پایان نامه ارشد درباره استان خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان

گلستان
MED = -6614239.5 – 0.11*INF + 0.59*EXP
فصـل پنجم
نتیجه گیری و پیشنهادات
فصـل پنجم
نتیجه گیری و پیشنهادات
5-1- مقدمه
هدف تمامی پژوهشها و تحقیقات ، تهیه و کسب نتایجی در خور اهمیت برای ذینفعان است . مهمترین بخش هر تحقیق ارائه راه کار و پیشنهادات مناسب و کارآمد توسط پژوهشگر است که به کمک اطلاعات بدست آمده از نمونه آماری درخصوص فرضیات آماری است. در فصل پیش‌رو سعی بر آن است که با توجه به نتایج بدست آمده از تحقیق، پیشنهاداتی مناسب به مدیران توسط محقق ارائه شود تا با توجه به پیشنهادات سمت و سوی مناسب را اتخاذ نمایند.
5-2- نتایج حاصل از آمار توصیفی
بیشترین تقاضا برای بیمه درمان مکمل در استان تهران با عدد 6122997.96 میلیون ریال و کمترین میزان با عدد 79108.50 برای استان‌های ایلام وکهکیلویه و بویر احمد می باشد.
بیشترین مخارج بهداشتی برای استان تهران با عدد 47955542 میلیون ریال و کمترین آن با عدد 1.246652 میلیون ریال مربوط به استان ایلام می‌باشد.
بیشترین درآمد سرانه با عدد 115765.80 میلیون ریال برای استان تهران و کمترین مقدار با عدد 24551.40 میلیون ریال برای استان سیستان و بلوچستان می باشد.
کمترین میزان تورم با عدد 20 درصد متعلق به استان تهران و بیشترین تورم با عدد 24.5 درصد برای استان خراسان جنوبی می باشد.
5-3- نتایج حاصل از آمار استنباطی
در تحقیق حاضر با تبعیت از مطالعات انجام شده در داخل و خارج از کشور و نیز روابط منطقی حاکم بر متغیرها مدل زیر مورد بررسی قرار گرفت:
t : دوره زمانی مورد نظر از سال 1388 الی 1392 می باشد.
i : مقاطع مورد نظر می باشد، که عبارت است 30 استان کشور (منهای استان البرز).
در ابتدا جهت اجتناب از رگرسیون کاذب و اطمینان از ایستایی داده ها، خواص آماری داده ها به لحاظ مانایی یا وجود ریشه واحد مورد بررسی قرار گرفت.با توجه به نتایج جدول () مشاهده گردید، تمامی متغیرها در سطح مانا هستند.
پس از انجام آزمون های لیمر و هاسمن جهت انتخاب مدل مناسب، مشخص گردید که مدل از نوع اثرات ثابت است. بنابراین رگرسیون با عرض از مبدأ های متفاوت و مختص به هر استان تخمین زده شد. نتایج تخمین نشان داد که مخارج بهداشت و درمان رابطه مثبت و معنی داری و تورم رابطه منفی و معنی داری باتقاضای بیمه درمان مکمل دارد. درآمد سرانه رابطه معنی‌داری با متغیر وابسته ندارد. از اینرو با حذف متغیر زائد ، مدل سوم تحقیق تخمین زده شد و تاثیر گذاری متغیرهای مخارج بهداشت و درمان و نیز تورم بر میزان تقاضای بیمه درمان مکمل تائید گردید.
5-4- بحث درباره نتایج
اولین گام در تفسیر مدل برآورد شده، سازگاری علائم ضرائب مدل با انتظارات تئوریک است. با توجه به مبانی نظری و شواهد تجربی، تقاضا برای بیمه درمان مکمل با درآمد و مخارج بهداشتی رابطه مستقیم دارد. همانطور که مشاهده گردید، در تحقیق حاضر مخارج بهداشت و درمان خانوارها در استان‌های کشور با تقاضای بیمه رابطه مثبت و معنی داری دارد. لذا می توان گفت افراد ریسک گریز برای شانه خالی کردن از مخارج سنگین بیمه، سعی می کنند تقاضای خود را از بیمه درمان افزایش دهند.
همچنین مشخص گردید که تورم با تقاضای بیمه رابطه منفی دارد. حال اگر بیمه را نوعی پس انداز در نظر بگیریم، با افزایش تورم، قدرت خرید افراد کاهش می ‌یابد. از آنجایی که پس از انداز نیز تابع مستقیمی از درآمد قابل تصرف است، لذا می توان گفت با افزایش تورم همه انواع پس انداز از جمله تقاضا برای بیمه کاهش خواهد یافت.
از دیگر متغیرهای مورد بررسی در تحقیق حاضر، درآمد سرانه است. نتایج نشان داد که رابطه معنی داری میان درآمد سرانه و تقاضا برای بیمه وجود ندارد. یعنی افزایش و یا کاهش درآمد اسمی افراد تاثیر بر تقاضای بیمه ندارد. لذا می توان گفت بیمه درمان جز کالاهای ضروری محسوب می شود. و همانطور که می دانیم کشش پذیری این نوع کالاها بسیارکم است.
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.