مقاله درباره فعالیت های اجتماعی و احترام به خود

4- افراد درون گرای متفکر: مسأله گشا هستند، ممکن است دانشمند باشند، خود را در آزمایشگاه محبوس کنند، ممکن است حسابدار باشند و از کارکردن تنها بدون دخالت دیگران لذت ببرند.
5- افراد برون گرای احساسی : با هیجانهایشان زندگی می کنند، دوست دارند قضاوت های ارزشی داشته باشند، می توانند تغییر پذیر و دموی مزاج باشند، از موش ها و مدها پیروی می کنند و این تیپ در بین زنان رایج تر است.
6- افراد درون گرای احساسی : به مخفی نگهداشتن احساساتشان گرایش دارند، اغلب ساکت و دست نیافتنی هستند، هماهنگی درونی دارند و گاهی مستعد عصبانیت آشکارند.
7- افراد برون گرای شهودی : از یک موقعیت به موقعیت دیگر می روند، اغلب باهوش هستند، همیشه جویای موقعیت های جدید برای غلبه کردن هستند، با تغییر مداوم شغل خود زندگی را به سوی تباهی میبرند.
8- افراد درون گرای شهودی : خیال پرداز و رویایی هستند، اغلب مرموزند، با واقعیت و شرایط قرار دادی در تماس نیستند و می توانند شهودی های هوش مندانه ای داشته باشند و در اکثر اوقات در عالم رویا به سر می برند. (افضلی، 1378، صص 44 و 43)
نظر آیزنک در رابطه با درون گرایی و برون گرایی :
به نظر آیزنک درون گرایان تحت تأثیر ویژگی های سیستم عصبی مرکزی قرار دارند، از محرک ها اجتناب می ورزند، رشد آنها عمودی است، کمتر معتاد به دود هستند، به هر حال پیپ را ترجیح می دهند. بیشتر در خود فرو می روند، خیال پردازند، علاقه ای به شرکت در اجتماعات را ندارند،گوشه گیر و انزوا طلب هستند، میزان هوششان بالاست، قوه ی بینایی آنها عالی است گرایش به احساس حقارت در آنها زیاد است، فزونی طلب هستند، بیشتر پای بند سنت ها و اموال دیرین خود هستند و گامها را با احتیاط بر می دارند، برون گرایان هم تحت تأثیر سیستم عصبی مرکزی قرار دارند، دموی مزاج هستند، رشد بدنی آنها افقی است، بیشتر از درون گرایان اهل استعمال درد هستند و سیگار را ترجیح می دهند، به دنبال چیزهای تحریک آمیز میگردند، هوششان نسبتاً کم است، قوه بینایی یشان ضعیف است، پایداری و استقامت ندارند، چندان فزونی طلب نیستند و به کار و کوشش چندان علاقه ای ندارند . (سیالی، 1376، صص 336- 335)
آثار درون گرایی و برون گرایی :
شاید کسی بتواند هم کودکان درون گرا و هم کودکان برون گرا را با هم در خانواده ای واحد بیابد و این چنین رویدادی گاهی موجب بدبختی کودکان گروه اول است که مستعد پایمالی و اعمال تسلطتوسط برادران و خواهران اجتماعی خود می باشند. (مهر بها،1380، ص 64)
رابطه کودکان درون گرا و برون گرا با والدین :
کودکان درون گرا معمولاً موجب نگرانی پدر ومادر می شوند ولیکن آنها این تیپ از کودکان را نابهنجار و کم هوش می ÷ندارند زیرا همیشه آنها را می بینند که ترجیح می دهند به تنهایی بازی کنند و به جای دوستان متعدد یک دوست داشته باشند ولی کودکان برون گرا معمولاً از سوی والدین کودکان باهوش و بهنجار تلقی می شوند و از این کودکان به عنوان کودکان به خوبی سازگار یاد می کنند و به دلیل تحرک و فعالیت و سروصدای زیادی که ایجاد می کنند معمولاً مورد پند و اندرز پدر و مادر و آموزگار خود قرار می گیرند.(همان منبع، ص 70)
نگرش درون گرایان و برون گرایان به یکدیگر :
بدبختانه هر دوگروه تنها ضعف و ناتوانی یکدیگر را می بینند. بنابراین برای درون گرایان، برون گرایان کم مایه و غیر صمیمی اند در حالیکه برون گرایان، درون گرایان را خودخواه و کردن می دانند. آشکار است که این تمایزات و گرایش ها می تواند تعارضات و دشواری هایی در زندگی زناشویی پدید آورد. با این همه شگفت آنکه هر یک از این دو گروه به ازدواج با یکدیگر تمایل دارند و امید دارند که دیگری در جنبه ای از زندگی که وی آن را ناسازگار می یابد از او مراقبت خواهدکرد. مرد آرام و اندیشمند زن سرزنده و عمل پیشه ای پیدا می کند تا فعالیت های اجتماعی مربوط به شغل و حرفه اش را به پیش ببرد و مرد کمرو و کنارجو همسری با اطمینان به خود جلب و جذب می کند که زنش را با اطمینان در خانه بگذارد و خود در فعالیت های جهان غوطه ور گردد و در این دو حالت همه چیز به خیر و خوبی خواهد گذاشت. اگر این دو به این سطح قانع باشند زندگی زناشویی شان لااقل ظاهر آرمانی و ایده آل به خود می گیرد ولی اگر در صدد درک حقیقی همگیر و هماهنگی کامل برنیایند دشواری هایی در سایه ی راه آنها پدید خواهد آمد. هر یک به زبان دیگر سخن می گویند هر کدام ارزش های یکدیگر را نفی و آشکار می کنند. (سید محمدی، 1383، ص 122)
عزت نفس :
عزت نفس یکی از نیازهای اساسی هر فرد است و نقش بسیار مهمی در رسالت و سعادت و پیشرفت هر فرد و ملتی دارد و عبارت است از درجه ی تقویت، پذیرش و ارزشمندی که شخص نسبت به خویش احساس می کند. همچنان که کودکان از خود درکی پیدا می کند و هویت هو را می یابند تلویحاً برای خصوصیات خود ارزش مثبت یا منفی قائل می شوند و همین ارزیابی های کودک از خودش عزت نفس او را تشکیل می دهد. عزت نفس اطمینان به خود و ارزش قائل شدن برای خود را به همراه دارد. تصور هر شخص از خود تعیین کننده ی سرنوشت او خواهد بود. عزت نفس هم همان مفهوم خود نیست، مفهوم خود مجموعه ای از عقاید فرد درباره خودش است که بیشتر بر مبنای توصیف است تا قضاوت. (موسوی، 1370، 1 و 2)
منشأ پیدایش عزت نفس نگرش فرد نسبت به خود می باشد و این نگرش در سایه ی ارتباط فرد با دیگران به ویژه ارتباط با افراد مهم در زندگی اش در دوران کودکی به وجود می آید. حال این نگرش که در دوران طفولیت بر اثر ارتباط با والدین شکل گرفته و به واسطه ای ارتباط کودک با سایر افراد توسعه یافته است، در دوران نوجوانی به موازات سایر تغییر و تحولات جسمانی و روانی دستخوش تغییر و تحول می گردد حتی گاهی در معرض تهدید و خطر قرار می گیرد. بنابراین نوجوان در این دوره نیازمند دریافت و رهنمودهای اساسی برای نیل به عزت نفس بالا و کسب هویت مستقل و با ارزش هستند تا بتوانند به پیشرفت ، موفقیت، سلامت و تعادل نایل گردند. (ابراهیمی،1380 ، ص 26)
بخشهای عزت نفس :
عزت نفس از دو بخش مهم تشکیل می گردد:
1- باور خود توانمندی : به معنای داشتن اطمینان به توانایی، فکر کردن، درک کردن، آموختن انتخاب کردن و
تصمیم گیری خود.
2- احترام به خود یا حرمت نفس : به معنای قائل شدن ارزش برای خود و اینکه به خود حق بدهیم که زندگی کنیم و شاد باشیم. (نجاریان، 1385، ص 72)
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.