مقاله درباره مفهوم و تعریف هوش و فرآیندهای شناختی

حقایقی درباره ی عزت نفس :
عزت نفس ب موفقیت های مدرسه ای مؤثر است . بچه هایی که احساس خوبی درباره ی توانایی های خود دارند به احتمال قوی در مدرسه بهتر از بچه هایی عمل می کنند که اغلب فکر می کنند نمی توانند کارها را به درستی انجام دهند و موفقیت های مدرسه ای هم متقابلاً بر عزت نفس بچه ها اثر می گذارند. عزت نفس در نحوه ی ارتباط بچه ها با یکدیگر مؤثر است. بچه هایی که در مورد خود احساس خوبی دارند تمایل دارند که رابطه مثبت با دیگر افراد داشته باشند بچه هایی که عزت نفس پائین دارند نسبت به بچه هایی که عزت نفس بالایی دارند گرایش خیلی بیشتری به کشمکش و ستیز با والدین نشان می می دهند. (قاسمی، 1384، ص 143)
چند توصیه :
1- هرگز خودتان را با دیگران مقایسه و ارزیابی نکنید.
2- اگر به هر علت کاری را اشتباه انجام دادید هرگز برچسب بد بودن را به خودتان نزنید
3- دلایل رفتارهای کنونی خود را درابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی جستجو کنید نه در کاستی های شخصی خودتان
4- به من خودتان اعتماد کنید
5- به خاطر داشته باشید که گاهی اوقات شکست و ناامیدی توفیق اجباریست
5- نقاط قوت و ضعف خودتان را بشناسید
7- وقتی را برای استراحت، تفکر و لذت و … اختصاص دهید. (اینترنت 2)
تاریخچه ی مطالعات مربوط به هوش :
در رشته ی روان شناسی تجربه ی روان شناسان بیشتر توجه فرد را به فرآیندهای کلی نظیر یادگیری، ادراک، تفکر و هوش معطوف داشته اند و این شاخه ی روان شناسی به شباهت های افراد توجه دارند و روانشناسان همبستگی فکر بیشتر به حوزه ی تفاوت های فردی توجه نموده اند. مسأله هوش به عنوان ویژگی اساسی که تفاوت های فردی را بین انسانها موجب می شود از دیر باز مورد توجه بوده است. زمینه ی توجه به عامل هوش را در علوم مختلف می توان مشاهده کرد، برای مثال زیست شناسان هوش را به عنوان عامل سازش و بقای موجود مورد توجه قرار داده اند، فلاسفه از هوش به عنوان اندیشه های مجرد و متخصصان تعلیم و تربیت بر توانایی یادگیری تأکید داشته اند به نظر روانشناسان تربیتی هوش آن کیفیتی است که سبب موفقیت تحصیلی می شود و از این رو یک استعداد تحصیلی تلقی می شود . در مطالعات تحصیلی روان شناسی هوش توانایی استفاده از پدیده های رمزی و سازگاری با موقعیت های جدید تعریف شده است. (دواچی، 1373، ص 2)
مفهوم و تعریف هوش :
هوش یک مفهوم انشراعیت و در واقع هیچگونه پایه ی محسوس، عینی و فیزیکی ندارد. اصطلاح هوش فقط نامی است که به فرآیندهای ذهنی فرضی یا مجموعه ای از رفتارهای هوشمندانه اطلاق می شود بنابراین هوش یک برچسب کلی برای گروهی از فرایندهاست که از رفتارها و پاسخ های آشکار فرد ارتباط می شود به همین دلیل کوشش هایی که برای تدوین یک تعریف دقیق از هوش به عمل آمده اغلب با مشکل مواجه بوده و به تعریف های بحث انگیزی منجر شده است اما برخی از روان شناسان تعریف هایی از هوش ارائه داده اند که نقاط مشترکی با هم دارند و این تعریف ها عبارت است از :
بینه و سیمون : هوش یعنی قضاوت درست برخورد با مسائل، ترمن : هوش یعنی توانایی تفکر انتزاعی، هامفریز : هوش یعنی ترانه های مهارت ذهنی آدمی، و کسلر : هوش یعنی استعداد کلی شخص برای برخورد با جهان . بطور کلی مفاهیم مشترک این تعریف ها عبارتند از : تفکر انتزاعی، یادگیری از راه تجربه ، حل مسائل از راه بینش، سازگار شدن با موقعیت های جدید و تمرکز در به کار انداختن توانایی ها در راه رسیدن به اهداف. (شریفی، 1379 صص 4 و 3 و 2)
نظریه های مربوط به ساختمان هوش :
الف : نظریه ی روان سنجی : که بر مبنای آن هوش یک صفت یا سازه است و از این نظر بین افراد تفاوت هایی وجود دارد. طرفداران این نظریه برای سنجش هوش و توانایی های ذهنی از آزمون ما استفاده می کنند و توانایی های مختلف ذهنی را با اجرای آزمون های کمی توصیف می کند بینه از روان سنجهای اولیه بود.
ب : نظریه عصبی – زیستی : در این نظریه رابطه ی بین هوش و ویژگیهای نظام عصبی مانند فیزیولوژی عصبی، فرآیندهای برقی – شیمیایی، اندازه و مشخصات مغز مورد بررسی قرار می گیرد، ساده ترین روش است که اندازه ی مغز و هوش مورد مطالعه قرار گیرد.
ج : نظریه ی رشدی: که این نظریه را پیاژه مطرح کرد و او معتقد است که به جای مسائل کمی در مطالعه ی هوش باید به مسائل کیفی توجه نمود و او هوش را شکل خاصی از سازگاری شخصی یا محیط می داند. به نظر پیاژه رشد هوش بطور طبیعی در 15 سالگی کامل می شود.
د : نظریه ی شناختی و پردازش داده ها : که در این نظریه رابطه ی هوش با یادگیری، تفکر حل مسأله و سایز فرآیندهای شناختی مورد توجه قرار گرفته است و دو مؤلفه اصلی هوش رمزگردانی و مقایسه هستند. این نظریه ذهن را همانند یک کامپیوتر فرض می کند. (همان منبع، صص 25 و 24 و 23 )
دو نظریه ی کلی در زمینه هوش :
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.