پایان نامه ارشد رایگان با موضوع فنون تصمیم گیری گروهی و تئوری مجموعههای فازی

طوفان مغزی ، گروه اسمی یا تکنیک دلفی استفاده می شود.
تعیین معیار ها و زیر معیار ها در تصمیمات انفرادی چندان دشوار نیست اما زمانی که بخواهیم از نظر چندین کارشناس استفاده کنیم باید از فنون تصمیم گیری گروهی استفاده شود.
توصیه معمول در این زمینه استفاده از تکنیک دلفی است. تکنیک دلفی روشی است که با توزیع پرسش نامه میان متخصصان، نظر و عقاید آن ها را جمع آوری می‌کند و طی مراحلی به نظر اکثریت می‌رساند.این مراحل آنقدر تکرار می‌شود تا معیار هایی که به طور اجماع نمره ای بیشتر از هفت گرفته اند جزء فاکتور های نهایی انتخاب گردند. جهت تسریع می‌توان همان مرتبه اول از نمره های اعضاء متوسط گیری شود و عواملی که نمره بیشتر از هفت کسب کرده اند جزء فاکتور های نهایی انتخاب گردند.
مرحله کشف، شناسایی و دسته بندی معیار ها، زیر معیار ها و جایگزین ها
در این بخش باید دست کم یک نفر را که دارای سوابق علمی و پژوهشی در زمینه هدف و مسلط به روش تحقیق باشد برای شناسایی، کشف و دسته بندی معیار ها، زیر معیار ها و جایگزین ها به کار گرفته شود. این فرد باید با استفاده از دانش خویش، انجام مطالعات تکمیلی، تحقیقات میدانی و مصاحبه اقدامات لازم را در این زمینه به انجام رساند و در نهایت مجموعه معیار ها و جایگزین ها مرتبط با هدف را گرد آوری و به صورت دقیق وقابل توجیه دسته بندی و در نهایت تعریف نماید.
مرحله ترکیب ضریب اهمیت گزینه ها
مرحله آزمایش سازگاری
مقایسه دو گزینه شاید امری ساده باشد، اما وقتی که تعداد مقایسات افزایش یابد اطمینان از سازگاریمقایسات به راحتی میسر نبوده و باید با به کار گیری نرخ سازگاری به این اعتماد دست یافت. تجربه نشان داده است که اگر نرخ ناسازگاری کمتر از 10/0 باشد سازگاری مقایسات قابل قبول بوده و در غیر این صورت در مقایسه ها باید تجدید نظر شود.
تئوری فازی
چون در دنیای انسانی، همواره عدم اطمینان وجود دارد، مدل سازی عدم اطمینان در تحلیل تصمیم از طریق نظریه احتمال یا نظریه مجموعه فازی انجام شده است. نظریه احتمال، یک روش تصمیم گیری تصادفی را نشان می دهد، که طریقه مدل سازی دانش ناقص انسان درباره محیط برونی اطرافش میباشد، بنابراین تحلیل آماری تصمیم و بی دقتی در رفتار انسان را بیان نکرده، بلکه ماهیت تصادفی تحلیل تصمیم را نشان میدهد.
نظریه منطق فازی در سال 1965 م توسط پروفسور لطفی زاده استاد دانشگاه کالیفرنیا مطرح شد. تعریف دکتر لطفی زاده از منطق فازی به این ترتیب است که مجموعه فازی به یک نوع روش طبقه بندی داده اطلاق می شود که در آن مرز بین طبقات مختلف نامعین می باشد. در حقیقت گذار از یک طبقه به طبقه دیگر تدریجی و آهسته است. عناصر هر طبقه نیز با یک درجه عضویت معین به هر طبقه تعلق دارند.
مجموعه U را که حاوی اعضای زیر می باشد را در نظر می گیریم :
U= {X1,X2,…………………..XN}
در تئوری کلاسیک مجموعه ها ، هر عضو Xi از مجموعه U دارای دو درجه عضویت {1و0} می‌باشد.در حالیکه در بسیاری از کاربردهای روزمره درجه عضویت، ضرورتا دو مقدار قطعی فوق نمی باشد.این مساله را اولین بار پروفسور لطفی زاده ،استاد دانشگاه برکلی کالیفرنیا، مطرح نمود.وی درجه عضویت عناصر یک مجموعه را در عالم واقعی، نامعین و مقدار آن را از صفر تا یک تعیین نمود، در این حالت درجه عضویت ها متعلق به فاصله {0و1} می باشند.تابعی که درجه عضویت هر عنصر از یک مجموعه را نشان دهد،تابع عضویت نامیده می شود. تئوری فازی اجازه انعطاف پذیری بالایی را ارائه می دهد.
توابع عضویت فازی به صورت یکنواخت، مثلثی ذوزنقه ای و زنگوله ای شکل هستند که هر کدام از این توابع درجه عضویت متفاوتی را تولید می کنند.
در حالت کلاسیک (قطعی)برای اعمال قضاوت ها از جدول ماتریس مقایسات زوجی کلاسیک استفاده می شود. بدین معنی که عدد متناظر با ارجحیت های زبانی در ماتریس های مقایسات زوجی وارد می شود. ولی در حالت فازی ،مقدار متناظر با ارجحیت های زبانی را با اعداد فازی مثلثی در ماتریس های مقایسات زوجی وارد می کنیم. بدین منظور می توان از جدول (عدد متناظر با ارجحیت های زبانی) استفاده کرد.
منطق فازی
در دنیای فرا صنعتی و در شاخههای گوناگون علوم کاربردی منطق فازی جایگاه با اهمیت خودرا در کاربردهای متفاوت از جمله کنترل سیستمهای مهندسی و هوش مصنوعی بهدست آورده است. منطق فازی از سال 1965 میلادی که توسط دکتر لطفی عسکرزاده در مقالهای با عنوان مجموعههای فازی به صورت رسمی به مجامع علمی ارائه گردید تا کنون راه درازی را پیموده است. از آن زمان تا کنون مفاهیم و جنبههای گوناگون منطق فازی توسط ریاضیدانان، دانشمندان و مهمندسین سراسر دنیا مستقیمأ مورد بررسی قرار گرفته است (تاناکا،1383).
منطق فازی که در برابر منطق کلاسیک مطرح گردید ابزاری توانمند جهت مسائل مربوط به سیستمهای پیچیدهای که درک آنها مشکل و یا مسائلی که وابسته به استدلال تصمیمگیری و استنباط بشری میباشند، به شمار میآید. انتخاب یک روش و رویکرد مناسب برای مدلسازی یک سیستم کاملأ به میزان پیچیدگی آن سیستم داشته و پیچیدگی نیز ارتباط معکوس با میزان دانش و شناخت ما از آن سیستم دارد. بهطور کلی سیستمهای فازی را میتوان به خوبی برای مدلسازی دو نوع اصلی عدمقطعیت در پدیدههای موجود در جهان بهکار برد. نوع اول عدم قطعیت ناشی از ضعف دانش و ابزار بشری در شناخت پیچیدگیهای یک پدیده میباشد. نوع دوم عدمقطعیت مربوط به عدم صراحت و عدم شفافیت مربوط به یک پدیده با ویژگی خاص میباشد. یعنی پدیده ممکن است ذاتأ غیرصریح و وابسته به قضاوت افراد باشد. بنابراین تئوری مجموعههای فازی ابزاری مناسب جهت مدلسازی سیستمهای پیچیده و نامعین است (کورهپزان،1387).
در تفکر فازی مرز مشخصی ندارد و تعلق عناصر مختلف به مفاهیم و عناصر مختلف به مفاهیم و موضوعات گوناگون نسبی است. به این ترتیب میبینیم که این تفکر تا چه اندازه با طبیعت و سرشت انسان و محیط جهان ما سازگاراست.
فرایند منطق فازی شامل سه مرحله اصلی فازی ورودیها، فرایند فازی و تبدیل فازی به غیرفازی میباشد (تاناکا،1383). در منطق فازی، هر منطقه با توجه به مقداری که معیار موردنظر (X) را رعایت میکند، مقدار عضویتی میگیرد () که بیانکنندهی میزان مطلوبیت آن ناحیه میباشد. بدین معنی که هر ناحیه با مقدار عضویت بالاتر، از مطلوبیت بالاتری برخوردار است. در منطق فازی قطعیت موجود در منطق بولین وجود ندارد و هر لایه در مقیاسی بین صفر و یک درجهبندی میشود (Line et al،1996). با توجه به اینکه در نقشههای رستری بیش از 256 حالت رنگی وجود ندارد، همچنین برنامه MCE (ارزیابی چند معیاره) در محیط ایدریسی با مقیاس 0 تا 255 سریعتر اجرا میشود، بهتر است به جای مقیاس اول از دومین مقیاسها اعداد بزرگتر مطلوبیت بیشتری خواهند داشت. یعنی عدد 255 دارای بالاترین مطلوبیت و عدد صفر فاقد مطلوبیت و عدد صفر فاقد مطلوبیت میباشد و طیفی از این مقادیر بین این دو عدد قرار میگیرند که هر چه به 255 نزدیتر میشود، مطلوبیت افزایش مییابد. علاوه بر مسأله انتخاب مقیاس جهت تهیه نقشههای فازی رانیز مورد بررسی قرار داده و تابع مناسبتر را برای معیار موردنظر انتخاب نمود. از توابع مشهور میتوان به توابع سیگموئیدی، خطی و J شکل اشاره کرد (Estman،1997). توابع ذکر شده، در محیط منتخب GIS وجود دارد و علاوه بر این توابع، کاربر میتواند با توجه به نیاز خود، تابع را نیز تعریف کند. یکی دیگر از عوامل موثر در استاندارسازی نقشههای فازی تعیین حدود آستانه میباشد که نقاط کنترل نیز به آنها گفته میشود. اما نکتهای که بایستی در انتخاب تابع آن توجه نمود، نوع کاهشی، افزایشی و یا متقارن بودن توابع میباشد که منظور از کاهشی حداقل شونده یا نزولی بودن تابع و منطور از افزایشی بودن حداکثرشونده یا صعودی بودن تابع میباشد.
مجموعه فازی
مهمترین ویژگیها و خاصیتهای مجموعههای فازی عبارتند از:
مجموعه فازی مکمل
فرض کنید A یک مجموعه فازی باشد. مکمل مجموعه فازی A را با Ac نشان داده و به صورت رابطه زیر تعریف میشود. این مطلب را از لحاظ هندسی میتوان به صورت نمودار زیرنیز نشان داد.
اشتراک دو مجموعه
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.