منبع پایان نامه ارشد درباره فرآیند برنامه ریزی استراتژیک و تعریف برنامه ریزی استراتژیک

استراتژی الگویی برای پاسخ سازمان به محیط اطرافش درطول زمان است. استراتژی، افراد و دیگر منابع هر سازمان را با چالشها و مخاطراتی که به وسیله دنیای خارج ایجاد شده، مرتبط می سازد.استراتژی، برای سازمان با توجه به اهداف چند گانه اش، مسیر واحدی معین کرده و به کارگیری منابع را درجهت کسب اهداف جامع هدایت می کند. درداخل هر سازمان برنامه ها مطابق سلسله مراتبی موازی با ساختار سازمانی تنظیم می شود. برنامه ها، درهرسطح دو وظیفه انجام میدهند:
1- ابزاری را برای کسب اهداف تعیین شده در برنامه های سطوح بالاترفراهم می کنند.
2- اهدافی را به نوبه خود برای برنامه های سطوح پایین تر ارائه می دهند.
واژه استراتژی از از ریشه یونانی Strategema به معنای فرمانده ارتش مرکب از stratos به معنی ارتش و ago به معنی رهبرگرفته شده است. مفهوم استراتژی ابتدا به معنای فن هدایت، تطبیق و همانند سازی نیروها جهت نیل به اهداف جنگ در علوم نظامی بکار گرفته شد.سپس تئورسین ها علم مدیریت، استراتژی را چگونگی تخصیص مطلوب منابع کمیاب، جهت رسیدن به اهداف سازمان تعریف کردند (شانه ساززاده 1377) .
اندروز استراتژی را یک الگو می داند. او معتقد است که استراتژی یک نوع یکپارچگی، انسجام و ثبات داخلی است که موقعیت شرکت را در محیط تعیین می کند، به آن هویت می دهد و شرکت را قادر می سازد از نقاط قوت خود استفاده کند و در امر بازار محصول به موفقیت دست یابد ( رحمان سرشت، 1383).
مینتزبرگ استراتژی را الگویی می داند که در جریان تصمیم ها پدید می آید. بر اساس نظر مینتزبرگ، می توان استراتژی را از پنج دیدگاه تعریف کرد ( احمدی ، 1382)
1- استراتژی به عنوان طرح: استراتژی عبارت است از نوعی کار آگاهانه و یا مجموعه ای از رهنمودها که برای مقابله با وضعیت و یا رخدادی خاص در آینده پیش بینی می شود.
2- استراتژی به عنوان نیرنگ: استراتژی عبارت است از مانور و نیرنگی زیر کانه در مقابل رقبا.
3- استراتژی به عنوان الگو: استراتژی الگویی است که در جریان تصمیم ها پدید می آید.
4- استراتژی به عنوان موقعیت: استراتژی موقعیتی در محیط است که سازمان به دنبال قرار گرفتن در آن است.
5- استراتژی به عنوان نگرش: استراتژی یک نگرش است که محتوای آن از روشی عمیق و ریشه دار برای درک جهان تشکیل شده است.
2-3-7- برنامه ریزی استراتژیک:
تعریف
برنامه ریزی استراتژیک (راهبردی) تلاشی سازمان یافته و منظم برای اتخاذ سیاست های بنیادی و انجام اقدامات اساسی است، که سرشت و سمت گیری فعالیت های یک سامانه را در چارچوبی قائده مند شکل می دهد. (گودرزی،1385).
همانطور که از تعریف برنامه ریزی استراتژیک یک دلیل برخورد فرآیندی در برنامه ریزی راهبردی برمی آید این نوع برنامه ریزی یک نوع برنامه ریزی فرآیندی است. دلیل فرآیندی بودن برنامه ریزی راهبردی در نوع و گونه ی پدیده هایی است که برای آنها برنامه ریزی صورت گرفته می شود، در برخورد وبرنامه ریزی این پدیده ها ازآنجا که دائما در حال تغییر هستند باید گونه ای از برنامه ریزی انجام گیرد که قابلیت بازخورد و تطبیق با شرایط جدید در آن وجود داشته باشد. مفهوم راهبرد سالیان متمادی به عنوان یک مفهوم نظامی به کار گرفته شده است. این مفهوم بعد از نیمه قرن بیستم میلادی در حیطه ی اقتصاد نیز وارد گردید. ازاین پس رویکرد برنامه ریزی راهبردی برای یک سیستم مورد نظر قرار گرفت.( مسیحی، 1384).
برنامه ریزی استراتژیک نقش کلیدی در موفقیت سازمان در میدان رقابت دارد. این نوع برنامه ریزی اگربه درستی تدوین شود، به انتخاب استراتژی هایی منجر می شود که در صورت اجرای صحیح و به موقع، موجب تعالی و پیشتازی سازمان می شود.
همانند سایر مفاهیم مدیریت، تعاریف گوناگونی از برنامه ریزی استراتژیک توسط صاحبنظران ارئه شده است که به چند مورد مهم از آنها اشاره می شود:
1- برنامه ریزی استراتژیک: ابزار مدیریتی توانمندی است که برای کمک به شرکتها طراحی می شود تا آنها به صورت رقابتی خود را با تغییرات پیش بینی شده محیط تطبیق دهند. خصوصا، فرآیند برنامه ریزی استراتژیک یک نگرش و تجزیه و تحلیلی از شرکت و محیط مربوط به آن ارائه می کند، شرایط فعلی شرکت را توضیح می دهد وعوامل کلیدی موثر بر موفقیت آن را شناسایی می کند. (ادوارد، 1999).
2- برنامه ریزی استراتژیک فرآیند ایجاد و توسعه رویه ها و عملیات ضروری برای دستیابی به آینده است. بین برنامه ریزی بلند مدت که به صورت واکنشی است و برنامه ریزی استراتژیک که سازمان را مجاز به خلق آینده اش می کند، تفاوت وجود دارد.
3- برنامه ریزی استراتژیک، نگاه به آینده دارد و تمرکزآن برآینده پیش بینی شده می باشد و به این مساله توجه دارد که جهان بعد از 5 الی 10سال بعد چه تفاوت هایی با اکنون خواهد داشت و درصد خلق آینده سازمان برمبنای آن چیزی است که احتمال می رود در آینده ایجاد شود.
4- برمبنای تجزیه و تحلیل روندها و سناریوها پیش بینی شده برای گزینه های ممکن در آینده و نیز بر مبنای تجزیه و تحلیل داده های داخلی و خارجی است.
5- منعطف و متمایل به ایجاد تصویری بزرگ ازآینده سازمان است. برنامه ریزی استراتژیک سازمان را با محیطش تطبیق می دهد، زمینه ای برای دسترسی به اهداف ایجاد می کند، چارچوب و جهتی برای سازمان فراهم می کند تا به آینده دلخواه خود برسد.
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.