متن کامل پایان نامه عقد قرض

90
فوریه 9, 2019 0 Comment

فارسی واژه «وام» است که کمتر استفاده می‌شود.
آن چه بیشتر مد نظر ما است، قرض در اصطلاح فقهی است. تحریر الوسیله قرض را چنین تعریف می‌کند:
القَرضُ تَملیکُ مَالٍ لِآخَرَ بِالضّمَانِ بِأَن یَکُونَ عَلى عُهدَتِهِ أداؤُهُ بِنَفسِهِ‌ ‌أو بِمِثلِهِ أو قِیمَتِهِ.
قرض آن است که کسی مال خود را به دیگری تملیک کند، البته به این صورت که قرض گیرنده نسبت به ادای خود آن مال یا مثل یا قیمت آن ضامن شود و تعهد کند.
شیــخ مرتضــی انصـاری، ســید محمــد کـاظـم یـزدی، ســید ابوالـقاسـم خـویی، و دیگـران نیز همین تعریف را ذکر کرده‌اند و عبارت «التملیک بالضمان» و نظایر آن را آورده‌اند.
سید حسن بجنوردی در القواعد الفقهیه تعریف دیگری ذکر می‌کند و خاطرنشان می‌سازد که این تعریف تفاوتی با همان تعریف «التملیک بالضمان» ندارد.
از آن جا که در تعریف‌های ذکرشده تفاوت چندانی نیست و در بحث اصلی ما نیز تأثیر چندانی ندارد، به ذکر همین مقدار اکتفا می‌کنیم.
1-1-2-2. ویژگی‌های قرض
قرض عقد است و نیاز به ایجاب و قبول دارد. البته معاطات در آن جایز است.
در عقد قرض قبض و اقباض شرط است. البته تصرف لزومی ندارد.
قرض از عقود تملیکی است. یعنی همان‌گونه که فروشنده کالا را به خریدار منتقل می‌کند و ارتباط را با مال خودش قطع می‌کند، در قرض نیز مال به ملکیت قرض گیرنده در می‌آید و پس از آن هیچ رابطه‌ای با قرض دهنده ندارد.
آثار حقوقی مالکیت متعلق به قرض گیرنده است. در صورت تلف شدن مال، قرض گیرنده ضامن است، زیرا قرض دهنده مال خود را به قرض گیرنده تملیک کرده است. یعنی رابطه مالک و مملوک از قرض دهنده قطع و با قرض گیرنده برقرار شده است. بر خلاف بسیاری از عقود دیگر مثل مضاربه، مشارکت، مساقات، اجاره و غیره که طرف دیگر عقد اگر افراط و تفریط نکرده باشد، ضامن نیست. از سوی دیگر قرض گیرنده مانند هر مالک دیگری حق هر گونه تصرف عینی یا اعتباری دلخواه را دارد. همچنین همه افزایش‌های مال (نمو و سود) متعلق به او خواهد بود.
قرض از عقود لازم است یعنی چنانچه در قرض مدت معین شود، قرض دهنده و قرض گیرنده حق تخلف از آن را ندارند. البته این که در برخی متون فقهی مثل شرح لمعه گفته شده است که قرض عقدی است جایز، ناظر به مهلتی است که معمولاً برای قرض در نظر گرفته می‌شود. توضیح این که اگر چه برای بازپرداخت قرض معمولاً مهلت مشخص می‌گردد، اما پایبندی به این مهلت لازم نیست، لذا قرض دهنده می‌تواند قبل از پایان مهلت مقرر از قرض گیرند بخواهد که قرض او را بپردازد. اما از آنجا که معمولاً هدف اساسی از قرض، زمان و مدتی است که برای قرض گیرنده در نظر گرفته می‌شود، تزلزل این مدت باعث می‌شود که هدف از قرض گرفتن تأمین نگردد؛ لذا چنانچه به عنوان یک شرط ضمن عقد مطرح گردد، از آنجا که عقد قرض خود از قراردادهای لازم است، شرط ضمن آن نیز سبب می‌شود مهلت مطرح شده نیز الزام‌آور شده و قرض دهنده ملزم به رعایت آن گردد.
ذکر مدت از ارکان قرض نیست. اگر مدت ذکر نشود، قرض دهنده هر زمان که بخواهد می‌تواند مالش را بگیرد.
قرض به موضوع خاصی اختصاص ندارد، تنها معین و دارای ارزش مبادله‌ای بودن موضوع، ملاک است.
1-1-2-3. زیاده در قرض
هر شرطی که نفعی را برای قرض دهنده در پی داشته باشد، ممنوع است. ان‌شاءالله ذیل کلمه ربا بیشتر به این موضوع پرداخته خواهد شد. لازم به ذکر است که اگر قرض گیرنده به صورت داوطلبانه بخواهد چیزی اضافه بر مقدار دریافتی بپردازد، مانعی ندارد. یکی از راویان به نام «هذیل» نقل می‌نماید که از امام صادق7 در این زمینه سؤال کردم و گفتم دیگران گفته‌اند که زیاده فاسد است. حضرت فرمود:
قَالَ خُذْ مِنْهُ مَا یُعْطِیکَ فَکُلْ مِنْهُ وَ اشْرَبْ وَ حُجَّ وَ تَصَدَّقْ فَإِذَا قَدِمْتَ الْعِرَاقَ فَقُلْ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ أَفْتَانِی بِهَذَا.
حضرت فرمود از او بگیر و از آن بخور و بیاشام و مسافرت حج برو و به دیگران نیز کمک کن. وقتی به عراق برگشتی بگو جعفر بن محمد چنین نظر داده است.
بدین ترتیب مباح بودن دریافت اضافی در قرض در صورتی که قبلا شرط نشده باشد، از نظر امام هیچ ممنوعیتی ندارد. بلکه از آنجا که در روابط اجتماعی نباید عملکردها فقط محدود به وظیفه و تکلیف باشد و هیچ گام مثبتی خارج از آن برداشته نشود، اینجا هم به لحاظ این که قرض دهندگان از نظر انگیزه و شرایط اقتصادی متفاوتند، به تناسب، نسبت به پرداخت اضافی نه تنها ممنوعیتی نیست، بلکه به عنوان یک امر پسندیده نسبت به آن سفارش شده است. در سؤال دیگری در زمینه پرداخت اضافی به صورت داوطلبانه حضرت صادق7 می‌فرماید:
إِذَا لَمْ یَکُنْ شَرْطٌ فَلَا بَأْسَ وَ ذَلِکَ هُوَ الْفَضْلُ
اگر این اضافه پرداخت بر اساس شرط نباشد، مانعی نیست (و نه تنها مانعی نیست)، بلکه تفضل است.
در این مورد یادآوری چند نکته لازم به نظر می‌رسد:
این اضافه پرداخت حق نیست.
برای قرض دهنده بهتر است که این اضافه را نگیرد و به گرفتن اصل وام اکتفا کند. به خصوص در جایی که پرداخت اضافی انگیزه برای قرض دادن باشد، بهتر است که اضافی دریافت نشود. در حدیثی از امام صادق7 نقل شده است که شخصی خدمت حضرت علی7 عرضه داشت: مردی به خاطر بدهی که به من داشته، هدیه‌ای به من داده است. حضرت فرمود:
احْسُبْهُ مِنْ دَیْنِکَ عَلَیْهِ.
هدیه را به حساب اصل بدهی او کسر کن.
حکم پرداخت اضافی به خاطر این واقعیت اجتماعی است که مردم از نظر بهره گرف
تن از امور مادی و معنوی، دارای روحیات متفاوتی هستند. عده‌ای حاضرند وجوه مازاد بر نیاز خود را به افراد نیازمند قرض دهند. اما برخوردار شدن از دریافت بیشتر به آن‌ها انگیزه بیشتری می‌دهد و سبب می‌شود استقبال بیشتری از قرض دادن صورت گیرد.
1-1-3. دین
در کتب لغت، برخی گفته‌اند که در عربی به قرض و وام دین گویند. برخی نیز آن را هر چیز غیر حاضر معنی کرده‌اند. عده‌ای به طور مشخص گفته‌اند که دین آن است که وقت ادای آن مشخص باشد و اگر مشخص نباشد، آن را قرض گویند. این معنا از دین از باب نام‌گذاری سبب به جای مسبب است، چون وام مدت‌دار یکی از اسباب تحقق دین در ذمه وام گیرنده است نه خود آن.
ابن حمزه هر تکلیف مالی که بر ذمه شخصی وارد شود را دین می‌نامند و می‌گوید:
الدّینُ کُلُّ مالٍ لَزِمَ فِی الذّمَّهِ عِوَضاً عَن عَینٍ مِثلِه‌.
پس می‌توان گفت که دین مال کلی است که به سببی از اسباب در ذمه شخص ثابت می‌گردد. در اصطلاح فقها گاهی کلمه دین در مقابل عین استعمال می‌شود؛ به این معنی که مال کلی را که در ذمه ثابت می‌شود بدون آن که معین و مشخص باشد، دین می‌گویند؛ اما عین به اشیاء معین و مشخص که وجود خارجی دارند گفته می‌شود.
1-1-3-1. رابطه دین با قرض
برخی از دانشمندان دین و قرض را به یک معنا به کار برده‌اند اما از آنجا که قرض یکی از علل و اسباب ثبوت دین می‌باشد، برخی گفته‌اند که نسبت بین آن‌ها عموم و خصوص مطلق است. برخی نیز از این جهت که قرض مختص اشیای مثلی و دین اعم از مثلی و قیمی است، این نسبت را قائل شده‌اند.
1-1-4. ربا
1-1-4-1. ربا در لغت
ریشه اصلی کلمه ربا عربی است. هنگامی که چیزی زیاد شود و رشد کند گفته می‌شود: «ربا الشی‌ء». به همین دلیل هنگامی که پهلوهای اسب از دویدن بسیار ورم می‌کند گفته می‌شود: «ربا الفرس»، به بلندی‌ها و برجستگی‌هایی که در روی زمین دیده می‌شود نیز «ربوه» می‌گویند. در لسان العرب آمده است:
رَبا الشّی‌ءُ یَرْبُو رُبُوّاً و رِباءً: زَادَ وَ نَما.
فلان چیز ربا یافت و ربا می‌یابد، یعنی زیاد شد و نمو کرد.
1-1-4-2. ربا در قرآن
در قرآن مشتقات واژه ربا به معنی فزون شدن و بالا آمدن آمده است:
فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَیْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ: و چون آب را فرو فرستادیم، زمین جنبش گرفت و به سبب رشد گیاهان بالا آمد.
وَ آوَیْنَاهُمَا إِلَى رَبْوَهٍ ذَاتِ قَرَارٍ وَ مَعِینٍ: آن‌ها را در زمینی بلند جای دادیم.

دانلود پایان نامه
اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

اما خود کلمه «ربا» به معنای فزون شدن مال از سرمایه اولیه است که در میان اعراب پیش از اسلام نوعی معامله رایج مثل خرید و فروش بود. شریعت اسلام بین این دو فرق گذاشت:
ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَیْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبَا
به خاطر آن است که گفتند: «داد و ستد هم مانند ربا است (و تفاوتى میان آن دو نیست)» در حالى که خدا بیع را حلال کرده، و ربا را حرام! (زیرا فرق میان این دو، بسیار است).
قرآن ربا را به شدت تحریم می‌کند:
یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ ذَرُواْ مَا بَقِىَ مِنَ الرِّبَواْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ. فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ فَأْذَنُواْ بِحَرْبٍ مِّنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ إِن تُبْتُمْ فَلَکُمْ رُءُوسُ أَمْوَالِکُمْ لَاتَظْلِمُونَ وَ لَا تُظْلَمُونَ
اى کسانى که ایمان آورده‏اید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید، و آنچه از (مطالبات) ربا باقى مانده، رها کنید اگر ایمان دارید! اگر (چنین) نمى‏کنید، بدانید خدا و رسولش، با شما پیکار خواهند کرد! و اگر توبه کنید، سرمایه‏هاى شما، از آنِ شماست [اصل سرمایه، بدون سود] نه ستم مى‏کنید، و نه بر شما ستم وارد مى‏شود.
از آن‌جا که ربا اثرات بسیار بدی بر زندگی اقتصادی بشر می‌گذارد و مصداق بارز عدم تقوا و روی گرداندن از ذکر خدا است، به تصریح آیه قرآن موجب بی‌برکتی در مال و تنگی معیشت انسان‌ها می‌گردد.

وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِمْ بَرَکَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ.
و اگر اهل شهرها و آبادی‌ها، ایمان مى‏آوردند و تقوا پیشه مى‏کردند، برکات آسمان و زمین را بر آن‌ها مى‏گشودیم.
وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَهً ضَنْکاً.
و هر کس از یاد من روی‌گردان شود، زندگى (سخت و) تنگى خواهد داشت.
1-1-4-3. ربا در سنت
به جهت بزرگی گناه ربا و اثرات آن بر فرد و جامعه، روایات زیادی از رسول خدا9 و ائمه اطهار: در مذمت ربا نقل شده است.
1. ربا از گناهان کبیره است
عَن فِقهِ الرّضَا7: اِعلَم یَرحَمُکَ اللَّه أنّ الرِّبَا حَرامٌ سُحتٌ مِنَ الکَبائِر وَ مِمّا قَد وَعَدَ اللَّهُ عَلَیهِ النّارَ فَنَعُوذُ بِاللهِ مِنهَا وَ هُوَ مُحَرَّمٌ عَلی لِسَانِ کُلّ نَبیّ وَ فِی کُلّ کِتَابٍ
بدان که خدا تو را رحمت کند، به درستی که ربا حرام و پلید و از گناهان کبیره و از جمله جرایمی است که خداوند بر آن وعده عذاب داده است. پس از آن به خدا پناه می‏بریم. ربا در کلام همه پیامبران و در همه کتاب‏های آسمانی حرام شده است.
عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ آبَائِهِ عَنِ النَّبِیِّ فِی وَصِیَّتِهِ لِعَلِیٍّ قَالَ: یَا عَلِیُّ الرِّبَا سَبْعُونَ جُزْءاً فَأَیْسَرُهَا مِثْلُ أَنْ یَنْکِحَ الرَّجُلُ أُمَّهُ فِی بَیْتِ اللَّهِ الْحَرَامِ یَا عَلِیُّ دِرْهَمٌ رِبًا أَعْظَمُ عنداللهِ مِنْ سَبْعِینَ زَنْیَهً کُلُّهَا بِذَاتِ مَحْرَمٍ فِی بَیْتِ اللَّهِ الْحَرَامِ.
امام صادق‏ از پدرانش، از رسول خدا نقل می‏کند که آن حضرت در وصیتشان به حضرت علی فرمود: یا علی! (گناه) ربا هفتاد بخش است که ناچیزترین آن‌ها مانند این است که مردی با مادر خود در مسجدالحرام زنا کند. یا علی! گناه یک درهم ربا پیش خداوند، بزرگ‏تر از هفتاد مرتبه زناست که همه آن‌ها با محارم و در مسجدالحرام باشد.
2. رباخواری بدترین شغل
قالَ الباقِر7: أَخْبَثُ الْمَکَاسِبِ کَسْبُ الرِّبَا.
امام باقر فرمود: کثیف‌ترین معاملات، معاملات ربوى است.
3. هلاکت رباخواران در دنیا
قَالَ الباقِر7: إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ هَلَاکاً ظَهَرَ فِیهِمُ الرِّبَا.
امام باقر فرمود: هنگامی که خداوند بخواهد قومی را هلاک کند، ربا در میانشان ظاهر می‌شود.

4. احتیاط در گرفتاری ناخودآگاه به ربا
قَالَ النَّبِی9: یَأْتِی عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ لَا یَبْقَى أَحَدٌ إِلَّا أَکَلَ الرِّبَا فَإِنْ لَمْ یَأْکُلْهُ أَصَابَهُ مِنْ غُبَارِهِ‌
پیامبر اسلام فرمود: روزگاری خواهد آمد که کسی نمی‌ماند مگر این که ربا می‌خورد و اگر ربا نخور