معیارهای مناسب برای انتخاب همسر و ازدواج موفق ؟

میهمان
سپتامبر 20, 2019 0 Comment

ازدواج یکی از مهمترین مسائل در طول زندگی هر فردیه . اگه قصد ازدواج کردن رو دارین حتماً این مقاله رو بخونین …

با کی ازدواج کنیم ؟ چیجوری همسرآینده امان رو بشناسیم؟ چه شرایطی واسه همسر در نظر بگیریم ؟ در چه سنی باید ازدواج کرد؟ چه شرایطی باید داشته باشیم تا ازدواج کنیم ؟

و هزاران سئوال مثل این رو هر روزه جوانان تو ذهن خود مرور می کنن و به دنبال جواب هستن. در این یادداشت و چندین یادداشت بعدی ، تلاش ما بر اینه که به این مهم بپردازیم و سئوالاتی که گرفتار به عموم هست رو از دید روانشناسی کاربردی جواب بدیم.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از پایگاه مشاوره همدردی در مورد ازدواج باید بگیم که : این رابطه فقط به خاطر ارضای تمایلات آنی نیس . بلکه زندگی آینده و خوشبختی زن و مرد و کودکان اونا براساس این پیوند قرار گرفته و اون طور که در بحث تربیت کودک هم توضیح دادیم یکی از دلیلای کلی مشکلات روانی در کودکان ، گسسته شدن رابطه خونواده و یا اختلافات خانوادگیه.

ازدواج موفق بستگی به عوامل مختلفی داره که خیلی از اونا رو باید در دوران نامزدی ( قبل از ازدواج ) آزمایش کرد. عوامل دیگری هم در موفقیت زندگی زناشویی موثره که میشه اونا رو بعد از ازدواج شناخت.

در ازدواج ، سازش دائمی و از خودگذشتگی فراوون لازمه ، ولی اگه زن و مرد قبل از ازدواج با همدیگه توافق بیشتری داشته باشن ، امکان سازش بعدی بیشتر هستش.

مهمترین عوامل توافق در ازدواج عبارتند از :

۱ – رشد عاطفی و فکری

۲ – شباهت چیزای مورد علاقه و طرز تفکر

۳ – شباهت مذهبی ( مسائل عینی مذهبی مد نظره نه کلیات )

۴ – شباهت تحصیلی و طبقاتی

۵ – شباهت طرز فکر نسبت به امور جنسی

۶ – شباهت علاقه به زندگی و سرعت عمل در کارا

۷ – رابطه با خونواده زن و شوهر

تلاش ما بر اینه که در این یادداشت و یادداشتای بعدی موارد هفتگانه فوق رو توضیح بدیم و در این یادداشت ملاک اول رو بحث می کنیم.

۱ – رشد عاطفی و فکری

مهمترین عامل موفقیت در زندگی زناشویی ، رشد عاطفی و فکریه. البته روشنه که درجه رشد عاطفی و فکری تنها بستگی به سن نداره ، بلکه سن روانی ، اجتماعی و عاطفی و سن جسمی همه از عوامل موثر روشنفکریه. اگه این عوامل جفت و جور باشه ، بهترین سن واسه ازدواج ۲۵ سالگی واسه مرد و ۲۲ سالگی واسه زنه.

در این سن یه فرد عادی به اندازه کافی رشد و ثبات فکری و عاطفی داره و امکان تغییر یهویی در رفتار اون کمه ، هر چند در این سن عادات جور واجور در فرد به صورت محکمی در اومده ، ولی هنوز توانایی تطبیق و سازش در اون هست. البته باید اضافه کرد که این سن رو فقط از دید کلی انتخاب کردیم ، یعنی خیلی ازدواجهای مقرون به خوشبختی هست که زن و مرد در موقع ازدواج بسیار سن بالا تر یا جوون تر از سن نامبرده بودن.

رشد جسمی هم عامل مهمی در آمادگی واسه ازدواجه. هر چند در اجتماع الان ما ازدواج معمولا بعد از بلوغ صورت میگیره ، معهذا باید گفت که روان شناسا ، زناشویی کودکان تازه بالغ رو که آمادگی وارد شدن به زندگی پر مسئولیت زناشویی رو نداره ، صلاح نمی بینن.

مسئله دیگری که از دید بهداشت روانی مهمه اینکه در ازدواج اختلاف هوش و معلومات دلیل بروز اختلافات زناشویی می شه یا خیر ؟ تحقیقاتی که در این مورد هست نشون میده که مردان تمایل دارن که با زنان کم هوش تر از خود ازدواج کنن و بیشتر زنهای خیلی با هوش مجرد می مانند. از دید خوشبختی زناشویی ، صلاحه که مرد از دید هوش ، کمی بهتر از زن باشه ، چون محیط ما اینجور اقتضاء می کنه. ولی فرق زیادی در این مورد نباید وجود داشته باشه ، چون وگرنه چیزای مورد علاقه و طرز تفکر اونا با همدیگه توافق نداره. البته امکان داره ازدواج موفقیت آمیزی که در اون زن با هوش و فعالی شریکه ، وجود داشته باشه ، ولی خطرات به وجود اومده از طریق اون زیاده . در واقع هوش یه معیاریه که چیزای مورد علاقه و طرز تفکر خاصی رو تولید می کنه و درصورت اختلاف هوشی زیاد برابری و توافق دو طرف شدیدا کم میشه.

رشد اجتماعی رابطه نزدیکی با رشد عاطفی و فکری داره ، چون شخصی که از دید اجتماعی رشد کرده ، روابط اجتماعی رو بهتر درک می کنه . اون می دونه چیجوری با بقیه ، به خصوص خونواده و همکارانش سازش کنه . اون درک می کنه که انتظارات اجتماع از اون چیه و تا اندازه زیادی میتونه خود رو با این انتظارات تطبیق دهد. هم اینکه اون آماده قبول مسئولیته و نسبت به محدودیتهای خود آگاهی داره.

یکی از مهمترین عوامل رشد ، مقدار و چگونگی رشد عاطفیه . مثلا شخص ممکنه سی یا چهل سال عمر کرده باشه ، ولی از دید رشد عاطفی عقب مونده حساب شه . اینجور شخصی قدرت کنترل احساسات و احساسات خود رو نداره و در نتیجه زندگی زناشویی اون دچار مشکل می شه.

شخصی که رشد عاطفی کرده ، در مورد همسر و بچه و دوستان و مشکلات زندگی نظریه واقعی ای داره. اون دارای فلسفه زندگی معینیه که براساس اون می تونه از بحرانهای دائمی زندگی جلوگیری کنه . اون به پیشرفتای فعلی خود متکیه و زیاد به گذشته خود ، هر چند هم با شکوه بوده باشه ، تکیه نداره. اینو هم به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین به مطالبی مثل امور جنسی ، عشق ، ازدواج و تربیت کودک با روشنفکری نگاه میکنه.

۲ – توافق و طرز فکر

مسئله مهمی که قبل از ازدواج هست ‍ ، اینه که جوانان قبل از وارد شدن به زندگی زناشویی ‍ ، د رموضوعای مهم زندگی توافق نظر داشته باشن و این توافق معمولا روی چیزای مورد علاقه و طرز فکر قرار میگیره.

طرز تفکر ‍، موضوع بسیار مهمیه ؛ چون براساس اون ‹‹ فلسفه زندگی ›› هر فردی ریخته می شه. واسه روشن شدن مطلب چند مثال ذکر می شه: زن و مردی که خیال ازدواج دارن به یه اندازه جاه طلب هستن یا اینکه یکی از اونا خیلی جاده طلب و دیگری معتقد به داشتن زندگی آروم و آهسته و بی دردسریه . اگه در این مورد ، مرد ، شخص جاه طلبیه ‍ ، شاید مضار اون زیاد نباشه ، هر چند ممکنه زن اون از اینکه شوهرش ساعات طولانی مشغول به کاره آزرده شه. ولی اگه زن بی اندازه جاه طلب باشه ‍، تلاش می کنه تا شوهر راحت طلب و تنبل خود رو به اصرار و اصرار به کار بکشه و اونو مجبور به قبول کردن مشاغلی کنه که از عهده استعداد و علاقه اش خارجه ، و این وضع با موفقیت و خوشبختی زناشویی تباین داره.

عقاید سیاسی ، می تونه عوامل اختلافات زناشویی شه ، چون با افراطی بودن یکی و محافظه کار بودن دیگری ، امکان تصادم افکار زیاده. البته حتما نباید عقاید سیاسی دو همسر شباهت کامل به هم داشته باشه ولی صلاح در اینه که از دید عقاید سیاسی در دو قطب مخالف قرار نگیرند.

مسئله مهم دیگه در زناشویی ، توافقیه که زن و شوهر در مورد قضاوت درباره مسائل زندگی دارن. مثلا اگه شوهر ، فردی تخیلی و ایده آلیست ، ولی زن شخص واقع بین و به اصطلاح رئالیست باشه ، شوهر ممکنه از راه خشک و زیاده از حد مادی زن خود خسته شه و احساس کنه که زنش قدرت درک معنویات و ظرایف زندگی رو نداره. زن واقع بین هم ممکنه از دست شوهر تخیلی و فلسفه باف خود به ستوه آید و اونو آدمی خیالباف ، تنبل و دور از حقیقت زندگی بدونه و تکراری آرزو کنه که ای کاش شوهرش یکم به خود بیاد و واقعیات زندگی رو اون طور که هست مشاهده کنه. در اینجور موقعی امکان وجود یه کانون خوشبختی کمه.

البته چیزای مورد علاقه رابطه نزدیکی با طرز تفکر داره و شامل فعالیتهای زیاد روزانه مثل رفتن به سینما ، تئاتر ، کنسرت ، گوش دادن به رادیو و تماشای تلویزیون ، خوندن کتاب ‍ ، رفتن به مهمانی ، سخنرانیا و امثال اون می شه. البته نباید توقع داشت که زن و شوهر در همه این چیزای مورد علاقه با همدیگه توافق داشته باشن ، ولی واسه خوشبختی خونواده توافق کلی در قسمت کلی ای از چیزای مورد علاقه ضرورت داره.

۳ – عقاید مذهبی

شباهت در عقاید مذهبی به اندازه ای در خوشبختی کانون زناشویی مهمه که روان شناسا ، ازدواج دو نفر از مذاهب جور واجور رو معمولا غیر عاقلانه می دونن . دلایل این نظریه بسیاره.

در مرحله اول ، اگه تنها یکی از دو همسر به عقاید مذهبی خود با ایمان کامل معتقد باشه ، امکان اختلاف نظر در این مورد زیاد هستش. هم اینکه اون چیزی که در این مورد مهمه ، تربیت کودکان طبق عقاید مذهبی به خصوصه.

یکی دیگه ا زمشکلات ازدواج آدمایی که دارای مذاهب مختلفند ، مخالفت اولیاء اوناس ، چون این مسئله بیشتر باعث جدایی جوون از پدر و مادر خود می شه و بعدا ممکنه هر کدوم از دو طرف تقصیر این جدایی رو به گردن همسر خود بندازه. ولی اگه یکی از دو طرف مسئله مذهب رو جدی نگیره ، شاید مشکل حادی پیش نمیاد.

نکته بسیار مهم در مورد نقش مذهب و ازدواج :

بسیار پیش اومده که دو نفر قبل از ازدواج از مفاهیم کلی در مورد مذهب استفاده می کنن و هر دو توافق پیدا می کنن ولی بعد از ازدواج ، در نموده ها و مصادیق اون موارد کلی ، دچار اختلاف می شن.

مثلا ، هر دو می گن مسلمانیم ، هر دو از صداقت ، ایمان ، حجاب و …. پشتیبانی می کنن .

ولی در برخورد با مسائل و جزئیات زندگی ، برداشته ها و اختلافهای جدی پیدا می کنن.

یکی حجاب رو چادر می دونه ، دیگری هیچ اعتقادی به چادر یا حتی به مانتو هم باور نداره.

یکی هرگونه موسیقی رو حرام می شمارد ، دیگری موسیقی رو آرامش روح می دونه.

یکی زندگی مرفه رو در اختلاف با مذهب نمی دونه ، دیگری رفاه گرایی رو در اختلاف با مذهب خود می دونه.

یکی پذیرائی مهمون زیاد رو در منزل ، مهمون نوازی دونسته و میگه : در خونه من، به روی همه بازه و من مهمون نواز هستم ، دیگری میگه مگه خونه ما ، کاروانسراست که درش بروی هر کسی باز باشه. و دیگری رو ولخرج می شمارد.

یکی واسه مسافرت ، مشهد و زیارت رو در نظر میگیره ، دیگری دوست داره به شمال و لب دریا بره . و هزاران مسئله ریز و بزرگ دیگه در زندگی مشترکشون پیش میاد ، که با تولد فرزندان حادتر می شه ، چون فرق در سبک تربیتی فرزندان رو هم شامل می شه. و هر کدوم تلاش داره با زیر و بمهای ارزشی خود ، فرزندان رو تربیت کنه.

پس پیشنهاد می شه ، که قبل از ازدواج ، فقط روی مفاهیم کلی بحث نشه ، و به نموده ها ، مصادیق و مثالهای عینی اون توجه شه . تلاش شه با مثالهایی ، طرف مقابل رو در موقعیتای عینی و واقعی قرار داد.

خواص عشق واسه بدن

۱۰حقیقت علمی در مورد عشق

سلامت نیوز