منابع و ماخذ مقاله تشویق و تنبیه

90
فوریه 9, 2019 0 Comment

خانوادگی ابتدایی‌ترین ضرورت به نظر می‌رسد.»
جان بالبی در تحقیقات خود به این نتیجه رسید که دانش‌آموزانی که براثر فوت مادر از مهر مادری محروم هستند دچار اضطراب بوده و به‌شدت نیازمند محبت می‌باشند و حس شدید انتقام‌جویی دارند که به‌تدریج منجر به رفتار نابهنجار و جرم می‌گردد. همچنین در تحقیقاتی که بر روی 99 کودک انجام داد دریافت 20 درصد در اثر فوت مادر دچار افسردگی شدید و 27 درصد به افسردگی خفیف دچار شدند.

گفتار دوم: وضعیت اقتصادی نامطلوب خانواده

بروز رفتار نابهنجار دانش آموزان ممکن است تحت تأثیر وضعیت اقتصادی نامطلوب خانواده باشد که می‌تواند ریشه در عوامل متعددی چون فقر، بیکاری، بازنشستگی و عدم‌کفایت درآمد و غیره داشته باشد. از منظر اسلام فقر می‌تواند در برخی افراد منجر به از بین رفتن فضایل اخلاقی و انحراف شود که به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم: امام علی (ع) خطاب به فرزندش محمد بن حنفیه فرمود: «ای پسرم من بر تو از تنگدستی می‌ترسم، پس از شر آن به خدا پناه ببر که تنگدستی موجب کمبودی در دین است و موجب سرگردانی فرد است و سبب دشمنی می‌گردد.»: مطابق این روایت فقر زمینه‌ساز نقصان ایمان بوده، عقل و فکر را پریشان و دهشت‌زده نموده و سبب ملامت و سرکوبی و تحقیر مردم است. همچنین می‌فرمایند: «ناچاری‌های فقر و نداری انسان را به کارهای بسیار زشت وامی‌دارد.» در جای دیگر بیان می‌دارند: « فقر نفس را خوار می‌کند و خرد را سرگشته می‌سازد و غم و اندوه را به‌سوی آدمی می‌کشاند. پیامبر گرامی اسلام(ص) در ارتباط با آثار فقر می‌فرمایند:« فقر نزدیک به سر حد کفراست». بنابراین می‌توان بیان کرد اگرچه اسلام مستمندانی را که ایمان و اراده قوی داشته و فقر موجب تزلزل ایمان آنان نمی‌گردد می‌ستاید؛ اما پدیده فقر را امری نامطلوب و مذمت شده دانسته که می‌تواند زمینه سست شدن ایمان و باورهای دینی گشته و درنهایت منجر به بروز رفتارهای ناهنجار و جرم در جامعه گردد.
از منظر جرم‌شناسی یکی از نظراتی که در این مورداستفاده می‌گردد، نظریه بی‌هنجاری رابرت مرتون است. رابرت مرتون معتقد است جرم و ناهنجاری زمانی در جامعه رخ می‌دهد که جامعه ابزارهای مشروع برای دست یافتن به آرمان‌ها و اهداف خود را فراهم ننماید؛ بنابراین زمانی که در یک جامعه دست یافتن به ثروت و وضعیت اقتصادی مطلوب هدف باشد؛ اما ابزار و امکانات در اختیار گروهی از مردم نباشد آنان برای دست‌یابی به آن اهداف به را ه های نامشروع و جرم روی می‌آورند. کوهن در نظریه ناکامی منزلتی خود معتقد است ناهمسازی بین اهداف و ابزار مورد نظر مرتون به تنهایی منجر به کج رفتاری نمی شود مگر اینکه با سرخوردگی و ناکامی منزلتی همراه باشد؛ بدین صورت که دانش آموزان طبقه فرو دست در مدرسه با ارزشهای دانش آموزان طبقات متوسط روبه رو شده و در رقابت با همکلاسان بالاتر خود در می مانند، ناکام و تحقیر می شوند و برای جبران ناکامی در منزلت «خرده فرهنگ» بزهکاری را تاسیس می کنند که نظام ارزشی آن مخالف نظام ارزشی طبقات برخوردار است.
نظریه ی عمومی فشار توسط رابرت آگینو در سال 1992 مطرح گردید این نظریه بر تاثیرات فردی فشار و اینکه چگونه یک فشار شخص را به سمت بزهکاری سوق می دهد، تمرکز می کند. در مقایسه با نظریه ی مرتون این دیدگاه بیشتر به سطح خرد توجه دارد و بیان می دارد این ویژگی های شخصیتی افراد است که به واکنش آنان در برابر فشار می انجامد . از نظر وی فشار می تواند ناشی از شرایطی باشد که افراد را از دستیابی به اهداف مهم باز می دارد یا شرایطی که افراد چیزی را از دست می دهند که برایشان با ارزش است و این تجربه فشار ممکن است به شرایطی منفی شامل عصبانیت، افسردگی و ناکامی منجر شود که زمینه انحراف را ایجاد می نماید..
مرتون و دورکیهام در مورد فقر معتقدند: «فقر وقتی تأثیر مخرب خواهد داشت که در مقابل «فقر» آرزوهای بلند پروازانه مطرح گردد، در این صورت فقر غیرقابل‌تحمل است» آبیگل و همکارانش دریافتند وضعیت اقتصادی نامطلوب خانواده تعامل بین اعضای خانواده را کاهش داده و منجر به تضعیف احساس امنیت در خانواده می‌گردد. وضعیت اقتصادی نامطلوب خانواده نیز بر رفتار والدین با دختران تأثیر می‌گذارد به‌طور مثال پدری که برای تأمین درآمد به شغل‌های خشن و سخت با ساعات کاری طولانی روی می‌آورد دیگر زمانی برای پاسخ‌دهی به نیازهای فرزندان را نداشته یا به‌طور سرد و خشن با آنان رفتار می‌نماید؛ بنابراین ممکن است در چنین خانواده‌هایی الگوهای صحیح تربیتی در مورد فرزندان اعمال نشود و همچنین امکان فراهم آوردن تفریحات سالم وبهینه سازی اوقات فراغت نباشد درنتیجه دختران به انحراف کشیده شوند.
گفتار سوم: عدم پایبندی والدین به مسائل مذهبی
عامل دیگری که می‌تواند در بروز رفتار نابهنجار دانش آموزان تأثیر بسزایی داشته باشد عدم پایبندی والدین به‌عنوان الگوی فرزندان به مسائل مذهبی است. باید دانست که خانواده نخستین و مهم‌ترین نهادی است که فرزندان در آن جامعه‌پذیر می‌شوند. جامعه‌پذیری فرآیندی است که بر اساس آن فرزندان هنجارهای اجتماعی و رفتاری را فرامی‌گیرند. گاهی این جامعه‌پذیری به‌صورت آگاهانه و از طریق آموزش توسط والدین صورت می‌گیرد و گاهی بدون اینکه والدین آگاه باشند، رفتارهایشان الگوی برای فرزندان می‌شود. بنابراین چنانچه والدین در تربیت و پرورش فرزندان به مسائل مذهبی و آموزه‌های اسلام پایبند نباشند نمی‌توانند هنجارهای اخلاقی، اجتماعی را به‌خوبی به آنان انتقال دهند و درنتیجه جامعه‌پذیری آنان با مشکل روبه‌رو بوده و زمینه انحرافات و قانون‌شکنی‌ها را فراهم می‌نماید. در این زمینه می‌توان به نظریه‌ی یادگیری مشاهده‌ای روانشناسی به نام بندورا اشاره نمود، وی معتقد بود هر فردی رفتارهای مثبت و منفی خود را از طریق مشاهده و تقلید از افراد سرمشق فرامی‌گیرد. بنا بر نظر وی عامل مشاهده و تقویت در یادگیری رفتارها مؤثر است. بند ورا سه گونۀ مختلف از الگوگی
ری را معرفی می‌نماید:
1 – یادگیری از طریق مشاهده به معنای فراگیری رفتارهایی است که در خزانه یادگیری یادگیرنده وجود ندارد.

دانلود پایان نامه
اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2 – تشویق و تنبیه والدین و یا دیگر افراد در تقویت و ادامه عمل یا بازدارندگی از آن.
3 – درجه اعتبار و نفوذ الگو که بر اساس آن یادگیرنده به جهت اهمیت و احترامی که برای وی قائل است از رفتار او تقلید می‌کند.
گابریل تارد نماینده مکتب روان _ پیوندی نظریه قوانین تقلید را مطرح می‌کند و بر اساس آن معتقد است «فرد ایده‌های خود را از طریق تداعی یاد می‌گیرد و طبق آن‌ها عمل می‌کند این نظریه دربردارنده دو مؤلفه است: 1 – مردم به‌تناسب میزان ارتباط فیزیکی که باهم دارند از یکدیگر تقلید می‌کنند. 2 – معمولاً فرودستان از فرا دستان تقلید می‌نمایند.» ازنظر وی افراد به لحاظ روانی با یکدیگر در ارتباط هستند و رفتارهای یکدیگر را تقلید می‌کنند؛ بنابراین رفتارهای نابهنجار فرزندان می‌تواند ناشی از این ارتباط روانی و تقلید از والدین باشد.
لوپله در مطالعات جامعه‌شناسی خود بیان می‌دارد «امروزه فرزندان بیش‌تر با طرز تفکری که نزد والدین خویش کسب کرده‌اند، عمل می‌کنند. این نفوذ غیرمستقیم پدر و مادر از راه دیگری به فرزندان اعمال می‌شود و آن همان چیزی است که می‌توان تصویر خانوادگی نامیده شود.»
می‌دانیم که غریزه تقلید و همانندسازی یکی از نیرومندترین غرایز انسانی است که در تمام عمر وجود دارد، منتهی در دوران کودکی این غریزه در تقلید از والدین بیشتر است؛ به‌گونه‌ای که دختران تمامی حرکات مادر را زیر نظر گرفته و دربازی‌های خود و سایر روابط تقلید می‌کنند. قابل‌ذکر است که عدم توجه و پایبندی والدین به آموزه‌های دینی درزمینه ی تربیت جنسی مبنی بر جداسازی بستر خواب دختران و پسران در ده‌سالگی، ممنوعیت آمیزش با همسر درحالی‌که طفلی بیدار است سخنان و جماع آنان را مشاهده می‌کند و غیره سبب بیداری زودرس این غریزه شده و زمینه را برای ناهنجاری‌ها و انحراف ایجاد می‌کند..
گفتار چهارم: روش‌های تربیتی نامناسب والدین
رفتارهای نامناسب والدین که در ذیل به برخی مصادیق آن نیز اشاره می‌کنیم می‌تواند بستر مناسب برای بروز رفتارهای نابهنجار دانش آموزان را فراهم نماید. این عامل به‌طورکلی و تحت عنوان روش‌های تربیتی نامناسب والدین با تعیین برخی مصادیق آن نظیر تبعیض بین فرزندان، محدودیت و آزادی بیش‌ازحد، افراط در محبت در پرسشنامه گنجانده‌شده است.
الف: افراط در محبت
همان‌گونه که پیش‌تر بیان نمودیم، نیاز به محبت یکی از اساسی‌ترین نیازهای روانی فرزندان به‌ویژه دختران است که از روحیه لطیف و سرشار از احساس برخوردار هستند. همچنین دیدگاه اسلام در مورد تأمین این نیاز و محبت ورزیدن به فرزندان بیان شد. گاهی والدین آگاهانه یا غیرآگاهانه در تأمین این نیاز بر اساس تصور غلط خود عمل نموده و راه افراط ‌وتفریط را در پیش‌ می گیرند وزمینۀ انحراف دختران خود را ایجاد می‌کنند. ازآنجایی‌که دختران در دوران کودکی بیشترین ارتباط را با مادر خوددارند، نحوه محبت ورزیدن مادر در این دوران نقش تعیین‌کننده‌ای داشته و آینده آنان را تحت‌ تاثیر قرار خواهد داد.
افراط در محبت سبب می‌گردد فرزند وابستگی بیش‌ازحد به والدین پیدا نماید، در همه مراحل زندگی وابسته و نیازمند والدین خود باشد؛ این وابستگی قدرت ابتکار و خلاقیت را از او گرفته و مانع پیشرفت وی خواهد شد. چنین فرزندی که با یک سیستم وابسته مدار تربیت‌شده باشد، احساس ترس و اضطراب ناشی از جدایی و طرد والدین دارد، اعتمادبه‌نفس پایینی داشته و نمی‌تواند مستقل تصمیم بگیرد؛ زیرا والدین با محبت بیجا، به‌جای وی دیده‌اند، شنیده‌اند و حتی درس‌خوانده‌اند و لذت درس خواندن را از او گرفته‌اند. چنین فرزندانی خودخواه و پرتوقع بوده، پرخاشگری می‌کنند و چون هر چه را خواسته و گفته‌اند والدین آن را برآورده ساخته‌اند، نمی‌توانند به قوانین و مقررات چه در مدرسه و چه خارج از آن پایبند باشند.
گاهی تک‌فرزند بودن دلیل محبت بیش‌ازحد والدین است، آلفرد آدلر معتقد است افرادی که تک‌فرزند هستند تحمل انتقاد را ندارند و همواره ترس از عدم‌کفایت و رسوایی دارند که این منجر به گوشه‌نشینی و انزواطلبی آن‌ها می‌گردد. افراط در محبت منجر می‌شود فرزندان لوس و نازپرورده بار بیایند، مغرور بوده در مقابل والدین بایستند و کم‌کم این تصور برایشان ایجاد شود که خواسته‌های آن‌ها قانون است و باید اجرا شود. مرحوم دکتر کی نیا بیان نموده اند «کودکان نازپرورده امروز، کژ خویان فردایند، اینان افرادی کج‌خلق، عصبانی، کینه‌توز، پرتوقع و خودخواه، سوءظنی، وسواس، تنبل، حسود، جاه‌طلب، بی‌وجدان و خطرناک هستند.» درارتباط با افراط در محبت امام محمدباقر (ع) می‌فرمایند: «بدترین والدین کسانی هستند که محبت را به‌افراط بکشانند.» هرچند از منظر اسلام محبت به فرزندان دارای اهمیت فراوان است؛ اما باید توجه داشت محبت به آنان به معنای غفلت از تربیت آن‌ها نیست اظهار محبت نباید مانع تربیت باشد بلکه باید وسیله تربیت باشد.
ب: آزادی و محدودیت بیش‌ازحد
دیگر روش تربیتی آسیب‌زای والدین آزاد گذاشتن و محدود نمودن بیش‌ازحد دختران است، دراین‌ارتباط می‌توان از الگوها و رژیم‌های حاکم بر خانواده بحث نمود.
الگوی خانواده سهل گیر: در چنین خانواده‌ای قوانین و مقررات محدود است، هریک از افراد خانواده در انجام کارهایش آزاد است تا بر طبق میل و سلیقه خود عمل نماید، کسی در کار دیگری دخالت نمی کند، کنترل و نظارتی وجود ندار
د و منافع فردی بر مصالح عمومی خانواده ترجیح داده می‌شود. در چنین خانواده‌ای کارکرد مهم خانواده که تربیت نسل آینده است تأمین نخواهد شد و یک حالت آنارشی در خانواده وجود دارد. برخی خانواده‌ها بر اساس این تصور اشتباه که منع فرزند از آزادی منجر به عقده‌ای شدن وی خواهد شد یا به دلایل مختلفی همچون بی‌حوصلگی در کنترل و نظارت بر رفتارهای فرزند، او را بیش‌ازحد آزاد می‌گذارند، بدون توجه به خطراتی که می‌تواند او را تهدید کرده و به منجلاب فساد بکشاند.
الگوی