پایان نامه درمورد معیارهای ورود و معیارهای خروج

شکل 1-2 ناحیه پشتی جانبی پیش پیشانی چپ
تحریک مستقیم مغز tDCS
یکی از قدیمی‌ترین روش‌های غیر‌تهاجمی برای تعدیل فعالیت مغزی می‌باشد. جریان کم آن شامل 1-2 میلی‌آمپر می‌باشد و دارای دو الکترود است که اولین الکترود آن روی پوست سر در ناحیه‌های قشری قرار می‌گیرد و دومین الکترود آن هم می‌تواند روی پوست سر و هم می‌تواند روی بازو یا پا قرار گیرد.تحریک می‌تواند 20 دقیقه به طول بینجامد. آنود باعث افزایش تحریک‌پذیری قشری و کاتد باعث کاهش تحریک پذیری قشری می‌شود(نیتچه و پائولس، 2000).
در حین و بعد از تحریک این تاثیرات به صورت مستقیم در کرتکس حرکتی و دیداری مشاهده می‌شوند و علت آن تغییرات شلیک عصبی در سیناپس ها می‌باشد. بنابراین tDCS شلیک‌های عصبی خود‌به‌خودی را تعدیل می کند و همچنین می‌تواند فعالیت‌های خود‌به‌خودی را افزایش دهد بنابراین کرتکس حرکتی و حتی یادگیری زبان را ارتقا می بخشد( هومل و همکاران، 2005 و فلوئل و همکاران، 2008).
کاربرد مقادیر خفیف جریانات الکتریکی برای تغییر عملکرد مغزی پیشینه‌ای حدود دویست ساله دارد. برسی‌های اولیه بر‌روی نمونه‌های حیوانی نشانگر تغییر فعالیت قشر مخ در اثر‌گذر جریان الکتریکی به صورت افزایش یا کاهش تحریک‌پذیری، بسته به شرایط جریان الکتریکی عبور داده ‌شده می‌باشد. این اثرات با تغییر در میزان ساخت پروتئین‌ها و سطوح درون سلولی حلقوی و کلسیم تا مدتی پا‌برجا می‌ماند اما عموما برگشت پذیر و فاقد عوارض در عملکرد و ساختار سلول ها می‌باشند(اختیاری و پرهیزگار، 1392).
بررسی‌ها نشان می‌دهد در صورت قرار‌گیری کاتد و آند بر‌روی جمجمه حدود50‌ درصد جریان الکتریسیته بر‌قرار شده از داخل مغز عبور می‌نماید. بر‌این‌اساس بهره ‌گیری از اثرات این جریانات مستقیم الکتریکی با قرار دادن الکترود برروی جمجمه در قالب فناوری tDCS معرفی گردید و مورد استفاده قرار گرفت. البته در tDCS بر خلاف روش هایی مانند rTMS (تحریک مغزی از روی جمجمه با امواج الکترو مغناطیسی) تحریک انجام شده درحد ایجاد پتانسیل عمل و ایجاد پاسخ (برای مثال انقباضات عضلانی) نمی‌باشد بلکه تغییرات صورت پذیرفته در جهت اصلاح ساختار و عملکرد نورون‌ها در جهت مطلوب و مدنظر هدایت می گردد ( اختیاری و پرهیزگار، 1392).
tDCS می‌تواندعملکرد‌های کنترل شناختی ازجمله توجه، مقررات، ولع‌سیگار و ولع‌غذا را افزایش دهد.تحریک جریان مستقیم از روی جمجمه یک روش بی‌خطر، غیر‌تهاجمی و ارزان برای تعدیل تحریک‌پذیری عصبی است.این تعدیل تحریک‌پذیری قشر مغز با استفاده از جریان‌های کوچک الکتریکی مستقیم(1 ~ 2 میلی‌آمپر)به پوست سر ازطریق دو الکترود با قطب مخالف( anodal و cathodal) قرار داده شده برروی پوست سر تحویل داده می‌شود. تحریک آندی باعث افزایش تحریک‌پذیری قشر مغز در حالی که تحریک کاتدی موجب کاهش تحریک‌پذیری قشر مغز می شود. این اثرات می‌تواند پس از یک جلسه تحریک از 13 تا 20 دقیقه باشد و تا 90 دقیقه و بیشتر می‌تواند تحریک بعد از تکرار را افزایش دهد (جیانسونگ، فرگنی، برادی و رحمان ، 2013).
در یک تحقیق که هدف آن تاثیر tDCS در ناحیه DLPFCبر ولع‌مصرف سیگار بود و توسط باجیو انجام گرفت به این نتیجه رسید که tDCSبر ولع‌مصرف نتیجه معکوس دارد. این تحقیق به‌روی 27 نفر اجرا شد و جلسات آن 5 روز متوالی بود و ناحیه پشتی جانبی لوب پره فرونتال تحریک شد(باجیو و همکاران، 2009).
منگ، لیو، یو، و ما(2014) پژوهشی با هدف تاثیر tDCS در ناحیه فرونتال- پریتال- تمپرال در کاهش رفتار سیگار کشیدن‌انجام دادند در این مطالعه پرتکل درمانی این‌گونه بود آزمایش شامل 3 جلسه بود که شامل جلسه قبل از تحریک، جلسه تحریک و جلسه بعد از تحریک می‌شد.در جلسه قبل از تحریک 20 محرک بصری مختلف به صورت تصادفی نشان‌داده می‌شد و بلافاصله جلسه تحریک شروع می‌شد. شرکت کنندگان به مدت20دقیقه کاتد دریافت کردند سپس در این مرحله برای کاهش استرس و بودن در این درمان از کتاب و تلوزیون استفاده‌شد و در نهایت جلسه بعد از تحریک در این جلسه آزمون ارائه‌ شد و به برسی تفاوت بین توجه به نشانه‌های مصرف پرداخته شد. تحقیق نشان‌داد افراد قبل از درمان تعداد نخ یکسانی مصرف می‌کردند ولی بعد از درمان به نسبت قابل‌توجهی تعداد نخ کاهش یافت حتی بررسی یک آزمون دیگر در این مطالعه نشان‌داد تحریک کاتد باعث کاهش دو برابری نشانه‌های سیگار کشیدن می‌شود.
جیانسونگ، فرگنی، برادی و رحمان(2013) تحقیقی با عنوان tDCS اثرات منفی به ولع ‌مصرف در سیگاری‌های قطع‌شبانه را کاهش می‌دهد را انجام دادند. در این مطالعه شرکت کنندگان از طریق آگهی جمع آوری‌شدند و رضایت‌نامه را پر کردند. معیارهای ورود برای شرکت‌کنندگان سلامت عمومی، سن بین 18 تا 60 سال، تعداد نخ مصرفی بیش از10 نخ سیگار در روز به مدت حداقل2 سال بدون استفاده از مواد مخدر، بنزودیازپین، متاامفتامین، الکل… و معیارهای خروج عبارت‌اند از بیماری‌های پزشکی، اختلالات روانپزشکی و بارداری بودند.
برای سنجش در این مطالعه از آزمون‌های تحمل فاگرشتروم برای وابستگی به نیکوتین، آزمون UTS برای میزان تمایل به سیگار، آزمون حالت‌های خلقی POMS و پرسشنامه سابقه مصرف سیگار و اطلاعات خانوادگی استفاده شد. شرکت کننده‌های این مطالعه 24 نفر می‌باشند که با میانگین سنی 45 سال و میانگین سیگار مصرفی17 نخ در روز و میانگین آزمون فاگرشتروم 7/5 بودند. بعد از ارزیابی‌های پایه افراد در دو جلسه مورد آزمون قرار می‌گرفتند یک جلسه برای آزمایش واقعی و یک جلسه برای شم، در دو روز متفاوت با فاصله 48 ساعت بود. روز جلسه در ساعت10 صبح در هر گروه بود افراد بعد از10 ساعت قطع شبانه مورد ازمایش قرار می‌گرفتند. بعد از اطمینان از قطع مصرف و استفاده نکردن از مواد که با دو آزمایش ادرار و تنفس برسی شدند شرکت کننده‌ها پرسشنامه‌ها را شامل UTS و POMS و آزمون کامپیوتری توجه را پر‌کردند.
بعد از این کار آن ها عکس و فیلم‌هایی مرتبط با سیگار کشیدن را تماشا کردند تا باعث ولع‌مصرف افراد گردد. این کار به مدت 5 دقیقه انجام می‌گرفت. علاوه‌براین که نشانه‌های مصرف سیگار را تماشا کردند به صورت عملی باید پاکت سیگار را روی میز جلوی خود می‌گذاشتند، سیگار را نگه دارند، سیگار را در دهان بگذارند و فندک را روشن و خاموش کنند.
بعد از انجام این کارها و برانگیختن نشانه‌های سیگار کشیدن tDCS را یا بصورت شم یا واقعی در ناحیه DLPFC چپ دریافت می‌کردند. بعد از دریافت TDCS آن‌ها پرسشنامه عوارض جانبی tDCS، آزمون کامپیوتری شده توجه، UTS و POMS را مجددا پر کردند.
طبق گفته محقق این مطالعه برای اولین بار به برسی اثر tDCS در خلق‌و‌خو، توجه، و میل به سیگار در سیگاری‌های وابسته به نیکوتین بعد از قطع‌شبانه پرداخته است. یافته‌های اصلی این مطالعه این بود که تحریک آند در DLPFC چپ باعث کاهش نشانه‌های منفی افراد سیگاری بعد از قطع‌شبانه می‌شود.این کاهش تحت‌تاثیر ارتباط مثبت با سطح وابستگی به نیکوتین بود که توسط آزمون فاگرشتروم برسی‌شد. با این‌حال tDCS تاثیر قابل‌توجهی در شدت ولع‌مصرف و توجه دیداری می‌شود.
مطالعه دیگری توسط فرگنی و همکاران(2006)با موضوع tDCS در کاهش ولع مصرف سیگار انجام‌ شد. دراین مطالعه پرتکل درمانی به‌این شرح می‌باشد:
1- خط پایه ارزیابی: شرکت کنندگان یک مقیاس (VAS)را دریافت کردند که دارای 16 آیتم است و خلق را ارزیابی می کرد و یک مقیاس اندازگیری ولع‌مصرف 5 آیتمی بود که از 0 تا 100 نمره‌بندی می‌شود.
2- برانگیختن نشانه‌های ولع‌مصرف: شامل دستکاری کردن با سیگار، تماشای فیلمی که افرادی دارند سیگار می‌کشند و بازکردن پاکت سیگار و … این پروسه به مدت 30 ثانیه به طول انجامید.
3- شرکت‌کننگان دوباره ولع‌مصرف شان مورد سنجش قرار گرفت.
4- در این مرحله شرکت‌کنندگان به ‌مدت 20 دقیقه tDCS دریافت نمودند و ناحیه مورد هدف DLPFC بود.
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.