پایان نامه درمورد سازمان بهداشت جهانی و مشکلات روانشناختی

محرک ها: این دسته از مواد با تحریک سیستم عصبی مرکزی حالت سرخوشی بوجود می اورند که از آن جمله می توان به آمفتامین ها،متدرین،دکسدرین،آیس،شیشه و کریستال اشاره کرد.
توهم زاها: این مواد بر روی سیستم عصبی مرکزی تاثیر می گذارند و عملکردهای ادراکی را تغییر می دهند که عبارتند از :LSD، اکستاسی ، دی متیل تریپتامین، فن سکلیدین.
کند سازها: الکل، باربیتورات ها، بنزودیازپین ها به عنوان کند ساز سییستم عصبی مرکزی در نظر گرفته می شوند.
نارکوتیکها: سیستم کنترل عصبی را دچار ضعف می کنند و درد را کاهش می دهند که شامل تریاک، مرفین، کدئین، متادون و هروئین می باشند(آقابخشی،صدیقی و اسکندری،1388).
پیشرفت ها در زمینه علوم اعصاب در طول دو دهه گذشته، مکانیسم های سلولی را که در زیربنای اثرات حاد و مزمن سومصرف مواد نقش دارند را شناسایی کرده اند و مشخص شده است که سومصرف مواد پدیده ای فراتر از مصرف تکراری الکل و مواد می باشد. مصرف مداوم مواد فقط به وسیله ولع های شدید و غیرداوطلبانه مشخص نمی شود بلکه باید به فقدان کنترل بر الگوی اجباری جستجوی ماده و مصرف توجه کرد. برخلاف اینکه تقریبا همه اتفاق نظر دارند که وابستگی به مواد فراتر از سومصرف مواد می باشد،اما مخالفت های زیادی در مورد تعریف دقیق آن وجود دارد(آلتمن و همکاران،1996).
سازمان بهداشت جهانی (1969) واژه اعتیاد را از میان برداشت و به جای آن واژه وابستگی به مواد را معرفی کرد تا این اصطلاح بتواند وابستگی فیزیولوژیک(تحمل،نشانه های ترک) و وابستگی روان شناختی را(ولع شدید،فقدان کنترل،جستجوی اجباری مواد و مصرف اجباری مواد)را در بر بگیرد. ازاصطلاح وابستگی به مواد تعاریف رسمی زیادی صورت گرفته و در طول چند دهه معنی رایج آن بارها تغییر کرده است.برای تعریف جنبه های مختلف وابستگی دو مفهوم وابستگی جسمی و وابستگی رفتاری به کار میروند. در وابستگی رفتاری ،فعالیت های موادجویی و شواهد مربوط به الگوهای مصرف بیمارگون مورد تاکید قرار می گیرد. اما در وابستگی جسمی به اثرات دوره های متعدد مصرف مواد اطلاق می شود. در تعاریفی که بر وابستگی جسمی تاکید می شود، مفاهیم تحمل یا ترک در ملاک های طبقه بندی قید می شود(سادوک و سادوک،1387).
ملاک های تشخیصی DSM-IV-TR برای وابستگی به ماده
یک الگوی غیر انطباقی مصرف مواد که منجر به تخریب چشمگیر بالینی یا ناراحتی می شود و با سه مورد از موارد زیر تظاهر می کند که از نظر زمانی در یک دوره دوازده ماهه بروز می کنند:
1-تحمل که به یکی از دو صورت زیر تعریف می شود:
الف)نیاز به افزایش مقدار ماده برای رسیدن به مسمومیت یا تاثیر دلخواه
ب)کاهش قابل ملاحظه اثرات ماده با مصرف مداوم مقادیر یکسانی از آن
2-حالت ترک که به یکی از دو شکل زیر ظاهر می شود:
الف)سندرم ترک مشخص برای آن ماده
ب)همان ماده برای رفع یا جلوگیری از علائم ترک مصرف می شود.
3-ماده غالبا به مقادیر بیستر و برای دوره طولانی تر از آنچه مورد نظر است مصرف می شود.
4-میل دائمی برای کاهش یا کنترل مصرف ماده وجود دارد و یا تلاش های ناموفقی در این زمینه صورت می گیرد.
5-زمان زیادی در فعالیت های لازم برای بدست آوردن ماده ،مصرف ماده(تدخین پیاپی)یا رهایی از آثار ماده صرف می شود.
6-فعالیت های مهم اجتماعی ، شغلی و تفریحی به خاطر مصرف ماده کنار گذاشته می شود.
7-ادامه مصرف ماده علی رغم آگاهی از مشکلات روانشناختی یا جسمانی مستمر یا عود کننده ای که احتمالا از مصرف ماده ناشی شده و یا در نتیجه آن تشدید می شوند.
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.