سلسله مراتب اجتماعی و کودکان و نوجوانان

گفتار اول – مسکن و نقش جرم زایی آن
مسکن هر خانواده ای نشانگر سطح اجتماعی و اقتصادی والدین آن خانواده است . والدین با انتخاب محل جغرافیایی مسکن خویش ، مستقیما اطرافیان اجتماعی کانون خانواده خود را در جامعه انتخاب می نمایند و موقعیت کانون خانواده به نوبه خود و در حد وسیعی به برخورد کودک با انواع الگوها و سرمشقهای رفتار دامن زده و از این رهگذر اثرات خوب یا بدی حسب مورد در شکل گیری شخصیت کودک بجا می گذارد . اگر کانون خانواده در منطقه ای قرار گرفته که هر روز و بلکه هر ساعت مملو از وقوع جرایم مختلفی می باشد احتمال برخورد کودک با نمونه های متعددی از بزهکاری بیشتر است ، نسبت به منطقه ای که این اعمال مجرمانه در آن بندرت اتفاق می افتد . نتیجه اینکه برخورد و مواجهه با اعمال مجرمانه تاثیر مستقیم در افزایش اعمال مجرمانه دارد.
گفتار دوم – ساکنان مسکن و نقش جرم زایی آنها
مسکن اگر فاقد حداقل استانداردهای مورد پذیرش شهرسازان و جامعه شناسان و جرم شناسان نباشد و مساحت آن به نسبت ساکنین آن کمتر باشد چه بسا آثار سوء و شومی بر ساکنین آن منزل و علی الخصوص به کودکان و نوجوانان آن منزل خواهد داشت. از جمله این آثار سوء تحت تاثیر قراردادن حیات جنسی کودکان و نوجوانان می باشد. اگر والدین و کلیه اعضای منزل در یک اتاق شب را به سر برند و چه بسا روابط جنسی زن و شوهر تاثیر مخرّب در کودک گذارده و موجبات بی بند و باری و انحرافات جنسی در آنها می شود . مبرهن است که در چنین کاشانه های محقّری احتمال وقوع جرایمی مثل زنا با محارم بیشتر از سایر منازل می‌باشد .
نتیجه تحقیقات انجام شده در مرکز وکرسون فرانسه نشانگر این است که حدود 4/23 درصد از موارد بزهکاری ناشی از کثرت جمعیت داخلی منزل می باشد.
همچنین کثرت جمعیت در محلاتی که از خانواده های محقر و ناسالم تشکیل شده میزان بزهکاری بیشتر از سایر محلات است.
گفتار سوم – ارزش مسکن ، به بیان دیگر کیفیت مسکن و نقش جرم زایی آن
کیفیت مسکن موثر در بروز بیماریها و نیز موثر در بزهکاری است . نتیجه تحقیقات جرم شناسان مبیّن این امر است که تاثیر کیفیت مسکن در بزهکاری 4 برابر بیشتر از تاثیر آن در بیماری است و حدود 17 درصد از بزهکاران و 4 درصد از بیماران در خانه های پست و کثیف منزل داشته اند.
گفتار چهارم – همسایگان و نقش جرم زایی آنان
رفتار و برخورد همسایگان در شکل گیری شخصیت کودکان و نوجوانان تاثیر بشزایی دارد و این رفتارها و برخوردها می تواند در شکل گیری شخصیت ضداجتماعی نقش موثری را ایفا نماید .
مبحث سوم-تبیین حاشیه نشینی
با شروع توسعه برون زایی کشور و در جهت همه گیر ساختن الگوی مصرف خاص سرمایه داری غربی، شهر مرکزی در دستور کار قرار گرفته، رابطه سنّتی سه نظام معیشتی (عشایری، روستایی، شهری) گسیخته و ایل و روستا به ساختارهای مجزا و در حال فروپاشی بدل شدند، ناتوانی زیر ساختی کشور برای جذب غیر متمرکز الگوی مصرف، سبب تمرکز فوق العادهی شبکه شهری در پایتخت و با شدتی به مراتب کمتر، در چند شهر دیگر شده است، تمرکز شدیدی شبکه ماکروسفال شهری، سبب تشدید مشکلات شهری و از جمله سرپناه و مسکن میگردد و از آنجا که نعم مادی و خدادادی بر اساس قشربندی و سلسله مراتب اجتماعی توزیع میشود و گروهی با نداشتن سرپناه روبرو میشوند. این امر منجر به شکل گیری سکونتگاه های نابسامان و حاشیه نشینی در شهرها میگردد.
عللی که در سطح خرد زمینه ساز پیدایش و شکل گیری حاشیه نشینی و اسکان غیررسمی میشود عبارتند از:
1- ضعف برنامههای بخشی مشخص و مؤثر برای پاسخگویی به نیاز سرپناه کم درامدها در توزیع جغرافیایی مناسب.
2- عدم پیش بینی فضای مسکونی کافی و مناسب اقشار کم درآمد در طرح های کالبدی شهری و اعمال استانداردهای خارج از استطاعت ایشان.
3- دسترسی ناچیز به نظام های رسمی اعتباری و وام مسکن برای کمر درآمدها ، به ویژه شاغلین در بخش غیر رسمی.
4- وجود باندهای قدرت نامشروع وسوداگران زمین باز به موازات اهمال و ناتوانی در نظارت و کنترل ساخت و سازها، به ویژه در فضای بینابینی شهرها.
5- فقدان نهادسازی برای تجهیز و تجمیع منابع اقشار کم درآمد و عدم حمایت و هدایت دولت در مورد خانه سازی خودیار.
6- وضعیت جغرافیایی و اجتماعی محلات حاشیه نشین
موقعیت خاص محلات حاشیه نشین ، کوچه و پس کوچهها ، ازدیاد جمعیت، راه داشتن خانهها به همدیگر ، این محلهها را مکان مناسب برای مخفی شدن یا فرار بزهکاران از چنگال عدالت قرار داده است. علاوه بر این برخورد نامناسب و بد پلیس در این مناطق و سوء ظن همیشگی که نسبت به اهالی این مناطق بوده است سبب آن شده آنها اعتماد چندانی به پلیس و اعتقادی به کارآ بودن ضابطین نداشته باشند، به همین خاطر گزارشهای کمتری از وقوع جرم میدهند. عامل دیگر، آشناییها و پیوندهای خانوادگی و دوستانهای است که بین اهالی این مناطق به چشم میخورد چرا که بیشتر اهالی همدیگر را میشناسند و یا با یکدیگر رابطه فامیلی دارند به همین خاطر کمتر اعلام جرم میکنند. دلیل آن هم این است که اکثر مجرمین در این مناطق بومی هستند و آنها نیز اجازه فعالیت غیرقانونی به بیگانه ها و غریبه ها را در قلمروی خود نمی دهند.
پیامد و تبعات منفی سکونت گاههای غیررسمی و حاشیه نشینی عبارتند از :
1- حاشیه نشینی، چالشی فراروی توسعه پایدار شهری
یکی از آثار و پیامدهای توسعه فیزیکی ناموزون و نامتعادل شهری حاشیه نشینی در شکل غیرقانونی است. اسکان غیر قانونی به سبب گسترش فقر و نیز به مخاطره انداختن محیط زیست و تحمیل هزینه های سنگین برای حل مشکلات تصویری جدی برای پایداری و انسجام جامعه شهری تلقی شده است. نه تنها هیچ کدام از رهیافتهای توسعه پایدار و استراتژی توسعه شهری را در وضعیت حاشیه نشینی نمیبینیم، بلکه حاشیه نشینی باعث افزایش میزان جرم و آسیبهای شهری میگردد.
2- حاشیه نشینی و افزایش جرم
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.