مقاله با موضوع کسب و کار و قضا و قدر

اخلاص صدق نیّت است. یعنی خلاص شدن از آفات و خارج کردن مخلوقات از معامله‌ حق. اخلاص تصفیه‌ کردن اعمال از مکدّرات است و این همان مراد و مقصود خداوند از اعمال است. خود ابوسعد در باب اخلاص می‌گوید: «اخلاص در اعمال مفروضه، واجب است سپس در اعمال مستحبه نیز اخلاص واجب است و اگر در اعمال واجب، بنده اخلاص نداشته باشد در اعمالش شرک ورزیده است.»
3-1-25 در باب مطالبه صدق
علامت صادق کتمان کردن طاعت است. صدق موافقت کردن با حق در پنهان و آشکار است.
3-1-26 در باب عبودیت
عبودیت ساقط کردن اراده‌ خویش نزد اراده‌ی خدا و فسخ کردن اختیار نزد اختیار خداست. علامت رسیدن به عبودیت، مخالفت کردن با هوی و ترک شهوات است. برخی می‌گویند: حقیقت عبودیت و بندگی، رضا به قضا و قدر و عمل به آنچه که مورد رضای اوست.
3-1-27 در باب آداب
ابوسعد ابوابی در استنباط کردن از قرآن و سنّت را مطرح می‌کند. سپس به بابی در مورد آداب می‌پردازد که آداب نیکو غضب پروردگار را خاموش می‌کند. افضل آداب توبه و ممانعت نفس از شهوات است.
3-1-28 در باب حُسن خُلق
گویند گنج رزق و روزی در حُسن خُلق است. بداخلاقی و سوءخُلق گناهی است که خوبیهای بسیار با داشتن آن سودی ندارد.
3-1-29 در باب طهارت
از آداب صوفیه آن است که در هیچ حالتی مسواک زدن را ترک نمی‌کنند.
3-1-30 ابوابی در نماز، زکات، روزه، حج و عمره
این ابواب نشان دهندهی این مطلب است که تا زمان ابوسعد عمل به شریعت نزد صوفیان اهمیّت داشته و افزون بر معنویتی که در ورای این اعمال است انجام این فروعات دینی نیز بر صوفیه واجب بوده است.
3-1-31 در باب مسئله پوشش و خرقه
خرقه به شیوه‌ای که در نزد صوفیه مرسوم شد از سدههای بعد پدید آمده و اصل در خرقه ‌پوشی، ریاضت‌ طلبی بوده است.
3-1-32 باب ملامتیه و صفاتشان
پس از نقل اقوال گوناگون در تعریف خرقه ابوسعد می‌نویسد «از تفاوت‌های میان آنان این است که اصول ملامتیه مبتنی بر علم است و اصول صوفیه مبتنی بر حال، ملامتیه ترغیب به کسب و کار می‌کنند ولی صوفیه ترغیب و تشویق بر ترک کسب و کار می‌نمایند. ملامتیه از شهرت در لباس بیزار هستند و مایل به پوشیدن لباس وصله دار نیستند چنانچه صوفیه مایل به این کار هستند. ملامتیه رقص و سماع وجد را قبول ندارند در حالی که برخی از صوفیه این اعمال را قبول دارند.» و در جای دیگر می‌گوید: «از شعار ملامتیه این است که باید به محقق کردن اصل و محتوا پرداخت و ادّعا را ترک نمود.» هم‌چنین ملامتیه می‌گویند: «باید با پرداختن به عیوب خودمان از عیب‌جویی خلق پرهیز نماییم و سعی می‌کنند احوال خویش را از دید مردم مخفی بدارند.»
3-1-33 در باب زکات
ابوسعد می‌گوید: خداوند صوفیه را از دنیا منزوی کرد و خود آنها، این انزوایشان از دنیا را بهترین نعمت پس از معرفت و محبّت از جانب خدا می‌دانند.
3-1-34 در باب سخاوتمندی و مواسات و میهمان نوازی
ابوسعد داستان‌هایی را از مشایخ صوفیه نقل میکند و می‌افزاید: این امر به صوفیه اختصاص ندارد، بلکه برای عموم مُکلِّفین است و از آنجا که اصول صوفیه مبتنی بر سخاوت است مایل شدم که بابی از این کتاب را به این امر اختصاص دهم.
3-1-35 در باب فضلیت کسب و کار
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.