فایل پایان نامه جوامع روستایی

می گیرد و در شخصیت عاطفی او اثر منفی می گذارد. یکی از بزرگترین اثرات منفی طلاق این است که چون اکثراً بچه ها بعد از طلاق با مادران خود زندگی می کنند، بدلیل بی تجربگی و ناآگاهی، از روش های بسیار غلطی استفاده می کنند. بدین صورت که پدر فرزندشان را مانند یک دیو به آنها معرفی می کنند و فراموش می کنند زمانی رابطه داشتند و مسلماً رابطه شان خالی از عشق و علاقه نبوده اما به دلایلی نتوانستند با هم کنار بیایند. بچه های طلاق در غیبت پدر، غمگین و عصبانی بوده و به صورتهای مختلف، سرکشی ها و لجبازی های خود را نشان می دهند که حاصل آن در بیشتر دخترها، بچه دار شدن بی موقع
و ترک مدرسه و در پسرها اعتیاد و الکلی شدن و انواع بزهکاری است. برای درک بیشتر این حالتها، باید
به مطالعه اثرات مختلف طلاق روی پسرها و دخترها در سنین مختلف پرداخت. برخی از صاحب نظران اظهار می کنند که سن کودک هنگام طلاق، یکی از عوامل مهم در تعیین عواقب طلاق بر روی کودکان است. واکنش بچه ها در سالهای پیش از دبستان (۳ تا ۵ سالگی) به صورت خشم و افسردگی نمایان می گردد. پسرها معمولاً خشن تر و شیطان تر می شوند و در بعضی موارد به اندازه سابق ، شوقی به بازی با سایر کودکان نشان
نمی دهند و اغلب ترجیح میدهند تنها باشند. چنانچه در مهد کودک به سر می برند، به جای همکاری به هنگام بازی، دسته جمعی سعی می کنند اخلال و بی نظمی ایجاد کنند. بعضی از دخترهای کمتر از ۷ سال، عصبی مزاج می شوند. اما برخی دیگر رفتار بزرگترها را پیش می گیرند. کودکان در سن مدرسه قادرند از دست دادن یکی از والدین را به طور واقع بینانه تری مورد توجه قرار دهند ولی به نحو عمیق تری نیز از این فقدان رنج می برند و اغلب به صورت حاد، دچار افسردگی می شوند. بچه های ۶ تا ۸ ساله اغلب پس از جدایی پدر و مادر دچار افسردگی شدید می شوند، واکنش پسرها معمولاً از دخترها شدیدتر است. پسر بچه ها زود به گریه می افتند و سراغ پدر را می گیرند.هر چه سن این بچه ها زیادتر می شود، احساس غم و افسردگی جای خود را به خشم و خشونت می دهد. بچه های ۹ تا ۱۲ ساله، مخصوصاً پس از جدایی والدین، واکنش های خشم آلودی از خود نشان می دهند و برای مادرها به نظم در آوردن آنها کار آسانی نیست. پسرها از بازدید و ملاقات با پدر استقبال نمی کنند. کارکرد آنها در مدرسه پایین می آید و بعضی از پسران و دختران با معلمین خود، درگیری هایی پیدا می کنند. پولاک در این مورد می نویسد که یکی از آثار عاطفی طلاق بر کودکان این است که انجام و هماهنگی خانوادگی را از آنان می ستاند. به طور کلی بچه ها معمولاً، در غیبت پدر غمگین ، عصبی و در نهایت افسرده می شوند.
تحقیقات نشان می دهد نابسامانی یا طلاق:
– در جوامع صنعتی بیشتر از جوامع سنتی است و هر قدر درجه صنعتی شدن بیشتر باشد نابسامانی زیادتر است.
– در جوامع شهری بیشتر از جوامع روستایی است بعلت غلبه کنترل در جوامع روستایی و نفوذ سنت ها.
– در جوامع منهای مذهب بسی بیشتر از جوامع مذهبی است زیرا مذهب خود عامل کننده است.
– در جوامع بحرانی و اسیب دیده بیش تر از جوامع با ثبات و آرام است.
– در جوامعی که افراد آن بومی هستند بسی کمتر از جوامعی است که در آن افراد آن مهاجر و غیر بومی هستند.
– در جوامعی که راهنمایان اخلاقی، سخنوران و مبلغان نفوذی دارند نابسامانی کمتر است.
دکتر کی نیا، در مورد از هم پاشیدگی کانون خانواده و تاثیر آن بر روی فرزندان می گوید: از پژوهش های علمی و عینی جامعه سنجی خانواده های نابسامان، چنین بر میآید که کانون های نابسامان خانوادگی که افراد بزهکار تحویل جامعه داده اند، اغلب، دارای یک یا چند خصیصه ذیل بوده اند:
۱- تبهکاری، انحراف یا میگساری برخی از اعضای خانواده .
۲- از هم پاشیدگی کانون خانوادگی بر اثر فقدان والدین یا یکی از آنها، خواه بر اثر مرگ یا طلاق یا ترک خانواده.

دانلود پایان نامه
اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

۳- عدم مراقبت والدین از فرزندان در اثر جهالت یا سایر نقیصه های حسی یا ناتوانی و علیلی.
۴- فضای نامطلوب خانوادگی در اثر تبعیض، افراط در نازپروری یا خشونت، اهمال کاری، حسادت، کثرت عائله یا عده ی اولاد، مداخله ی ناروا و مفرط سایر اعضای خانواده، سلطه ی بیجا و خشونت آمیز
یکی از اعضای خانواده.
۵- اختلاف نژادی یا مذهبی، اختلاف اصولی در اسلوب رفتار، فرزند خواندگی، زندگی در پرورشگاه.
۶- مشکلات مالی، عدم کفایت درآمد، بیکاری ، کار کردن مادر در خارج از کانون خانوادگی خود
و بی سرپرست گذاشتن کودک.
تحقیقات جامعه شناسان و بررسی کنندگان مسائل خانواده نشان داده است که وقوع طلاق میان زوجین می تواند از علل ارتکاب جرم از ناحیه اطفال باشد، سبب گمراهی کودک شود و او را به ورطه ی فنا سوق دهد. به هر حال نبود پدر و مادری بالای سر کودکان، سبب متلاشی شدن فکر و اندیشه سرگردانی آنهاست. این امر ممکن است آنها را به پرتگاه سرقت، بی عفتی و بدبختی های دیگر سوق دهد و شاید یکی از علل سختگیری اسلام در جلوگیری از طلاق و از هم پاشیدگی کانون خانواده، توجه به همین امر و برای جلوگیری از وقوع جرم و جنایت باشد. تحقیقات نشان می دهد سطح جنایت در چنین افرادی بالا و ظرفیت جناییشان زیاد است.
امروزه طلاق نیز تهدید مهمی برای سلامت جامعه به شمار می رود که آن را از مهم ترین و در عین حال تلخ ترین پدیده های حیات انسان تلقی می کنند. طلاق پدیده ای است اقتصادی، به این صورت که با گسست خانواده، به عنوان یک واحد اقتصادی می انجامد و با امحاء تعادل روانی نیروی انسانی تولید و خدمات
در جامعه، موجبات بروز اثرات سهمگین در حیات اقتصادی را نیز فراهم می سازد. گذشته از این، طلاق
پدیده ای است موثر بر تمامی جوانب جمعیت در یک جامعه. زیرا از طرفی بر کمیت جمعیت اثر می نهد چون تنها واحد شروع و اساسی تولید مثل یعنی خانواده را از هم می پاشد و از طرف دیگر بر کیفیت جمعیت
اثر می گذارد چون موجب می شود فرزندانی محروم از نعمت های خانواده، تحویل جامعه گردند
که به احتمال زیاد فاقد شرایط لازم در احراز مقام شهروندی یک جامعه اند. دیگر آن که طلاق، یک پدیده فرهنگی نیز هست چون در هر جامعه و هر فرهنگ، صیغه ای خاص می یابد و به نوعی رنگ جامعه ای
را می پذیرد که در آن تکوین یافته است. بدین سان می توان گفت جامعه ای که در آن از حدی متعارف
تجاوز کند، هرگز از سلامت برخوردار نخواهند بود.
طلاق از دیدگاه دیگر، یک پدیده ارتباطی نیز هست بدین سان، در جامعه ای که فاقد ارتباطات سالم، درست و طبیعی است پیوند یا رابطه زناشویی استثنا نیست پس توجه به طلاق نه تنها از دیدگاه فرزند به عنوان یک انسان و فرزندانش مهم است بلکه از دیدگاه جامعه، فرهنگ و حتی جمعیت نیز قابل اعتنا است.
بررسی های آماری که در زمینه بزهکاری کودکان وجود دارد رقم های وحشتناکی را نشان می دهد. براساس تحقیقی که در کالیفرنیا صورت گرفته، ۸۰ درصد تبهکاران از فرزندان خانواده هایی بودند که در بین والدین ها ، جدایی رخ داده بود.

در تحقیق دیگری که در کشور فرانسه به عمل آمد ، به این نتیجه رسیدند که از ۷ بزهکار ، ۳ نفرشان کسانی بودند که پدر یا مادرشان در گذشته ، تن به جدایی داده و خانواده را ترک گفته بودند .
اصولاً این امری مسلم است که وقتی طلاق به خانواده ای راه یابد ، فساد گسترش می یابد و در اندرون ذهن کودکان ریشه دار می شود ، علاقه افراد نسبت به زندگی سست می گردد ، محیط رشد خود را خالی از فروغ محبت می یابد و این خود سببی برای جستجو مأمن و راه و روشی است که در آن بتواند خود را به رفاهی برساند. اینان هم چون میوههایی بر درختان بی صاحبند که در معرض سنگ اندازی اجانب و دزدان هستند و چه بسیارند آلودگانی که در جستجوی فرصت برای شکار این افراد هستند .
گاهی اوقات نیز بر حسب مورد نظر اساساً غلط است چنانکه در مواردی که جوانان به باز داشتگاه های جوانان سپرده می شوند تنها به این علت که والدین آنها ایشان را ترک کرده و هیچگونه امکانات حمایتی در اختیارشان نمی باشد، این جوانان در ذهن عمومی به عنوان بزهکار بر چسب زده می شوند و این عنوان ، منحرف به نظر می رسد . گروه اجتماعی هویت جدیدی به این افراد می دهد یا یک نقش جدید ، یک سری انتظارات جدید به او نسبت می دهد .
از آن پس این گروه اجتماعی بر اساس همین انتظارات به این فرد پاسخ می دهد و از این راه برچسب را در جای خود محکمتر کرده و روی کلیه عکس العمل ها و کنش های متقابل آینده فرد تاثیر می گذارد . این مساله برچسب زدن به خصوص در مورد افرادی که بیماری های ذهنی دارند و عموماً تحت عنوان رفتارهای منحرف آورده شده اند جدی است ، زیرا این گونه افراد قادر به ایفای نقشی که جامعه از ایشان انتظار دارد ، نیستند .
فردی که برچسب بیماری ذهنی به او خورده است ، مشکل بتواند آن را از روی خود بردارد ، صرف نظر از اینکه تا چه حد بتواند با جامعه خود دوباره سازگار شود هنگامی که برچسب منحرف به افراد می خورد
و از شغل خود محروم می شوند و یا از حرفه ای که دارند ، دور می افتند ، مردم عادی آن ها را از خود
می رانند و برای همیشه نام «مجرم» روی آن ها باقی می ماند . این طرد شدگی و منزوی شدن ، افرادی را که برچسب خورده اند ، به طرف گروه افراد منحرف می کشاند تا با افرادی سر کنند که دارای سرنوشت یکسان
و وضعیتی مشابه او هستند . شرکت در خرده فرهنگ کجرو راهی برای کنار آمدن با وضعیت های ناامید
و دلسرد کننده و برای یافتن حمایت های عاطفی و پذیرش فردی است . این همراه شدن با یک گروه افراد منحرف ، تصویر از خود فرد را به عنوان منحرف استحکام می بخشد و یک شیوه زندگی توام با انحراف را در پیش می گیرد و از انحرافات به منظور دفاع در مقابل جامعه متعارف استفاده می کند .
گفتار اول: نظریه و تئوریها در ارتباط با فرزندان طلاق وبزهکاری
۱- تئوری میدان از کورت لوین: میدان اجتماعی و روانی (عوامل فردی و محیطی) در گرایش فرزندان طلاق به بزهکاری مؤثر است.کورت لوین در این زمینه معتقد است، رفتار انسانی ، تابع عوامل مختلف و به هم وابسته است و این عوامل را میتوان به دو گونه خصایص شخصیتی و محیطی تقسیم کرد چرا که رفتار هر فرد تابع آن شرایط محدود زمانی و مکانی خاص است که او در آن زندگی میکند. به عقیده کورت لوین، میدان اجتماعی شبکهای است از مواضع نسبی که اعضای یک گروه آن را اتخاذ کرده و وابستگی و همبستگی
که بین خود برقرار میکنند، ساخت یک گروه و سازمان و پویایی آن گروه و سازمان را معین میکند.
۲- تئوری فرزندان طلاق جودیت و الرستین وجون کلی: اشاره دارد به این مطلب «جدایی والدین از همدیگر ،در گرایش فرزندان به بزهکاری مؤثر میباشد.» کودکان پس از جدایی پدر و مادر در اغلب موارد، اضطراب عاطفی آشکار شده و از آن رنج میبرند. این دونظریه پرداز هم چنین میگویند کودکانی که تجربه طلاق در زندگی خود را میبینند، دچار اضطراب و فرار از خانه و خانواده میشوند و در نتیجه در دام مشکلات ، انحرافها و بزهکاریهای مختلف میافتند. بدون تردید بعضی از منحرفان جوان به خانوادههایی تعلق دارند که دچار تعارض وکشمکشهای خانوادگی و اختلافهای عاطفی هستند.
وجود مسائلی چون متارکه، جدایی و طلاق که باعث شود تا کودک نزد دیگران دست به دست بگردد ، لاقیدیهای والدین نسبت به زندگی و فرزندان و سر و سامان زندگی کیفیت روابط زوجین و والدین براساس تضاد و یا هماهنگی بر بزهکاری جوانان تأثیر دارد.

۳- نظریه اسگود و همکارانش: عدم حضور یک شخص مقتدر مانند پدر و مادر در بزهکاری اطفال
و جوانان تأثیر دارد، در این راستا به ۴ دسته از عوامل مؤثر در نظریه اسگود و همکارانش اشاره میشود:
۱- فراهم بودن شرایط انحراف (مثلاً امکان دسترسی به عواملی نظیر الکل، سیگار ، حشیش و …)

About the author

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *