منزلت اهل‌بیت (علیهم السلام) در نگاه ابن‌حنبل و ابن‌تیمیه- قسمت ۱۷

سلسله پادشاهی بنی امیه و دنباله آنان مروانیان با معاویه شروع و به مروان حمار ختم می‌شود که بیشتر از سیزده نفرند و خلافت بنی عباس از احمد سفاح آغاز و به مستعصم بالله ختم می‌شود که افزون از بیست نفرند. [۲۹۵]
با بررسی کتب تاریخی مورد اعتنای علمای اهل‌سنت‌ به‌سهولت می‌توان نتیجه گرفت نه عدد دو سلسله مذکور و نه خصایلشان قابل انطباق با فرمایش پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیست و جز امامان اهل‌بیت (علیهم السلام) کلام رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مصداق دیگری ندارد.
اسلام به مفهوم تمدنی و تاریخی پیشرفتی‌هایی در طول تاریخ داشته است اما در مورد پیشوایی امت پیش بینی امید بخش نبی اسلام (صلی الله علیه و آله) با وجود سلسله ستم پیشه اموی و عباسی و حکومتهای اقماری آنها هنوز محقق نشده است و با پروژه الهی مهدویت در فرجام خوش تاریخ رقم خواهد خورد و پیشوایی ائمه اثنی عشر به منصه ظهور خواهد رسید.
۸- احترام ویژه به اهل‌بیت (علیهم السلام):
احترام به افراد جلوه‌های متنوع دارد. احکام اختصاصی و ‌ایجاد فرصتهای استثنایی اجتماعی از نمونه‌های آن است که وزن و برتری آنان را به دیگران نشان می‌دهد. اهل‌بیت (علیهم السلام) با همان مفهوم مد نظر در این تحقیق که در کلیات مورد بحث قرار گرفت با همین رویکرد مورد اکرام ویژه بودند.
برخی کلمات پیامبر (صلی الله علیه و آله) در مورد اهل‌بیت (علیهم السلام) کلید فهم منظومه معرفت دینی مورد نظر ‌ایشان است. فهم و تفسیر صحیح جملات پیامبر (صلی الله علیه و آله) و نسبت سنجی بین آنها رمز درک دقیق آن منظومه است.
پیامبر (صلی الله علیه و آله) قریش را به دیگران و بنی‌هاشم را به قریش ترجیح می‌داد و برتر می‌دانست. [۲۹۶] اهل‌بیت (علیهم السلام) اعضای شاخص و ممتاز بنی‌هاشم بودند لذا برگزیدگان بشریت در نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می‌باشند.
منزلت اجتماعی افراد مقتضی رفتار خاص در صیانت از آن است. از مصادیق بارز ‌این امر حرمت صدقه بر اهل‌بیت (علیهم السلام) است. صدقه در شان افراد با منزلت والای اجتماعی نیست لذا اهل‌بیت (علیهم السلام) به‌دلیل جایگاه بی بدیل و فاخر خود در جامعه اسلامی‌ از خوردن صدقه منع شده‌اند.
امام حسن (علیه السلام) بر اساس روایت ربیعه بن شیبان خاطره‌ای از زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بدین مضمون نقل می‌کند:
پیامبر (صلی الله علیه و آله) مرا به محل جمع آوری صدقات برد، خرمایی از آن برداشتم و در دهانم قرار دادم، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: از آن تناول نکن چون صدقه به رسول الله (صلی الله علیه و آله) و اهل‌بیتش حلال نیست[۲۹۷]
ابوهریره مضمون مشابه اما با عبارت مختلفی را نقل می‌کند: «حسن خواست خرمایی صدقه‌ای را بخورد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: از دهان در بیاور مگر نمی‌دانی ما اهل‌بیت صدقه نمی‌خوریم».[۲۹۸] ابو لیلی مفاد مذکور را با عبارت دیگر نقل می‌کند:
حسن بن علی که پسر بچه‌ای بود با پیامبر (صلی الله علیه و آله) به محل نگهداری صدقه وارد شد و خرمانی به دهان گذاشت تا بخورد، پیامبر (صلی الله علیه و آله) خرما را از دهان ‌ایشان بیرون آورد و فرمود: صدقه بر ما حلال نیست[۲۹۹]
نهی امام حسن (علیه السلام) از خوردن خرمای صدقه‌ای در سن کودکی گواه بر اهتمام شخص رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به نکو داشت جایگاه فاخر اجتماعی اهل‌بیت (علیهم السلام) است.
در فقره‌ای دیگر که نشانه تجلیل ویژه از آل رسول (صلی الله علیه و آله) است می‌فرماید: «آگاه باشید صدقه در خور محمد و آل محمد نیست». [۳۰۰]
«آگاه باشید صدقه بر من و اهل‌بیتم حلال نیست». [۳۰۱] «ما اهل‌بیت از خوردن صدقه نهی شده‌ایم». [۳۰۲]
با عطف توجه به روایتهای مذکور وحدت مصداقی بین آل رسول (علیهم السلام) و اهل‌بیت (علیهم السلام)‌ایجاد می‌شود.
از مصادیق روشن دیگر اکرام اهل‌بیت (علیهم السلام) استثنای آنها از شمول فرمان بستن درب خانه‌هایی بود که به مسجد النبی (صلی الله علیه و آله) باز بودند.‌این امر تمام افراد و صحابه را در برگرفت و فقط خانه عضو شاخص اهل‌بیت (علیهم السلام) علی (علیه السلام) استثنا شد.
زید بن ‌ارقم می‌گوید:
راه‌هایی از منازل تعدادی از اصحاب به مسجد النبی (صلی الله علیه و آله) باز بود پیامبر (صلی الله علیه و آله) روزی فرمود:‌این دربها را جز درب خانه علی ببندید. مردم در این مورد به گفتگو نشستند، پیامبر (صلی الله علیه و آله) برخاست و حمد و ثنای الهی را بجا آورد و آنگاه فرمود: به من امر شده درب تمام خانه‌ها را جز درب خانه علی ببندم، شما در این مورد مطالبی بیان می‌کنید، به‌خدا سوگند من دربی را باز و بسته نمی‌کنم بلکه به من امر می‌شود و از امر الهی تبعیت می‌نمایم[۳۰۳]
ابن شهر آشوب معتقد است، سی نفر از صحابه از جمله زید بن ‌ارقم، سعد بن ‌ابی وقاص، ابو سعید خدری، ام سلمه، ابورافع و ابوطفیل حدیث سد ابواب را نقل کرده‌اند. [۳۰۴]
مسجد در اسلام مرکز اجتماع و علم آموزی و سازمان دهی نیروهای جهادی و مشورت برای تدبیر امور و. . . بود. در عین حال مهمترین جنبه مسجد عبادتگاه خداوند عالمیان و دارای جایگاه قدسی و احکام منحصر به‌فردی است. بستن درب خانه مفتوح اصحاب به مسجد و استثنای یک خانه نشان منزلت استثنایی آن خانه و اهل آن است. وجود امر الهی در موضوع سد ابواب مبین توجه خاص به خاندان ارجمند اهل‌بیت (علیهم السلام) است.
در مورد ‌این تصمیم، اعتراض و پرسشهایی مطرح شد پیامبر (صلی الله علیه و آله) با سخنرانی و انتساب آن به امر الهی به‌این غائله پایان‌ داد و جامعه نوپای اسلامی‌ را به موقعیت الهی اهل‌بیت (علیهم السلام) آگاه ساخت.
۹- امام علی (علیه السلام) عضو ارشد اهل‌بیت (علیهم السلام) معیار سنجش‌ایمان و حقانیت:
مطابق احادیث منقول در این بخش حب و بغض علی (علیه السلام) معیار شناخت مومن و منافق است.
این منزلت منحصر به‌فرد در هیچ صحابی یافت نمی‌شود و اختصاص به امیرالمومنین علی (علیه السلام) دارد. شخصیت حضرت با ‌این رویکرد حامل بن مایه اصلی فرهنگ اسلامی ‌است. اگر خود او سنجه و معیار نبود‌ این موقعیت برای ایشان حاصل نمی‌شد.
علی (علیه السلام) نقل می‌کند پیامبر (صلی الله علیه و آله) به من فرمود: «جز منافق بغض مرا ندارد و جز مومن دوست دار من نمی‌شود». [۳۰۵]
مفاد روایت در موارد متعددی تکرار شده است. [۳۰۶] در حدیثی دیگر عبارت محب تو نمی‌گردد مگر مومن و دشمن تو نمی‌شود مگر منافق، وارد شده است که با حدیث اول وحدت مضمون دارد و اختلاف در جابجایی عبارت و ضمایر است. [۳۰۷]
مساور بن ‌حمیری از مادرش روایت را‌ اینگونه نقل می‌کند: «سمعت ام سلمه تقول: سمعت رسول الله (صلی الله علیه و آله) یقول لعلی: لا یبغضک مومن و لا یحبک منافق». [۳۰۸]
مضمون روایتها در کتب صحاح مورد اعتماد کامل اهل‌سنت‌ نقل شده است که یک نوع اعتبار بخشی به احادیث منقول در المسند است.
در سنن ابن‌ماجه عبارت بدون تغییر معنایی جابجا شده است. حضرت علی (علیه السلام) گفت: پیامبر (صلی الله علیه و آله) به من فرمود: «محب من جز مومن و دشمن من جز منافق نیست». [۳۰۹]
در سنن ترمذی ضمایر حدیث به اسم ظاهر تبدیل شده است: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مکرر می‌فرمود: «منافق علی را دوست ندارد و مومن بغض او را به دل نمی‌گیرد». [۳۱۰]
ابو سعید خدری می‌گوید: «منافقین انصار را به‌واسطه بغضشان نسبت به علی می‌شناختیم». [۳۱۱]
عین حدیث در سنن ترمذی نقل شده است. [۳۱۲]
‌این روایت نشان دهنده معیار بودن امام علی (علیه السلام) در شناسائی افراد منافق و ناخالص در عصر نبوی (صلی الله علیه و آله) است.
علی نقل می‌کند پیامبر (صلی الله علیه و آله) خبر داد که علامتی از عیسی در تو هست و آن ‌اینکه یهود با او دشمن بودند تا جایی که به مادرش تهمت ناروا زدند و نصارای شیفته و علاقه مند، او را به‌منزلتی رساندند که در آن نبود. آگاه باشید دو گروه در مورد من هلاک خواهند شد، محبی که در مورد من چیزی فرض می‌کند که در من نیست و بغض ورزی که بدی به من نسبت می‌دهد و به من تهمت وارد می‌کند. من پیامبر نیستم و به من وحی نمی‌شود ولی در حد توانم به کتاب خدا و سنت‌ پیامبرش (صلی الله علیه و آله) عمل می‌کنم، پس به آنچه از فرمانبری خدا به شما امر می‌کنم باید اطاعت کنید چه مورد دلخواهتان باشد و چه نباشد. [۳۱۳]
مفاد روایت در حدیث شماره ۱۳۷۶در همان صفحه ذکر نقل شده است.
علقمه به اسلمی‌گفت: «در این امت علی همانند عیسی است که عده‌ای به‌خاطر محبتش و عده‌ای به‌خاطر بغض او هلاک شدند». [۳۱۴]

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است