مقاله درباره ویژگی های شخصیتی و توانایی حل مسئله

تعریف متغیر مزاجم : ( مداخله گر ) به متغیری گفته می شود که به صورت فرضی برپیده مشاهده شده تأثیر می گذارد ولی قابل مشاهده و اندازه گیری و دستکاری نیست ( همان منبع ، ص 28 )
منعیر مزاحم : شرایط اجتماعی فرهنگی می باشد .
تعاریف عملیاتی :
به تعریفی گرفته می شود که از طریق آن فعالیت های لازم و اساسی برای اندازه گیری یک متغیر معین مشخص می شود ( دلاور ، 1380، ص 63 )
تعریف مفهومی شخصیت : تقسیم افراد به چند گروه از روی یک سری مفرصیات موجود در آنها و ویژگی های جسمی و روانی که دارند و آنها را از یکدیگر متمایز کی کند ( کریمی ،1381 ، ص98 )
شخصیت : جنبه های بی همت و نسبتاً درونی وبرونی منش فرد که در موقعیت های مختلف بر روی زفتار و وی تأثیر می گذارد ( همان منبع ، ص 119 )
درون گرا : افراد درون گرا کسانی هستند که واکنش آنها نسبت به موقعیت های مختلفی منفی یا از این موقعیت ها فرار می کنند ، ساکت و آرام می باشند و مردم گریز و دیر آشنا هستند معمولاً حافظه اصول و معیارها را بهتر از خود افراد می دنند به ارزش های ذهنی بیشتر توجه دارند و دیر وارد عمل می شوند و…
برون گرا : این افراد به موقعیت ها واکنش نشان می دهند ، زیاد حرف می زنند ، تماس اجتماعی آنها زیاد است در زمان حال زندگی می کنند راحت و روان سخن می گویند و به جهان محسوس توجه دارند( ساعت چی ، 1377 ، ص 522)
تعاریف مفهومی :
هوش : نوعی استعداد ذهنی ف توانایی حل مسئله ، توانایی انطباق با محیط
عزت نفس : داشتن اعتماد به خود و توانایی های خود و درک درست خود و دیگران
تعریف عملیاتی درون گرایی وبرون گرایی :
منظور از درون گرایی – برون گرایی دراین پژوهش نمهر آزمودنی در آزمون آیزنگ می باشد راز بهره هوش در این ازمون پژوهش نمهر ازمودنی در آزمون کتل می باشد .
منظور راز عزت نفس دراین پژوهش نمره آزمودنی کوپر اسمیت می باشد .

  دانلود پایان نامه با موضوع رضایت شغلی کارکنان و مهارت های ارتباطی

شخصیت :
شخصیت در اصطلاح عامه معنی متعددی دارد. یکی از آنها معانی هیبت یاجربزه است از این رو می تواند نظر و اراده ی خود را به گروهی از افراد عمیق که آدمی با شخصیت به شمار می رود. معنی مصطلح دیگر شخصیت بطور کلی هر نوع صفت اخلاقی است که برجستگی دارد (مانند شجاعت اخلاقی)
که سبب امتیاز فرد آدمی می گردد تا آنجا که او را به خصوص به آن صفت می شناسند و به خاطر آن صفت می ستایند. واژه ای شخصیت در اصطلاح بلندی مقام را هم می رساند چنان گفته می شود شخصیت های علمی، اما شخصیت از نظر فلسفی بیشتر به جوهر مجردی اطلاق می شود که قسمتی از بدن و حاکم بر آن پنداشته شده است و معمولاً با واژه های روح و نفس و نظایر آن تعبیر می گردد.(سیالی، 1376،ص 2)
و اما در روانشناسی اصطلاح شخصیت هیچ یک از معانی یاد شده را ندارد بلکه از آن کلی وجود (چه بدنی، چه روانی) آدمی مراد می شود. از شخصیت به این معنی تعاریف متعددی شده و تعریف کردن که تعریف کل و جامع و مانع به نظر می رسد این است : شخصیت سازمان پویایی (زنده) جنبه های ادراکی و انفعالی و ارادی و بدنی فرد آدمی است. (جوادی، 1381، ص 3)
شخصیت یک مفهوم انتزاعی است یعنی چیزی است مثل انرژی در فیزیک که قابل مشاهده نیست بلکه از طریق ترکیب رفتار، افکار، انگیزش، هیجان ارتباط می شود . شخصیت باعث تفاوت کل افراد از همدیگر می شود اما این تفاوت فقط در بعضی ویژگی ها و خصوصیات است به عبارت دیگر افراد در خیلی از ویژگی های شخصیتی به هم شباهت دارند، بنابراین شخصیت را می توان از این جهت که چگونه مردم با هم متفاوت هستند و از این جهت که چگونه به هم شباهت دارند مورد مطالعه قرار داد. (کدیور، 1381، ص9)
روانشناسی شخصیت به آن چه معمولاً درباره ی انسان صادق است یعنی ماهیت انسان و نیز بهتفاوت فردی علاقه مند است. اگر چه روان شناسان شباهت های موجود بین افراد را قبول دارند توجه آنها بیشتر به تفاوت های افراد از یکدیگر معطوف است مثلاً چرا عده ای موفق و عده ای ناموفق اند؟ نظریه پردازان شخصیت به کلیت انسان می پردازند و تلاش می کنند تا روابط پیچیده ای میام جنبه های مختلف کنش انسانی در روابط پیچیده ی آنها با یکدیگر را بررسی کنند. با در نظرگرفتن تأکید بر تفاوت های فردی و تمامیت انسان شخصیت را چگونه تعریف کنیم؟

این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.