جستجوی مقالات فارسی – هنجارگریزی کلامی در اشعار سهراب سپهری- قسمت ۲۱

۳-۴-۳-حسامیزی در «زندگی خواب ها»
شب را نوشیده ام.
(سپهری ، زندگی خواب ها ، جهنم سرگردان، ۸۷)
اگر شاعر می گفت : شب را دیده ام یا حس کرده ام ، کلامش عادی و متعارف بود ؛ امّا با آوردن فعل «نوشیدن» و انتساب آن به «شب» کلامش را غیر متعارف و هنجارگریز کرده است.
او را بگو : نسیمِ سیاهِ چشمانت را نوشیده ام
نوشیده ام که پیوسته بی آرامم
(همان :۸۸)
شاعر می توانست بجای «نوشیده ام» ، از افعالی چون « حس کرده ام» یا «بوییده ام» سود می جست که کلامش متعارف باشد ولی با آوردن فعل نوشیده ام کلامش را هنجار گریز کرده است.
تصویر خواب کوتاهم را می کشیدم
خوابی که گرمی دوزخ را نوشیده بود
(سپهری ، زندگی خواب ها ، یادبود ، ۹۰-۸۹)
معمولاً گرمی را حس می کنند ، نمی نوشند. سهراب با تصریح بر این نکته که خوابش گرمی دوزخ را نوشیده ، کلام را از شکل متعارف و عادی آن منحرف و هنجارگریز کرده است.
پرده نفس می کشید.
(همان ، پرده ، ۹۳)
پرده شیئی بی جان است و سهراب او را جاندار انگاشته است.شاعر می توانست بجای می کشید از افعالی چون تکان می خورد ، به جنبش می آمد ، بالا و پایین می رفت استفاده کند ، امّا با نسبت دادن نفس کشیدن به پرده ، کلامش را هنجارگریز ساخته است.
فراموشی می بارد.
(همان :۹۳)
سهراب می توانست بجای فعل «می بارد» ، از افعال «می گیرد» یا فعل «جاگیر می شود» که متعارف و معمول اند ، استفاده کند.امّا ترجیح داده فراموشی را امری باریدنی بشمار آورد تا کلامش غیر متعارف و هنجارگریز گردد.
صدا زمزمه بیگانگی را بویید.
(همان ، مرز گمشده ،۹۸)
متعارف آن بود که شاعر بجای فعل «بویید» از فعل «شنید» استفاده می کرد تا کلامش عادی و هنجارگون باشد.
*عطری در چشمم زمزمه کرد
(همان ، لحظه گمشده ، ۱۰۷)
معمولاً عطر استشمام کردنی و بوییدنی است و چون شاعر محل استقرار عطر را در چشم دانسته ، لذا بهتر بود که می گفت : عطری در چشمم نشست یا عطری چشمم را تر کرد.
۳-۴-۴- هنجارگریزی از طریق ایجاد تصاویر و معانی تازه
گودالی از مرگ پر شده بود
و من در مرده خود به راه افتادم
(همان ، برخورد ، ۱۲۵)
گودال معمولاً با خاک که امری محسوس است پر می شود ، امّا شاعر تصویری جدید خلق کرده و جای خاک را به مرگ که امری معقول است داده تا ذهن مخاطب خود را در فضایی رعب آور و وحشت انگیز قرار دهد.در مرده خود راه افتادن هم ذهن پارادوکس بودنی که دارد تصویری عجیب و باورنکردنی را در ذهن مخاطب می افکند.
۳-۴-۵- سایر هنجارگریزی ها در «زندگی خواب ها»
زمزمه های شب در رگ هایم می روید
(سپهری ، زندگی خواب ها ، فانوس خیس ،۸۴)
شاعر می توانست بجای فعل «می روید» از افعالی مانند «جریان می یابد ، طنین انداز می شود» استفاده کند ، امّا ترجیح داده از فعل «می روید» استفاده کند تا کلامش هنجار شکن و هنجارگریز شود.
هنگامی که نسیم پیکرِ او در تیرگی شب گم شد
(سپهری ، زندگی خواب ها ، فانوس خیس ، ۸۶)
مطابق معمول آن چه در سنّت ادبی و شعر کلاسیک با نسیم همراه شده است وزش و وزیدن بوده و شاعر با استعمال فعل «گم شد» بجای «وزید» کلامش را هنجارگریز کرده است.
پنجره ام به تهی باز شد
و من ویران شدم
(سپهری ، زندگی خواب ها ، پرده ،۹۳)
سهراب می توانست واژه های متعارفی چون « بیرون ، کوچه ، آسمان» را جایگزین واژه «تهی» سازد و بگوید : پنجره ام به بیرون باز شد یا به کوچه باز شد یا به آسمان باز شد. امّا از آن جا که در فراز بعدی شعر سخن از ویرانی است لذا سهراب تشخیص داده که واژه «تهی» با «ویرانی» خوانش معنایی دارد و همین کار او کلامش را غیر متعارف و هنجارگریز ساخته است.
هر جا که چشمانم بیخودانه در پی چیزی ناشناس بود
شبیه این گل کاشی را دیدم