سامانه پژوهشی – منزلت اهل‌بیت (علیهم السلام) در نگاه ابن‌حنبل و ابن‌تیمیه- قسمت ۲۲

هانی بن ‌هانی از علی (علیه السلام) نقل می‌کند:
زمانی که حسن متولد شد اسم او را حرب گذاشتم. وقتی پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمد فرمود: اسم فرزندم را چه گذاشتید؟ گفتم: حرب، فرمود: اسم او حسن است. زمانی که حسین متولد شد اسمش را حرب گذاشتم، پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمد و فرمود: فرزندم را به چه اسمی‌ نامیدید؟ گفتم: حرب، فرمود: او را حسین بنامید. زمانی که محسن متولد شد نامش را حرب گذاشتم و پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمد و فرمود: نامش را چه گذاشتید؟ گفتم: حرب، فرمود: بلکه نام او محسن است. سپس رسول الله (صلی الله علیه و آله) فرمود: آنان را به نام فرزندان ‌هارون، شبر، شبیر و مبشر نامیدم[۳۹۲]
تولد جناب محسن از فرزندان امیرالمومنین علی (علیه السلام) و فاطمه (سلام الله علیها) در زمان حیات رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به قرائت اهل‌سنت‌ است. بنا به‌اعتقاد شیعیان حضرت محسن بعد از رحلت نبی مکرم (صلی الله علیه و آله) و در یک حادثه تلخ سیاسی سقط شد. نام گذاری فرزندان امیرالمومنین علی (علیه السلام) به‌نام فرزندان حضرت‌ هارون (علیه السلام) برادر حضرت موسی (علیه السلام) تصادفی نیست و در همان راستآیایجاد شباهت بین حضرت علی (علیه السلام) و حضرت‌ هارون (علیه السلام) می‌باشد که در حدیث منزلت مطرح است.
۲۳- حلم سیاسی برای حفظ وحدت امت اسلامی:
تنازع، درگیری و واگرایی در جامعه اسلامی ‌مذموم و همگرایی و وحدت از ارزشهای مورد توصیه است مگر ‌اینکه اصل دین در مخاطره باشد. حفظ کیان اسلامی ‌و وحدت امت و فضای اخوت و برادری برخاسته از فرهنگ قرآنی است. [۳۹۳]
نحوه سلوک و ممشای ائمه به‌ویژه علی (علیه السلام) با خلفا نمونه عملی وحدت گرایی اسلامی ‌است. مطابق حدیث منقول از علی (علیه السلام)، پیامبر (صلی الله علیه و آله) به‌ایشان فرموده است: «بعد از من اختلافات و مسائلی پیش خواهد آمد اگر توانستی بدون منازعه پیشامدها را مدیریت کن». [۳۹۴] در روایت مذکور به‌صورت مضمر به حوادثی ناگوار در نسبت با خاندان اهل‌بیت (علیهم السلام) در‌ آینده تحولات جامعه مسلمین اشاره شده است و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برای حفظ کیان و وحدت اسلامی، علی (علیه السلام) را به سلامت و بردباری در صورت امکان توصیه کرده‌اند.
۲۴- خاص الخواص پیامبر (صلی الله علیه و آله):
احادیث ناظر به موالات و دوستی اهل‌بیت (علیهم السلام) در بخش مربوط به خود دسته بندی و بیان گردید. در ‌این قسمت با عنایت به رابطه اختصاصی و انحصاری اهل‌بیت (علیهم السلام) با پیامبر (صلی الله علیه و آله) دسته‌ای دیگر از احادیث مد نظر قرار گرفته است.
علی (علیه السلام) از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل می‌کند که فرمود: «ای علی تو از من و من از تو هستم». [۳۹۵]
این تعبیر ناظر به وحدت فکر و هدف و مشی نبوی (صلی الله علیه و آله) و ولوی (علیه السلام) است.
ابوهریره نقل می‌کند پیامبر (صلی الله علیه و آله) نگاهی به علی، فاطمه، حسن و حسین نمود و فرمود: «انا حرب لمن حاربکم و سلم لمن سالمکم». [۳۹۶]
توضیح ‌این سیاق از احادیث در بخش‌های قبلی بیان گردید.
عمران بن حصین می‌گوید:
در سریه‌ای (جنگ و جهاد بدون حضور پیامبر) که علی امیر جماعتی بود مسائلی پیش آمد و تعدادی از افراد تصمیم گرفتند در بازگشت گلایه آن را نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مطرح کنند. موقع بازگشت یکی از ما گفت:‌ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) علی در طول جنگ چنین و چنان کرد، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به حرفش توجه نکرد و از او روی برگرداند، دومی‌ گلایه را تکرار کرد و با بی اعتنایی و اعراض رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مواجه شد، نفر سوم گلایه را تکرار و با رفتار مشابه حضرت مواجه شد وقتی نفر چهارم گلایه را مطرح کرد، در حالی که رنگ چهره رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از ناراحتی تغییر یافته بود، با او مواجه شد و دو مرتبه فرمود: علی را رها کنید، «ان علیا منی و انا منه و هو ولی کل مومن بعدی». [۳۹۷]
سیاق و پیکربندی جملات در مقام دفاع از علی (علیه السلام) در مقابل انتقادهای نابجای برخی صحابه، حاکی از رابطه خاص بین رسول الله (صلی الله علیه و آله) و امام علی (علیه السلام) است. گویی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به منتقدین فرموده است، تنقیص و‌ایراد به علی (علیه السلام) تنقیص و عیب گیری بر من است چون او از من و من از او هستم. اما بیان جمله آخر که او ولی هر مومنی بعد از من است مشیر به ولایت سیاسی و دینی امام علی (علیه السلام) است. چون دوستی همزمان دو نفر امکان پذیر است. پس جمله«و هو ولی کل مومن بعدی» تلمیحی حکیمانه به چیزی فراتر از دوستی است.
در سنن ترمذی بجای «دعوا علیا» از عبارت «ماتریدون من علی» سه مرتبه استفاده شده است و در انتها، عین عبارت پایانی نقل شده است«ان علیا منی و انا منه و هو ولی کل مومن بعدی». [۳۹۸]
به‌روایت عبد الله بن ملیل از علی (علیه السلام) رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از چهارده نفر به‌عنوان «نجباء وزراء» نام می‌برد که حمزه، جعفر، علی، حسن، حسین، مقداد، ابوذر، حذیفه، سلمان، عمار و بلال از جمله آنها هستند. [۳۹۹]
کلمات رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نشانه رابطه خاص انحصاری با افراد مذکور است.
عبدالله جدلی نقل می‌کند:
خدمت ام سلمه رسیدم از من سوال کرد:‌آیا شما به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) جسارت و اهانت می‌کنید؟ گفتم: پناه بر خدا که مرتکب‌ این کار زشت شویم. ام سلمه گفت: از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مکرر شنیدم که فرمود: کسی که به علی دشنام دهد به من دشنام داده است[۴۰۰]
کلمات ام المومنین جناب ام سلمه مبین وحدت شخصیتی، فکری و روحی پیامبر (صلی الله علیه و آله) و حضرت علی (علیه السلام) است.
طبق مفاد برخی احادیث منقول وقتی‌آیه مباهله نازل شد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) علی، فاطمه، حسن و حسین را خواست و عرض کرد: «اللهم هولاء اهلی». [۴۰۱] لطافت و ظرافت کلمه «اهلی» بر اهل نظر پوشیده نیست.
ا‌بن‌عباس‌ روایت کرد:
وقتی پیامبر (صلی الله علیه و آله) مریض شد و در آن رحلت کرد در خانه عائشه بود، فرمود: علی را دعوت کنید بیاید، عائشه عرض کرد:‌آیا ابوبکر را دعوت نماییم، حضرت فرمود: اشکالی ندارد دعوت کنید. حفصه عرض کرد:‌آیا عمر را دعوت نماییم؟ حضرت فرمود: مانعی ندارد دعوت کنید. ام فضل گفت:‌آیا عباس را فرا خوانیم؟ حضرت فرمود: دعوت کنید. پیامبر (صلی الله علیه و آله) سر خود را بلند کرد و علی را در مجلس ندید و چیزی نفرمود. در این موقع عمر گفت: جلسه را ترک کنید، آنگاه بلال آمد و برای نماز اذان گفت. . . [۴۰۲]
در روایت مذکور نبود علی (علیه السلام) در آن لحظات خاص و جلسه ویژه تلویحا مایه ناخرسندی رسول الله (صلی الله علیه و آله) شده است و به همین دلیل بعد از رویت مجلس کلامی‌ بیان نفرمودند.‌این روایت مشیر به تمرد ضمنی افرادی از اعضای منسوب به پیامبر (صلی الله علیه و آله) از امتثال خواسته مشخص حضرت در مورد فراخوانی علی (علیه السلام) است.
ابن‌لیلی نقل می‌کند:
پیش رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بودیم که حسن آمد و بر سینه او قرار گرفت و بول کرد ما برای گرفتن او اقدام کردیم حضرت فرمود: کاری به فرزندم نداشته باشید سپس آب خواست و محل بول را شستشو داد.[۴۰۳]
حدیثی دیگر با مضمون مشابه از ابی لیلی نقل شده است که در نام حسن و حسین تردید دارد و پیامبر(صلی الله علیه و آله) در اقدام دیگران برای گرفتن ‌ایشان فرمود: «کاری به فرزندم نداشته باشید و ناراحتش نکنید». [۴۰۴]
پدر عبدالله بن‌ ابی رافع می‌گوید: «خودم شاهد بودم وقتی فاطمه حسن را به دنیا آورد پیامبر (صلی الله علیه و آله) در گوش او اذان گفت». [۴۰۵]
عروه بن زبیر از عائشه نقل می‌کند:
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) با فاطمه نجوا کرد و او گریست سپس در گوش او چیزی گفت که فاطمه خندید. عائشه می‌گوید از فاطمه سوال کردم حضرت چه به شما گفت که ابتدا گریستی و سپس خندان شدی؟ فاطمه جواب داد: در نوبت اول از مرگ خود خبر داد که گریستم، در نوبت دوم فرمود من اولین کسی هستم که به او ملحق می‌شوم پس به‌واسطه آن خندان شدم. [۴۰۶]
علی بن زید از ام الحسن نقل می‌کند که ام سلمه گفت: «ان رسول الله (صلی الله علیه و آله) شبر لفاطمه شبرا من نطاقها». [۴۰۷]
از ام سلمه حدیث کسا به نحو خاصی نقل شده است. بعد از قرار گرفتن علی، فاطمه و حسنین در زیر کسا پیامبر (صلی الله علیه و آله) آنان را چنین دعا کرد: «اللهم ان هولاء آل محمد فاجعل صلواتک و برکاتک علی محمد و علی آل محمد انک حمید مجید». ام سلمه می‌گوید: کسا را بالا زدم که داخل آن شوم حضرت آن را از دستم کشید و فرمود: «انک علی خیر». [۴۰۸]
این نحوه دعا و تحیت مخصوص اهل‌بیت (علیهم السلام) است که با مصادیق خاص و اسم، مشخص و معین شده‌اند.
ابو اسحاق می‌گوید: «وقتی پیامبر (صلی الله علیه و آله) به جنگ نمی‌رفت اسلحه جنگی خود را به کسی جز علی یا اسامه تحویل نمی‌داد». [۴۰۹]
زید بن ‌یثیع از ابوذر نقل می‌کند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «به‌سوی بنی ولیعه مردی را گسیل می‌کنم که همانند خودم است او کار مرا انجام می‌دهد با جنگجویانشان می‌جنگد و فرزندانشان را به اسارت در می‌آورد». [۴۱۰]
تعبیر«رجلا کنفسی» حاکی از رابطه خاص پیامبر (صلی الله علیه و آله) و علی (علیه السلام) است. عبد الملک بن‌ عمرو نقل می‌کند از ابو رجا شنیدم که مکرر می‌گفت: «علی و اهل‌بیت را دشنام ندهید». [۴۱۱]

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir