علمی : منزلت اهل‌بیت (علیهم السلام) در نگاه ابن‌حنبل و ابن‌تیمیه- قسمت ۴۴

مواضع ابن‌تیمیه در این خصوص محکمتر و قاطعتر از ابن‌حنبل است.
۳- مرجعیت علمی ‌اهل‌بیت (علیهم السلام):
از ممیزات تفکر شیعی نسبت به جهان اهل‌سنت ‌پذیرش وصایت و مرجعیت علمی ‌ائمه اهل‌بیت (علیهم السلام) است[۹۱۵]،. [۹۱۶] در واقع تشخص اعتقادی و فرهنگی و سیاسی شیعه از اکثریت اهل‌سنت‌از قرون اولیه اسلام با ‌این دو شاخص قابل ارزیابی است. [۹۱۷]
در ‌ایضاح مطلب مهم فوق اشاره به‌این نکته لازم است که وصایت حامل بار معنایی بیشتری نسبت به خلافت در فرهنگ اعتقادی و سیاسی شیعه است. آنها ائمه (علیهم السلام) را واجد حقی از جانب خدا برای جانشینی پیامبر (صلی الله علیه و آله) در ریاست دینی و دنیوی می‌دانند.
مرجعیت علمی‌ به ‌معنای این است که اقوال و اعمال ائمه اهل‌بیت (علیهم السلام) در تفسیر و تبیین دین بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله) فصل الخطاب است در حالی که برادران اهل‌سنت ‌به‌وصایت اهل‌بیت (علیهم السلام) معتقد نیستند و مرجعیت علمی‌ را برای کل صحابه قائلند و مرجعیت ائمه اهل‌بیت (علیهم السلام) را به‌صورت موجبه جزئیه در ذیل عنوان صحابه و تابعین و تابعین تابعین و اهل نظر و ائمه ابرار و بزرگان ‌هاشمی‌ قبول می‌کنند و در موارد تعارض، نظرات غیر اهل‌بیت (علیهم السلام) از علمای خود را ارجح بر آنها می‌دانند.
مرز بندی اعتقادی و فقهی با تعیین مرجع علمی ‌نهایی صالح، از بیان ابان بن‌ تغلب از شیعیان محدث عصر امام صادق (علیه السلام) قابل درک است. به نقل رجال نجاشی ‌ایشان در تعریف شیعه می‌گوید:
شیعیان کسانی هستند که اگر مردم در مورد مطلبی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) اختلاف کردند به فرمایش علی (علیه السلام) تاسی می‌کنند و وقتی مردم در مورد اقوال علی (علیه السلام) گرفتار چند دستگی شدند به‌فرمایش امام صادق (علیه السلام) استناد می‌نمایند. [۹۱۸]
در این مورد بین ابن‌حنبل و ابن‌تیمیه و دیگر عالمان اهل‌سنت‌ مثل حسکانی صاحب شواهد التنزیل و حاکم نیشابوری نویسنده المستدرک و قندوزی مولف ینابیع الموده و غیره که نگاه اجلالی خاصی به اهل‌بیت (علیهم السلام) دارند، تفاوتی وجود ندارد. پذیرش ‌این دو عقیده (وصایت و مرجعیت علمی) اردوگاه مسلمانان را در سنی و شیعه بودن مشخص می‌کند.
به‌دور از هر نوع افراط و تفریط معتقدیم هر دو عالم حنبلی مرجعیت علمی ‌اهل‌بیت (علیهم السلام) را به‌صورت موجبه جزئیه تایید می‌کنند.
یکی از راه‌های اثبات نگاه تثبیتی و اجلالی احمد بن ‌حنبل نسبت به صحابه در خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) کمیت و کیفیت روایت ‌های منقول است. در ‌این خصوص حجم و کیفیت روایتهای منقول از علی (علیه السلام) نسبت به سه خلیفه اول بسیار متفاوت است.
در مستند علی بن‌ ابی طالب ۸۱۹ روایت مختلف و متنوع در حوزه اخلاق و اعتقاد و احکام نقل شده است، در حالی که مجموع روایتهای منقول از مسند سه خلیفه بیشتر از ۵۶۱ روایت نیست. طبق اعتقاد اهل‌سنت ‌‌این چهار نفر از ابتدای دعوت اسلام ‌ایمان آورده و به‌دلیل صحابه بودن و قرابت فامیلی با پیامبر (صلی الله علیه و آله) تا پایان‌ عمر ملازم آن حضرت بودند. تلقی علمی‌ امام علی (علیه السلام) از پیامبر (صلی الله علیه و آله) طبق نقل کتاب المسند بسیار بیشتر از مجموع آنها بوده است به نحوی که اگر مجموع روایتهای مسند منقول سه نفر را از مسند امام علی (علیه السلام) کسر نماییم بازهم روایت مسند امام علی (علیه السلام) ۲۵۸ روایت بیشتر است. [۹۱۹]
ابن‌حنبل با نقل حدیث زیر، امام علی (علیه السلام) را یکی از قطبهای علمی ‌در صدر اسلام و سنجه برای تصحیح خطای دیگر صحابه معرفی می‌کند.
«عثمان قبل از سخن گفتن از حضور علی بن ابی طالب در جلسه اطمینان حاصل می‌کرد». [۹۲۰]
تصریح عائشه به اعلمیت علی (علیه السلام) با توجه به جایگاه او در بین اهل‌سنت ‌قابل توجه و امعان نظر است.
فردی به نام شریح بن‌ هانی می‌گوید از عائشه در مورد مسح از روی جوراب سوال کردم، عائشه گفت: «مسئله را از علی بن‌ ابی طالب سوال کن زیرا او با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به مسافرت می‌رفت، شریح گفت به‌این دلیل مسئله را از علی پرسیدم». [۹۲۱]
در پایان‌ حدیث دیگر با مضمون فوق، عائشه از عبارت پر معنای «فانه یلزم النبی» علی همواره ملازم پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود، به‌جای «یسافر مع رسول الله» (صلی الله علیه و آله)استفاده می‌کند. [۹۲۲]
در روایتی دیگرعائشه به اعلمیت علی (علیه السلام) در موضوع مورد پرسش تصریح می‌کند: «سل علیا فهو اعلم بهذا منی». [۹۲۳]
در مورد رهایی زن از رجم توسط علی (علیه السلام) نقل شده است که عمر گفت علی ‌این کار را انجام نداد مگر بر اساس علمی ‌که داشت. [۹۲۴]
پیشوایی حضرت علی (علیه السلام) به دیگر صحابه و عدم پیشوایی دیگران نسبت به‌ایشان در ماموریت یمن نشان دهنده جایگاه مرجعیت حضرت است. [۹۲۵]
نقل اولین خطبه امام حسن (علیه السلام) بعد از شهادت حضرت علی (علیه السلام) با مضمون مشیر به فضایل بی همتای حضرت، مبین اعتماد ابن‌حنبل به امام حسن (علیه السلام) به‌عنوان مرجع علمی ‌است و هم تثبیت مفاد حدیث می‌باشد که متضمن اعلمیت حضرت علی (علیه السلام) است. متن روایت در فصل دوم در بخش مربوط به نظر ابن‌حنبل در مورد مرجعیت علمی ‌اهل‌بیت (علیهم السلام) نقل گردید. [۹۲۶]
ابن‌تیمیه مرجعیت علمی ‌اهل‌بیت (علیهم السلام) را به‌صورت موجبه جزئیه پذیرفته است و اما در مورد موارد اختلافی مثل هر عالم سنی از جمله ابن‌حنبل، نظرات علما و پیشوایان خود را مقدم می‌دارد. در این مورد نیز حرفهای او در مرجعیت علمی ‌اهل‌بیت (علیهم السلام) پر مایه تر از ابن‌حنبل است. او علاوه بر علی (علیه السلام) از ائمه اهل‌بیت (علیهم السلام) با تفصیل بیشتری یاد کرده است.
رجوع عمر به علی (علیه السلام) برای حل مشکلی از مشکلات مورد تایید ‌ایشان است. [۹۲۷]
در خصوص جواز اقامه دو نماز جمعه در شهر و نماز عید به نحوی از سیره ائمه اهل‌سنت‌خبر نقل می‌کند که گویی صرف رفتار عملی اهل‌بیت (علیهم السلام) برای آنان و خود ابن‌تیمیه حجت است.
هذا مذهب احمد بن ‌حنبل فی المشهور عنه و اکثر اصحاب ابی حنیفه و اکثر المتاخرین من اصحاب الشافعی و هولاء یحتجون بفعل علی بن‌ ابی طالب لانه من خلفاء الراشدین. . . فاحمد بن ‌حنبل و کثیر من العلماء یتبعون علیا فیما سنه[۹۲۸]
در عبارت دوم با کلیت می‌نویسد هر سنتی که علی (علیه السلام) تاسیس می‌کرد مورد تبعیت امام احمد بن ‌حنبل بود که‌این امر ناشی از پذیرش مرجعیت علمی ‌حضرت در نزد سلف مطاع و مورد احترام ابن‌تیمیه است.
اجماع العتره حجه [۹۲۹] و اهل البیت المطاع[۹۳۰] دو جمله پر معنایی در کلمات ابن‌تیمیه هستند که مشیر به مرجعیت علمی ‌اهل‌بیت (علیهم السلام) است.
او در مورد ائمه سه گانه از علی بن ‌الحسین سجاد (علیه السلام) تا امام صادق (علیه السلام) نظر اجلالی خاصی دارد که حاکی از پذیرش مرجعیت علمی ‌آنان است: «کان اهل العلم فی زمن علی بن ‌الحسین و ابنه ابی جعفر و ابن ابنه جعفر بن‌ محمد فانَ هولاء الثلاثه رضی الله عنهم قد اخذ اهل العلم عنهم». [۹۳۱] طبق تصریح ابن‌تیمیه اهل علم از منبع علمی ‌اهل‌بیت (علیهم السلام) استفاده می‌کردند.
در مورد مرجعیت‌این ائمه میامین و پر برکت می‌نویسد: «فان اولئک الثلاثه توجد احادیثهم فی الصحاح و السنن و المسانید و توجد فتاویهم فی الکتب المصنفه فی فتاوی السلف». [۹۳۲]
همچنین در مورد علی بن‌ الحسین (علیه السلام) که او را از تابعین می‌داند، در تعبیری مرجعیت علمی ‌حضرت را با همان عنوان موجبه جزئیه تثبیت می‌کند: «ومن التابعین (الذین اخذ عنهم العلم). . . علی بن الحسین. . . ». [۹۳۳]
تفاوت ابن‌تیمیه با سلف خود در این است که او با تفصیل و اسم بردن از ائمه اهل‌بیت (علیهم السلام) نظر اجلالی خود را در مورد مرجعیت علمی ‌آن بزرگواران بدون آن که قابل تاویل و انکار باشد، بیان کرده است.
۴- طهارت اهل‌بیت (علیهم السلام):
ابن‌حنبل طبق روش مرسوم خود، به نقل احادیث برگزیده بدون شرح و تفسیر اکتفا می‌کند. انس بن ‌مالک می‌گوید: «پیامبر (صلی الله علیه و آله) به‌مدت شش ماه هنگام صبح از کنار‌ خانه فاطمه عبور می‌کرد و می‌گفت: (الصلاه یا اهل البیت، انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا)» (احزاب:۳۳). [۹۳۴]
ابن‌حنبل مفاد حدیث کسا را با تفصیل نقل می‌کند و به طهارت اهل‌بیت (علیهم السلام) با تضمین الهی صحه می‌گذارد. پایان‌ روایت مذکور در پاسخ مودبانه و توام با اکرام رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به سوال جناب ام سلمه، مبین انحصار اهل‌بیت (علیهم السلام) در خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله) و علی (علیه السلام) با همان قرائت شیعی است. «. . . قالت: فادخلت رای البیت فقلت انا معکم یا رسول الله (صلی الله علیه و آله)، قال: انک علی خیر، انک علی خیر». [۹۳۵]
طهارت اهل‌بیت (علیهم السلام) در مکتوبات و رسائل، مورد اذعان ابن‌تیمیه است.
ابن‌تیمیه در این مورد معتقد است:
وقتی خداوند اراده خود را برای تطهیر اهل‌بیت از هر پلیدی آشکار ساخت، پیامبر (صلی الله علیه و آله) نزدیکترین و خصوصی ترین اهل‌بیت خود را فراخواند که همان علی، فاطمه، و دو سرور جوانان اهل بهشت بودند و خداوند فضیلت تطهیر را با دعای پیامبر (صلی الله علیه و آله) در حق آنها تکمیل کرد[۹۳۶]
سپس به‌تفصیل‌این مطلب را با ‌این سوال «من هم اهل البیت؟»: اهل‌بیت چه کسانی هستند؟ پاسخ می‌دهد.

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.