مقاله درمورد خانواده الگوهای پردازش اطلاعات و نظریه یادگیری اجتماعی

2- خانواده الگوهای انفرادی
3- خانواده الگوهای اجتماعی
4- خانواده الگوهای نظامهای رفتاری
خانواده‌های الگوهای تدریس
وقتی برای نخستین بار فردی با یک الگوی تدریس جدید مواجه می‌شود که برای تحقق برخی اهداف مناسب است، جذب آن می‌شود و سعی می‌کند آن را برای همه موقعیتها به کار برد. مسئولیت ما این است که با شناسایی کاربرد خاص هر الگو و مقوله بندی آن، به این حوزه نظم بخشیده و دیگران را در جهت دستیابی به ابزارهای مورد نیازشان کمک کنیم.الگوی تدریس یک طرح کلی یا الگویی است که دانش‌آموزان را در امر یادگیری انواع دانشها، نگرشها و مهارت‌ها یاری می‌دهد. یک الگوی تدریس از یک پشتوانه نظری یا فلسفه برخوردار است و همچنین دربردارنده مراحل ویژه‌ای از تدریس است که برای دست یابی به نتایج مطلوب طراحی شده است.ما برای قانونمند کردن مطالعات مربوط به منابع مهم الگوها، آنها را براساس محور یادگیری و نیز نوع نگاه نسبت به افراد و چگونگی نوع آموزش آنها، به چهار خانواده تقسیم نموده‌ایم. این چهار خانواده عبارت‌اند از : پردازش اطلاعات، اجتماعی، شخصی (فردی) و نظامهای رفتاری.معیار اصلی در انتخاب الگوها در هریک از خانواده‌ها قابلیت کاربرد گسترده آنها در موقعیتهای آموزشی بوده است. لذا الگوهای معرفی شده دامنه کاربرد وسیعی دارند و به همت تجربه، چنان صیقل خورده‌اند که می‌توان به سهولت و با کارایی مطلوب آنها را در کلاسهای درس و سایر مقاطع آموزش به کار گرفت. در ضمن این الگوها انطباق پذیر نیز هستند. یعنی می‌توان آنها را به تناسب سبکهای یادگیری دانش‌آموزان و مواد درسی آنها تنظیم نمود. استفاده از الگوهای معرفی شده محدود به زمان یا دوره خاصی نیست(کیوانفر1380).
یعنی اکثر آنها برای استفاده در سطوح ابتدایی، راهنمایی، متوسطه و حتی دانشگاه مناسبند، و حتی می‌توان آنها را ابزارهایی برای یادگیری مادام العمر به حساب آورد. بالاخره شواهد موجود حاکی از آن است که این الگوها قادرند توان یادگیری دانش‌آموزان را تقویت نمایند تمامی الگوها از پشتوانه پژوهشهای علمی که با هدف آزمودن مبانی نظری و سنجش میزان تأثیر آنها بر یادگیری انجام شده است، برخوردارند. میزان پژوهشهای انجام شده درباره الگوهای مختلف متفاوت است، در حالی که برخی از آنها از حمایت تعداد محدودی پژوهش بهره‌مندند، و برخی دیگر دارای پشتوانه‌ای متشکل از صدها مورد پژوهش می‌باشند.هر الگو از حیث منطق و اساس فلسفی و هدفهایی که برای آن در نظر گرفته شده است با سایر الگوها فرق دارد. اما هر الگو از سایر جهات نظیر نیاز به ایجاد انگیزه در دانش‌آموزان، تعریف انتظارات یا گفتگو درباره مباحث، با الگوهای دیگر وجه اشتراک دارد(فرشادی1383).
خانواده الگوهای پردازش اطلاعات
به موجب این الگوها، هدف عمده تحصیل عبارت است از کمک به دانش‌آموزان در امر کسب اطلاعات و پردازش آنها. این هدف هم شامل کسب اطلاعات جدید از رشته‌های مختلف علوم و هم استفاده از اطلاعات موجود برای سازمان‌دهی، طبقه‌بندی و تفکر انتقادی می‌شود. الگوهای تدریس پردازش اطلاعات برای کمک به معلمان برای نیل به این اهداف ابلاغ شده است. الگوهای پردازش اطلاعات، گرایش فطری انسان برای درک و فهم جهان از طریق دستیابی به داده‌ها و سازماندهی آنها، درک مسائل و تولید راه حل قطعی برای آن، و ارائه مفاهیم و زمان مناسب برای انتقال آنها به دیگران را مورد تاکید قرار می‌دهد. برخی الگوهای این خانواده اطلاعات و مفاهیم را در اختیار دانش‌آموز قرار می‌دهد، برخی دیگر تکوین مفاهیم و آزمون فرضیه‌ها به وسیله یادگیرنده را مورد تأکید قرار می‌دهد و بالاخره تعدادی دیگر موجب تقویت تفکر خلاق می‌شوند. معدودی از این الگوها برای تقویت قابلیتهای عام فکری طراحی شده‌اند. بسیاری از الگوهای خانواده پردازش اطلاعات برای مطالعه خود و جامعه نیز مناسب بوده و می‌تواند دستیابی به اهداف فردی (شخصی) و اجتماعی تعلیم و تربیت را ممکن سازد. الگوهای پردازش اطلاعات به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا چکونگی ساخت دانش را بیاموزند. چنان که از عنوان این خانواده برمی‌آید،‌این الگوها در انجام عملیات بر روی اطلاعات حاصل از تجربه مستقیم یا از طریق منابع واسطه به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا بتوانند در زمینه‌های مطالعاتی خود کنترل مفهومی اعمال کنند، اما از آنجا که هریک از این الگوها برای تقویت نوع خاصی از تفکر طراحی شده‌اند، باید پذیرفت که همه از اهمیت یکسانی برخوردار نیستند(صفری1385).
خانواده الگوهای انفرادی
الگوهای یادگیری فردی با چشم اندازی نسبت به فردیت فرد آغاز می‌شود. این الگوها سعی دارند به تعلیم و تربیت سامان بخشند به طوری که به درک و فهم بهتر ما از خود،‌ و پذیرش مسئولیت در قبال تعلیم و تربیت (رشد) خود منتهی شود و به ما بیاموزد که مرزهای رشد و تحول محقق شده را چگونه سپری کنیم و برای نیل به کیفیتهای برتر در زندگی عناصری قوی‌تر، حساس‌تر و خلاق‌تر باشیم.مجموعه الگوهای متعلق به این خانواده توجه ویژه خود را به دیدگاه فردی (شخصی) معطوف نموده درصدد تشویق و ترغیب استقلال مولد و سازنده در فرد است، تا بدین ترتیب با خودآگاهی و احساس مسئولیت روزافزون سرنوشت خود را رقم زند.الگوهای فردی بر جنبه‌های منحصر به فرد بینش و شخصت هر انسان تأکید کرده و در جهت پرورش شخصیتی یک پارچه، با اعتماد به نفس تلاش می‌کند. هدف اصلی، یاری رساندن به افراد در احساس مالکیت نسبت به رشد و پرورش خود و دستیابی به احساس «خود ارزشمندی» و هماهنگی شخصی (شخصیت فرد) است.(هارلن وین،ترجمه سعیدی1382) الگوهای متعلق به این خانواده همچنین در جهت تلفیق و ترکیب ابعاد عاطفی(هیجانی) و عقلانی شخصیت فرد عمل می‌کنند.یکی از فعالترین سطوح نوآوری‌های آموزش و پرورش در دهه‌ها اخیر فردی کردن آموزش بوده است و برای این کار فنون متنوعی که با تفاوت‌های فردی افراد سازگار باشند به وجود آمده است.از مطالعات انجام شده در این زمینه چنین نتیجه گیری شده است که هیچ فن یا روشی برای آموزش فردی به تنهایی در تمام موقعیت‌ها مناسب نیست. اینکه چه فنی با موقعیت همراه می‌شود به مجموعه متغیرهایی بستگی دارد که در یادگیری دخالت دارند. مهمترین اینگونه عوامل عبارتند از : نوع هدف‌هایی که دنبال می‌شوند، سطح توانایی یادگیرنده، تعداد دانش‌آموزان کلاس،‌ نوع و مقدار وسایل موجود،‌ مهارت و توانایی معلم و وسعت و دامنه تفاوتهای فردی دانش‌آموزان بعنوان مثال اعضای این خانواده عبارتند از: تدریس غیرمستقیم ،‌ افزایش عزت نفس و…
3- خانواده الگوهای اجتماعی
هنگامی که با یکدیگر کار می‌کنیم، نوعی انرژی جمعی تولید می‌کنیم که به آن «هم‌افزایی» گفته می‌شود. طراحی الگوهای خانواده اجتماعی بدین منظور است که استفاده بهینه از این پدیده با برپا کردن اجتماعات یادگیری فراهم می‌شود. اساساً مدیرتی کلاس درس چیزی جز شکل داده به روابط همکارانه در کلاس نیست.هنگامی از این الگو استفاده می‌شود که معلم بخواهد، دانش‌آموزان مهارتهای اجتماعی را بیاموزند و درباره موضوعات و جریان‌ها مهم اجتماعی و عمومی اندیشه و بررسی کنند.الگوهای خانواده اجتماعی به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا بتوانند از طریق تعامل با دیگران به تقویت قابلیتهای شناختی خویش بپردازند، کار کردن به طور سازنده را با افرادی که دارای شخصیتهای متنوعی هستند، بیاموزند؛ و چگونگی ایفای نقش را به عنوان یکی از اعضای گروه فرابگیرند.
در زمینه رشد علمی و شناختی نیز استفاده از این الگوها باعث می‌شود دانش‌آموزان بتوانند از دیدگاههای دیگران، خواه دیدگاه افراد یا گروهها، بهره گرفته و به شفاف سازی و بسط افکار و تلقینهای خویش از اندیشه های مختلف بپردازند.الگوهای متعلق به این خانواده نیز دارای تفاوتها و ویژگیهای منحصر به فردی‌اند؛ این بدان جهان است که هریک کانون توجه خود را به پرورش مهارتهای فکری خاص و نیز تعاملات ویژه قرار می‌دهد. بعنوان مثال اعضای این خانواده عبارتند از یاران در یارگیری، ایفای نقش، کاوشگری به شیوه محاکم قضایی و…

  پایان نامه دانشگاه علوم پزشکی و علوم پزشکی

خانواده الگوهای نظامهای رفتاری :
راهنمای طراحی الگوهای منطق به این خانواده، یک مبنای نظری مشترک است که غالباً از آن با عنوان نظریه یادگیری اجتماعی یاد می‌شود. این مبنای نظری را با اسامی و عناوین دیگری همچون تغییر رفتار، رفتار درمانی نیز می‌شناسند. موضع گیری این الگوها درباره انسان چنین است که او را با نظام ارتباطی «خود-تصحیح کننده» ای می‌پندارند که واکنش نسبت به اطلاعاتی که حکایت از میزان موفقیت او در انجام وظایف و تکالیفش دارد، رفتار خود را تغییر می‌دهد. روان شناسان با بهره‌برداری از دانش مربوط به چگونگی واکنش انسان در برابر تکالیف و بازخورد، دریافته‌اند که چگونه با سازمان دادن به ساختار تکالیف و بازخورد، برخورداری از قابلیت خود-تصحیح کننده را تسهیل نمایند. نتایج به دست آمده عبارت‌اند از:‌ برنامه‌هایی برای کاهش ترس مرض یادگیری خواندن و محاسبه کردن، پرورش مهارتهای اجتماعی و ورزش، جایگزین کردن آرامش یا اضطراب و یادگیری پیچیدگیهای مهارتهای عقلانی، اجتماعی و فیزیکی از آنجا که این الگوها تمرکز خود را بر رفتار قابل مشاهده و تکالیف تعریف شده و انعکاس میزان پیشرفت به دانش‌آموزان قرار داده‌اند، از بنیادهای پژوهش بسیار وسیعی برخوردار خواهند بود. الگوهای رفتاری براساس تئوری رفتاری روان شناس و مفاهیم آن یعنی محرک – پاسخ، می‌کوشند به فرایندهای شناختی دانش‌آموزان (فرآیندهایی که قابل مشاهده نیستند) اثر بگذارند، الگوهای رفتاری بر اعمال قابل مشاهده فراگیران متمرکز می‌شوند.
2-1-16- بدیعه پردازی
بدیعه پردازی (سینکتیکس) شیوه جالبی است که ویلیام گوردون و دستیارانش برای ایجاد نوآوری تدوین کرده اند. گوردون در اولین قدم استفاده از گامهای بدیعه پردازی « گروه های خلاق» را در سازمان های صنعتی ایجاد می کند. این گروهها مرکب از افرادی هستند که برای کار با هم و در رفتار در نقش گشاینده مشکلات یا بهبود تولید آموزش می بینند. مهم ترین عنصر بدیعه پردازی استفاده از قیاسهاست. شاگردان در تمرینات بدیعه پردازی آنقدر با قیاسها بازی می کنند تا استفاده از آنها برایشان عادی شود. سپس از قیاسها برای برخورد با مسائل و نظریات استفاده کنند. چه زمانی از بدیعه پردازی استفاده می کنیم؟ هنگامیکه راه حل های قدیم یا راه های ابراز وجود برای انجام کاری مناسب نباشد در این زمان از بدیعه پردازی استفاده می کنیم(محبی1379).
الگوی تفکر استعاری، یادگیرندگان را بر می انگیزد تا ایده ها یا افکاری نو و خلاق را پرورانده و ارایه دهند. آن را الگوی بدیعه پردازی یا نوآوری فکری نیز نامده اند.این الگو را ویلیام گوردن و همکارانش تدوین و تهیه کرده اند. گوردون آموزش گروه های خلاقیت در صنعت را اغاز کرد و آن را به صورتی در آورد که برای آموزش دانش آموزان هم کاربرد داشته باشد.عنصر عمده دربدیعه پردازی یا تفکر استعاری استفاده از قیاس هاست.. دانش آموزان باانواع قیاس ها کار می کنند تا با آرامشی که پیدا می کنند به مقایسه های استعاری بیشتری بپردازند. سپس آنان از قیاس ها و مقایسه هایی که به عمل آورده اند برای حل مسایل یا ارایه فکرجدیدی و اندیشه ای نو کمک می گیرند.برای حل بسیاری مسایل منطقی که داریم کافی است اما اگر منطق، حل کننده مسایل نباشد چه باید کرد؟الگوی یادگیری حاضر یادگیرنده را اندکی به دنیای غیر منظقی یا دور از منظق رهنمون می سازد. در آنجا فرصتی ایجاد می شود تا یادگیرنده راه های نوین درک و فهم اشیا،مسایل،مفاهیم و رخدادها را دریابد.درگذشته درباره ی خلاقیت این تصور وجود داشت که خلاقیت امری ذاتی است ونمی توان آن را آموزش داد و خلاقیت ویژه خلق آثار بزرگ هنری است. ولی بنابر نظر «گوردون» جریان خلاقیت را می توان شرح داد و پرده از مراحل آن برداشت و خلاقیت فعالیت پوشیده و اسرارآمیز نیست. وی چنین اظهار می دارد که خلاقیت را در فعالیت های روزانه می توان دید و می توان فعالیت های روزانه را خلاقانه کرد. دیدگاه های حاضر نیز این امیدواری را به وجود آورده است که می توان خلاقیت را یاد گرفت و یاد داد هدف اساسی نوآفرینی یا بدیعه پردازی شکستن سد قواعد مرسوم و ایجاد راه های جدید برای حل مسائل می باشد. این روش به منظور کمک به افراد برای شکستن زمینه های ذهنی قبلی و پیداکردن راهی مناسب برای اندیشیدن به طرز جدید به موضوع می باشد. در بیشتر دروس کاربرد زیادی دارد اما در کشور ما این روش در درس علوم تجربی اهمیت بیشتری دارد این روش قوه ی خلاقیت دانش آموزان را افزایش می دهد،وبه تولید ایده های جدید و درک نحوه ی ارتباط بین مفاهیم را باعث می شود. الگوی تدریس بدیعه پردازی بر مبنای چندین مفهوم استواراست،مفاهیمی مانند استعاره،قیاس مستقیم،قیاس شخصی وتعارض فشرده. دراین الگو تلاش می شوددرقالب مفهوم استعاره یا فعالیت استعاری با استفاده از دانش فراگیران,جریانی از خلاقیت ایجاد شود.. برای مثال دانش آموزی مکرر غیبت می کند. اکثر معلمان دانش آموز را تنبیه می کنند. استعاره ها و بدیعه پردازی به معلمان یاری می کند تا راه های نوین تفکر درباره دانش آموزان انگیزه های آنان ماهیت تنبیه ها و ماهیت مسایل را بیابند و به کار گیرند. معلم به ناچار باید با کسی که با او در جدال و تعارض است با شفقت و مهربانی رفتار کند. با استفاده از قیاس باید دانش آموز غایب شود اگر کلاس و مدرسه را چنان چکاوک ناخرسند در آسودگی ویرانگر بدانیم و مسئله را همچون جشنی بی مهمان فرض کنیم.گوردون تفکر استعاری یا بدیعه پردازی را بر پایه چهار ایده یا اندیشه استوار می کند.
نخست: خلاقیت در امور روزانه دارای اهمیت است. و فقط مخصوص هنر یا بداهه نوازی نیست. خلاقیت بخشی از زندگی ما در کار و اوقات فراغت هستند.
دوم: فرآیند خلاقیت چندان راز آلود و اسرار آمیز نیست. منحصر به افراد خاصی نیست و کسانی که با مبانی خلاقیت آشنایی دارند می توانند راه های خلاقیت را بیابند.
سوم: ابداع خلاقانه در همه رشته های علوم تجربی و ریاضی و انسانی مشابه است. و همه فرآیندهای عقلانی یکسانی دارند
چهارم: تفکر خلاق یا ابداع فردی و گروهی بسیار شبیه به یکدیگرند. افراد و گروه ها به یک شیوه ایده ها و محصولات خود را تولید می کنند.
2-1-17-هدف الگوی بدیعه پردازی :
هدف اساسی نوآفرینی یا بدیعه پردازی شکستن سد قواعد مرسوم و ایجاد راه های جدید برای حل مسائل می باشد. این روش به منظور کمک به افراد برای شکستن زمینه های ذهنی قبلی و پیداکردن راهی مناسب برای اندیشیدن به طرز جدید به موضوع می باشد.
ر اهبرد: غریب را آشنا ساختن + مطلب آشنا رانا آشنا ساختن = خلق چیزی جدید

این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.