مقاله درباره کودکان و نوجوانان و کودکان و نوجوان

د : به رفتار ها و نگرش های آنها اهمیت دهید.
هـ : به بچه ها مسئولیت بدهید و آنها را آزاد بگذارید تا بعضی مواقع خطر کنند.
ذ : به توانایی ها و علایق فرزندان خود اهمیت دهید و به سخنان آنها گوش دهید و به سؤالات آنها پاسخ دهید. (پارسا، 1382، ص 35)
چگونه عزت نفس تکامل می یابد؟
نظر فرد نسبت به خویشتن وحس عزت نفس به تدریج در طول زندگی پیدا می شود. این حس از کودکی آغاز می شود و طی مراحلی که به تدریج پیچیده تر می شود پیشرفت می کند. فرد در هریک از این مراحل عقاید، احساسات و بالاخره افکار پیچیده ی جدیدی نسبت به خویشتن دارد و مجموعه ی همه ی اینها موجب می شود که وی به طور خود را موجودی ارزشمند یا بی کفایت بودند. کودک هیچ نظری در مورد خود ندارد، اما به تدریج طی مراحلی و در حدود سن 2 سالگی او حس استقلال به وجود می آید و خود را موجودی جدا از پدر و مادر می داند. طی همین مراحل اولیه ی زندگی نخستین نظر کودک نسبت به خودش شکل می گیرد این نظر تقریباً فقط از طریق واکنش های دیگران نسبت به کودک به وجود می آید در این هنگام مادر کودک مهمترین نقش را دارد و پس از او پدر و بعد هم سایر بستگان بر حسب میزان تأثیری که بر او دارند دراین برداشت سهیم اند این نخستین برداشت احساس کودک را در مورد ارزش خود شکل می دهد که اگر این نظر مثبت باشد احساس او نسبت به خود استوار و مطمئن خواهد بود و اگر منفی باشد کودک زندگیش را خود به خود با احساس بی ارزش بودن آغاز می کند. (ملانظر، 1381، ص 81)
دوره نوجوانی از حیث رشد عزت نفس یکی از بحرانی ترین دوره های زندگی است و به عقیده ی اریکسون در این دوره است که شخص نیاز دارد هویت ثابتی بدست آورده و خودش را به عنوان فردی بی همتا بشناسد در طی این سالها کودک رشد خواهد کرد، از وابستگی ها رها خواهد شد و استقلال و اتکا به نفس خواهد یافت. در بحران هویت نوجوانی فرد نوجوان به طور خودکار تمام جنبه های وجود خویشتن از جمله نظراتی که دیگران در گذشته نسبت به وی داشته اند را مورد سؤال قرار می دهد.کمال مطلوب آن است که نظر نوجوان نسبت به خود از این ارزیابی مجدد و جامع خودش ناشی شود. اگر قرار است نوجوان خویش را به دست آورد و عزت نفس زیاد شود اساس این دیدگاه باید اطلاعاتی باشد که خودش درستی و نادرستی آنها را سنجیده. چنین دیدگاهی می تواند بنیاد عزت نفس را برای بقیه ی دوران زندگی فراهم نموده و عزت نفس در بزرگسالی در طی رشد سالم همواره با معیارهای روز پیش می رود اما چنانچه ثبات آن ضعیف باشد، رشدش تا حد زیادی مختل شد. (همان منبع، ص 83 و 82)
چهار شرط عزت نفس :
عزت نفس هنگامی به وجود می آید که نیازهای ابتدایی زندگی به نحوی مناسب ارضاء شده باشند. مؤلفان دریافته اند که کودکان و نوجوانان زمانی از عزت نفس زیاد بهره مند می شوند که بتوانند 4 شرط متمایز احساسات مثبت را تجربه کنند. این شرایط عبارتند از :
1- همبستگی : وقتی این احساس به وجود می آید که نوجوان از پیوندهایی که برای او مهم هستند و دیگران آنها را تأیید می کنند راضی باشد. 2- بی همتایی : وقتی به وجود می آیدکه نوجوانان صفات یا ویژگی هایی را که موجب تفاوت و تمایز آنها از دیگران می شود را بشناسند، به آنها احترام بگذارند و سبب داشتن آن صفات مورد احترام و تأیید دیگران قرار بگیرند. 3- قدرت : وقتی به وجود می آید که نوجوانان بدانند منابع، فرصت و قابلیت آن را دارند که به طرق عمده بر شرایط زندگی خویش تأثیر بگذارند. 4- الگوها : که نکات راهنمایی هستند که نوجوانان به مدد آنها الگوهای انسانی- فلسفی و عملیاتی برای خویش مزاحم کنند تا آن ها را در استقرار الگوهای معنادار، هدف دار، آرمان ها، و معیارهای شخص کمک کنند، برای اینکه عزت نفس زیاد به وجود آید و حفظ شود باید تمام این شرایط پیوسته موجود باشند. (علی پور، 1381 صص 18 و 17 و 16 )
چگونه عزت نفس بر زندگی روزانه تأثیر می گذارد؟
1- احساسات نوجوان : نظر نوجوان در مورد خویشتن به افکار و احساسات و اعمالی که از وی سر می زند مربوط است. هنگامی که او نظر مثبتی به خویشتن دارد از عزت نفس زیادی برخوردار است در حالی که چنانچه
دیدگاه او به خودش منفی باشد عزت نفس او کم خواهد شد.
2- طرز رفتار : رفتار فرد تا حد زیادی متأثر از عزت نفس است . ما مایلیم بر حسب نظری که به خود داریم و بر حسب اعتماد به نفسمان رفتار کنیم، رفتارتان رفتارتان نیز به نوبه ی خود معمولاً نظری را که پیش از بروز آن رفتار داشته ایم تأیید می کند، این فرآین دوره ای دیدگاه ها و نگرش های اساسی را تقویت می کند، چند انگیزه عمومی رفتار را هدایت می کند، این انگیزه ها ممکن است با هم تعارضی داشته باشند در نتیجه موجب فشار روانی فرد و اطرافیان او می شود. نوجوان تمایل دارد که :
الف: به طریقی رفتار کند که خود انگاره اش تأیید شود
ب : به نحوی عمل کند که ارزشمندی اش بیشتر می شود
ج : بدون توجه به تغییر شرایط چنان عمل کند که خود انگاره ی ثابتی را القاء کند اگر این انگیزه ها با هم تعارضی داشته باشند به نظر می رسد نوجوان بی دلیل یا غی منطقی عمل می کند.
(اشرفی، 1382، ص 99)
3- افکار یادگیری، خلافیت : عزت نفس بر یادگیری اثر می گذارد چون اندیشه و احساس مقدم بر عمل است شخص که نظرش در مورد خودش مثبت است تکالیف را به راحتی یاد می گیرد ولی شخصی که باور داشته باشد که بی کفایت است نمی تواند چیزی یاد بگیرد و در آموختن تکالیف جدید احساس حقارت میکند و همچنین عزت نفس بر خلاقیت هم تأثیر دارد، لازمه ی خلاقیت خطر جویی است و عزت نفس فرد را قادر به خطر جویی می کند؛
4- روابط با دیگران : عزت نفس بر وابط افرد اثر می گذارد و از آنها تأ ثیر می پذیرد، کوپر اسمیت خاطر نشان کرد که بچه هایی که عزت نفسشان زیاد است معمولاً روابط میان فردی بهتری دارند و اغلب به عنوان رهبر انتخاب می شوند. این بچه ها احساس می کنند که مورد پذیرش دیگران هستند و عامل تأثیر گذارند . (همان منبع، ص 100)
رابطه ی کنترل و عزت نفس :
به طور کلی ما در موقعیت هایی که معتقد باشیم روی آنها کنترل داریم واکنش مثبت تری نشان می دهیم تا در موقعیت هایی که فکر می کنیم که چنین کنترلی را نداریم مثلاً مردمانی که احساس کنترل روی محیط خود دارند شرایط کاری را بهتر و مناسب تر و کمتر شلوغ می داند کسانی که احساس چنین کنترلی را ندارند کار را اصلاً لذت بخش نمی دادنند. همچنین عملکرد ما در تکالیف روزمره وقتی بهتر خواهد بود که ما فکر کنیم روس سرو صدای زیاد کنترل داریم حتی اگر چنین کنترلی در واقع وجود نداشته باشد. پس داشتن احساس کنترل روی محیط موجب اعتماد به نفس بیشتر فرد می شود و بر عکس (گنجی، 1382، ص 122)
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.