پایان نامه ارشد رایگان با موضوع سلسله مراتب فضایی و حمل و نقل عمومی

ویژگیهای عمدهی طبیعی
منطقهی هشت تبریز (محور تاریخی-فرهنگی) که هستهی اولیهی شهر میباشد در مرکز دشت تبریز واقع شده و شیب و عوارض زمین به شکل بارز محسوس نمیباشد(مهندسین مشاور نقش جهان پارس، ص46).
ارزشهای دید و مناظر طبیعی(گسترهها و محورهای واجد ارزش زیست محیطی)
از مهمترین دید و منظرهای واجد ارزش طبیعی، منظر ارتفاعات شمالی(کوه عینالی) میباشد که از بیشتر نقاط منطقهی هشت قابل رویت میباشد و این ارتفاعات بهخاطر منظر خوب جایگاه ویژهای در اذهان مردم از لحاظ ارزش زیست محیطی دارد؛ همچنین محور غرب و شرقی رودخانهی مهرانرود که قسمت عمدهای از منطقهی هشت را دربرمیگیرد. این محور به خاطر نحوهی قرارگیری و مساحت 768/26 هکتار درمنطقهی هشت یکی از مهمترین گسترهها و محورهای دارای ارزش زیست محیطی میباشد.
خصوصیات اصلی شبکهی ارتباطی و نظام حرکت
کاربریهای کلانی همچون مرکز بزرگ تجاری(بازار)، مراکز سیاسی(استانداری، فرمانداری) و اداری(شهرداری، اداره بازرگانی، اداره برق و… ) در این منطقه به نقش عملکردی شبکهی ارتباطات نسبت به مناطق اطراف افزوده است. این منطقه به لحاظ قدمتش دارای یک شبکهی دسترسی سواره و عمدتا پیادهای است که از شکل ارگانیک بافت تبعیت میکند که مشخصهی اصلی این شبکه، کم عرض بودن و پیچدرپیچ بودن و نبود فضاهای مناسب پارکینگ، وجودکاربریهای عمده و نداشتن کفسازیهای مناسب است. شبکهی دسترسی که عمدتا امروزه به عنوان شبکهی دسترسی غالب منطقه است و بیشتر محتوای سواره دارد، نتیجهی دخالتهایی است که غالبا بدون مطالعه و صرفا جهت ورود ماشین به بافت صورت گرفته و اکثر بافت تاریخی را از شکل منسجم و یکپارچه خود خارج کرده است. بنابراین با ترکیب دو نوع شبکهی دسترسی، ساختار اصلی شبکهی دسترسی منطقهی تاریخی- فرهنگی را به طور شرقی– غربی و شمالی– جنوبی میتوان تشخیص داد (مهندسین مشاور نقش جهان پارس، ص52).
مسائل عمدهی نظام حرکت
وجود مراکز اقتصادی، تجاری، اداری و آموزشی متعدد در منطقه، موجب پیدایش سفرهای درون شهری روزانهی بسیار زیادی از نقاط مختلف شهر به هستهی مرکزی شده است. بهطوریکه شبکهی ارتباطی در محدودهی مرکزی شهر توان و ظرفیت لازم برای پذیرش چنین جمعی از تردد سواره و پیاده را ندارد، درحالیکه استقرار بخش قابل توجهی از مراکز یادشده در این منطقه هیچگونه توجیه و منطقی را دارا نیست.
عدم ساماندهی حرکتها به شکل منطقی سبب گردیده تا بسیاری ازحرکتهای گذری به هستهی مرکزی شهر هدایت شود.
به تبع نارسائی سیستمهای حمل و نقل عمومی درشهر تمایل به استفاده از وسایل نقیلهی شخصی افزایش یافتهاست.
ناپیوستگی حرکت در روی محورهای اصلی در پارهای از نقاط سبب گردیده تا بار ترافیک به جای اینکه به خارج از هستهی مرکزی شهر هدایت شود، برعکس عمل کند.
کمبود سرویسهای جنبی مثل توقفگاههای عمومی از یکسو و پایانههای نامناسب اتوبوسها درمحدودهی مرکزی شهر از سوی دیگر سبب گردیده بخشی از ظرفیت محورها به اشغال توقفگاههای موقت تبدیل شود.
هستهی مرکزی خود، باعث بیشترین معضل ترافیکی در منطقه نیست بلکه به علت ارتباط نادرست و طراحی نشدهی این منطقه با مناطق دیگر شهر، معضلات ترافیکی را به این منطقه انتقال میدهد(همان، ص54).
کاربری زمین و ویژگیهای آن در محدودهی مطالعاتی
بافتشناسی منطقه از دیدگاه ارزشهایتاریخی
در بررسی اسناد تاریخی تبریز با توجه به قرارگیری مکانی به عنوان بزرگترین شهر در شمالغرب کشور و دروازهی ورود به کشورهای عثمانی و اروپا و همچنین با توجه به حوادث و اتفاقات سیاسی تاریخی در مقطع زمانهای مختلف از یکسو و جایگاه خاص تجارت در این شهر از سوی دیگر سبب شده است شهر با یک گسترش چهارسویهی کالبدش از لحاظ ساختار، درعین حالی که از یک روند ارگانیک پیروی میکرده ساختاری مشخص و مسنجمی را داشته باشد و فضاهای شهری آن نیز با سلسله مراتب فضایی مشخص به پیروی از ساختار بازار شکل یکپارچهای بهخود بگیرند. تاثیرگذارترین عنصر تاریخی در منطقه، بازار قدیمی تبریز است که همچون بیشتر شهرهای تاریخی ایران به عنوان محور شکلدهندهی بافت شهر بوده است. بافت عمدتاً مسکونی و مدیریتی شهر، درمیان شبکهی گستردهی دسترسی که از شبکهی موجود بازار منشعب شدهاند؛ شکل گرفته است .البته لازم است یادآوری شود که در هفتاد سال اخیر با احداث شبکهی معابر جدید به خاطر ورود ماشین، انفصالهای بارزی در کل بافت شکل گرفتهاند که به نوعی یکپارچگی بافت و سلسله مراتب شبکهی دسترسی را از بین برده است. امروزه فقط از این سیستم تعدادی گذرهای قدیمی و نشانههای ذهنی از بارو و دروازهها از بافت موجود میباشد. بناها و مجموعههای بارزی همچون مجموعهی صاحبالامر درشمال بازار، مجموعهی مسجدجامع درغرب بازار و ارک علیشاه در جنوب آن و مجموعهی مسجدکبود و اطراف آن در شرق که هرکدام ارزشهای تاریخی و معماری دورههای خود را دارا هستند؛ هنوز هم از تاثیرگذارترین عناصر تشکیلدهندهی استخوانبندی بافت بوده و به عنوان پتانسیلهای مهم طراحی برای احیاء هویت بافت میباشند(مهندسین مشاور نقش جهان پارس، ص50).
الگوهای کلی کاربری طبقات در بناها
درمنطقهی هشت تبریز مکانیزم توسعهی کالبدی تحت تاثیر نوع کاربری و موقعیت شهری است. کاربریهای درآمدزا، مانند واحدهای تجاری-اداری، تراکم بالاتری نسبت به سایر کاربریهای عمومی دارند. همچنین تراکم بناهای اداری-سیاسی نیز از سایر کاربریها تفاوت دارد و آنها را شاخصکرده است. بهطور کلی در وضعیت موجود، ارتفاع و تراکم ساختمانی قطعات، در تبعیت از موقعیت شهری-تجاری و ارزش اقتصادی زمین شکل گرفته است. درهمین زمینه دو عامل اصلی ایفای نقش کردهاند؛ اول بازار تبریز و دوم خیابان امامخمینی، این دو عامل به عنوان مرکز و محورتجاری–خدماتی منطقهی تاریخی و کل شهرتبریز، باعث مرتفع شدن لبههای شهری مجاری خیابانهای اصلی اطراف خود شدهاند. چنانکه لبهی خیابان واقع در محدوده در حدفاصل بازار و خیابان بازار و خیابان امامخمینی از بیشترین ارتفاع وتراکم برخوردارند با دورشدن از این محدوده به تدریج و بهطور غالب از ارتفاع کاسته میشود. وضعیت فوق عمدتا مربوط به لبههای شهری بافت است. متن بافت در پشت لبهها از این تاثیرگذاری دور مانده و به حیات معمولی خود ادامه دادهاست. ضمن آنکه این حیات به تدریج دچار رکود و استحالهی عملکردی شده است؛ با این حال تراکم و ارتفاع ساختمانی این بافت نسبت به گذشته تغییر چندانی نیافته است. این ترکیب در سیمای حجمی محدوده ایجاد اخلال کرده است.«حفظ ارزش تاریخی» این بیتناسبی به دلیل بلاتکلیفی ضوابط در برابر سیاست است. نبودن ضوابط مشخص«پیروی از پتانسیلها و جریانات اقتصادی روز» یا برای تعیین سمت و سوی بازسازی محدوده، باعث شده تا طبقات ساختمانها تحت تاثیر کشش اقتصادی بازار شکل بگیرد.
گروهبندی کمیتی و کیفیتی کاربری و میزان تخصیص زمین به آنها
الگوی کاربری منطقهی هشت تبریز منبعث از خصلتهایی چون، مرکزیت کلانشهری، هویت فضایی، قدمت تاریخی و عناصر جاذب فعالیتهای ثانوی و جانبی در چارچوبی ازفضاهای تولید و کار، مدیریت و تبادل در نوع و یا طیفی خاص از الگوهای فضایی تنوع و کمیتهای کاربری اراضی متجلی میشود. الگوی کلان توزیع کمی کاربری اراضی نشان میدهد که از مساحت 54/436 هکتاری منطقه، 9/37 درصد به سکونت، 7/16 درصد به فعالیت و کار، 75/10 درصد به خدمات رفاه عمومی، 23 درصد به شبکهی ارتباطی و 65/16 درصد به سایر کاربریها تخصیص یافته است. الگوی توزیعی سرانهی زمین در منطقه حاکی از بهرهمندی هر ساکن از 76/123 متر مربع زمین بهطور کلی و 4/121 متر مربع زمین از کاربریهای سکونت شهری بوده است. از این میزان سرانههای مسکونی 37/45، تجاری، خدمات شخصی و بازار 63/18، کاربری آموزشی با 75/3، کاربری مذهبی با 64/3 و مخروبه با 63/4 به غیر از سطوح شبکهی ارتباطی بیشترین میزانهای سرانهای نظام کاربری زمین در منطقه بودهاند.
ویژگیهای اصلی معماری و مسکن در محلات
شهر تبریز با سابقهی طولانی و تاریخی یکی از قدیمیترین شهرها است و هستهی تاریخی آن دارای سابقهی طولانی است ولی بنا به دلایل متعدد که در بخشهای دیگر بیان شده از دورههای مختلف شهرسازی و دورههای درخشان تاریخی، ساختمانها و بناهای بسیار کمی بهجا مانده است. اما با توجه به مطالعات و برداشتهای میدانی برای بررسی میتوان، معماری در منطقه را به سه دستهی کلی تقسیمبندی کرد:
ساختمانها و بناهای تاریخی قبل از قاجاریه
ساختمانها و بناهای دورهی قاجاریه و اوایل پهلوی
ساختمانها و بناهای اوایل پهلوی دوم و بعد از انقلاب
پراکندگی معماری مسکونی
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.