منابع مقالات علمی : منزلت اهل‌بیت (علیهم السلام) در نگاه ابن‌حنبل و ابن‌تیمیه- قسمت ۴۵

تردیدی نیست که خداوند احترام خلفا و اهل‌بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان اول و تابعین را واجب نموده است و در تفسیر‌آیه ۳۳ سوره احزاب امام احمد و ترمذی و دیگران از ام سلمه نقل کرده‌اند که وقتی‌آیه نازل شد رسول الله (صلی الله علیه و آله) کسا را بر روی علی و فاطمه و حسن و حسین کشید و عرض کرد: خدایا‌اینها اهل‌بیت من هستند پلیدی را از آنان دور کن و آنها را پاکیزه گردان[۹۳۷]
ذکر ‌آیه تطهیر و حدیث کسا به‌عنوان فضیلت ممتاز اهل‌بیت (علیهم السلام) در کتب ابن‌حنبل و سکوت ‌ایشان طبق روش خود، نشانه رضایتمندی وی به مفاد آنها است. با توجه به مبانی اهل‌سنت، عصمت اهل کسا از ‌آیه تطهیر و حدیث کسا قابل اصطیاد نیست اما فضیلتی مهم برای اهل‌بیت (علیهم السلام) است. ابن‌تیمیه در توضیح مفاد حدیث و ‌آیه طبق روش متمایز خود از ابن‌حنبل، و برای پاسخ به ابن‌مطهر حلی در استدلال به معصومیت اهل کسا، به‌نحوی وارد بحث می‌شود که گویی مشمولین ‌آیه تطهیر و حدیث کسا فضیلت فاخری ندارند. و طهارت مذکور مورد توقع از هر مومنی است. [۹۳۸]
همان گونه که ملاحظه می‌شود ‌این نویسنده حنبلی مفرط، تلاش بیهوده و غیر مقبولی را برای کم رنگ نمودن فضیلت ممتاز اهل کسا می‌نماید. او فقط به دعای پیامبر (صلی الله علیه و آله) اشاره می‌کند اما به اجابت آن که در ‌آیه تطهیر است، اذعان نمی‌کند. تراز نهایی طهارت عمومی ‌که همه مومنین مامور به او هستند در اهل کسا به‌طور مسلم وجود داشت و این طهارت که مشیر به عصمت اهلبیت (علیهم السلام) است، ویژگی اختصاصی آنها است و به همین دلیل درخواست بانوی بزرگوار ام سلمه در شراکت با اهل‌کسا با جمله مودبانه و توام با اکرام رسول الله یعنی «انک علی خیر»، رد می‌شود. به‌طور مسلم اگر طهارت مورد نظر از تکالیف کل مومنین بود جناب ام سلمه داخل در آنها می‌شد.
۵- تجلیل و تفخیم و تکریم ویژه اهل‌بیت (علیهم السلام):
ابوالفرج عبدالرحمن بن ‌الجوزی (۵۹۷-۵۰۸) مطالب در خور توجهی را در مورد مناقب و فضایل اهل‌بیت (علیهم السلام) از قول ابن‌حنبل نقل می‌کند.
طبق‌این روایت ابن‌حنبل معتقد است فضایلی در مسانید صحیح اهل‌سنت ‌برای امام علی (علیه السلام) نقل شده است که در مورد هیچ صحابه‌ای نقل نشده است. [۹۳۹]
این مطلب مورد تایید حاکم نیشابوری در المستدرک[۹۴۰] و ثعلبی در تفسیر خود است. [۹۴۱]
ابن‌تیمیه ‌این نظر را قبول ندارد و فضایل شیخین را بیش از امیرالمومنین علی (علیه السلام) می‌داند. [۹۴۲]
جمله محوری و استثنایی ابن‌حنبل در مورد مکابره کنندگان در امامت امام علی (علیه السلام) به قرائت اهل‌سنت‌ یعنی«من لم یثبت الامامه لعلی فهو اضل من حمار اهله»[۹۴۳] مورد تایید ابن‌تیمیه است. [۹۴۴] با ‌این نظر امامت علی (علیه السلام) به‌عنوان خلیفه چهارم اثبات می‌شود و تلاش جریان اموی و مروانی در نفی آن محکوم می‌گردد و مخالفین امامت‌ایشان استخفاف شان پیدا می‌کنند.
طبق نقل ابن‌ابی یعلی در طبقات الحنابله احمد بن ‌حنبل حدیث علی (علیه السلام) را که فرموده است« أنا قسیم النار» می‌پذیرد و آن را به نحو جالبی توجیه می‌کند. [۹۴۵]
ابن‌تیمیه حدیث «لا یحبک الا مومن و لا یبغضک الا منافق» را می‌پذیرد[۹۴۶] و معتقد است مسلمین اعم از مهاجرین و انصار از موصوف شدن به بغض علی (علیه السلام) به‌شدت احتراز می‌کردند. [۹۴۷] طبق روایت عبدالله پسر احمد بن‌ حنبل،‌ایشان شان علی (علیه السلام) را به‌قدری بالا می‌دانست که خلافت را برایش زینت و افتخاری تلقی نمی‌کرد بلکه معتقد بود علی (علیه السلام) موجب زینت خلافت شده است. [۹۴۸]
ابن‌تیمیه بعد از قتل عثمان کسی را شایسته تر از علی (علیه السلام) برای خلافت نمی‌داند اما زینت بودنش برای خلافت مورد تصریح ‌ایشان نیست.
بر اساس نقل محدث قمی ‌ابن‌حنبل حاضر به گواهی ناحق در مورد شهادت امام موسی بن‌ جعفر (علیه السلام) علی رغم درخواست دستگاه ‌هارونی نشد و نامه رحلت ‌ایشان به‌مرگ طبیعی را امضا نکرد و تسلیم فشار دستگاه حاکمه نگردید. او همچنین به حلقه خصوصی موسی بن ‌جعفر (علیه السلام) راه یافته بود و کرامتی از حضرت را در رابطه با اجنه به‌درخواست ‌ایشان تا بعد از شهادت حضرت کتمان نمود. [۹۴۹]
در روایتهای منقول ابن‌حنبل در مورد فضایل ائمه اهل‌بیت (علیهم السلام) واسطه وجود دارد، میزان اعتماد به آنها بستگی به‌وثوق به ناقلین دارد. اما ابن‌تیمیه در اجلال از ائمه اهل‌بیت (علیهم السلام) اظهارات روشنی دارد و قابل تردید نمی‌باشد زیرا کلام خود اوست.
هر دو عالم حنبلی جایگاه اجتماعی اهل‌بیت (علیهم السلام) را رفیع می‌دانند. از مصادیق ‌این تجلیل تحریم صدقه به‌آنها است و دلیل آنهم به صراحت بیان شده است، «لانها من اوساخ الناس». [۹۵۰]
ابن‌تیمیه با تفصیل از ائمه اهل‌بیت (علیهم السلام) تجلیل می‌کند. ابن‌حنبل در ‌اینگونه موارد همپای ابن‌تیمیه نیست.
اغلب فضایل منقول از ابن‌حنبل مشترک بین او و ابن‌تیمیه است. مواردی از فضایل منقول ابن‌حنبل در مورد اهل‌بیت (علیهم السلام) به‌نقل از دیگران است اما مطالب تفصیلی از ابن‌تیمیه در تکریم اهل‌بیت (علیهم السلام) از کتب خود اوست، پس وثوق بیشتری دارد.
ابن‌تیمیه وقتی تعبیر اهل‌بیت (علیهم السلام) و ائمه اهل‌بیت (علیهم السلام) را مطلق به‌کار می‌برد در اکثر موارد به همان معنایی است که شیعیان به‌کار می‌برند. استفاده از تعبیر اهل‌بیت (علیهم السلام) برای خاندان امامت به‌وفور در جملات ابن‌تیمیه بکار رفته است. [۹۵۱]
برای توصیف حضرت علی (علیه السلام) بر خلاف خلفای دیگر از امیرالمومنین زیاد استفاده می‌کند. در فرهنگ اعتقادی و سیاسی شیعه ‌این وصف بار معنایی خاصی دارد. ابن‌تیمیه در توصیف حضرت به‌این وصف بیش از ابن‌حنبل تلاش کرده است و از‌این حیث بر او برتری دارد. [۹۵۲]
تعابیر اجلالی ابن‌تیمیه در مورد ائمه اهل‌بیت (علیهم السلام) از قبیل هولاء الساده، [۹۵۳] ساده الاخیار، [۹۵۴] من اجلاء السادات المومنین، [۹۵۵] اجماع العتره حجه[۹۵۶] و اهل البیت المطاع[۹۵۷] در نوشته‌های ابن‌حنبل کمتر یافت می‌شود.
ابن‌تیمیه به‌عنوان عالم سنی، ائمه اهل‌بیت (علیهم السلام) را در منظومه معرفتی اهل‌سنت‌ قبول دارد. او علی (علیه السلام) را از صحابه و بهترین آنها بعد از سه نفر در بین تمام آنها می‌داند[۹۵۸] و‌ ایشان را با وصف الصادق البار[۹۵۹] توصیف و از فاطمه (سلام الله علیها) تحت عنوان سرور خانهای عالم[۹۶۰] و از حسنین (علیهما السلام)، به‌عنوان سید جوانان اهل بهشت[۹۶۱] و برای توصیف علی بن ‌حسین (علیه السلام) از تعبیر معنی دار من کبار التابعین و ساداتهم علما و دینا افضل‌ هاشمی، ثقه مامونا، کثیر الحدیث، عالیا رفیعا، من خیار اهل العلم و الدین[۹۶۲] و از محمد بن‌ علی ابو جعفر (علیه السلام) با عنوان من خیار اهل العلم و الدین و شکافنده علم[۹۶۳] و از جعفر بن محمد (علیه السلام) تحت عنوان من ائمه الدین و سادات المسلمین،[۹۶۴] نام می‌برد. او تعبیری بسیار پر معنی در مورد حقوق واجب اهل‌بیت (علیهم السلام) دارد که جالب توجه است: «وآل بیت رسول الله (صلی الله علیه و آله) لهم من الحقوق ما یجب رعایتها، فان الله جعل لهم حقا فی الخمس و الفیء و امر بالصلاه علیهم مع الصلاه علی رسول الله (صلی الله علیه و آله)».[۹۶۵]
۶- تجلیل منزلت اهل‌بیت (علیهم السلام) در سنجه ارزیابی مخالفین:
ابن‌حنبل حدیثی را نقل می‌کند که در مطاوی آن عائشه ضمن طلب رحمت برای امیرالمومنین علی (علیه السلام) به حقانیت او اعتراف می‌نماید. [۹۶۶]عائشه از مخالفین مشهور در زمان خلافت حضرت است لذا اعتراف او به فضایل علی (علیه السلام) با توجه به جایگاهش در میان اهل‌سنت ‌خیلی معنی دار است.
ابن‌تیمیه در مورد محاربین علی (علیه السلام) معتقد به خطا و لغزش همه آنها است و حقانیت حضرت را در تمام جنگهایش با مخالفین با‌صراحت بیان کرده است. از تعبیرهای قاطع او در این مورد می‌توان به دو جمله معروف «علی هو اولی بالحق ممن قاتله فی جمیع حروبه» و « انَ علی بن ابی طالب کان افضل و اقرب الی الحق من معاویه و ممن قاتله معه»[۹۶۷] اشاره کرد.
تقبیح مارقین در ادبیات هر دو عالم حنبلی بسیار پر رنگ و قاطع است. آنها خوارج را طبق اخبار واصل از پیامبر (صلی الله علیه و آله) خارج از‌ایمان می‌دانند. ابن‌حنبل از تعبیر معنی دار اشقی الآخرین برای قاتل امیرالمومنین علی (علیه السلام) و ابن‌تیمیه از تعبیر «شر قتیل تحت ادیم السماء، خیر قتیل من قتلوه» برای مخالفین حربی خوارج استفاده می‌کند. [۹۶۸] ابن تیمیه قاتلین امام حسین (علیه السلام) را فجره الاشقیاء می‌نامد. [۹۶۹]
هر دو عالم اردوگاه قاتلین عمار صحابی بزرگ را از زبان رسول الله (صلی الله علیه و آله) در جنگ صفین، گروهی طغیانگر معرفی می‌کنند. [۹۷۰]
ابن‌تیمیه در پاسخ به‌جریان عثمانی و مروانیان و نواصب که در قدح امام علی (علیه السلام) می‌کوشند همت جدی دارد. او امام را در علم و عدل بر مخالفین جنگی آن حضرت ترجیح می‌دهد و نظرات مخالف را رد می‌کند. [۹۷۱]
او جریان عثمانی را در روند تخریب علی (علیه السلام) ناحق می‌داند و آنها را به گمراه بودن منتسب می‌نماید. عدم تساوی علی (علیه السلام) با رئیس حزب عثمانی از امور قطعی غیر قابل انکار است. او معتقد است شجاعت، فضل، علم، دین، سابقه در اسلام و دیگر فضایل علی (علیه السلام) در نزد مخالفین آشکار و غیر قابل انکار است. [۹۷۲]‌این تعابیر فاصله او را از جریان منفی عثمانی و اموی نشان می‌دهد.
بیانات ابن‌تیمیه مشحون از توصیف دشمنان اهل‌بیت (علیهم السلام) و به‌ویژه علی (علیه السلام) به ناصبی بودن است.
در فرهنگ اسلامی ‌ناصبی به گروه خاصی اطلاق می‌شود که با اهل‌بیت (علیهم السلام) دشمنی می‌ورزند. مسلمانان علاقه مند به پیامبر (صلی الله علیه و آله) از انتساب به ناصبی بودن به‌شدت استنکاف می‌کنند. ابن‌تیمیه بیش از ۱۷ مرتبه در کتب خود با مصداق، نواصب را معرفی می‌کند و آنها را تقبیح می‌کند. [۹۷۳]
با توجه به‌اینکه ناصبی بودن عنوانی مذموم در فرهنگ مسلمین است و عده‌ای در ادبیات ابن‌تیمیه مانند خوارج و مروانیان و تکفیر و تنقیص کنندگان امام علی (علیه السلام) با ‌این عنوان توصیف شده‌اند، انتساب ابن‌تیمیه به‌این جریانها در برخی نوشته‌ها ناشی از کامل نبودن تحقیقات و بخشی نگری برخی محققین است.
او دشمنان علی (علیه السلام) را به‌خاطر دشنام به حضرت سرزنش می‌کند. [۹۷۴]
۷- لزوم تاسی به ثقل اصغر در کنار تمسک به ثقل اکبر:
ابن‌حنبل بر اساس روش حدیثی خود با ذکر حدیث ثقلین، اهل‌بیت (علیهم السلام) را به‌عنوان عدل (هم ردیف) قرآن، «واجب الرعایه» و «واجب الاطاعه» می‌داند. [۹۷۵] قبول ملازمت قرآن و اهل‌بیت (علیهم السلام) و عدم جدایی آنها متضمن پیام مهمی ‌در مورد ضرورت تاسی به آنها است که پیامد مهم آن نجات از گمراهی و وصول به رستگاری ابدی است.
ابن‌تیمیه هم مانند سلف خود تبعیت از اهل‌بیت (علیهم السلام) را همانند قرآن واجب می‌داند:
اتباع القرآن واجب علی الامه بل هو اصل الایمان . . . و کذلک اهل‌بیت رسول الله (صلی الله علیه و آله)تجب محبتهم و موالاتهم و رعایه حقهم و هذان الثقلان اللذان و صاحبهما رسول الله (صلی الله علیه و آله). [۹۷۶]
هر چند ابن‌تیمیه اهل‌بیت (علیهم السلام) را فراتر از مفهوم خاص شیعه می‌گیرد ولی کاربرد واژه اهل‌بیت (علیهم السلام) در ادبیات او مفهوم و مصداق مورد نظر شیعه را هم شامل می‌شود.

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است