منابع پایان نامه ارشد درباره پیش بینی سلامت روان و مقابله هیجان مدار

3/0
تعهد
11/0-
30/0
03/0-
38/0-
7/0
فصل پنجم
بحث و نتیجه گیری
پژوهش حاضر با هدف تعیین پیش بینی سلامت روان بر اساس سبک های مقابله ای و سبک هویت در دانشجویان انجام گرفت با توجه به یافته ها ی حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش، در این فصل به تبیین و بحث درباره نتایج بدست آمده می پردازد. این فصل از چند بخش تشکیل شده است که شامل بحث،بررسی و تفسیر یافته های بدست آمده،ارائه پیشنهادات(پژوهشی و کاربردی)مبتنی بر نتایج بدست آمده،و بیان محدودیت های تحقیق می باشد.
5-1-بحث و نتیجه گیری
فرضیه یکم:سبک های مقابله ای و سبک هویت سلامت روان را پیش بینی می کنند.
نتایج بررسی این فرضیه نشان داد که سبک های مقابله ای و سبک هویت قادر به پیش بینی سلامت روان در دانشجویان می باشد.بنابراین فرضیه اول پژوهش تأیید می گردد.
این نتایج با مطالعات باقری یزدی،(1374).پیروی و بوالهری(1373).همسو می باشد و با یافته های هاداک و کاردوم،(1996).شایوهمکاران،(2002).سیتیزوهمکاران،(2002).آندو،2002،ولاینگوهمکاران،(1999) ناهمخوان است.
در تبیین این یافته می توان بیان داشت که سبک های مقابله ای و سبک هویت میتواند سلامت روان را تحت تأثیر قرار دهد به طوریکه هرچقدر توانایی استفاده از سبک های مقابله ای کار آمد در هنگام مواجه با استرس ها بیشتر باشد و فرد از سبک های هویتی اطلاعاتی و هنجاری استفاده کند فرد از سلامت روان بیشتری برخوردار خواهد بود و بالعکس. مقابله یا کنار آمدن یعنی کنترل مطالبه های خارجی و داخلی که افزون بر توانایی های فرد تصور می شود.راهبردهای مقابلهای موثر باعث می شوند که واکنش فرد به سطوح بالای تنیدگی کاهش یابد و آثار زیانبار آن تعدیل شود و بالعکس(فرزین راد،اصغر نژاد فرید،یکه یزدان دوست و حبیبی عسگر آباد،1389).همچنین به باور اریکسون(1962)،افرادی گه حس هویتی قوی دارند دارای اعتماد به نفس و ایمان هستند و آنهایی که در دستیابی به هویت ناموفق هستند بحران هویت را تجربه خواهند کرد و نشانه های اجتناب از نقش را بروز می دهند.(عبدی زرین،آقا یوسفی،قائد امینی،محمدی و کهالی،1388).همراه با رشد هویت تعهد شخصی افراد نیز افزایش می یابد و به دنبال آن تصمیم گیری،حل مسئله و کارایی افراد بیشتر کرده و سبب می شود تا افراد احساس بهتر از خود و زندگی داشته باشند.(همان منبع).
فرضیه دوم: بین سلامت روان با سبک مقابله ای رابطه وجود دارد.
برای پیش بینی سلامت روان بر اساس سبکهای مقابلهای از تحلیل رگرسیون استفاده شد : نتایج نشان داد که F مشاهده شده معنادار است و متغیرهای پیش بین باهم 08/0 واریانس سلامت روان را تبیین می کنند. یعنی هر اندازه سلامت روان بیشتر باشد استفاده از سبک های مقابله ای کار آمد افزایش پیدا میکند و بالعکس. نتایج پژوهش نشان داد که بین سلامت روانی و راهبردهای مقابله رابطه معناداری وجود دارد. به این ترتیب که هر چه فرد راهبرد مقابله مسئله مدار را بیشتر به کار برد از سلامت روان بالاتری برخوردار است و نشانه های جسمانی، اضطراب، اختلال در عملکرد اجتماعی و افسردگی کمتری نشان خواهد داد و بالعکس هر چه فرد راهبرد مقابله هیجان مدار را بیشتر به کار برد از سلامت روانی کمتری بهره مند است و آسیب جسمانی، اضطراب، اختلال در عملکرد اجتماعی و افسردگی بیشتری خواهد داشت.بنابراین فرضیه دوم پژوهش تأیید می گردد.
این یافته با نتایج مطالعات شکری و همکاران،(1381).محمد زاده و خسروی،(1391).اندلر و پارکر،(1994) همسو می باشد. بر این اساس قابل تبیین است که طبق مدل فولکمن و لازاروس(1984). در فرآیند مقابله مهارت های شناختی برای حل مسئله مورد استفاده قرار می گیرند. فرد با به کار بستن سبک مقابله کار آمد مساله مدار از مهارت های شناختی برای حل مسئله استفاده میکند. بر این اساس راه های مقابله با مشکل مستقیماً بررسی می شوند و معمولاً با یافتن راه حل های مناسب برای مشکل رضایت روان شناختی حاصل می شود.از سوی دیگر این وضعیت باعث نظم و انسجام فکری می شود و آشفتگی هیجانی را کاهش می دهد. در سایه انسجام فکری و آرامش هیجانی به دست آمده منبع استرس نیز بهتر شناسایی می گردد و ممکن است قابل کنترل ارزیابی شود. شناخت منبع کنترل از یک سو و قابل کنترل ارزیابی کردن آن از سوی دیگر به افزایش سلامت روانی کمک می کند. همچنین شناخت منبع استرس از طریق افزایش اعتماد به نفس، اضطراب و آشفتگی را کاهش می دهد و باعث بهبود وضعیت سلامت روانی می شود. .(لطیفیان و همکاران،1383).
فرضیه سوم:بین سلامت روان با سبک هویت رابطه وجود دارد.
نتایج نشان داد که متغیرهای سبک های مقابله ای و سبک هویت توان پیشبینی متغیر سلامت روان را ندارند. در نتیجه فرضیه سوم تحقیق رد میشود.
نتایج این یافته همسو با نتایج تحقیق لینوکوئیست(1994،به نقل از گایا،2002)،همچنین با نتایج اورسون و شیلینگ (1992؛به نقل از گایا،2002).مک نلز و کونولی(1999).همسو می باشد.و با نتایج برزونسکی و کاک،(2005).و رز و رادولف،(2006)،ریز،(1988،1998؛نقل از فهر،2004)ناهمسو می باشد.
در تبیین این یافته می توان بیان داشت که اگر چه مارسیا معتقد است که بین سلامت روان و سبک هویت رابطه وجود دارد چرا که هویت ایجاد ارتباط با دیگران را افزایش می دهد(به نقل از غضنفری،1383).اما در این پژوهش با توجه به این که سبک هویت در جامعه ی مورد بررسی تغییراتی را در سلامت روان دانشجویان در پی نداشته است شاید مهمترین دلیل که می توان برای این تبیین ارائه کرد این باشد که سلامت روان در میان جامعه مورد مطالعه دارای تغییرات قابل ملاحظه ای نیست،که این عدم تغییرات متغییر در میان جامعه سبب شده است تا ارتباط معنی داری در سبک های هویت بدست نیاید. بنابراین نمیتوان گفت که سبک های هویت با سلامت روان ارتباط دارد.
5-2-محدودیتهای پژوهش
1-با توجه به اینکه تحقیق حاضر فقط بر روی دانشجویان شهرستان پاوه انجام گرفته،از این رو تعمیم آن به جامعه ی دانشجویان در شهرهای دیگر امکان پذیر نیست.
2-از آنجایی که تحقیق از نوع همبستگی می باشد بنابراین نمی توان به صراحت رابطه علی و معلولی بین متغییر ها برقرار کرد.
3-با توجه به این که برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شده است بنابراین ممکن است نتایج تحت تأثیر سو گیری های اجتماعی آزمودنی ها در پاسخ دادن به سوالات قرار گیرد.
5-3-پیشنهادات
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.