غائب مفقود الاثر و فقهای امامیه

با توجه به اینکه انسان همیشه و در تمام دوران در صدد تلاش برای تامین نیازها و خواسته های خود بوده است و سعی در تامین ضروریات زندگی خود داشته، همین امر موجب شده رسیدن به این هدف خود فعالیتهای متفاوتی را انجام دهد.
به عنوان مثال برای اینکه شغل و درآمد مناسبی داشته باشند، گاهی مجبور هستند دور از خانه و کاشانه خود مشغول فعالیت شوند. علاوه بر موضوع اشتغال، حس ماجراجویی و اشتیاق افراد به شناخت محیط پیرامون خود و انجام مسافرت های مختلف نیز عامل دیگری است که موجب می شود افراد از محل سکونت خود دور شده و مدتی را در نقاط دیگر سپری کند.
بنابراین یکی از مواردی که موجب می شود خانواده و بستگان و نزدیکان فرد مدتی از او بی خبر باشند، همین سفرهاست و گاهی ممکن است مدت ها هیچ اطلاعی از زنده بودن یا نبودن او در دست نباشد. در کشور ما نیز با شروع جنگ تحمیلی تعداد غایبین مفقودالاثر بیشتر شد و قانونگذار در قانون مدنی و قانون امور حبسی به این موضوع پرداخته است.
عوامل مختلفی باعث غیبت انسانی شود گاهی اوقات شخص از نظر جسمی غائب است ولی از حال محل زندگی او مطلع ایم. گاهی حتی از محل سکونت او هم مطلع نیستیم ولی به طریق ابزار مختلف تکنولوژی (اینترنت و …) از حیات او مطلع ایم. حالت دیگری هم وجود دارد که گاهی به هیچ وجه از حیات یا ممات او اطلاعی نداریم و در زنده بودن او تردید داریم. در نهایت قانون مدنی در ماده 1011 در مورد این اشخاص می گوید اطرافیان او، دادگاه می تواند با رعایت قوانین مدنی و امور حسبی حکم موت فرضی را صادر کند.
در صورتی که غیبت همچنان ادامه پیدا کند و از حیات و ممات غائب خبری نرسد ورثه و اشخاص ذینفع می توانند با مراجعه به دادگاه صالح مسئله غیبت را پیگیری کنند. دادگاه در ابتدا جهت اداره اموال غائب، امین منصوب می کند و در ادامه به تقاضای ورثه، اموال را به تصرف موقت آن ها در می آورد. دادگاه صالح با لحاظ شرایط موجود حکم موت فرضی غائب را صادر می کند.
مبحث دوم-روایات و نقل قول های فقهی
حکم موت فرضی آثار حقوقی مالی و غیرمالی به بار دارد. در این مبحث روایاتی را که راجع به امور مالی و غیر مالی غائب مفقودالاثر می باشد را ذکر می کنیم.
در فقه امامیه در مورد وضعیت زوجه غائب مفقودالاثر نیز مباحثی مطرح است هرگاه شخص غائب مالی داشته باشد یا کسی باشد که نفقه زوجه را بپردازد، بر زوجه واجب است که انتظار بکشد تا این که شوهر او برگردد یا این که وفاتش اثبات گردد یا آن قدر بگذرد که قاعدتاً چنین فردی زنده نمی ماند و اما اگر کسی را که اتفاق کند نداشته باشد و کسی نیز به طور تبرعی و مجانی به این کار اقدام نکند، در این صورت اگر زن بخواهد می تواند نزد حاکم شکایت کند. حاکم از هنگام شکایت برای مدت 4 سال از شوهر جستجو می کند و اگر از او خبری نشد و یا مرده یا زنده بودن او معلوم نگشت او را طلاق می دهد و این زن عده (وفات) نگه می دارد و پس از عده می تواند ازدواج کند و اگر در هنگام جستجو متوجه شدند که در قید حیات است ، در این صورت بر زن است که منتظر بماند، اگر چه تا آخر عمرش این انتظار به طول انجامد.. حکم مذکور نزد فقهای امامیه متفق علیه است. شیخ مفید در مقنعه، شیخ طوسی در نهایه، قاضی بن براج در مهذب ، ابومکارم بن زهره در غنعیه، ابن حمزه در وسیله، ابن ادریس حلی در سرائر، محقق حلی در شرایع، علامه حلی در قواعد الاحکام و نیز فقهای معاصر محمد جواد مغنیه در فقه الامام جعفر صادق، امام خمینی در تحریر الوسیله و … بدین سان فتوی دادند.
البته حکم مذکور اختصاص به نکاح زوجه او دارد و در مورد میراث و ترکه غائب مفقودالاثر و تقسیم آن چنانچه صاحب جواهر گفته اند، طبق اصول و قواعد عمل می کنیم. یعنی منتظرمی مانیم تا عمر طبیعی او به پایان برسد، زیرا سرایت حکم به میراث و سایر موارد قیاس است و نزد ما باطل می باشد.
فقیهان در تعریف غائب مفقودالاثر گفته اند که مفقود عبارت است از کسی که از شهر و محل سکونت خود چنان ناپدید شده که اثری از او در دست نباشد و از زمان ناپدید شدن او چنان مدت زمانی گذشته باشد که معلوم نباشد که آیا زنده است یا مرده است. فقیهان مذاهب تقریباً در این باره اتفاق نظر دارند که قاضی در باب اموال غائب مفقودالاثر هم مسئولیت ها و نیز صلاحیتی دارد که به طور خلاصه این وظایف و تکالیف عبارتند از:
الف: تعیین امین: برای حفظ مال مفقود تعیین امین کاملاً ضروری است تا ضمن حفظ آن به کارهای مربوط به آن بپردازد و اگر فایده ای بر آن بار شده، به آن رسیدگی کند و حقوق احتمالی تعلق گرفته بر آن را ادا کند.
ب: اگر مال شخص غائب در معرض فساد و تباهی قرار گیرد، آن گاه قاضی حق خواهد داشت دستور فروش آن را صادر کند.
ج: در صورتی که شخص مفقود واجب النفقه باشد، به عنوان مثال زنی داشته باشد، باز قاضی می تواند از محل اموال وی نفقه اش را پرداخت کند.
در مورد اموال غائب مفقودالاثر، محقق حلی در کتاب مختصر المنافع ج 2، ص 274 می گویند: « اموال مفقودالاثر نگهداری می شود و در رابطه به مدت نگهداری روایاتی آمده است، در یک روایت چهار سال ذکر شده و سند آن ضعیف است و در روایات دیگر10 سال قید شده که ناظر به مورد خاص استو در روایات سوم آمده است که اگر ورثه مشمول باشند، مال وی را بین خود تقسیم می کنند و این روایت هم ضعیف است و شیخ طوسی در کتاب خلاف گفته است تا مدتی صبر می شود که چنین شخصی عادتاً زنده نمی ماند و این نظربه به احتیاط نزدیکتر است و از دخالت در اموال دیگران به استناد اخبار ضعیفه جلوگیری می کند.
احکام غائب در مذاهب چهارگانه اسلام و در نزد علمای هر مذهب مختصر اختلافی دارد: در مذهب شیعه راجع به مدتی که پس از انتهای آن می توان حکم به فوت غائب کرد و اموال او را بین وراث تقسیم کرد، بعضی چهارساله بعضی 10 سال (فقط برای فروش خانه غائب) معین کرده اند و بعضی می گویند با گرفتن ضامن یا در صورتی که وراث ثروتمند باشند، تقسیم اموال بین آنها ممکن است ولی محقق در شرایع الاسلام قول شیخ طوسی را که می گوید باید پس از مدتی که عادتاً چنین غایبی زنده نمی ماند به فوت او حکم کرد، ترجیح داده است و قانون مدنی هم در ماده 1019 همین قول را اختیار نموده است با این تفاوت که برای زنده ماندن غائب در بعضی از موارد قائل به فرض قانونی شده است (مواد 1020 و 1022) .
حنفی ها و شافعی ها مانند محقق گذشتن مدتی را که عادتاً نمی تواند زنده بماند، برای حکم به فوت او کافی دانسته اند ولی جنلی ها قائل به تفصیل شده اند و می گویند اگر شخص در ضمن حادثه مهلکی مثل غرق یا صف جنگ مفقود شود بعد از چهار سال به فوت او باید حکم داد و الّا حاکم باید به قولی بعد از نودسال از تاریخ تولد غائب و به قول دیگر بر طبق اجتهاد خود حکم فوت او را صادر نماید.
حکم موت فرضی آثار زیادی بر زندگی غائب مفقود الاثر می گذارد که در این فصل به 2 مبحث تقسیم می شود. که امور مالی غایب و غیر مالی غائب می باشد. ما سعی کرده ایم با آوردن برخی روایت و احادیث در زمینه امور مالی و غیر مالی غائب سوابق فقهی موضوع مورد نظر را ذکر کنیم.
گفتار اول : روایات مربوط به امور مالی غائب
در این قسمت چند روایت که مستند آرای فقها در امور مالی غائب مفقودالاثر است ذکر می نمائیم.
الف. شیخ صدوق در کتاب « من لا یحضره الفقیه» در بحث میراث پنج روایت به شرح زیر آورده است. :
روایت یونس بن عبدالرحمان از اسحاق بن عمار که گفته است : حضرت امام کاظم (ع) فرمود: مفقود الاثر اموالش چهار سال نگهداری و بعد تقسیم می شود مصنف توضیح داده که این اقدام اولاً بعد از آن است که حیات و ممات او معلوم نشود و نیز مشخص نباشد که در کجاست و ثانیاً در چهار جانب به مدت 4 سال از او جست و جو به عمل آید و خبری از حیات و ممات او نرسد که در این هنگام زوجه اش عده وفات نگه می دارد و مالش بین ورثه تقسیم می شود.
در روایت صفوان بن یحیی از عبدالله بن جنوب از هشام بن سالم که گفته است: حفض اعور از حضورت صادق سوالی کرد و من آن جا حاضر بودم و او گفت: پدرم شخصی را اجیر کرده و چیزی از اجرتش نزد پدرم مانده و اجیر هلاک شده و وراث و خویشی ندارد و من در تنگنا هستم و نمی دانم که چه کنم و حضرت فرمود به مساکین بده و مجدداً پرسید چه کنم؟ و امام فرمود همانند مال خود با آن رفتار کن و اگر کسی مدعی آن شده به او بده.
روایت ابن ابی نصراز اسحاق بن عمار که گفته است از امام سوال کردم در مورد شخصی که مرده است و اولادی از او به جای مانده که یکی از آنان غائب است و معلوم نیست در کجاست، حضرت فرمود : مالش تقسیم می شود و نصیب غائب نگهداری می شود. پرسیدم: آیا به آن زکات تعلق می گیرد یا خیر؟ فرمود: تا وقتی برگردد و مال تحویل او شود و سالی بگذرد زکات به او تعلق نمی گیرد. پرسیدم اگر معلوم نباشد که در کجاست تکلیف چیست؟ فرمود اگر سایر ورثه مشمول هستند، میراث را تقسیم می کند و اگر غائب برگردد، سهمش به او باز می گردانند.
روایت یونس بن عبدالرحمن از ابن عون از معاویه بن وهب از امام صادق (ع) که پرسیده شد: مردی بر دیگری حق داشته و صاحب حق مفقود شده و بدهکار نمی داند صاحب حق کجاست و زنده است یا مرده و وراث و خویشی برای او نمی شناسد. حضرت فرمود: به جستجوی او برخیزند. پرسیده شد: اگر جست و جو طولانی شود می تواند تصدق بدهد، حضرت فرمود خیر جست و جو نماید.
در پایان اضافه شده که روایت دیگری در این مورد آمده است که اگر وارثی بر غائب نشناسی و بین و تو و خدایت بدانی که جست و جوی لازم را کرده ای، می توانی برای او تصدق کنی.
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.