مقاله درباره نظریه های تیپ شناختی شخصیت و ویژگی های شخصیتی

2نفس لوامه :که انسان را از انجام اعمالی که او را به سراشیبی سقوط می کشاند ناراحت می کند و مورد نکوهش قرار می دهد.
3- نفس مطمئنه : در این مرحله از رشد شخصیت، انسان از مرحله ی حزن و نکوهش خود گذشته و به اوج ایمان و تقوا نائل می شود و روان او به آرامش و اطمینان دست می یابد، فرا از انسان راضی می شود و بنده از خدا. (ابراهیمی، 1384، صص 50 و 46)
ثبات یا تغییر شخصیت :
و اما در پایان مبحث شخصیت باید این پرسش را مطرح کنیم که : آیا شخصیت از همان آغاز زندگی تثبیت می شود؟ چنان که روانکاوان و بسیاری از نظریه پردازان صفاتی مثلاً آسپرت به آن معتقدند یا چنان چه نظریه پردازان یادگیری و کسانی که به تأثیر عوامل اجتماعی باور دارند شخصیت انسان بر اثر تجربه دستخوش تغییراتی می شود؟
هر دو دیدگاه در این باره تأیید شده، برخی صفات نظیر هوش، روان رنجور خویی، برون گرایی یا ثبات تر از
برخی صفات نظیر عزت نفس، رضایت مندی از زندگی هستند. به علاوه برخی افراد تغییر می کنند و برخی دیگر با ثبات می مانند چه به شیوه ای بیمارگونه و یا به شیوه های سازگارانه تر. (اسماعیلی، 1376، ص 83)
اختلالات شخصیت :
اختلالات شخصیت به عنوان یک الگوی پایدار از تجربه و رفتار درونی تعریف شده است که بطور قابل ملاحظه ای از انتظارات فرضی فرد، حداقل در دو مورد از موارد شناخت، خلق کارکردهای بین فردی یا کنترل تکانه انحراف داشته باشد. شروع آن می تواند از دوره ی نوجوانی یا دوره کودکی اولیه باشد. ولی معمولاً در افراد 18 سال به بالا تشخیص داده می شود. اختلال شخصیت معمولاً با پریشانی، ناراحتی یا آسیب مهمی پیوند دارد. (آزاد، 1382، صص 84- 83)
اختلالات شخصیت به سه دسته عمده تقسیم می شوند که عبارتست از: دسته ی اول : عجیب و غریب یا متعارف شامل اختلالات شخصیت پاراموند (سوء ظن و عدم اطمینان به دیگران) اسکیزوئید (روابط سرد اجتماعی) اسکیزوتایپال (عقاید عجیب و غریب جادویی) دسته دوم : هیجانی، خودنما و پرزرق و برق شامل : ضد اجتماعی (مشکل در همنوایی با هنجارهای اجتماعی) خودنما (نیاز به در مرکز توجه بودن)مرزی (ترس از رها شدن) و خود شیفته (خویشتن و مهم سازی بزرگ نشانه) دسته سوم : ترسو یا مضطرب شامل : درو گزین (ترس از جدایی) وابسته (نیاز شدید به محبت) وسواس جوی(مشغولیت ذهن در مورد مقررات و جزئیات) . اختلالات شخصیت حتی برای یک دوره ی زمانی نسبتاً کوتاه کاملاً بی ثبات است و با افزایش سن پائین می آید و این نشانگر تعدیل رفتار در طول زمان است. (همان منبع، ص 90 و88)
درون گرایی، برون گرایی (تیپ های شخصیتی) :
مفهوم صفت به پایداری پاسخ فرد در موقعیت های مختلف دلالت دارد و به مفهومی که مردم عادی برای
توصیف دیگران به می برند نزدیکتر است و مفهوم تیپ دسته بندی تعداد قابل توجهی از صفات مختلف است. مفهوم تیپ در مقایسه با مفهوم صفت به نظم و عمومیت بیشتر در رفتار دلالت دارد اگر چه افراد میتوانند حالات مختلفی از صفات را داشته باشند، معمولاً از تیپ خاصی به حساب می آیند مثل تقسیم بندی افراد به درون گرا و برون گرا یا طبقه بندی افراد بر حسب اینکه به دیگران گرایش دارند یا از آنها دوری میکنند و یا با آنها مخالف هستند. (اینترنت 1)
دروگرایی : افراد درو گرا افرادی هستند که واکنش آنها نسبت به موقعیت های مختلف منفی است یا از این موقعیت ها فرار می کنند، ساکت و آرام هستند، مردم گریز و دیر آشنا هستند،محافظه کارند، اصول و معیارها را بهتر از خود افراد می دانند، به ارزش های ذهنی بیشتر توجه دارند،دیر وارد عمل می شوند، رفتارشان را به تعویق می اندازند، خود دارند، مشکلند، یکنواختند،کمرو هستند، و ترجیح می دهند تنها باشند، اما این افراد، افراد غیر خوشحال و بدبینی نیستند. (یاسایی، 1372، ص 7)
برون گرایی : این افراد به موقعیت ها واکنش نشان می دهند، زیاد حرف می زنند، تماس اجتماعی آنها زیاد است، در زمان حال زندگی می کنند، راحت و روان سخن می گویند، به جهان محسوس توجه دارند معمولاً پررو هستند، تنبل و دیر جنب هستند و از درون گرایان شادترند و دوست دارند احساسات خود را ابراز دارند. (همان منبع، ص 8)
نوروفیزیولوژی درون گرایی، برون گرایی :
در مورد برون گرایی در درجه ی اول موقعیت یک فرد در تعامل بین فرآیندهای تهییج و بازداری دستگاه عصبی او بالاخص در دستگاه فعال ساز شبکه ای نهفته است. دستگاه فعال ساز شبکه ای در هسته ی مرکزی ساقه ی مغز قرار گرفته است و نخستین هدفش آن است که فرد را در سطح هشیاری مطلوبی نگاه دارد. برای رسیدن به این هدف این دستگاه انتقال داده های ورودی به قشر مُخ را از طریق تهییج تکانه های عصبی شدید می کند یا انتقال مزبور را از راه بازداری تکان ها کند می کند. به گفته ی آیزنک برون گرایان دستگاه عصبی قوی دارند، آنها از نظر دستگاه فعال ساز شبکه ای به سوی بازداری عصبی گرایش دارند. بازداری در آنها به سرعت و با قوت شکل می گیرد و به این طریق شدت هر یک از تحریک های قشر مخ را کاهش می دهد. در مورد درون گرایان، این جهت گیری بر عکس است آنها دستگاه عصبی ضعیفی دارند و دستگاه فعال ساز شبکه ای آنها بازداری ضعیف و تهییج قوی نسبت به تحریکات شدیدتری نیاز دارد زیرا آنها عطش تحریک دارند در حالی که در مورد برون گرایان حتی تحریکات جزئی هم می تواند شدیداً مؤثر باشد. (کریمی و جهری، 1381، ص 97)
تأثیرات ژنتیک بر درون گرایی و برون گرایی :
هنگام استفاده از روش مقایسه ی دو قلوها در بررسی ژنتیکی رفتار انسان نمرات آزمون دو قلوهای یک تخمکی (یکسان) با نمرات آزمون دو قلوهای عادی یا دو تخمکی همجنس مقایسه شدند وقتی این جفت های دو قلو در محیط یکسان بزرگ شدند نمرات آزمون دو قلوهای یک تخمکی بیشتر شبیه هم بودند (با همبستگی بسیار بالا) تا نمرات آزمون دو قلوهای دو تخمکی. همچنین مطالعات در مورد ویژگی های شخصیتی که وابسته به بعد درون گرایی، برون گرایی می باشد انجام گرفته است (ویژگی هایی) چون مردم آمیزی و سطح فعالیت). در اینجا نیز به نظر می رسد عوامل ژنتیکی نقش عمده ای را به عهده دارند به عنوان مثال در یک بررسی که در مورد کودکان فرزند خوانده انجام گرفته نشان می دهد که میزان مردم آمیزی آنان بیشتر مادران واقعی شان بوده- مادرانی که هرگز آنها را نمی شناختند تا مادرانی که آنها را به فرزندی قبول کرده و بزرگ نموده بودند. (جمالفر، 1373، صص 72 و 71)
نظریه های تیپ شناختی شخصیت :
طبقه بندی ارنت کرچمر : کرچمر در سال 1921 با انتشار کتاب ساخت بدن و منش با استفاده از روش های انسان سنجی همه ی انسانها را به دو تیپ فربه تنان و لاغرتنان تقسیم کرد و بعداً تیپ سوم به نام سنخ پهلوانی را نیز به آنان افزود. به هر یک از این سنخ ها یک سنخ روانی هم مربوط می شود. الف: فربه تنان :که ادواری خو هستند و از نظر خلق و خوی بی ثباتند در میانسالی قد آنان متوسط است، سر و سینه و چشم آنان نسبت به سایر اعضای بدن رشد بیشتری دارد، چاق و دارای شکم برآمده هستند، مستعد بیماری هایی چون رماتیسم، تصلب شرایین و سنگ کلیه هستند، از نظر روانی خوش برخورد و خوش گذران و اجتماعی و خون گرم و خوش خوراک و خوش بین هستند. ب: لاغرتنان : که اسکیزوئید خوی هستند و شخصیت گسسته دارند، باریک و دراز هستند، استخوان های برجسته، دنده های از زیر پوست نمایان، شکم فرو رفته، و دست و پای دراز دارند. فعالیت پاراسمپاتیک در آنها شدید است.
مستعد بیماری هایی چون سل، زخم معده و سردرد هستند. از نظر روانی در خود فرو رفته و دیرجوش هستند، سخت گیر و سلطه جو هستند و پای بند اصول و بدبین هستند. ج : سنخ پهلوانی :که صرع داده خویان هستند و محتاط و محافظه کارند، استخوان های محکم، عضلاتی نیرومند و سینه ای پهن دارند، قامتی بلند و اندامی ورزیده دارند، از نظر روانی علاقه فراوان به ورزش های گوناگون و شرکت در مسابقات دارند، پرخاشگری و زورگویی و برتری طلبی از ویژگی های آنهاست، خونسرد و آرامند و جدی و کمتر بذله گو هستند. (فلاح، 1378، ص 201)
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.