مقاله درباره دوره پیش دبستانی و عوامل اجتماعی

الف : صفات منشی سرعت و قوت و هیجان انگیزی را می رسانند. ب : صفات تحریکی که شخص را به سوی هدفی به حرکت در می آورند و صفات توانی که نمودار زیرکی و مهارت و زبردستی هستند و به اعتبار دیگر صفات را به دو دسته عام و خاص تقسیم می کند که صفات عام در میان همه ی انسانها مشترکاند وصفات خاص اختصاص به یک فرد دارند؛
2- ارگ : کتل همه ی انواع اوضاع و اموال آدمی را ناشی از دو نوع صفت عمقی انگیزه ای می داندکه یکی از آن دو ارگ و دیگری متاارگ است. ارگ که در فیزیک به معنی واحد انرژی است،کتل آن را برای رساندن انگیزه های ارثی برگزید و در تصرف آن می گوید : استعدادی است فطری که به دارنده آن اجازه می دهد برای واکنش در برابر طبقات معنی از امور آمادگی بیشتری پیداکندتا در برابر امور دیگز؛
3- متا ارگ : صنعتی عمقی است که جنبه ی انگیزشی دارد و ناشی از محیط است، پس تفاوت آن با ارگ این است که ارگ صفتی سرشتی است ولی متا ارگ در اثر تجربه و عوامل اجتماعی حاصل می شود؛
4- خودآگاهی به خود : که دو نوع است : خود واقعی که آن خودی است که شخص واقعاً هست و خودآرمانی که آن خودی است که فرد دوست دارد باشد را شامل می شود.
5- معادله شخصیتی : که عبارت است از : رشد شخصیت = تأثیر وراثت + محیط. (فیروز بخت، 1381، ص 102)نظریه ی آیزنک : اصل کلی که بر تحقیقات آیزنک حکم فرماست لزوم توأم ساختن نظر و عمل است او در بحث خود از شخصیت در مسئله ی مکی را مطرح می کند یکی از این مسائل جنبه ی توصیفی شخصیت است و به علل و عوامل موجبات رفتار کاری ندارد و دیگری بررسی عوامل علی است که وی کوشش دارد تا علت های زیر بنایی شخصیت و اختلاف های بین شخصیت ها را تحلیل کند.( یاسایی، 1372، ص19)
الف: جنبه های توهین آیزنک و همکاران وی پژوهش های خود را برای بررسینمونه ها و انواع شخصیت و ویژگی های آنها در جهت شناخت شخصیت شخصیت ها متمرکز کرد و در این زمینهبه خصوصیات روانی گوناگون که در روان شناسی با عناوینی چون خصایص، عادات، تیپ ها و … مشخص ساخته اند، توجه نشان داده اند.
ب) جنبه های علمی شخصیت :کوشش آیزنک در این مبحث آن است که به کمک تحلیل عوامل ارثی و
محیطی علل زیربنایی اختلاف های شخصیت ها را بررسی کند و در این راه از یافته های فیزیولوژی عصب
شناسی، قوانین توارث، شیمی زیستی و علوم پایه دیگر کمک می گیرد. (همان منبع، ص 20)
آیزنک روابط میان سنخ های ارثی و پدیداری و رشد شخصیت را چنین توجیه می کند: توازن و تعادل میان تحریک و بازدارندگی را بخش ارثی شخصیت می داند و آن را همانند نسخ های ارثی می شمارد او معتقد است که این جنبه ی سرشتی بر طبق قوانین وراثت مندی به ارث برده می شود. این سرشت فرض با محیط در تعامل بوده و از طریق فرآیندهای تجربی مانند شرطی شدن، ترحم و … شکل می گیرد همه ی ما با سنخ های ارثی مشخص به دنیا می آئیم و از لحظه ی تولد این سنخ های ارثی با محیط مواجه اند سنخ های پدیداری حاصل اثرات متقابل محیط و سنخ های ارثی خواهد بود. (سید محمدی، 1383، ص 346)
آیزنک برون گرایی، اجتماعی بودن، برتری طلبی، فعالیت و صفات دیگری از این قبیل را سنخ های پدیداری نامید و رابطه ی میان سنخ های ارثی را با این معادله نشان داد : توازن تحریکی- بازدارندگی
* آثار محیط = درون گرایی/ برون گرایی . این معادله بیانگر آن است که جنبه های توصیفی شخصیت حاصل آثار متقابل محیط و فطرت آدمی بر یکدیگر است. (فلاح، 1378، 58)
آبزنک برای مبانی زیستی شخصیت اهمیت خاصی قائل است و توجه او بیشتر به دستگاه عصبی- مرکزی است و به خصوص به جلوگیری های کرتکس معتقد است که روان نژندی ناشی از تحریک ÷یوندی سیستم عصبی خودکار است و درون گرایی، برون گرایی بر پایه ی ویژگی های سیستم عصبی مرکزی قرار دارند و نیز داروهای مخدربر جلوگیری کرتکس می افزاید و از تحریک آن می کاهد و در نتیجه سبب رفتار برون گرایانه می شود. داروهای محرک بر عکس جلوگیری کرتکس را کم می کند و تحریک آن را می افزایند و بدین طریق رفتار شخصیت جنبه ی درون گرایی پیدا می کند. (پناهی، 1381، ص 159)
ساختار خانواده و شخصیت :
بدون تردید ساختار خانواده و جایگاهی که کودک آن را در خانواده اشغال می کند نقش مهمی در رشد شخصیت دارد، همچنین ارتباطات اجتماعی کودک منحصر به مادر یا کس دیگری است که به جای مادر از او مراقبت می کند و ارتباط گسترده تر با محیط اطراف از طریق مادر برقرار می شود این وابستگی به مادر تا دو سالگی ادامه می یابد و از آن پس تماس کودک با فرزندان دیگر خانواده و اطرافیان آغاز می شود. در دوره پیش دبستانی گسترش فزاینده ای در روابط با گروه های اطراف خود روی می دهد. این فرایند گستردگی در خانواده هایی با جمعیت بیشتر و تصور تعداد بیشتری کودک و بزرگسال افزایش پیدا می کند. بنابراین این گروه نخستین یعنی خانواده ی کودک هم از لحاظ تعداد نفرات، هم از لحاظ ارتباط با کودک و هم از جنبه در اختیار داشتن امکانات مختلف می تواند در رشد شخصیت کودک نقش مهمی داشته باشد. (جهری، 1382، ص 102)
الگوی فرزند پروری :
الگوهای فرزند پروری بدون تردید در رشد شخصیت نوزادان اهمیت ویژه ای دارد اما به علت تعدد عوامل مختلف در جریان فرزند پروری بسیار دشوار است که بتوانیم الگوهای رشد شخصیت خاصی را به عوامل مشخص در فرزند پروری ربط دهیم. شیوه های قدیم فرزند پروری، روشهای کنترل سخت و تنبیه بدنی را برای جلوگیری از لوس کردن کودکان تجویز می کردند اما در نظریه های جدید تعلیم و تربیت تکیه ی بیشتر بر جنبه های روان شناختی ملایم همراه با استدلال و نصیحت است عموماً در مادران دو نوع الگوی فرزند پروری آسان گیر و سخت گیر وجود دارد که اعتقاد بر این است که روش آسان گیر کودکان را کمتر ترسو و مضطرب و خجالتی بار می آورد و این کودکان غالباً اعتماد به نفس بیشتری دارند اما سهل گیری زیاد موجب بی قید و بند شدن و کم شدن احساس مسئولیت می شود. در مقابل شیوه ی تربیتی سخت گیر ممکن است افراد مضطرب، خجالتی، کم جرأت، وسواس، گوشه گیر، ضد اجتماعی و پرخاشگری را بپروراند.(همان منبع، ص 112)
شخصیت از دیدگاه اسلام :
مفهوم شخصیت در قرآن به معنی شاکله آمده است مثل (قل کل بعمل علی شاکله و بکم اعلا سبیلا) بگو انسان
هر عملی که انجام می دهد بر شاکله خویش است پس پروردگار شما می داند آنکه را که راهش از هدایت برخوردار است، بعضی از دانشمندان اسلامی شاکله را معادل مفهوم خلق و خوی شخصیت در روان شناسی می دانند که در اثر تعامل وراثت و محیط شکل گرفته. مراحل رشد و تکامل شخصیت انسان از نظر اسلام عبارتند از:
1- نفس اماره :که تعبیر دیگر آن جریان شهوت است، همواره انسان را به سقوط و تباهی می کشاند. این نفس انسان و حیوان مشترک است.
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.