پایان نامه درمورد فرایندهای شناختی و نشانه های محیط

رویکرد شرطی سازی
محرکهای بی اثر موجود در محیط در طول دورهای که فرد شدیداً با مواد در ارتباط است طی فرایند یادگیری شرطی به ایجاد پاسخهای شرطی منجر می شوند. پاسخهای شرطی که توسط نشانه ها(دیدن سوزن و سرنگ، یا مکانی که قبلا در آن مواد تزریق میشده است)ایجاد میشوند، به شرایط محرومیت شباهت دارند . این محرومیت شرطی به نوبه خود بواسطه تمایل معتاد به رهایی از تجربه نامطبوع محرومیت شرطی موجب بازگشت به استفاده از دارو می شود . بررسی نوع و شدت پاسخ های شرطی بیمار در مواجهه با نشانه ها مبنای سنجش ولع خواهد بود. القای ولع مصرف بوسیله نشانه و سنجش ولع خودگزارشگر یا شاخصهای فیزیولوژیک بر اساس این رویکرد شکل گرفته اند(معارف وند و همکاران،2011).
رویکرد انگیزشی
ولع بخشی از ساختار انگیزشی در دو سطح است: تکانه ها/بازدارنده ها و انگیزه ها. کششهای قدرتمند از اختلالی ناشی میشوند که در اثر تغییرات ایجاد شده توسط مواد در ساختار انگیزشی بوجود می آید. نشانه های محیطی، انتظارات، شرطی شدن، اختلال هیجانی، حساس سازی مغز و رویدادها و پیشامدهای لحظه ای می توانند زمینه ساز ولع باشند. معادل گزاری برای ارزش تقویتی مواد، آزمونهای تصمیم گیری مخاطره در این رویکرد قرار دارند(معارف وند و همکاران،2011).
رویکرد شناختی
ولع ریشه شناختی در باورهای نادرست در زمینه نیاز به مواد دارد. از جمله می توان به انتظارات مثبت از مصرف مواد اشاره کرد که ولع مصرف را ایجاد می کنند. به نظر می رسد ولع مصرف مواد بوسیله فرایندهای شناختی خودکار یا غیرخودکار کنترل میشوند. آزمونهای پردازش شناختی مانند آزمونهای استروپ اعم از استروپ ساده، استروپ هیجانی و استروپ ویژه اعتیاد و آزمون کامپیوتری جستجوی نقطه تصویری و واژگانی مبتنی بر رویکرد شناختی می باشند(معارف وند و همکاران،2011).
ابزارهای سنجش ولع
اکنون به توضیح برخی از ابزارهای ساخته شده براساس رویکردهای مذکور می پردازیم.
ابزارهای گزارش شخصی
تقریباً تمامی نظریه پردازان حوزه ی ولع مصرف معتقدند حداقل بخشی از سنجش ولع مصرف میبایست از طریق بررسی گزارش شخصی آزمودنی انجام پذیرد.که استفاده از این ابزارها به دلیل اعتبار مستقیم بالا،سادگی بیشتر جهت طراحی و کاربرد آسان آنها بسیار شایع می باشد)روبینسون و بریج،1993؛به نقل از معارف وند و همکاران،2011). برای استفاده از این روش باید چندین شرط را مورد توجه قرار داد. اول آن که موارد مورد پرسش و واژه های به کار رفته دارای تعریف مشترک در میان آزمودنی ها و هم چنین میان آزمودنیها و پژوهشگر باشد. دوم آن که آزمودنی بتواند تحلیل دقیقی از شرایط درونی خود داشته باشد. گزارش های مخدوش به علت وضعیت ذهنی دفاعی و یا عدم حساسیت آزمودنی به شرایط خود شایع میباشند. سوم آن که آزمودنی باید در پاسخهای خود صداقت داشته باشد، گنجاندن چند سئوال جهت بررسی میزان صداقت آزمودنی در ابزار سنجش ولع مصرف توصیه میشود و در آخر این که چارچوب نظری طراحی پروژه ی مطالعاتی و واژگان و مفاهیم به کار رفته در طراحی پرسشنامه باید از اصول یکسانی تبعیت نمایند(ویجینگز،1973؛به نقل از معارف وند و همکاران،2011). ابزارهای گزارش شخصی خود به نوع ابزارهای گزارش شخصی برای مقادیر پایه ولع مصرف و ابزارهای گزارش شخصی برای مقادیر ولع مصرف القایی تقسیم می شوند.
در ایران ابزارهایی برای سنجش ولع مصرف با استفاده از روش های القایی طراحی و اعتباریابی شدهاند. از جمله این ابزارها میتوان به تهیه و ارزیابی پنج آزمون تصویری ارزیابی ولع مصرف در گروه های مختلف معتادین اوپیوئیدی و آزمون تصویری ولع مصرف برای مصرفکنندگان متآمفتامین اشاره نمود. واژگانی که القاکنندهی ولع مصرف مت آمفتامین هستند و واژگانی که برای ولع مصرف در میان سوءمصرف کنندگان مواد در ایران رایج هستند، مورد مطالعه قرار گرفته اند(هارت و همکاران،2001؛ دزفولی و همکاران،2010).
معادل گذاری برای ارزش تقویتی مواد
اگر بتوان ولع مصرف را به عنوان بازتابی از انگیزه ی مصرف مواد در نظر گرفت، میزان این ولع مصرف را میتوان براساس میزان پیش بینی فرد معتاد از لذت حاصل از مصرف مواد (اثر تقویتی مثبت ) ارزیابی نمود. این میزان پیش بینی یا پیشگویی را می توان با روشهای مختلف سنجش نمود(گاردنر،1993؛به نقل از معارف وند و همکاران،2011).
یکی از روشهای ارزیابی این شاخص، بررسی مقدار کل یا تلاشی است که انسان یا حیوان برای به دست آوردن و استفاده از مواد، حاضر است انجام دهد)مارلات و همکاران،1973؛به نقل از معارف وند و همکاران،2011). واضح است که به کارگیری این الگو در نمونه های انسانی مشکل است. براساس الگوهای اقتصاد رفتاری، کمیت این شاخص را می توان با بررسی انتخاب فرد بین گزینه دریافت مقداری پول و یا دریافت مواد تعیین نمود. هر چقدر آزمودنی حاضر باشد از مقادیر پول بالاتری در مقایسه با دریافت مواد صرف نظر کند، ارزش تقویتی مواد در آن فرد بیشتر خواهد بود. هم چنین در این روش وجود انگیزه های دیگر نظیر انگیزه ی ترک مواد، تناظر یک یه یک انگیزه دریافت پول و انگیزه دریافت مواد را بر هم میزند(معارف وند و همکاران،2011).
خود مصرفی مواد
در نظر پژوهشگرانی که ولع مصرف را در واقع بازتاب قصد رفتاری برای مصرف مواد می دانند، در واقع میزان مصرف مواد در مقایسه با گزارش های فردی از تجربه ی شخصی، شاخص بهتری برای سنجش ولع مصرف می باشد(کاشینسکی و همکاران،1995؛به نقل از معارف وند و همکاران،2011).تأکید بر رفتارهای مصرف مواد همچنین در افرادی که اصلاً به مفهومی به عنوان ولع مصرف اعتقاد ندارند، افرادی که از مدلهای حیوانی برای بررسی ولع مصرف استفاده می نمایند و همچنین پژوهشگرانی که معتقد به ابعاد غیرآگاهانه در پدیده ی ولع مصرف هستند، جایگاهی ویژه دارد . البته باید به این نکته توجه داشت که بسیاری از پژوهشگران معتقدند لزوماً ولع مصرف، موجب مصرف مواد نمی شود و هم چنین وجود ولع مصرف برای مصرف مواد ضروری نیست)کارتر و همکاران،1993؛به نقل از معارف وند و همکاران،2011). بنابراین رابطه بین رفتارها مصرف مواد و ولع مصرف در قالب یک رابطه علی و معلولی قوی زیر سوال است. در پژوهشهای گوناگون از شاخصهای مختلف رفتار مصرف مواد به عنوان نشانگر ولع مصرف استفاده شده است. برای مثال، فاصله زمانی بین خروج از درمان، تا اولین دفعه ی مصرف مجدد، یکی از رایج ترین این شاخصها میباشد. همچنین در مطالعات مختلف از متغیرهای مقدار داروی مصرفی، دفعات مصرف شدت پکهای زده شده به سیگار و فاصله ی زمانی بین پکها (در مطالعات روی ولع مصرف سیگار) در این جهت استفاده شده است(اختیاری و همکاران،2008).
پاسخ دهی سایکو-فیزیولوژیک
تغییرات سایکوفیزیولوژیک مانند ضربان قلب، دمای بدن، فشار خون و هدایت پوستی و ترشح بزاق می توانند به عنوان شاخص ولع مصرف به کار روند. در استفاده از این شاخص ها فرض بر این است که این مقادیر کمتر تحت کنترل آگاهانه آزمودنی ها بوده و بنابراین نسبت به گزارشهای فردی، از اعتبار بالاتری بر خوردارند(اختیاری و همکاران،2006).
البته استفاده از این روشها نیز تا اندازهای زیر سئوال است زیرا تغییرات این شاخص ها لزوماً ارتباط مستقیمی با ولع مصرف ندارند. برای مثال، افزایش ضربان قلب در حین آزمونهای تحریک ولع مصرف می تواند ناشی از تلاش فیزیکی فرد برای مقابله با مواجهه با نشانه های تحریک ولع مصرف باشد (کیز و همکاران،1950؛به نقل از معارف وند و همکاران،2011).
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.