منزلت اهل‌بیت (علیهم السلام) در نگاه ابن‌حنبل و ابن‌تیمیه- قسمت ۴۳

احمد تاکید می‌کند که باید به احادیث ماثوره از ثقات ‌ایمان آورد و در باره آن هیچ گونه مناظره و جدالی هرچند در جهت تایید سنت ‌باشد نباید کرد، چرا که از کلام نهی شده است. به‌نظر او اطاعت از ائمه مسلمین لازمه باور به سنت‌ است و مومن به‌طریقه اصحاب حدیث باید به آن عقیده داشته باشد[۸۸۹]
اتخاذ‌ این روش موجب شده است شخصیتهای صدر اسلام تحت عنوان صحابه و تابعین و تابعین تابعین به‌عنوان سرمنشا اصلی معرفت دینی، مورد وثوق شدید اصحاب حدیث باشند.
شیوه اهل‌حدیث و نقل گرایی افراطی در ‌ایجاد رکود فکری و عدم تحرک و نوآوری تاثیر گذار بوده است. احترام به ناقلین تعلیمات پیامبر (صلی الله علیه و آله) و تلقی مفاهیم و آموزه‌های وحیانی از آنها هر چند در محافظت از تراث فکری خالص دینی بی‌تاثیر نیست اما توغل در گذشته و پروا از ورود به نواندیشی دینی روشمند، پویایی دین شناسی و نو آوری متناسب با اقتضای منطقی زمان را دچار چالش می‌کند و خروجی ‌این نوع معرفت دینی پاسخ گوی سئوال و نیاز جامعه بشری در ادوار بعد از عصر سلف نیست. هر دو دانشمند (ابن‌حنبل و ابن‌تیمیه) از حیث التزام به گذشته گرایی مشترکند اما پروای ورود به فهم آثار گذشتگان و چون و چرا پیرامون آنها در ابن‌تیمیه بیش از ابن‌حنبل است.‌این رویکرد در کنار مزیت دوری از تقلید نا بجای بی ضابطه سلف، حامل یک عنصر در برخورد گزینشی در مورد اسلاف می‌شود. ابن‌تیمیه از‌این جهت گرفتار آفت رویکرد گزینشی شده است. او در مواردی در فضایل منقول از سلف در مورد ممتازترین اسلاف یعنی اهل‌بیت (علیهم السلام) دچار وسواس‌های موردی نا بجا گشته اما فضایل منقول غیر اهل‌بیت (علیهم السلام) را جز در موارد معدودی تثبیت نموده است.‌این امر یا ناشی از عدم وحدت روش یا عدول از متدولوژی (روش شناسی) اعلامی ‌خود است یا ناشی از التزام به روش اصحاب حدیث است که به‌ظاهر روایتهای منقول اعتماد می‌کنند و یا ناشی از تناقضات رویکردهای ابن‌تیمیه باید تلقی شود.
در نقش‌ایجابی ابن‌حنبل در مورد منزلت اهل‌بیت (علیهم السلام) تردید جدی در بین اندیشمندان اسلامی ‌مشاهده نمی‌شود. اما در مورد خلف او ابن‌تیمیه وضع متفاوت است. عده‌ای او را ناصبی و عده‌ای تنقیصی می‌دانند. [۸۹۰] یافته‌های این پژوهش ‌این دو نظر را محل تامل می‌داند و نقص تحقیقات قبلی را در نگاه فرقه‌ای و با پیش فرض و مطالعه ناقص آثار ابن‌تیمیه ارزیابی می‌کند. ابن‌تیمیه به‌طور قطع یک چهره ضد شیعی افراطی است و در مواردی در تقابل با شیعه و به‌دلیل خصلتهای سخت گیرانه و ممشای غیر منعطف و به‌صورت موجبه جزئیه تحت تاثیر فضای شامات و الزامات خاص اهل‌حدیث، گرفتار جدال بی حاصل و تفریط در حق اهل‌بیت (علیهم السلام) شده است اما نگاه تجلیلی و تثبیتی او مهمتر از ‌این نگاه معیوب است.
تفاوت جوهری بین نظرات ابن‌تیمیه با ابن‌حنبل و دیگر اندیشمندان اهل‌سنت‌در مورد منزلت اهل‌بیت (علیهم السلام) وجود ندارد.
در خصوص ویژگیهایی که شیعیان برای وصایت و جانشینی پیامبر (صلی الله علیه و آله) برای ائمه اهل‌بیت (علیهم السلام) و فضیلت مطلق آنها بر دیگر صحابه و مفضولیت قطعی صحابه بر آنها قائلند، اندیشمندان اهل‌سنت ‌در نقطه مقابل قرار دارند و تفاوت عمده ابن‌تیمیه با ابن‌حنبل در ‌این است که ابن‌تیمیه صدای اهل‌سنت ‌را بلندتر از دیگران بیان کرده است. در مورد منزلتهایی که همه اهل‌سنت ‌و جماعت در مورد اهل‌بیت (علیهم السلام) قبول دارند و از آنها مسئله امامت را استخراج نمی‌کنند، ابن‌تیمیه با دیگران شریک است و حتی از ابن‌حنبل بیشتر وارد جزئیات شده است اما موردی گرفتار تفریط شده است.
در منزلت اهل‌بیت (علیهم السلام) مواضع تفصیلی ابن‌تیمیه وضوح بیشتری نسبت به نظرات ابن‌حنبل دارد و در مواردی قوی تر است.
موضع ابن‌حنبل با پذیرش مقدماتی، در خصوص روایتهای منقول قابل اصطیاد است و‌ایشان در مورد مفاد احادیث وارد بحث و تفسیر نمی‌شود اما موضع ابن‌تیمیه با ورود به‌دلالت روایتها قابل شناسائی است. ابن‌تیمیه عقاید خود را به‌وضوح در کتب منسوبش بیان می‌کند اما ابن‌حنبل در کتاب المسند و فضائل الصحابه مطلبی خارج از نقل روایت ندارد و از ‌این بابت سکوت ناشی از رضایتمندی به مفاد روایتها و خنثی بودن او در برابر آنها هر دو قابل استنباط است.
در مواردی که ابن‌تیمیه راه تفریط پیموده و برخی فضایل را تکذیب و برخی را تاویل ناروا نموده است، تفاوت عمده‌ای با اندیشمندان اهل‌سنت‌ موید آنها ندارد، چرا که آنها نیز مدعیات شیعه را در موارد اختلافی قبول ندارند و عدم ذکر آن فضایل منقصتی بر اهل‌بیت (علیهم السلام) نمی‌تواند باشد چرا که مواضع تجلیلی ابن‌تیمیه کمتر از ابن‌حنبل و برخی دیگر از متفکرین اهل‌سنت‌ نیست.
مباحث تطبیقی بین دیدگاه احمد بن ‌حنبل و ابن‌تیمیه در مورد منزلت اهل‌بیت (علیهم السلام) در این فصل ادعای فوق را به‌وضوح اثبات خواهد کرد.
محورهای مشترک ابن‌حنبل و ابن‌تیمیه در مورد منزلت اهل‌بیت (علیهم السلام):
این دو عالم حنبلی دیدگاه تثبیتی و اجلالی در مورد اهل‌بیت (علیهم السلام) دارند که عناوین و مستندات آنها مورد بررسی قرار می‌گیرد.
۱- تثبیت تربیع و شکستن فضای سنگین عثمانیه:
منطق جریان عثمانی و بنی امیه در مقصر جلوه دادن امام علی (علیه السلام) در قتل عثمان و عدم بیعت با ‌ایشان بعد از قتل عثمان و فقدان اقبال عمومی ‌به حضرت علی (علیه السلام) و حصرخلفای راشدین در سه نفر و ختم آن به عثمان، از نظر هر دو عالم حنبلی مردود است. بنا به‌نقل ابن‌جوزی ابن‌حنبل به‌عدم برابری احدی از صحابه با علی (علیه السلام) معتقد بود. [۸۹۱]
او منزلت علی (علیه السلام) را برتر از آن می‌داند که خلافت را افتخاری برای آن حضرت به‌شمار آورد، بلکه آن حضرت در منظر ابن‌حنبل زینت خلافت محسوب می‌شود. [۸۹۲]
در نگاه اجلالی ابن‌حنبل کسی با اهل‌بیت (علیهم السلام) قابل قیاس نیست. [۸۹۳]
احمد بن ‌حنبل در طعنه‌ای معنی دار منکرین خلافت علی (علیه السلام) را کمتر از دراز گوش تلقی کرده است. [۸۹۴]
هر چند برخی روایتهای منقول از ابن‌حنبل خلفای راشدین را به عثمان ختم کرده است اما عمده روایتهای ذکر شده در المسند در این مورد تاکید و تصریح به‌نام امام علی (علیه السلام) به‌عنوان چهارمین خلیفه راشد است. [۸۹۵]
بر خلاف جریان مخرب عثمانی و عدم بیعت با حضرت علی (علیه السلام)، ابن‌تیمیه به حقانیت[۸۹۶] و افضلیت[۸۹۷]‌ایشان در زمان خلافت خود نسبت به دیگر صحابه و بزرگان اسلام تاکید می‌کند. او حتی مدعیان عثمانی را معترف به تقدم حضرت علی (علیه السلام) در امر خلافت می‌داند. [۸۹۸]‌ایشان جنگ با حضرت را به‌خاطر عدم مجازات قاتلین عثمان می‌داند نه ادعای خلافت بجای ایشان. [۸۹۹] به‌همین دلیل بهانه گیری برای جنگ با علی (علیه السلام) را در این خصوص با شواهد تاریخی غیر مسموع و نادرست می‌داند.[۹۰۰]‌ این رویکرد در کمتر نوشته‌ای از ‌این باب یافت می‌شود.
ابن‌تیمیه ادعای عثمانیها را در مشارکت علی (علیه السلام) در قتل خلیفه سوم و حتی تمایل قلبی حضرت را به خلیفه کشی کاملا مردود می‌داند. [۹۰۱]‌این موضع گیری، ابن‌تیمیه را از جریان عثمانی و اموی و مروانی جدا و در نقطه مقابل آنها قرار می‌دهد.
تصریح به حقانیت علی (علیه السلام) در تمام منازعات دوره خلافتش خط بطلانی بر دعاوی ناصحیح جریان مخرب عثمانی است. [۹۰۲]
توصیفهای ویژه ابن‌تیمیه از علی (علیه السلام) و عدم برابری حضرت با افرادی همانند طلحه و زبیر از بزرگان صحابه که تکلیف افرادی همانند معاویه را کاملا مشخص می‌کند، در راستای نگاه اجلالی او قابل بیان است. [۹۰۳]
ابن‌تیمیه غلو کنندگان در محبت عثمان را که به سمت دشمنی با علی (علیه السلام) کشیده شدند، به‌عنوان جریان افراطی محکوم می‌نماید: «قومی ‌از محبین غالی عثمان همانند بسیاری از شامیان یعنی کسانی که علی را دشنام می‌دادند و بغض او را داشتند از علی منحرف شدند». [۹۰۴]
او پس از بررسی مخالفین علی (علیه السلام) نتیجه می‌گیرد: «خوارج و مروانیها و تعداد زیادی از معتزله و غیر آنها که به علی‌ایراد می‌گیرند، همه خطاکار و گمراه و بدعت گذارند». [۹۰۵]
پس تربیع از حوزه‌های مشترک هر دو عالم حنبلی است و تعرض ابن‌تیمیه به جریان عثمانی و مروانی مخالف خلافت علی (علیه السلام) روشن تر و صریحتر از ابن‌حنبل است. در کلمات ابن‌حنبل به ‌تربیع تاکید شده است و او را موسس آن می‌دانند اما ابن‌تیمیه ضمن صحه گذاشتن به آن، جریان مخالف عثمانی و مروانی را با نام بردن از آنها و تعیین مصداق، صریحا محکوم کرده است.
تفاوت عمده بین‌این دو نفر در موسس بودن و تقدم ابن‌حنبل در شکستن فضای عثمانیه است. اما به‌رغم تقدم احمد بن ‌حنبل در فضا شکنی که تقدم زمانی اقتضای آن را داشت، بیانات و تحلیل ابن‌تیمیه با تفصیل بیشتری بیان شده است و تلاش وی یک نوع هنجار سازی در این زمینه و زدودن فضای ابهام آمیز به‌وجود آمده توسط جریان عثمانیه و مروانیه است.
۲- محبوبیت و موالات اهل‌بیت (علیهم السلام):
دوستی اهل‌بیت (علیهم السلام) و «موده فی القربی» از حقوق پیامبر (صلی الله علیه و آله) به امت حساب می‌شود. اهل‌بیت (علیهم السلام) هم به‌دلیل انتساب شرفی به رسول الله (صلی الله علیه و آله) و هم به‌دلیل شایستگی‌های خود همواره در بین مسلمین محبوب و مورد تکریم خاص بودند. از حوزه‌های مشترک ‌این دو عالم حنبلی تاکید بر وجوب موالات اهل‌بیت (علیهم السلام) است.
سفارش پیامبر (صلی الله علیه و آله)، محبت اهل‌بیت (علیهم السلام) را به فریضه دینی تبدیل کرده است. ابن‌حنبل و ابن‌تیمیه هر دو در این خصوص با توجه به نصوص فراوان، موالات و محبت و دوستی آل بیت رسول الله (صلی الله علیه و آله) را مورد تاکید ویژه قرار داده‌اند.
ابن‌حنبل با نقل احادیثی از پیامبر (صلی الله علیه و آله) در کتاب المسند و فضایل اهل‌بیت (علیهم السلام)، محبت حسنین (علیهما السلام) و فاطمه (سلام الله علیها) را با موضع قاطع پیامبر (صلی الله علیه و آله) در دوستی با دوستان آنان و دشمنی با دشمنان آنان، مورد تاکید ویژه قرار داده است. [۹۰۶]
در زمان نکاح فاطمه (سلام الله علیها) و علی (علیه السلام) حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: «اما انی لم آل ان انکحک احب اهلی الی». [۹۰۷]
مقایسه معنی دار در مبارزه روز خیبر بین صحابه مشهور و گزینش علی (علیه السلام) به‌عنوان محب و محبوب خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)، با توجه به سیر حوادث در روزهای قبل و اعطای پرچم به عمر و عدم پیشرفت قابل توجه در گشودن قلعه خیبر، نشانه جایگاه مخصوص علی (علیه السلام) و محبوبیت استثنایی او است. [۹۰۸]
ابن‌تیمیه به نقل احادیث سفارش کننده به موالات اکتفا نمی‌کند بلکه با بیان صریح، محبت اهل‌بیت (علیهم السلام) را واجب دینی به‌امر الهی می‌داند. او در خصوص علی (علیه السلام) تصریح می‌کند که: «انا نسلم ان علیا تجب مودته و موالاته». [۹۰۹]
محبوبیت و جایگاه فاخر فاطمه (سلام الله علیها)[۹۱۰] و حسنین (علیهما السلام)[۹۱۱] مورد توجه ویژه ابن‌تیمیه است.
ابن‌تیمیه به جنبه ‌ایجابی در محبت اهل‌بیت (علیهم السلام) اکتفا نمی‌کند بلکه تبری از دشمنان اهل‌بیت (علیهم السلام) و تنقیص کنندگان منزلت آنان و کسانی را واجب می‌داند که حقوق واجب اهل‌بیت (علیهم السلام) را مراعات نمی‌نمایند و به ناحق از دشمنان آنان تکریم می‌کنند. [۹۱۲]
ابن‌تیمیه اهل‌سنت ‌را حافظ وصیت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در مورد اهل‌بیت (علیهم السلام) می‌داند: «اهل‌سنت ‌اهل‌بیت را دوست دارند و با دوست داشتن آنها از حرمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) صیانت می‌نمایند». [۹۱۳]
خالد عبد القادر می‌نویسد: «عده‌ای به‌دلیل محبت اهل‌بیت (علیهم السلام) به ابن‌تیمیه لقب رافضی داده‌اند». [۹۱۴]

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.