پایان نامه درمورد عاطفه مثبت و پیگیری

پس آزمون
50/6
08/1
002/0
پیگیری
00/6
55/1
019/0
پس آزمون
پیگیری
50/0-
94/0
00/1
بر اساس نتایج آزمون بنفرونی در جدول 4-7 و سطوح معناداری درج‌شده در این جدول، مشاهده میشود در عاطفه مثبت بین مرحله پیش آزمون و پس آزمون (01/0p<)؛ و پیش آزمون با پیگیری تفاوت معناداری وجود دارد (001/0p<). به عبارتی، آزمودنیهای گروه آزمایش که tDCS دریافت کرده اند میانگین نمرات شان در عاطفه مثبت از پیش آزمون (24) تا پس آزمون (62/30) و پیگیری (50/31) افزایش معناداری داشته است. بین مرحله پس آزمون و پیگیری در عاطفه مثبت تفاوت معناداری وجود ندارد (05/0p>). همچنین نتایج آزمون بنفرونی در جدول فوق برای عاطفه منفی نیز نشان می دهد بین مرحله پیش آزمون و پس آزمون (01/0p<)؛ و پیش آزمون با پیگیری تفاوت معناداری وجود دارد (05/0p<). به عبارتی، آزمودنیهای گروه آزمایش که tDCS دریافت کرده اند میانگین نمرات شان در عاطفه منفی از پیش آزمون (12/38) تا پس آزمون (62/31) و پیگیری (12/32) کاهش معناداری داشته است. اما بین مرحله پس آزمون و پیگیری در عاطفه منفی تفاوت معناداری وجود ندارد (05/0p>). در مجموع نتایج فوق حاکی از تایید فرضیه دوم پژوهش و بعبارتی بهبود خلق و خوی افراد دریافت کننده tDCS می باشد.
همچنین جهت بررسی معناداری بالینی تغییرات عاطفه مثبت و عاطفه منفی از پیش آزمون تا پس آزمون و از پس آزمون تا پیگیری، شاخص درصد بهبودی برای هر یک از متغیرها محاسبه شد. شاخص درصد بهبودی از مرحله پیش آزمون تا پس آزمون (58/27-) و از مرحله پیش آزمون تا پیگیری (25/31-) برای عاطفه مثبت؛ و همچنین شاخص درصد بهبودی از مرحله پیش آزمون تا پس آزمون (05/17) و از مرحله پیش آزمون تا پیگیری (73/15) برای عاطفه منفی، بهبودی قابل توجهی را نشان می داد. بعبارتی tDCS افزایش عاطفه مثبت و کاهش عاطفه منفی در افراد وابسته به مت آمفتامین را در پی داشته است.
فصل پنجم
بحث و نتیجه گیری
اعتیاد به عنوان یک بیماری مزمن جسمى، روانى و اجتماعى، پیشرونده، عود کننده و تخریب کننده فرد، خانواده و جامعه که در نوع خود یکى از آسیب رساننده ترین بیمارى ها و مشکلات اجتماعى است، توصیف شده است. در این میان مخرب ترین ویژگى اعتیاد عودهاى مکرر پس از دوره هاى کوتاه و بلند قطع مصرف بوده و در این راستا ولع مصرف مواد به عنوان مهمترین عامل در بازگشت به مصرف مطرح مى باشد(فاکس، تاله، مالیسون، آندرسون، و کرک 2005).
همچنین گفته می شود که اعتیاد بیماری مغزاست، یعنی فرایند حیاتی که رفتار اختیاری مصرف مواد را به مصرف جبری مواد تبدیل می کند، ریشه در تغییراتی در ساختمان و شیمی اعصاب مغز مصرف کننده دارد)کاپلان سادوک،1389). مطالعات تصویربرداری عصبی نواحی درگیر مغزی در ولع مصرف را به خوبی نشان داده است.در آسیب شناسی فیزیولوژیکی ولع یک شبکه عصبی شامل هسته آکومبنس، آمیگدالا، سینگولیت قدامی، قشر پیش پیشانی حدقه ای و قشر پیش پیشانی پشتی جانبی مشارکت دارد.(کامپرودون،راگا،آلونسو-آلونسو،شیح ، پاسکال،2007).
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.