سیستان و بلوچستان و تقسیم کار اجتماعی

حاشیه نشینی درکشورهای در حال توسعه به محلات فقیر نشینی اطلاق می شود که اطراف شهرهای بزرگ ایجاد می شوند. در این میان رشد انفجاری مناطق حاشیه نشین موجبات بروز بحرانهای بسیاری از جمله ناامنی برای ساکنین این مناطق شده و مشکلات عدیده ای را برای شهروندان به همراه داشته است که مهمترین آنها وقوع جرم وجنایت وبحرانهایی امنیتی برای شهر می باشد . پدیده حاشیه نشینی ریشه در تاریخ اجتماعی انسانها دارد و تبلور آن در قالب گتوهای نژادی، مذهبی بوده است . و در جوامع کهنسال از آن تحت عنوان سکونتگاههای فقیر نام برده اند .این پدیده به مفهوم امروزین، نخست در کشورهای صنعتی همراه با رشد شتابان شهرنشینی و افزایش میزان مهاجرت روستا ییان به شهرها به وجود آمده است . در کشورهای در حال توسعه نیز به دنبال برنامه های استعماری کشورهای صنعتی و نفوذ و اشاعه فرهنگ و تکنولوژی آنان در این کشورها شروع به رشد و توسعه نموده است.
(ناظری ، مهرداد ، حاشیه نشینى – تهدید امنیت شهرها ،1382، روزنامه همشهرى):
حاشیه نشینی را به معنای عام شامل تمام کسانی می داند که در محدوده اقتصادی شهر ساکن هستند ولی جذب اقتصاد شهری نشده ا ند و در کشورهای در حال توسعه، به محلات فقیرنشینی اطلاق می شود که اطراف شهرهای بزرگ به وجود آمده و ساکنین این مناطق به علل گوناگون نتوانسته ا ند جذب نظام اقتصادی – اجتماعی شهر شده و از امکانات و خدمات شهری استفاده نمایند
و به طور کلی مناطق حاشیه نشین، نه امکانات شهری و نه شکل و شمایل روستاها را دارا هستند. یکی از مسایل مهمی که حاشیه نشینی برای شهرهای بزرگ فراهم آورده است تهدید امنیت انسانهاست. آمار نشان میدهد که اکثر جرائم اتفاقا فتاده در شهر تهران توسط افرادی صورت گرفته که در حاشیه ها زندگی می کردند. به طور کلی ساختار مناطق حاشیه ای به گونه ای است که گروه ها و باندهای مافیایی با حضور در آنجا میتوانند به فعالیت نابهنجار خود پردازند.. در تعاریف دیگر نیز اینگونه آمده است که حاشیه نشینی را می توان با توجه به وضعیت افراد حاشیه نشین و سبک زندگی آنان تبیین کرد . افراد حاشیه نشین کسانی هستند که در محدوده اقتصاد شهر زندگی می کنند و جذب نظام اجتماعی _ اقتصادی شهر نشده اند . علت جذب نشدن آنها یکی مشکل مسکن ( ناشی از درآمد پایین ) و دیگری تفاوت رفتار آنان با رفتار های متعارف شهر ونیز با افرادی است که با همان سطح درآمد در شهر زندگی می کنند.
(بشارتی ، امیر حسین، حاشیه نشینی ، 1386 ، روزنامه اعتماد ، تهران ، 10 آبان 1386):
افزایش لجام گسیخته جمعیت شهرنشین و وجود حاشیه نشینی باعث افزایش گرایش به مادی گرایی ، کجروی ، بی عاطفگی و بروز بزهکاری می گردد و از آنجا که در شهرها افراد شناختی از یکدیگر نداشته اند و در نتیجه کنترل و نظارت اجتماعی بر عملکرد آنان از میان رفته است موجب شکل گیری نابهنجاری اجتماعی می گردد، به گونه ای که طبق آمارهای انتشار یافته از سوی برخی موسسات جرم شناسی جهانی شاهد افزایش 5/3 درصدی خشونت در شهرها بوده ایم میزان جرایم شهری با توسعه شهرها و افزایش جمعیت ارتباط مستقیم دارد به همین خاطر شاهد شکل گیری نقاطی مستعد پیرامون کلانشهرها می باشیم که به عنوان بهترین پایگاه شکل گیری و ترویج ناهنجاری اجتماعی شناخته می شود بدین ترتیب حاشیه نشینی به عنوان بستری برای ارتکاب جرایم مورد توجه برنامه ریزان شهری قرار گرفته است. در ایران نیز پیدایش نخستین اجتماعات آلونک نشینی مربوط به سال 1311 در شهر تهران می باشد اما رشد وگسترش اجتماعات آلونک نشین به بعد از کودتای 28 مرداد به خصوص از سال 1335 به این طرف بر می گردد نخستین اجتماعات حاشیه نشین در جنوب شهر تهران تمرکز یافتند بر این اساس رشد حاشیه نشینی در دهه های 40 و50 ابتدا از تهران شروع شده است.
(دورکیم ، امیل ، 1381 ، درباره تقسیم کار اجتماعی ، ترجمه باقر پرهام ، ویراست دوم ، چاپ اول ، تهران ، نشر مرکز):
گسترش تاسیسات شهری و شبکه های ارتباطی و همچنین افزایش درآمد حاصل از نفت موجب رونق شهرها و ایجاد جاذبه های شهری گردید و از سوی دیگر اصلاحات ارضی و مکانیزاسیون دافعه های روستایی را تشدید نمود و تا به امروز به حیاط خود ادامه داده است . به دنبال شکل گیری مناطق و محله ی حاشیه نشین مسائل و مشکلات متعددی دامنگیر شهرها می شود گرچه ممکن است این مشکلات به طور مستقیم از شکل گیری این مناطق و محله ها منتج نباشد ولی در واقع اثرات غیر مستقیمی هستند که حاشیه نشینی به وجود آورنده و یا تشدیدی کننده آنها می باشد اشتغال ساکنان این محله ها در مشاغل غیررسمی و کاذب به خاطر وجود ساخت و سازهای غیر مجاز اختلال در نظام شبکه های ترافیکی شهر و خلاصه اثرات نامطلوب این مناطق بر ارائه بهینه خدمات و امنیت شهری در سطح محله و حتی کل سیستم شهری از جمله آثار نامطلوب و مخرب مناطق حاشیه نشین می باشد که برای مدیریت شهری مشکلات عدیده ای ایجاد می نماید در کل حاشیه نشینی اثرات نامطلوب بسیاری به همراه دارد که همانطور که اشاره شد از مهمترین آنها نا امنی و احساس خطر و عدم آسایش برای ساکنان این مناطق و پیرامون میباشد که در این مقاله به بررسی اثرات حاشیه نشینی و راهکارهای جلوگیری از ناامنی و برقراری امنیت و آسایش در این مناطق حاشیه نشین پرداخته شده است .
همانگونه که مشخص است فردی که مبادرت به ارتکاب جرمی می نماید قانون حسب جرم ارتکابی، مجازات خاص خود را برای شخص خاطی در نظر گرفته و متخلف را به مجازات مقرر در آن محکوم نموده است.هر گروه دارای معیارهایی از رفتار است که «هنجار» نامیده می شود. این هنجارها ضرورتاً به صورت قانونی تدوین نشده اند؛ بلکه هر کس از نقطه نظر گروهی که عضو آن است، عملی را بهنجار (درست) و نابهنجار (نادرست) جرم می داند و این هنجارها بستگی به ارزشهای فرهنگی هر جامعه دارد. مجرم کسی است که برچسب خورده و جرم رفتاری است که دیگران به آن برچسب زده اند.این رویکرد معتقد است که رفتارها به خودی خود به عنوان جرم یا کجروی محسوب نمی شوند؛ بلکه این افراد و گروههای فرهنگی هستند که به این رفتارها به عنوان جرم برچسب می زنند..باید توجه داشت که جرم یک پدیده اجتماعی و کاملاً نسبی است. چرا که جرم در یک زمان و در بین برخی ملتها، جرم محسوب می شود، در حالی که در زمان و مکان دیگر جرم شناخته نمی شود.
برای روشن شدن مطلب چند مثال می آوریم:قبل از ظهور اسلام، زنده به گور کردن نوزادان دختر در بین قبایل عرب متداول بود و مجازاتی در پی نداشت؛ در حالی که پس از ظهور اسلام این عمل نهی شد و عنوان گناه پیدا کرد.لواط در آتن و قبیله چوکچی و سرقت در قوم اسپارت جرم نبوده؛ ولی در بیشتر جوامع جرم محسوب می شود.در جزایر فیچی کشتن پدر و مادر نه تنها جرم نیست؛ بلکه کاری نیک شمرده می شود. و یا «پدرکشی» در بین اسکیموها و «دخترکشی» در چین باستان اساساً جرم شناخته نمی شود.سرخپوستان بلاک فوت دزدیدن اموال بیگانگان را کاری نیک می انگارند و بسیاری از محرومان ستمدیده ربودن اموال بیگانگان را «دزدی» و «بد» نمی شمارند؛ در صورتی که از منظر صاحب نظران اجتماعی هیچ کدام از این نظرات پذیرفته نمی شود.زنان اسکیمو اگر توسط مردی قویتر از شوهرانشان دزدیده شوند، مورد مواخذه قرار نمی گیرند، هم چنین آن مرد «زن دزد» مورد تشویق جامعه اسکیمو قرار می گیرد؛ زیرا جرات کرده است خانواده ضعیفی را از بین ببرد.بنابراین می توان گفت که نظر جامعه نسبت به جرم در همه جا یکسان نیست.در جرم شناسی پدیده های بزه، بزهکار و بزهکاری به عنوان سه رکن اصلی در نظر گرفته می شود. بنابراین در ادامه ، سعی در ارائه یک تعریف برای هر کدام از این ارکان، داریم.هر عملی که در جامعه قوانین را نقض کند و مجازات در پی داسته باشد، «بزه» نامیده می شود.هر جرمی که صورت می گیرد، دارای علل سازنده ای است که بر روی فرد اثر می گذارد و او را به سوی ناسازگاری و نابهنجاری سوق می دهد. پی آمد این سوق دادنها، ارتکاب خطا است و خاطی را به یک تعبیر «بزهکار» می نامند.بزهکاری مجموعه ای از جرایمی است که در یک زمان و مکان معین به وقوع می پیوندد. ژامبو مرلن در این زمینه می نویسد:« بزهکاری پدیده ای است که بدون توجه به بزهکار، می توان آن را مورد بررسی قرار داد و تراکم جرم، اهمیت گونه های مختلف جرایم، تغییرات اجتماعی جرایم را از نظر مکان، زمان، نژاد، مذهب و دقیقاً تحقیق کرد.»لاک ساین نیز در این زمینه می نویسد: «بزهکاری یک میکروب اجتماعی است. این میکروب در محیطی که آمادگی پروراندن تبهکار نداشته باشد، بروز نکرده، جرمی اتفاق نمی افتد.»در ایران نیز بزهکاری به کل جرایمی گفته می شود که در صورت ارتکاب به موجب قوانین قصاص، دیات، حدود و تعزیرات دارای مجازات هستند.
مـجازات در لغت به مـعنای جزا دادن ، پاداش وکیفر آمده است در اصـطلاح حقوقی تعاریف متفاوتی از مـجازات آمـده اسـت : « مجازات عبارت از تنبیه وکیفری است که بر مرتکب جرم تحمیل میشود. مفهوم رنج از مفهوم مجازات غیر قابل تفکیک است و در واقع رنج و تعب است که مشخص حقیقی مجازات می باشد.»ویا «مجازات واکنش جامعه علیه مجرم » است.
هدف مجازات اصلاح مجرم ، دفاع اجتماعی واجرای عدالت است. آزار وسیله نیل به این هدف عـالی است. مجازات قاضی در حدودی که قانون مـعلوم نموده است ، تعیین می کند . مـجازات ضامن اجراء قواعد مـربوط به نظم عمومی است واز سایر وسائل تضمینیه مـمتاز ومشخص است. مـجازات شخصی است و برای همه یکسان است.»
حاشیه نشینی،به ساختمان یا بخشی از شهر که در آن ویرانی ، نارسایی عرضه خدمات درمانی تراکم زیاد جمعیت در واحدهای مسکونی ، فقدان آسایش لازم و خطرات ناشی از عوامل طبیعی نظیر سیل دیده می شود.
در این قسمت سعی می نماییم تا به طور خلاصه به بیان برخی از تحقیقات انجام شده در داخل و خارج کشور بپردازیم.
1-(نقدی،علی رضا، مقاله حاشیه نشینی و ارتکاب جرم،1391،فصلنامه توسعه انسانی،ص25).نتایج این تحقیق حاکی از آن است که:
به زعم آسیب شناسان اجتماعی، همه اشکال نابهنجاری های اجتماعی چون سرقت، قتل، قاچاق، خودکش ی، فحشاء، اعتیاد،الکلیسم و نظایر آن، چه به مثابه انحراف و چه در زمره بیماری یا اختلال، معلول ناسازگاری های اجتماعی است که بر روابط فردو جامعه حاکم اند و در مناطق حاشیه نشین نمود بیشتری می یابند. آسیبهای اجتماعی ناشی از فقر و بیکاری، اعتیاد و خرید وفروش مواد مخدر، ولگردی، دعوا و درگیری بسیار زیاد است. ازاین رو می توان گفت که حاشیه نشینی، نمودی از آسیبها وانحرافات اجتماعی است. اعتیاد و فروش مواد مخدر یکی از مسائل و آسیب های اجتماعی بحرانی در مناطق حاشیه نشین است .همچنین با مشاهده میدانی در این مناطق می توان دریافت که چهره بسیاری از ساکنان این مناطق به ویژه جوانان به اعتیادآلوده است. در این مناطق همه می دانند که محل های توزیع و مصرف مواد مخدر کجا است و یا چه کسانی آن را توزیع می کنند.همچنین دعوا و درگیری جوانان و ولگردی و بزهکاری، یکی دیگر از جلوه های آسیب شناسی اجتماعی این مناطق است به طوری که ولگردی، خشونت و تنش گرایی جوانان، از جلوه های بارز آسیب شناسی مناطق حاشیه نشین است. در مراتب بعدی در روستایی و شهری این مناطق، الکلیسم، فساد و فحشاء، دزدی و سرقت نیز وجود دارد. حاشیه نشینی به دو نظام فرهنگی وابسته است و در عین حال، به هیچ یک، تعلق و تمایل کامل ندارد. در حاشیه بودن به گس یختگی از نظام ارزشی پیشین واحساس رهایی نسبی از یوغ کنترل اجتماعی شهری منجر می شود و نوعی عدم انسجام و همبستگی را پدید می آورد که علاوه بر افزایش استعداد و قابلیت رشد آسیب های اجتماعی، سبب اختلال در نظم و امنیت عمومی می شود.
2-.(هاروی، دیوید2012، عدالتاجتماعی و شهر، ترجمه فرخ حسامیان، محمدرضا حائری و بهروز منادی‌زاده، تهران: شرکت پردازش و برنامه‌‌ریزی شهری،ص67).نتایج این تحقیق حاکی از آن است که:
جامعه شناسان در تعریف افرادی که در حریم شهرها سکونت دارند چنین می گویند : معمولا حاشیه نشینان را کسانی تشکیل می دهند که در شهرها زندگی می کنند اما به عنوان یک شهروند از امکانات و خدمات شهری بهره نمی برند. این افراد با وجودی که در دل یا حاشیه شهرها جای دارند اما فرهنگ روستایی را هم چنان حفظ کرده اند ولی در عین حال خود را شهری می دانند همچنین در انسان شناسی نیز حاشیه نشین به فرد یا گروهی گفته می شود که فرهنگ اولیه خود را بدون اینکه فرهنگ ثانویه را جایگزین نماید از دست داده است یا در عالم برزخ قرار می گیرد یک جامعه شناس در خصوص حاشیه نشینی افراد مهاجر می گوید : ” انسان حاشیه نشین شخصیتی است که از برخورد یا پیوند دو نظام فرهنگی متفاوت یا متخاصم به وجود می آید. چنین موجود دو رگه ای در آن واحد نسبت به دو فرهنگ احساس دلبستگی دارد اما از طرف دیگر خود را کاملا به هیچ کدام متعلق نمی داند
3- .(متاز، فریده ،1389، جامعه‌شناسی شهر، تهران: شرکت سهامی انتشار،ص56)نتایج این تحقیق حاکی از ان است که:
همزمان با افزایش مکانهای آلونک نشین، شاهد گسترش بی رویه نابرابری های اجتماعی، فقر، بیکاری، بزهکاری، تفاوتهای فرهنگی و بیسوادی هستیم. حلبی آبادها نتیجه کاربری ارضی نابرابر بین بخش های مختلف شهری است که به صورت های مختلف زمین ها را در خارج از محدوده ها در اشغال خود دارند. حلبی ابادها بدون امکانات بازافرینی، از لحاظ اشتغال و دیگر منابع می توانند حتی ریشه در مناطق روستایی داشته باشند. بیشترین امید آنها به کار در شهر می باشد. در راستای این بررسی، میتوان متغیرها و عوامل زیادی را برشمرد که هر یک به نوعی بر چگونگی زیست شهری تاثیرگذار هستند. مناطق حاشیه نشین ارزنان و دارک اصفهان از جمله پدیده هایی است که تاثیرات منفی بسیاری را بر شهر اصفهان، محیط زیست و امور سیاسی و اقتصادی بر جای می گذارد.
4-.(بروزجائیان گلوگاه، علیاصغر (1380)، بررسی تأثیر وضعیت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی دانشجویان بر مشارکت سیاسی آنها، پایاننامه کارشناسی ارشد، دانشگاه شیراز،ص121)نتایج این تحقیق حاکی از آن است که:
توسعه شهرنشینی و پیدایش مناطق کلان شهری در کشورهای جهان سوم با توسعه شهرنشینی در کشورهای جهان صنعتی غرب که از فردای انقلاب صنعتی در کشورهای مذکور آغاز گردید بسیار متفاوت است. هجوم سیل آسای روستاییان به شهرها به ویژه شهرهای بزرگ در کشورهای در حال توسعه را باید در از هم پاشیده شدن نظام های سنتی تولید روستایی از یک سو و وجود فرصت های شغلی مناسب از سوی دیگر جستجو کرد. مهاجران به محله های مهاجرنشینی هجوم می برند که در حاشیه شهرها مانند قارچ رشد می کنند و آنان در جایی که «حاشیه گندابی» یا آپاندیس نواحی شهری نامیده می شود سکنی می گزینند.
5-.(نصیری، یوسف،1392، حاشیهنشینی، علل و ناهنجاریهای کالبدی، اقتصادی و اجتماعی آن ،مورد مطالعه کریم آباد زاهدان، پایان نامه کارشناسی‌ارشد، دانشگاه سیستان و بلوچستان( نتایج این تحقیق حاکی از آن است که:
وجه مشخصه شهرنشینی جهان سومی، ناموزونی و نابرابری است. اشاعه قابل توجهی از ثروت و از سوی دیگر اقلیت هایی که در فقر زندگی می کنند، از ناکامی های خط مشی شهری قلمداد می شوند. حاشیه نشینی از پیامدهای توسعه ناهمسو و بدریخت در نظام شهرنشینی است. کاربریهای شهری در قشربندی اجتماعی و اقتصادی تاثیرگذار است و وقتی حاشیه نشینان خود را ناتوان از بهبود موقعیت اقتصادی- اجتماعی خویش احساس کردند، نوعی محرومیت در آنها بوجود آمده و آنها را به ارتکاب جرائم اجتماعی وادار کرده است. تحقیق حاضر بررسی علل شکل گیری حاشیه نشینی را در ارتباط با شاخص های آموزشی، بهداشتی، فرهنگی، تجاری، ورزشی، فضای سبز و بازتاب های اجتماعی ناشی از آن، در شهر یزد مورد بررسی قرار داده است.
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.