پایان نامه درمورد افراد وابسته به مواد و تحریک الکتریکی مغز

در متغیر خلق و خو نتایج نشان داد که در هر دو مولفه خلق و خو یعنی عاطفه مثبت و عاطفه منفی تفاوت معنادار بین مراحل آزمون وجود دارد. در عاطفه مثبت بین مرحله پیش آزمون و پس آزمون؛ پیش آزمون با پیگیری تفاوت معنا دار وجود دارد، به عبارتی عاطفه مثبت شرکت کنندگان بهبود معنادار داشته است. بین مرحله پس آزمون و پیگیری در عاطفه مثبت تفاوت معناداری مشاهده نشد.نتایج برای عاطفه منفی نیز مشابه عاطفه مثبت می باشد. بین مرحله پیش آزمون و پس آزمون؛ پیش آزمون با پیگیری تفاوت معنا دار وجود دارد،به عبارتی عاطفه منفی شرکت کنندگان کاهش معنادار داشته است. بین مرحله پس آزمون و پیگیری در عاطفه منفی تفاوت معناداری دیده نشد.
نتایج این پژوهش نیز با مطالعه داسیلوا و همکاران(2013) همسو بود. در آن مطالعه ولع به الکل کاهش یافته و نشانه های افسردگی و خلق و خو نیز بهبود یافته بود.
شاید بتوان معنی دار نشدن تفاوت بین مرحله پس آزمون و پیگیری را در مولفه های خلقی اینگونه تبیین کرد که، با وجود اینکه شرکت کنندگان به اختلالات خلقی و اضطرابی دچار نبودند، ولی آنها به دلیل اینکه در دوره پرهیز از مواد بودند نشانه های افسردگی و اضطراب را از خود بروز می دادند. همچنین به نظر میرسید که شرکت کنندگان به دلیل شرایط حاکم بر مرکز اقامتی که ممکن بود با سلیقه و نظر آنها هماهنگ نباشد(مثل نظم و مقررات خاص مرکز)نوسانات خلقی در آنها قابل مشاهده بود. علاوه بر این به نظر می رسد که اثرات درمان به روش tDCS کوتاه مدت باشد و بر روی مولفه مهمی مثل خلق که بسیار تحت تاثیر شرایط محیط می باشد، نتواند اثرات بلند مدت تر خود را حفظ کند.
دوپامین یک ماده شیمیایی در بدن است که اساسی ترین نقش را در بالا بردن احساس لذت دارد. این انتقال دهنده شیمیایی از مرکز پاداش (تقویت مثبت) در مغز ترشح می شود. این مرکز مسئول ایجاد سرخوشی و عواطف و روحیه ی شادی بخش در انسان است.همانطور که قبلا گفته شد با تحریک سیستم دوپامینرژیک ناحیه پیشانی می توان خلق و خوی افراد وابسته به مواد را بهبود بخشید.
یکی دیگر از انتقال دهنده های عصبی متاثر از مت آمفتامین ،سروتونین می باشد که با خلق و خو مرتبط می باشد.با مصرف بلند مدت مت آمفتامین این سیستم نیز آسیب می بیند و باعث کاهش ترشح سروتونین می شود و به تبع آن نشانه های افسردگی،اضطراب و وسواسی پدیدار می شود.
در واقع می توان گفت افراد وابسته به مت آمفتامین با مصرف طولانی مدت ماده باعث تغییر و تخریب سیستم دوپامینرژیک ناحیه پیش پیشانی و سیستم سروتونرژیک دیگر مناطق مغزی درگیر می شوند که این امر موجب کاهش ترشح دوپامین و سروتونین و به تبع آن افزایش ولع مصرف مواد و بروز نشانه های خلق منفی می شود.که می توان با تحریک الکتریکی مکرر ناحیه پیش پیشانی این نقایص را پوشش داد.
جمع بندی
در این پژوهش هدف پژوهشگر بررسی میزان تغیر در ولع القایی و خلق و خو در افراد وابسته به مت آمفتاین بعد از تحریک الکتریکی مغز از روی جمجمه بود. در این پژوهش جهت اندازه گیری ولع از آزمون ولع القایی کامپیوتری و برای خلق و خو از پرسشنامه عاطفه مثبت و عاطفه مفی استفاده شد. جهت درمان ،تحریک الکتریکی از روی جمجمه به ناحیه پشتی جانبی پیش پیشانی چپ فرد بصورت آنودی وارد شد. بعد از ده جلسه تحریک متوالی پس آزمون و آزمون پیگیری انجام شد. نتایج این پژوهش نشان داد که درمان بوسیله tDCS کاهش معناداری در میزان ولع افراد وابسته به مت آمفتامین از مرحله پیش آزمون تا پس آزمون در پی داشته است. همچنین بین مرحله پیش آزمون و پیگیری،پس آزمون و پیگیری در میزان ولع تفاوت معناداری مشاهده نشد. همچنین در متغییر خلق و خو در هر دو مولفه عاطفه مثبت و عاطفه منفی تفاوت معنادار بین مراحل آزمون مشاهده شد. در عاطفه مثبت بین مرحله پیش آزمون و پس آزمون؛پیش آزمون با پیگیری تفادت معنا دار مشاهده شد،به عبارتی عاطفه مثبت شرکت کنندگان بهبود معنادار داشته است.
بین مرحله پس آزمون و پیگیری در عاطفه مثبت تفاوت معناداری مشاهده نشد. نتایج برای عاطفه منفی نیز مشابه عاطفه مثبت می باشد. بین مرحله پیش آزمون و پس آزمون؛پیش آزمون با پیگیری تفادت معنا دار مشاهده شد،به عبارتی عاطفه منفی شرکت کنندگان کاهش معنادار داشته است. بین مرحله پس آزمون و پیگیری در عاطفه منفی تفاوت معناداری مشاهده نشد. در نهایت می توان اینگونه نتیجه گرفت که درمان بوسیله tDCS می تواند در کاهش ولع مصرف مت آمفتامین و همچنین بهبود خلق و خو در افراد وابسته به مت آمفتامین موثر واقع شود.
محدودیت های پژوهش
شرکت کننده ای که فقط مت آمفتامین مصرف کرده باشد،وجود نداشت و اکثر آن ها سابقه ی مصرف چند ماده را داشتند(با وجود این شرکت کنندگان این پژوهش گزارش دادند که ماده مصرفی اصلی آنها مت آمفتامین بوده است).
همه شرکت کننده مذکر بودند و دسترسی به جنس مونث امکان پذیر نبود.
به دلیل نبود گروه کنترل و حجم نمونه پایین با مشکل تعمیم پذیری نتایج روبرو هستیم.
پیشنهاد های پژوهش
پیشنهاد می شود پژوهش های آتی با یک گروه کنترل و حجم نمونه بیشتر اجرا شود.
پیشنهاد می شود قبل از اجرای درمان سطح پایه تحریک پذیری مغز با ابزارهای دقیق سنجشی و تصویربرداری سنجیده شود.
به دلیل مشکلات شناختی که بواسطه سو مصرف متامفتامین ایجاد می شود کنش های شناختی ارزیابی شوند.
یکی از دلایل اصلی ولع مصرف مواد سوگیری نشاختی توجه به محرک های مربوط به مواد می باشد،که بهتر است ابتدا میزان سوگیری سنجیده شود وبرای اصلاح آن برنامه آموزش شناختی طراحی گردد.
پیشنهاد می شود جهت اشکار ساختن میزان اثربخشی تحریک الکتریکی مغز از روی جمجمه در مقایسه با برنامه های آموزش اصلاح سوگیری های شناختی و توجه طرح پژوهشی جدیدی با گروه های بیشتر ازمایشی و پلاسبو بربنامه ریزی شود.
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.