پایان نامه اختلال استرس پس از سانحه و انجمن روانپزشکی آمریکا

نمودار 4-4. میانگین نمرههای گروه کنترل و آزمایش در مرحلههای اول و سوم پژوهش……………………………………..82
نمودار 5-4. میانگین نمرههای گروه کنترل و آزمایشی در سه مرحله اجرای پژوهش (توجه انتخابی)………………… 84
نمودار 6-4. میانگین نمرههای گروه کنترل و آزمایشی در سه مرحله اجرای پژوهش (توجه تقسیمشده)………….. 85
شکل شماره صفحه
شکل شماره 1-1. اختلالهای خلقی………………………………………………………………………………………………………………………………………3
فصل اول
طرح پژوهش
1-1- مقدمه:
اختلالهای خُلقی طیف وسیعی از اختلالها را در برمیگیرند که در آنها خُلق بیمارگونه و آشفتگیهای وابسته به آن بر شکل بالینی مسلط است. در اوایل از اختلالهای خُلقی تحت عنوان اختلالهای عاطفی نام برده میشد، به معنی حالت هیجانی است که از طریق بیانات چهره وحالت بدن آشکار میشود (سادوک و سادوک، 2002).
اختلالهای خُلقی به دو دسته اصلی تقسیم میشوند: یک قطبی و دوقطبی. اختلالهای افسردگی یک قطبی شامل اختلال افسردگی عمده و دیستایمیک است؛ اختلالهای دوقطبی شامل اختلال دوقطبی I، اختلال دوقطبی II، اختلال دوقطبی تصریح نشده در جایی دیگر و ادواریخویی است. سایر اختلالهای خُلقی، اختلال خُلقی وابسته به مواد و اختلال خُلقی وابسته به شرایط عمومی هستند. علاوه بر موارد گفته شده اختلالهای خُلقی معمولا به صورت نشانهای در سایر اختلالهای روانپزشکی مثل دمانس، اختلال استرس پس از سانحه، اختلالهای سوءمصرف مواد و اسکیزوفرنی هستند (کلسی، نمروف و نیوپورت، 2006).
اختلالهای یک قطبی صرفا دورههای افسردگی را دربرمیگیرد؛ از طرف دیگر اختلالهای دوقطبی هم اپیزود افسردگی و هم اپیزود مانی را شامل میشود. شکل 1-1 اختلالهای یک قطبی و دوقطبی را به تصویر میکشد.
افسردگی اساسی یکقطبی
اختلال دوقطبیI (مانی – افسردگی)
اختلال دوقطبی II (هیپومانی – افسردگی)
ادواریخویی
دیستایمیک

  مقاله ویژگی‌های شخصیتی و مشکلات خانوادگی

شکل 1-1. اختلالهای خُلقی، اقتباس از کلسی، نمروف و نیوپورت (2006)
اختلالهای خُلقی درصد قابل توجهی از بیماران مبتلا به اختلالهای روانی را در برمیگیرد و خطر شروع آن در سنین پایین گزارش شده است (سادوک و سادوک، 2002) به همین دلیل توجه قابلملاحظهای به درمان اختلالهای خُلقی شده است. درمانهای مختلفی در این راستا ارائه شده است؛ اما یکی از بحث برانگیزترین درمانها در این زمینه الکتروشوک میباشد. الکتروشوک، یکی از درمانهای زیستی است که برای درمان اکثر اختلالهای خُلقی با چند محدودیت، که توسط انجمن روانپزشکی آمریکا ( APA ) اعلام شده، استفاده میشود.
الکتروشوک، درمانی انتخابی برای اختلالهای خُلقی است که حاد هستند، تغییرات اساسی در خلق، تفکر و فعالیتهای حرکتی بیمار روی دهد، یا زمانی که علت اختلال زیست-شیمیاییو فیزیولوژیکی باشد، یا زمانی که سایر درمانهای دردسترس مؤثر واقع نمیشوند و یا اینکه علایم دارو درمانی خطرناک و ناخوشایند باشد و استفاده طولانی مدت از آنها امکانپذیر نباشد (فینک، 1999).
الکتروشوک احتمالا برای بیماران با پیشینه طولانی از بدعملکردی روانی و هیجانی مؤثر نیست، همچنین برای مبتلایان به نوروزها، ناسازگاریهای موقعیتی، اختلالهای شخصیتو اختلالهای وابسته به دارو نمیتواند کمک کننده باشد (بالدوین و اوکسلاد، 2000).
بیمارانی که الکتروشوک دریافت میکنند، معمولا روشهای درمانی متعددی را تجربه کردهاند که بدلیل عدم مؤثر بودن، برای دریافت الکتروشوک ارجاع داده میشوند (فینک، 1999). استفاده از الکتروشوک هم با نگرانیهای زیادی همراه است از جمله از دست دادن موقتی یا دائمی فرایندهای شناختی که با انجام پژوهشهای گسترده در این زمینه و بالا بردن تکنولوژی و بالا بردن سطح روشهای وارد کردن شوک به سر بیمار، تا حدی از نگرانیهای موجود کاسته است.
2-1- بیان مسئله
اختلالهای خلقی اغلب مزمن و عود کننده میباشند، شیوع آنها در طول زندگی برای اختلال افسردگی اساسی حدود 15% وبرای اختلالهای دوقطبیI حدود 1% است. بدلیل شیوع گسترده اختلالهای خُلقی و مشمول شدن تعداد بسیاری از مبتلایان به اختلالهای روانی، تلاشهای گوناگونی برای درمان آن در هر دوره تاریخی با توجه به بار علمی و تجربی انسان صورت گرفته است (سادوک و سادوک، 2002).

این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.