد از زنان نقش اول تصویر شده، شاغل، تحصیل‌کرده و دارای فعالیت اجتماعی بیرون از منزل هستند. با این حال زنان شاغل و تحصیل‌کرده سریال‌ها بیشتر از نقش‌های شغلی و تحصیلی، در نقش‌های خانوادگی و در محیط خانه تصویر شده‌اند. نتیجه این پژوهش نشان می‌دهد که با وجود این که در این دوره تلویزیون زنان را به تحصیل و اشتغال تشویق می‌کند، اما این امور را تا جایی که مخل و مانعی برای ایفای نقش‌های سنتی و خانوادگی آنان نباشد مجاز و مورد قبول می‌داند. در صورت تعارض میان نقش‌های خانوادگی سنتی و اشتغال و تحصیل، نگاه سنتی غالب است و زن برای آرامش و دوام خانواده به خانه‌نشینی و عقب‌نشینی از موقعیت‌های اجتماعی ترغیب می‌شود. همچنین نقش اول را در خانواده مردان ایفا می‌کنند و و این نقش تنها در صورتی که به دلایلی چون مرگ، بیماری، بی‌کاری و زندان برای مردان مقدور نباشد به زنان واگذار می‌شود (راودراد، 1380: 133- 156).
پژوهش فوق بر مؤلفه‌های مربوط به موقعیت و نقش‌های جنسیتی مد نظر پژوهش حاضر تأکید داشته است. بر اساس این پژوهش با وجود نمایش موقعیت و پایگاه اجتماعی بالای زنان از نظر تحصیلی و شغلی، همچنان بر نقش‌های سنتی و خانوادگی جنسیتی زنان در سریال‌ها تأکید می‌شود.

اعزازی به مطالعه 112 فیلم داستانی کوتاه و سریال ایرانی که در فاصله زمانی 1375 تا 1376 پخش شده پرداخته است. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد داستان سریال‌ها اغلب در شهرهای بزرگ اتفاق افتاده است. خانواده‌های نمایش داده شده اغلب خانواده‌ی هسته‌ای بوده و تعداد فرزندان خانواده یک تا دو نفر بوده است. روابط خانواده‌ها اغلب با خویشاوندان و سپس با همسایگان بوده است. هرچند مردان و پسران گاهی در حال انجام کارهای خانه نشان داده شده‌اند اما به طور معمول این امور به عهده زنان بوده است. تصمیم‌گیری‌های خانواده اغلب به صورت اشتراکی تصویر شده‌اند اما با این حال پدر مقتدر و مادر مقتدر هم وجود داشته که اقتدار مادر بی‌دلیل و بیشتر بر اثر اخلاق بد او بوده است. خانه به جای آن‌که به صورت مکانی صمیمانه و عاطفی به نمایش درآید، محل نمایش روابط ضدیتی بوده که این فضای ضدیت ناشی از رفتار اعضا با یکدیگر بوده است و زنان، با اعتراض مداوم به شوهران و فرزندان خود، در این رابطه نقش بیشتری داشته‌اند. حمایت و پشتیبانی اعضای خانواده از یکدیگر بیشتر در حیطه‌ی رسیدگی به امور جسمانی و سلامت و تغذیه بوده است. رفتارهای اعتراضی مادر بیشتر متوجه دختران و رفتارهای هم‌دلی او بیشتر متوجه پسر خانواده بوده است و فرزندان اغلب در برابر والدین مطیع و فرمان‌بردار تصویر شده‌اند (اعزازی، 1380: ). بنابراین با توجه مؤلفه‌های مورد نظر پژوهش، خانواده‌های نمایش داده شده در این فیلم‌ها اغلب دارای روابط غیر صمیمی و غیر عاطفی، ساخت قدرت و نظام تصمیم‌گیری مبتنی بر مشورت (اما همچنان با تأکید بر برتری مرد)، روابط اجتماعی محدود اعضای خانواده و تقسیم کار سنتی بر اساس نقش‌های جنسیتی بوده است.

نتایج پژوهش دیگری، تحلیل محتوای سریال به سوی افتخار، نشان می‌دهد که با وجود آن‌که در سریال مذکور زن به عنوان شخصیت مثبت مطرح است، با این حال کم‌ترین حضور را در صحنه‌ها دارد. بیشتر به عنوان همسر ایفای نقش می‌کند و فرایندهای کنش وی اغلب هم‌دلی و دوستی است. انگیزه‌های رفتاری‌اش همواره مثبت است و از نظر ویژگی‌های فکری، اخلاقی و احساسی، بیشتر از همه در برخوردهایش ویژگی‌های احساسی ملاحظه می‌شود (قاسمی و قره‌شیخ‌لو، 1377). در نتیجه می‌توان گفت از منظر نوع خانواده‌ی مطلوب تصویر شده، این سریال بر نوع خانواده‌ی سنتی و نقش‌ها و کلیشه‌های جنسیتی تأکید داشته است.

اعزازی در پژوهش دیگری از تحلیل خانواده‌های به نمایش درآمده در سریال‌های تلویزیونی سال 1368 به این نتیجه رسیده است که این خانواده‌ها با الگوی مورد تأکید در نظریه پارسونز هماهنگ است. در نتیجه این پژوهش خانواده‌های نمایش داده شده در سریال‌های تلویزیونی، خانواده‌های هسته‌ای بوده و تقسیم نقش بر اساس جنس و سنت صورت گرفته است و حالت پدرسالاری در خانواده شکل غالب بوده است. یعنی مادر مسئول امور خانگی و خانه‌داری و پدر مسئول کارهای بیرون از خانه و نان‌آوری بوده است. در این سریال‌ها بر نمایش زنان در خانواده و عدم حضور او خارج از خانواده تأکید بسیاری شده و چنین وانمود شده است که هرگاه زنان قادر به ارائه نقش سنتی خود (مادر- همسر) نباشند، مشکلات خانوادگی بروز می‌کند. همچنین تغییر در سنت‌ها و ارزش‌های ناعادلانه و اصولا هر نوع تغییر در زندگی نامطلوب قلمداد شده و زنان بیشتر از مردان مدافع سنت‌ها (حتی بر خلاف منافع فردی خودشان) بوده‌اند (اعزازی، 73: 34- 37). برخی خصوصیات احساسی زنانه به صورت ضعف و بیچارگی زن نمایش داده شده است. زنان در برقراری ارتباط با همسران خود دارای حالت انفعالی بوده و تقاضای انجام فعالیت‌ها از آنان را داشته‌اند. زنان از نظر روابط اجتماعی، افرادی منزوی تصویر شده‌اند و زنان مسن فاصله فکری زیادی با فرزندان خود داشته تمایل زیادی به انجام کارهای خرافی داشته‌اند. روابط به نمایش درآمده همسران، و حتی سایر اعضای خانواده با یکدیگر، در این سریال‌ها به صورت تسلیم و یا پرخاش‌گری نمایش داده شده است و حل مشکلات خانوادگی نیز نه به صورت منطقی، از طریق گفت‌و‌گو و تفاهم، بلکه به صورت ناگهانی و یا در اثر دخالت و اقدام افراد خارج از خانواده انجام می‌گرفته است (همان: 178- 180). بنابراین گونه‌ی مسلط خانوادگی بر اساس روابط و نقش‌های جنسیتی تصویر شده در سریال‌های مورد نظر پژوهش بالا، نقش‌های سنتی و جنسیتی و روابط مبتنی بر برتری مرد بوده است.

نتایج مطالعه‌ی پیرحیاتی حاکی از آن است در سریال‌های تلویزیونی زنان بیشتر در نقش خانه‌دار ظاهر می‌شوند و خصوصیات شخصیتی منفی همچون احساساتی بودن، توقع زیاد، تسلیم‌پذیری زیاد، حسادت، مظلومیت و ستم‌کشی، پرحرفی و پرچانگی و خشونت در مورد آن‌ها تصویر می‌شود (پیرحیاتی، 1373). بنابراین در سریال‌های مورد نظر پژوهش بالا، با توجه به تفکیک نقش‌های سنتی و کلیشه‌های جنسیتی در خانواده، گونه‌ای از خانواده‌ی سنتی به نمایش درآمده است.

در مطالعه‌ای با عنوان تصویر زن در سریال چراغ خانه، فعالیت‌های زن نقش اول به عنوان یک دختر جوان به مکان‌ها و امور خاصی محدود می‌شود. در محدوده‌ی خانه، شست‌وشوی ظروف، چیدن شیرینی، گل‌آرایی، کوبلن‌دوزی و در فعالیت‌های خارج از خانه، منفعل بوده و یا به شکل حضور در مکان‌های خرید تصویر شده است. در نقش همسر، بیشتر پیشنهاد می‌کند و یا دختر خود را راهنمایی و یا کنترل می‌کند و در نقش همسر، بیشتر انتظار دارد شوهر مسایل را حل کند، منفعلانه عمل می‌کند و به نحو پایدار به برادر خود وابسته است (قاسمی، 1371). در نتیجه در این سریال با توجه به نتایج پژوهش فوق بر نقش‌های جنسیتی و سنتی و روابط مبتنی بر اقتدار مرد و انفعال زن تأکید شده است.

نتایج پژوهش‌های محمدی، اسدی و افلاتونی (1357) درباره سریال‌های تلویزیونی ایرانی نشان می‌دهند که تفکر و نگاه سنتی در بازنمایی ساخت خانواده، روابط و نقش‌های جنسیتی غالب است. این پژوهش‌ها نشان می‌دهد که در سریال‌ها مرد به عنوان نان‌آور و زن به عنوان کسی که کارهای خانه را به خوبی انجام می‌دهد و نسبت به همسرش وفادار است نمایش داده می‌شوند و مشکلات زناشویی هم تنها با انعطاف‌پذیری زن حل می‌شوند (صادقی و کریمی، 85: 85، به نقل از گالاگر، 1981: 57). بنابراین گونه‌ی خانوادگی مسلط در این سریال‌ها نیز تأکید بر نقش‌های سنتی و جنسیتی و روابط مبتنی بر برتری و اقتدار مرد بوده است.

همان طور که مشاهده می‌شود با توجه به مرور پیشینه‌ی تحقیقات انجام شده در زمینه‌ی موضوعات مرتبط با موضوع پایان‌نامه، می‌توان به این نتیجه رسید که در تمامی پژوهش‌های انجام شده، در طول مدت زمان انجام شده‌ی تحقیقات در حدود 30 سال پیش تا سال‌های اخیر، همواره بر نقش‌های سنتی و کلیشه‌های جنسیتی و فرهنگی در خانواده‌های سینمایی و تلویزیونی تأکید و تصریح بسیاری وجود داشته و تصورات قالبی در مورد کلیشه‌های جنسیتی مداوماً در خانواده‌های فیلم‌ها و سریال‌ها بازتولید شده‌اند.
ثبات و دوام بازتولید کلیشه‌های فرهنگی و جنسیتی در تقسیم نقش‌های خانوادگی در حالی است که در سال‌های اخیر نگرش نسبت به جایگاه و موقعیت اجتماعی زنان و در عین حال بعضاً روابط بین دو جنس و ساخت قدرت خانواده در حال تغییر بوده است. تحقیقات انجام شده درباره‌ی خانواده‌های نمایش داده شده در فیلم‌ها و سریال‌ها در سال‌های اخیر نشان می‌دهد، زنان در این فیلم‌ها و سریال‌ها جایگاه و موقعیت برتری نسبت به گذشته یافته‌اند؛ در عین حال روابط بین زوجین به سمت صمیمیت بیشتر گرایش پیدا کرده و ساخت قدرت در خانواده موازنه‌ی بیشتری نسبت به گذشته نشان می‌دهد، هرچند که همچنان بر برتری مرد تأکید بیشتری وجود دارد.
با این حال با وجود تحقیقات متعدد صورت گرفته در زمینه‌ی روابط و نقش‌های خانوادگی، هیچ یک گونه‌ها و انواع خانوادگی نمایش داده شده در فیلم‌ها و سریال‌ها را مورد توجه قرار نداده‌اند و عموماً به شکل غالب خانواده‌های بازنمایی شده اکتفا کرده‌اند. همچنین نمایش خانواده در فیلم‌ها

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند