منبع پایان نامه ارشد درباره مدل های برنامه ریزی استراتژیک و فرآیند برنامه ریزی استراتژیک

اجرای موفقیت آمیز استراتژی به همکاری مدیران همه بخش‌ها و واحدهای وظیفه‌ای سازمان نیاز دارد.
ارزیابی استراتژی: برای تعیین حدود دستیابی به هدف‌ها، استراتژی اجرا شده، باید مورد کنترل و نظارت قرار گیرد. ارزیابی استراتژی شامل سه فعالیت اصلی می‌شود:
بررسی مبانی اصلی استراتژی های شرکت مقایسه نتیجه‌های مورد انتظار با نتیجه‌های واقعی انجام دادن اقدامات اصلاحی به منظور اطمینان یافتن از این که عملکردها با برنامه‌های پیش بینی شده مطابقت دارند.
اطلاعاتی که از فرآیند ارزیابی استراتژی به دست می‌آید باید به گونه‌ای باشد که عملیات و اقدامات را تسهیل نماید و باید کسانی یا واحدهایی را معرفی نماید که نیاز به اصلاح دارند.
2-3-15- موانع اصلی در اجرای استراتژی:
استراتژی و استراتژی سازی به عنوان یکی از مهمترین نقش های مدیریتی اهمیت روز افزونی را در سازمان ها و بنگاه های اقتصادی و غیر اقتصادی به خود اختصاص داده است. به وجود آمدن پست مدیریت برنامه ریزی استراتژیک در بسیاری از سازمان ها و تاسیس انبوه شرکت هایی که برنامه ریزی استراتژیک را به عنوان خدمت اصلی خود به صاحبان کسب و کار ارائه می دهند، گویای افزایش اهمیت مفاهیم استراتژیک برای مدیران و سازمان ها می باشد. به موازات این اهمیت، محبوبیت برنامه ریزی استراتژیک نیز از زمان مطرح شدن آن به عنوان یکی از ابزارهای اصلی در دسترس مدیران، به نحو چشم گیری در حال افزایش بوده است، پژوهشی که در سال ۲۰۰۷ از سوی موسسه ی مشاوره مدیریت Bain & Company صورت گرفته است، نشان می دهد در میان ۲۵ ابزار اصلی و عمده ی در اختیار مدیران برای راهبری کسب و کار، برنامه ریزی استراتژیک محبوبترین گزینه ی ممکن است.
با وجود اهمیت و محبوبیت برنامه ریزی استراتژیک که سبب افزوده شدن قطر پرونده های برنامه ریزی استراتژیک سازمان ها شده است و نیز توسعه ی مفاهیم نوین و مدل هایی که مدیران را در طی نمودن فرآیند برنامه ریزی استراتژیک یاری می کنند، همچنان آمارهای جالبی از عدم کارایی و شکست در طرح های استراتژیک به چشم می آید. این عدم کارایی ناشی از نگرش یک سویه و ایستا به برنامه ریزی استراتژیک و خلاصه نمودن این مفهوم در تدوین استراتژی است؛ فرایند مدیریت استراتژیک فارغ از نگرش جامع بدان یا محدود کردن آن به یک حوزه ی وظیفه ای سازمان، فرآیندی پویاست که در نتیجه ی کنش و واکنش های متوالی میان برنامه ریزان و مجریان به پیش می رود و با تدوین مجموعه ای از گزاره های راهبردی به پایان نمی رسد. هراستراتژی برای حصول اهدافی که در مرحله ی استراتژی سازی به عنوان فلسفه و چیستی آن مطرح شده اند، نیازمند پیاده سازی و نهادینه شدن در بستر سازمانی است، بنابراین نه تنها باید به هنگام استراتژی سازی از فرآیند های علمی بهره برد، بلکه بایستی در طی پیاده سازی استراتژی با تکیه بر مبانی علمی و عملی توام، نیل به فلسفه ی اتخاذ استراتژی را ممکن ساخت.
در مطالعاتی که توسط مجله ی اکونومیست بر نمونه ای بالغ بر ۲۷۶ مدیر ارشد در خصوص چالش های برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک صورت گرفته است، ۵۷ درصد از مدیران چالش اصلی خود را در مرحله ی اجرای استراتژی معرفی نموده اند. جدیدترین تحقیقات علمی در سال ۲۰۱۰ میلادی نشان می دهد حدود ۶۰ درصد از استراتژی ها به طور موفقیت آمیز اجرا نمی شوند و این حیات سازمان ها را به خطر انداخته است. مطالعه ی مشابه دیگری نیز در شرکت های آسیایی حاکی از آن است که ۸۳ درصد از مدیران ارشد اذعان به ناتوانی در اداره ی فرآیند پیاده سازی استراتژی در سازمان های خود نموده اند. وجود این گونه آمارها به وضوح نشان می دهد که پیاده سازی و اجرای استراتژی به مهمترین عامل در اداره ی سازمان ها تبدیل شده است و از این حیث می تواند مبنای ایجاد مزیت رقابتی برای سازمان هایی باشد که از مهارت و توانایی کافی برای اداره ی فرآیند اجرای استراتژی برخوردار هستند. 
2-4- مدل های برنامه ریزی استراتژیک:
تاکنون مدل های فراوانی برای برنامه ریزی استراتژیک از سوی دانشمندان علم مدیریت ارائه شده است که سازمان های مختلف برحسب شرایط خود از آن استفاده کرده اند. این مدل ها عمدتا از بخش های صنعتی و تجاری شروع شده و به اکثر سازمان ها نیز تسری پیدا کرده اند. بااین وجود مک نامارا (2001) معتقد است هیچ نسخه یکسانی و کاملی برای برنامه ریزی همه سازمان ها وجود ندارد و هر سازمان بر حسب ماهیت کار خود، با انتخاب یک مدل، یا ترکیبی ازچند مدل و انجام اصلاحاتی، آن را برای تدوین برنامه ریزی استراتژِیک سازمان خود مورد استفاده قرار می دهد. در این قسمت به برخی از این مدل ها اشاره می شود.
مدل تایلور
این مدل که برای سازمانهای بزرگ طراحی شده است شامل مراحل زیر است:
1- تعیین و تدوین اهداف آتی سازمان
2- شناخت اهداف و استراتژی های موجود سازمان
3- تجزیه و تحلیل شرایط محیطی سازمان
4- تجزیه و تحلیل منابع و امکانات سازمان
5- شناخت وضع موجود
6- تعیین تغییرات مورد نیاز در استراتژی های گذشته
7- تصمیم گیری در خصوص استراتژی های مطلوب (آقازاده، 1382).
Based-Goalمدل
این مدل، یکی از متداول ترین مدل های مورد استفاده در برنامه ریزی استراتژیک است که برمواردی همچون رسالت سازمان (و چشم انداز یا ارزشها)، اهداف در راستای فعالیت رسالت سازمان، استراتژی ها برای دست یابی به اهداف و برنامه ریزی عملیاتی (چه کسی کار را انجام خواهد داد و چه موقع ) تاکید دارد و مراحل آن عبارتند از:
1- شناسایی قوتها، ضعف ها، فرصت ها و تهدید ها سازمان
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.