مقاله درباره کودکان و نوجوانان و احترام به دیگران

عزت نفس چه شکلی دارد؟
سؤالی که در اینجا مطرح می شود این است که آیا می توان عزت نفس را در رفتار مشاهده نمود؟ عزت نفس در ما و دیگران به شکل های متفاوت ظاهر می شود اما بطور کلی عزت نفس را می توان در حالت چهره، رفتار، صحبت و حرکات اشخاص مشاهده کرد، مثلاً برخورد باز و گشوده با انتقادها حتی در ص 8) پذیرش اشتباهات نمونه ای از عزت نفس است. (فتحی،1363،
ویژگی های افراد دارای عزت نفس :
افراد دارای عزت نفس واقع بین هستند، خلاق هستند، و نیروی خلاقیت خود را بکار می گیرند، به فرآوردهای ذهن خود توجه کافی دارند، اشتباهات خود را واقع بینانه می پذیرند، همدردی و همدلی در آنها زیاد است، به دلیل پذیرش و اطمینان به خود از دیگران نمی ترسند و به عزت نفس دیگران احترام میگذارند، جرأت ورزی و شهامت ابراز وجود در آنها زیاد است. بنابراین روحیه ی همکاری برای دستیابی به هدف های مشترک در این افراد فراوان دیده می شود. (پارسا، 1382، ص 5)
تعیین کننده ی میزان عزت نفس: تعیین کننده ی اساس میزان عزت نفس کاری است که شخص صورت می دهد و اقداماتی است که در انتخاب های آگاهانه خود به انجام می رساند، انتخاب و گزینش هدف های واقع بینانه و تمرکز بر آنان از نشانه های عزت نفس است. دنبال کردن این هدف ها تا تحقق و دستیابی به آنان حاصل اندیشه ی قوی و اراده ی قوی و عزت نفس کافی است. (سهرابی، 1386، ص 61)
دیدگاه های مربوط به عزت نفس :
نظریه اریکسون درباره عزت نفس : اریکسون معتقد است بحران هایی که در هر مرحله از رشد به وجود می آید اساس سلامتی و یا ناسلامتی بعدی شخصیت فرد را پایه ریزی می کنند. اگر در هر یک از این مراحل با اینبحران ها برخوردی رضایت بخش شود، جنبه های مثبت شخصیت مانند اعتماد به دیگران خودکفایی و عزت نفس به میزان بالایی جذب خود می شود و بر عکس. اریکسون با اصطلاح «من که هستم» سعی دارد نوعی تقابل خلاق میان تجسمی که شخص از خود دارد و تجسمی که دیگران از او دارند را بیان می کند. من که هستم یعنی اینکه فرد احساس می کند به گروه تعلق دارد و گذشته به اعتبار آینده اش دارای معانی خاصی است و در این (کیستی) عوامل خودآگاه نقش دارند اما فرآیند (کیستی) را فرآیند عزت نفس ناخود آگاه تر می دانند. (قاسمی، 1384، ص 28)
نظریه فروید درباره عزت نفس : فروید معتقد است که اولین برقرار کننده احترام به کودک جهان خارجی است که نیازهای او را برآورده می کند. او معتقد است که ارضاء یا محدودیت بیش از حد در هر یک از مراحل رشد در عزت نفس مؤثر است. مثلاً : محرومیت بیش از حد در مرحله ی دهانی سبب می شود که فرد در آینده عزت نفس پایین داشته باشد یعنی فرد در انجام کارهای خود نمی تواند که آن را انجام دهد یا نه ؟ و نمی داند از عهده ی آن کار بر می آید یا نه ؟ و همچنین فرد به دیگران وابستگی پیدا می کند که نتیجه ی همان محرومیت ها در دوران طفولیت است و چون مادرش به اندازه ی کافی او را از هر نظر تغذیه نکرده به دنبال دیگران است. از طرف دیگر ارضاء بیش از حد باعث عزت نفس کاذب و غیر واقعی می شود. بنابراین در نظریه ی فروید انسان متعارف کسی است که مراحل رشد روانی- جنسی را با موفقیت گذرانده باشد و هیچ یک از مراحل بیش از حد تثبیت نشده باشد. (همان منبع ، ص 34)
دیدگاه ابراهام مزلو درباره ی عزت نفس :
مزلو از روان شناسان برجسته مکتب انسان گرایی است و بر اساس
مطالعات گسترده ی خود سلسله مراتب نیازها را مطرح کرد که سطح سوم هرم سلسله مراتب نیازها دو نوع نیاز
به اعتماد را متمایز می سازد. نخستین آن احترام به خود، عزت نفس است که مشتمل بر تمایل به شایستگی، چیرگی، پیشرفت، توانمندی، اطمینان و استقلال است. زمانی که این نیازها ارضاء شود فرد احساس ارزشمندی، توانایی، و قابلیت و مثمر ثمر بودن و اطمینان می کند و وجود خود را در دنیا مفید می داند اما اگر این نیازها ارضاء نشود فرد احساس حقارت درماندگی و ضعف می کند. شکل دوم نیاز به اعتماد و احترام به دیگران و احترام گذاشتن از سوی دیگران است که مشتمل بر شناخته شدن، قدردانی و توجه است. مطالعاتی که مزلو در مورد عزت نفس داشته آن را به عنوان یک نشان شخصیتی که عبارت از پاسخ سازمان یافته ارگانیزم به فقدان و حفظ دفاع از خود کرده است. (پورحسین، 1382، ص 28)
معنی اعتماد به نفس در عصر جدید : اعتماد به نفس تنها ترکیبی از قدرت هسته ی درونی خویش به اضافه ی قدرت ارتباط ما با این هسته است:
اعتماد به نفس= قدرت هسته ی درون ما + قدرت ارتباط ما با این هسته
هسته درونی ما شامل افکار، احساسات و توانایی درک ماست. افکار به نوبه ی خود شامل طرز تفکر ما ومحتوای آن است. احساسات نشان دهنده ی این است که تا چه حد به خود اجازه می دهیم آن چه را از عاطفه در وجودمان یافت می شود، تجربه کنیم. آنها همچنین توانایی ما در ابراز آنها به روشی که به صلاح ماست می سنجند . دانسته ها و توانایی ما در شنیدن و اعتماد به اطلاعاتی است که در مورد زندگی داریم. هر یک از ما دارای این سه جزء افکار، احساسات و شعور که به هسته ی درونی ما شکل می دهند، هستیم. آنها مصالح ساختمانی مفاد خویش و احساسمان در مورد آن هستند: اگر هر یک از این عوامل را به خوبی درک نکنیم و به صورت انفرادی تقویت نکنیم مک مجموعه آن طور که باید مستحکم نخواهد بود . (فتحی، 1383، ص 100)
تأثیر والدین بر عزت نفس :
نوجوانان شاهد که دوران کودکی خود را با فقدان پدر که حضور او نقش اساسی در رشد و تحول روانی و روحی کودکان و نوجوانان دارد سپری نموده اند و اکنون در دوره ی بحران هویت و در کنار نوجوانی که پدر دارند بسر می برند علی رغم شأن و مقام و منزلت والایی که خود و پدرشان در پیشگاه خالق و مخلوق دارند نیازمند حمایت و تقویت و رهنمودهای اسامی بیشتری هستند. مطالعات که درباره ی رابطه ی عزت نفس و فقدان پدر انجام گرفته نشان می دهد که عزت نفس کودکان محروم از پدر نسبت به کودکانی که پدر دارند کمتر است و این نوع مطالعات تأثیر بی قید و شرط والدین بر عزت نفس کودکان و نوجوانان را نشان می دهد. (بخاریان، 1385، ص 131)
موارد ریز کارهایی است که والدین می توانند با انجام آنها به افزایش عزت نفس مناسب فرزندان خود کمک کنند :
الف : فرزندان خود را تحسین و تشویق کنید.
ب : محبت و عشق خود را نسبت به فرزندانتان نشان دهید.
ج : با بچه های خود به احترام رفتار کنید.
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.