منبع پایان نامه ارشد درباره اجرای موفقیت آمیز برنامه و برنامه ریزی استراتژیک

اکنون به توضیح هریک از مراحل برنامه ریزی استراتژیک پرداخته می شود:
1- طراحی:
مدیران پس از تجزیه و تحلیل محیط، تعیین جهت گیری سازمانی و تعریف ماموریت، ارزش ها، چشم انداز و اهداف سازمانی آماده ی تعیین استراتژی سازمانی می باشند. چه کسانی باید در برنامه ریزی شرکت داده شوند ؟ گزینش افراد برای طراحی برنامه ها، ممکن است به شکل های متفاوتی صورت گیرد. به این دلیل که برنامه ریزی استراتژیک چارچوبی برای خط مشی های ناحیه آموزش است. خط مشی گذاران (هیات امنا) باید به طریق معنی داری در این فرآیند شرکت داده شوند. درهنگام تعیین و انتخاب بهترین روش به موقعیت و شرایط و سطحی اعتماد بین گروها باید در آن گرفته شود. وجود افراد خبره در امر برنامه ریزی، در مراحل اولیه برنامه ریزی می تواند مفید باشد زیرا این اطمینان را می دهد که طیف وسیعی از تجارب و دیدگاه ها برای شرکت در گروه برنامه ریزی وجود خواهد داشت (داوری و شانه ساز زاده، 1380).
فعالیت هایی که در این مرحله از برنامه ریزی استراتژیک صورت می گیرد عبارتند از:الف) بررسی و تجزیه و تحلیل برون سازمانی ب) تحلیل درون سازمانی ج) مشارکت افراد ذینفع در برنامه ریزی د) تهیه تصویری از دورنمای آینده ه) تهیه هدف های استراتژیک (بهرنگی ، 1382).
دراین مرحله باید ابتدا مجموعه استراتژی های قابل استفاده را لیست کرده و سپس با استفاده از مدل های مختلف و باتوجه به نتایج بدست آمده درتحلیل وضعیت، استراتژی بدست آمده را انتخاب می کنیم هم چنین در این مرحله باید مدیران میانی و حتی رده های پایین سازمان را نیز مشارکت داد تا درآن ها ایجاد انگیزش کنند. در این مرحله هدف های استژاتژیک پس از انجام و بازبینی فعالیت ها زیرتدوین می شود: الف) دستیابی به توافق درباره باورها ب) انجام بررسی های درون سازمانی و برون سازمانی ج) تشخیص عوامل تعیین کننده موفقیت سازمانی د) ترسیم پنداره ن) نگارش بیانیه ماموریت به صورت عملکرد قابل اندازه گیری و) تکمیل تحلیل نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید ها. هریک از هدفها هم باید به طور مستقیم با مقاصد استراتژیک مرتبط باشد و نتایج مورد نیاز درصحت زمان مشخصی باید قید شود .
دراین مرحله هدف این است که ماموریت سازمان تعیین شود، شناسایی عواملی که در محیط خارجی، سازمان را تهدید می کنند یا فرصت هایی را به وجود می آورد. شناسایی نقاط ضعف و قوت داخلی سازمان، تعیین هدف های بلند مدت، در نظر گرفتن استراتژی های گوناگون و انتخاب استراتژی های خاص جهت ادامه فعالیت. مساله هایی که در زمینه تدوین استراتژی های مطرح می شود عبارتند از: تعیین نوع فعالیتی که سازمان می خواهد به آن بپردازد، فعالیت هایی را که می خواهد از آنها خارج شود، شیوه تخصیص منابع، تصمیم گیری درباره گسترش دادن یا متنوع ساختن فعالیت ها و … ازآنجا که هیچ سازمانی نمی تواند منابع نامحدود داشته باشد، استراتژیست ها باید در این مورد که کدام یک از استراتژی های مختلف می توانند بیشترین منفعت را به سازمان برسانند، تصمیم گیری نمایند. تصمیماتی که در زمینه تدوین استراتژی ها گرفته می شود سازمان را متقاعد می سازد که از منابع و فناوری های شناخته شده ای استفاده کند( باقری و دل پسند،1387).
طراحی برنامه، فرایند طولانی و پیچیده ای است و شامل مراحلی مختلفی است که مهمترین این مراحل به شرح زیر است: 1- انتخاب اهداف: مشخص کردن اهداف، اساسی ترین گام در برنامه ریزی به شمار می رود؛ یعنی برنامه ریزان باید مقاصدی را که دست یابی به آن ها مدنظر است؛ از پیش تشخیص دهند و آن گاه زمینه تحقق آن ها را فراهم کنند2- انتخاب خط مشی: پس ازروشن شدن اهداف کیفی و کمی برنامه ها باید خط مشی های را نیز مشخص کرد. معمولاخط مشی ها مسیر حرکت به سوی اهداف مورد نظر را تعیین می کنند3- تعیین اولویت ها: وصول به اهداف آموزشی و پرورشی مستلزم در اختیار داشتن امکانات و منابع گوناگونی، مانند منابع مادی وانسانی است بنابراین هر جامعه ای هر قدر هم که غنی باشد باز با محدودیت هایی در زمینه ی امکانات مواجه خواهد بود. ونمی تواند همزمان به همه اهداف خود برسد. در نتیجه برنامه ریزان ناگزیرند اولویت را تعیین کنند و وصول به بعضی از هدف ها را به بعضی دیگر مقدم بدارند.
4- تهیه برنامه عمل: پس ازمشخص شدن اهداف کیفی و کمی و انتخاب خط مشی ها و اولویت ها، برنامه ریزان باید نسبت به تهیه برنامه اقدام کنند.
5- تصویب برنامه طراحی شده: پس از آن که برنامه عمل تهیه و تنظیم شد دست اندرکاران برنامه ریزی باید برنامه تهیه شده خود را برای تصویب به مسئولان سطوح بالایی تسلیم کنند ( لامعی ، 1382).
بنابراین در تدوین فراگرد برنامه ریزی استراتژیک، سازمان باید تغییرات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و پیشرفت های تکنولوژی را که به اشکال مختلف به اقدامات سازمان تاثیر می گذارند، مورد توجه قرار دهد. ماهیت نامعلوم این تغیرات مستلزم آن است که برای تسهیل و بهبود مراحل برنامه ریزی سازمان، این عوامل اساسی در زمان برنامه ریزی مورد توجه قرار گیرند. تاکید به یک تعداد محدود از مسائل کلیدی، موجب خواهد شد تا گفت و شنودهای اساسی تر و سودمند تر در مورد تاثیر استراتژیک آن در آینده انجام گیرد.
2-4-3- موانع و محدودیت های طراحی برنامه ریزی:
دراین زمینه اولین مشکلات عبارت است از موانع ایجاد و توسعه مدیریت استراتژیک در سازمانها که این فرآیند را از بنیان و پایه با مشکل مواجه می سازند. دلایل گوناگونی وجود دارد که برخی ازسازمانها تمایل چندانی به ایجاد و توسعه روندهای برنامه ریزی ازخود نشان ندهند که مهمترین آنها عبارتند از:
1- عدم آگاهی مدیریت سطح بالا نسبت به وضعیت واقعی سازمان2- خود فریبی مدیران سطح بالا و دشواری های عملکرد روزانه 5- کامیابی های گذشته سازمان6- اشتباه تلقی کردن هرگونه تغییر در رابطه با هر چه در گذشته در سازمان انجام گرفته است7- نارسایی در کاربرد وظایف (صداقت گویان، 1384).
اجرای برنامه:
پس از تدوین برنامه، عملیات آغاز می شود و گر چه معمولا سازمانی که تا این مرحله با موفقیت پیش رفته، شانس زیادی برای اجرای موفقیت آمیز برنامه خود خواهد داشت اما نباید فراموش کرد که بسیاری از سازمان ها پس ازتدوین برنامه و صرف زمان و بودجه در خور توجه در این امر، بی توجه به برنامه، همان روش سنتی گذشته را که به آن تکیه کرده اند، پیش می گیرند و از پایبندی به برنامه سرباز می زنند. اجرای صحیح برنامه به عوامل متعددی وابسته است. اجرای عملیات استراتژیکی به جهت موانع بسیاری که پیش رو دارد، به یک انقلاب می ماند که عزم و اراده راسخ مسئولان و ذینفعان را می طلبد (خوبیاری ،1389).
بستر سازی و اجرای استراتژی ها دومین مرحله از برنامه ریزی استراتژیک است. که استراتژی ها تدوین شده را به مرحله اجرا می گذارد، اما بسته های کارآمدی که بنا نهاده شده است بدون یک اجرای منظم و برنامه ریزی شده عملا بی فایده است.
جمع بندی کلی :
در دنیای متلاطم امروز ، مدیران و برنامه ریزان سازمان ها و موسسات به علت دگرگونی های سریع جهانی و منطقه ای و پیش آمدهای داخلی ، با عدم اطمینان شدید درطرح ریزی ها وتصمیم گیری های آینده مواجه هستند . این تحولات طبیعتا نیازهای جدیدی را نیز داشته که یکی از آثار متدوال آن ، نیاز به بررسی های استراتژیکی و پیدایش برنامه ریزی استراتژیک بوده است . ورزش جوامع مختلف نیز به دلیل تعامل با محیط اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی و … از این تغییر و تحولات بی نصیب نبوده و تغییرات ، هر چند جزی بر آن اثر داشته اند. به همین علت نیاز به برنامه ریزی استراتژیک دربخش ورزش (مخصوصا ورزش دانشجویی) احساس گردید.
به طور کلی برنامه ریزی استراتژیک به عنوان یک فرآیند پویا با درونگری نسبت به واقعیات و موقعیت های موجود، ارائه راهبردها و تاکتیک های موثر، رسیدن به اهداف بلند مدت را امکان پذیر می سازد. در این نوع برنامه ریزی سیاست گذاری و تصمیم گیری برمبنای دریافت درونی (شهودی) مدیران انجام نمی گیرد. بلکه مشارکت همه افراد ذی نفع ، ذی صلاح و ذی علاقه مبنای تمرکز زدایی ، تفکر استراتژیک ، بازاندیشی ، بازسازی و بازآفرینی است.

  بازده حقوق صاحبان سهام و نرخ بازده مورد انتظار

فصل سوم

این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.