منبع پایان نامه ارشد درباره فرآیند برنامه ریزی استراتژیک و برنامه ریزی استراتژیک

8- محاسبه و ارزیابی عملکرد: در این مرحله به بررسی مبانی اصلی استراتژی های سازمان، مقایسه نتیجه های مورد انتظار با نتیجه های واقعی و انجام دادن اقدامات اصلاحی برای اطمینان یافتن از مطابقت عملکردها با برنامه های پیش بینی شده مبادرت می شود (علی پور ،1387).
2-4-1- ماتریس سوات :
خلاصه: اصطلاح فرآیند شناسایی بررسی و ارزیابی متغیر‌های موثر و بالقوه داخلی و محیطی را تجزیه و تحلیل swot گویند.
محققان الگوهای متفاوتی را برای شناسایی همه‌ی عوامل (چه موثر و چه غیر موثر) بر فعالیت‌های یک سازمان ارائه نموده‌اند که در بیشتر متون با عناوین تجزیه و تحلیل قوت‌ها، ضعف‌ها، فرصت‌ها و تهدید‌ها یا swot. TWOS . WPT به کار برده‌اند. راهبرد هر سازمان متاثر از فرآیند تعامل آن با محیط بیرونی است و بنابراین پیش‌بینی وضعیت آینده نقشی اساسی در فرآیند موفقیت سازمان و کشور دارد. در این میان شناخت عوامل محیطی و همچنین شناسایی عوامل درونی بسیار مهم می‌باشد. “تجزیه و تحلیل swot یکی از ابزار‌های راهبردی تطابق قوت و ضعف درون سازمانی با فرصت‌ها و تهدید‌های برون سازمانی است. تجزیه و تحلیل swot تحلیلی منظم برای شناسایی این عوامل و تدوین راهبرد که بهترین تطابق بین آنها را ایجاد نماید ارایه می‌هد.”
از این دیدگاه این الگو یک راهبرد است که قوت‌ها و فرصت‌ها را به حداکثر و ضعف‌ها و تهدیدات را به حداقل ممکن می‌رساند. برای این منظور نقاط قوت و ضعف و فرصت‌ها و تهدیدات در چهار چوب کلی SO.WO.ST.WT. پیوند داده می‌شود و گزینه راهبرد بین آنها انتخاب می‌شود. در این تحلیل همیشه چهار راهبرد پیشنهاد می‌شود: هدف از راهبرد WT حتی‌الامکان نقاط ضعف و تهدیدات است و شرکتی که بیشترین عوامل آن در این خانه متمرکز باشد وضعیت جالبی نداشته و در ورطه‌ی ورشکستگی خواهد بود. راهبرد WO هدفش کاهش نقاط ضعف و افزایش فرصت‌هاست در این حالت شرکت‌ها به علت دارا بودن ضعف‌های اساسی امکان استفاده از فرصت‌های به دست آمده را ندارند. راهبرد ST بر اساس توانمندی شرکت در مقابل تهدیدات بنا شده است هدف آن این است که توانمندیهای موجود را افزایش و در مقابل تهدیدات را کاهش دهد. در راهبرد SO هر شرکتی علاقه‌مند است که همیشه در این موقعیت قرار داشته باشد که بتواند بهره‌ گیری از توانمندی‌ها و فرصت‌ها را به حداکثر برساند. در تحلیل swot عوامل موثر بر شرکت یا سازمان به دو دسته عوامل بیرونی یا خارجی و عوامل درونی یا داخلی تقسیم می‌شود:
الف) عوامل بیرونی:
این عوامل خارج از سازمان بوده است و بر فعالیت‌های سازمان تاثیر دارند اما در اختیار سازمان نبوده و سازمان هیچگونه تاثیری بر آنها ندارد. هدف از بررسی محیط خارجی تهیه فهرستی محدود از فرصت‌هایی که می‌تواند به یک سازمان سود رسانده یا تهدیداتی که باید از آنها اجتناب شود.
عوامل بیرونی خود به دو گونه می‌باشد:
فرصت‌ها
فرصت یک موقعیت عمده در محیط موسسه می‌باشد. یعنی آن چه که موسسه را در رسیدن به اهدافش یاری نماید و به عنوان موتور محرکه‌ای است که شتاب حرکت موسسه را چندین برابر می‌کند. سه منبع اصلی فرصت‌ها و تهدید‌ها عبارتند از1- فشار‌ها و روند‌ها (سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فناوری)2- مراجعان، مشتریان و پرداخت‌کنندگان مالیات3- رقبا و همکاران. پس فرصت‌ها مطلوب موسسه بوده و باید کوشش نمایند تا آنها را به حداکثر رسانده و از آنها استفاده بهینه کنند.
تهدید‌ها
تهدید یک موقعیت نامطلوب عمده در محیط موسسه است و به عنوان مانعی بر سر راه موسسه قرار دارد و آن را از رسیدن به اهدافش باز می‌دارد. در مورد فرصت‌ها و تهدیدات می‌توان گفت که آنچه برای یک موسسه تهدید قلمداد می‌شود ممکن است برای یک موسسه دیگر عامل فرصتی باشد. پس فرصت یا تهدید بودن یک عامل نسبی است. موسسه تا جایی که می‌تواند باید محدود کننده‌ها و تهدیدات را به حداقل رسانده یا آنها را به عوامل فرصتی و مزیتی تبدیل کند. درک درست فرصت‌ها و تهدیدات محیطی فراروی سازمان به مدیران کمک می‌کند تا راهبرد سازمانی را با بینش و فراست بهتری اتخاذ نموده و مسیر حرکت سازمان را به طور اثر بخش‌تری تعین نمایند. در مورد سطح کلان و کشور‌ها نیز می‌توان گفت که عواملی این چنین وجود دارند که باید مورد توجه قرار گرفته و در برنامه‌ ریزی‌های کشوری لحاظ شوند.
ب) عوامل درونی:
این عوامل در اختیار شرکت بوده و جزء عوامل داخلی می‌باشند. پس در عین حال که بر فعالیت‌های سازمان تاثیر دارند سازمان نیز بر آنها تاثیر دارد. هدف از بررسی محیط درونی تهیه فهرستی از نقاط قوت است که سازمان برای به دست آوردن سود باید از آنها بهره‌ برداری نمایند و یا نقاط ضعفی که برای جلوگیری از ضرر یا کاهش سود باید از آنها اجتناب نمایند. عوامل درونی نیز همانند عوامل بیرونی دو دسته می‌باشند که عبارتند از:
قوت‌ها
قوت منبع مهارت یا مزیت دیگری است نسبت به رقبا و نیاز‌های بازار‌هایی که موسسه در آنها کار می‌کند یا خواهد کرد قوت یک شایستگی ممتاز است که مزیت مقایسه‌ای موسسه در بازار می‌شود. قوت نقطه‌ی اتکای سازمان است که با استفاده از آن می‌خواهد به اهداف خود برسد . بر مبنای این نقاط قوت شاخه‌ی اجرایی را می‌توان به موتوری قدرتمند برای رشد تغییر نوآوری و خدمت تبدیل کرد. پس هر سازمانی باید این نقاط قوت را برای جامه عمل پوشاندن به رسالتش به حداکثر رسانده و از آنها به عنوان مزیتی رقابتی در مقابل رقبا استفاده نماید.
ضعف‌ها
ضعف یک محدودیت یا کمبود در منابع مهارت‌ها و توانایی‌هایی است که جدا مانع عملکرد اثر بخش می‌شود. ضعف یک عامل درونی است که مختل‌ کننده فعالیت‌های سازمان بوده و در رسیدن سازمان به اهدافش خلل ایجاد می‌کند پس لازم است تا سازمان این عوامل را در حد امکان به حداقل رسانده و یا در جهت رسیدن به اهدافش از آنها بهره‌برداری نماید. ضعف‌ها عواملی هستند که هر سازمانی که وجود خارجی دارد قطعا با آنها رو به رو است و نمی‌تواند از آنها دوری گزیند بلکه باید با درکی صحیح آنها را نظارت کرده و مهار نماید. درک صحیح نقاط قوت و ضعف، اساساَ به سازمان کمک می‌کند تا با استفاده بهینه از قوت‌ها و به حداقل رساندن ضعف‌ها با اثربخشی بیشتری به اهداف رسیده و از هدر رفتن منابع و امکانات سازمان جلوگیری نمایند. در سطح ملی و کلان نیز باید این نقاط مورد شناسایی قرار گرفته و با بهره‌ گیری مناسب قوت‌ها و اجتناب از ضعف‌ها راهبرد مناسب تدوین شده و به اجرا در آید.
تحلیل swot مطابق آنچه که گفته شد بر آن است تا این عوامل (درونی و بیرونی) را شناسایی و در جهت بهره‌ برداری بهینه از آنها گام بردارد.
2-4-2- مراحل برنامه ریزی استراتژیک:
طبق سنت برنامه ریزی فرآیندی منطقی، عقلانی دارای گام های متوالی و امری اساسی برای دست یابی موثرسازمان به اهداف ومقاصد با استفاده از منابع تعریف شده است. فرآیند برنامه ریزی استراتژیک فرآیندی دورانی وچرخشی است. گروه های مختلف، اغلب می باید پیش ازاتخاذ تصمیم و انجام دادن اقدامات رضایت بخش، مراحل مورد بحث را تکرار نمایند. بعلاوه برای اجرای هر مرحله از برنامه نوعا نباید به انتظار تکمیل تمام مراحل باقی ماند.
بهتراست کلیه افرادی که هریک به نحوی از برنامه تاثیر می پذیرند و موضوع اصلی اجرای برنامه هستند دربرنامه ریزی مشارکت کنند چون دراین صورت احساس مسئولیت و تعلق می کنند، ضمانت اجرائی برنامه پیش از پیش افزایش خواهد یافت، اجرای آن نیز تسریع می شود و همچنین امکان کشمکش و درگیری آینده نیز کاهش می یابد. برنامه ریزی استراتژیک، ممکن است شامل 5 مرحله کلی باشد زمان، تلاش و فعالیت مورد نیاز برای هرمرحله با مراحل دیگر یکسان نیست و فعالیت ها نیز ممکن است با هم تداخل پیدا کنند و نتوانند عملا حد و مرزی بین فعالیت های هرمرحله با مراحل دیگر تبیین کرد. اما این مراحل یک درک کلی از توالی فعالیت ها و سازماندهی امور ارائه می دهند (شهامت نژاد،1390).
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.