دانلود پایان نامه ناسازگاری و پدیده ها

شکی نیست.
موضوع پرسش «زنی که عادت نمی شود و مانندش نیز چنین است» این به درستی همان موضوع روایات دسته ی دوم است که بدین سان، این دو با یکدیگر ناسازگار و متناقض خواهند بود. گونه ی دیگر از تعبیر، در چند روایت این چنین آمده است:
صحیحه ی حلبی از امام صادق (ع) که فرمود:
«عن الحلبی عن أبی عبدالله (ع) قال: عدّه المرأه التی لا تحیض و المستحاضه التی لاتطهر ثلاثه أشهر و عدّه التی تحیض و یستقیم حیضها ثلاثه قروء».
عده زنی که عادت نمی شود و زنی که سه ماه از استحاضه بیرون نرفته و پاک نمی شود و نیز زنی که عادت منظمی دارد، سه قرء است.
صحیحه ی دیگر حلبی از امام صادق (ع) که فرمود:
«عن الحلبی عن أبی عبدالله (ع) قال: عدّه المرأه التی لا تحیض و المستحاضه التی لاتطهر و الجاریه التی قدیئست و لم تدرک الحیض ثلاثه أشهر و التی یستقیم حیضها ثلاثه حیض متی ما حاضتها فقد حلّت للأزواج».
عده ی زنی که عادت نمی بیند و زنی که از استحاضه پاک نمی گردد و دختری که هنوز به سن قاعدگی نرسیده، زنی که از عادت ناامید گشته، سه ماه است. و زنی که دارای عادت منظم باشد، به اندازه ی سه بار قاعدگی عده نگاه دارد و هرگاه پس از آن، عادت تازه ای دید، بر مردان [همسری با او] رواست.
این روایت، بدین گونه در کتاب «تهذیب» آمده است، ولی شیخ صدوق در کتاب «من لایحضر» جملات: «ولم تدرک الحیض» را از میانه ی حدیث و «متی ما حاضتها» را از پایان آن حذف کرده است.
روایت ابی بصیر:
«عن أبی بصیر قال: عدّه التی لم تبلغ الحیض ثلاثه أشهر و التی قد قعدت من المحیض ثلاثه أشهر».
عده ی زنی که به سن قاعدگی نرسیده است، سه ماه است. همچنین است زنی که سال های عادت را پشت سر نهاده است.
روایت معتبر ابی بصیر از امام صادق (ع) که فرمود:
«عن أبی بصیر عن أبی عبدالله (ع) قال: عدّه التی لم تحض و المستحاضه التی لاتطهر ثلاثه أشهر و عدّه التی تحیض و یستقیم حیضها ثلاثه قروء».
عده ی زنی که هنوز عادت نشده و زنی که از استحاضه پاک نمی گردد، سه ماه است. عده ی زنی که قاعدگی منظم دارد، سه قُرء است و قرء گرد آمدن خون در فاصله ی دو قاعدگی است.
این روایت، درباره ی کسی است که عادت نمی شود و همانندهایش نیز همین گونه اند. یا کسی که عادت نمی بیند و یا کسی که به سن قاعدگی نرسیده است، حکم کرده اند که باید عده نگه دارند و یا اینکه عده شان سه ماه است. به هر روی، با روایات دسته ی نخست در خصوص گروه اول، با همین عنوان و درباره ی دیگر گروه ها با اطلاقش، ناسازگار است؛ چه آن دسته عده را لازم نمی شمردند.
3-3-2- 1-پاسخ به تعارض روایات
البته باید گفت که در حقیقت، از این ناسازگاری و تعارض دو گونه پاسخ می توان داد:
پاسخ کلی:
همه ی این روایات، رساننده ی همان نظریه ای است که مرحوم سید مرتضی و سید ابن زهره بر آن بوده اند و دانستیم که مسأله ی ما، مبتنی بر سخن مشهور فقهاست که برای زن ناامید از قاعدگی و خردسال، عده ای لازم نمی شمارند. بدین سان، اصل فرض این بحث در صورتی است که ما این دسته از روایات را رها کرده باشیم، چنان که در همان مسأله ثابت گردیده است.
پاسخ به هر کدام:
درباره ی روایات دیگر، غیر از روایت محمد بن حکیم، باید گفت که همگی فراگیر بوده و هم در بردارنده ی کسی است که همسانش قاعدگی ندارد و هم دیگر زنان. روایات دسته ی دوم، تنها درباره ی زنانی است که همانندشان عادتی نمی بیندکه عده ای را برای اینان لازم نمی شمارد. بنابراین، قرینه و گواه بر مقید کردن روایات دسته ی نخست است و بدین سان، درباره ی کسی خواهد بود که عادت نداشتن او، برای پدیده ها و عوارض شخصی است که پس از پای نهادن به سن قاعدگی، پیدا شده باشد.
مرحوم شیخ طوسی، در «تهذیب» و «استبصار»، به روشنی همین را گفته است.ایشان در «تهذیب»، پس از آنکه روایات چندی را دلیل عده نداشتن زن ناامید از قاعدگی و خردسال بر می شمارد، از روایت ابی بصیر و صحیحه ی حلبی به عنوان معارض یاد کرده و چنین می نویسد:
«فلا تنافی هذین الخبرین و بین قدّمناه؛ لاُنا نحملهما علی المسترابه التی مثلها تحیض و لیس فیهما أنّ مثلها لاتحیض فإذا کان کذلک حملناهما علی ما یوافق الأخبار المتقدمه و لا تضاد و الذی یدل علی صحه ذلک قوله تعالی: وَ الّلائی یَئِسنَ مِنَ المَحیضِ مِنَ نِّسائِکُم إنِ ارتَبتُم فَعِدَّتُهُنَّ ثَلاثَهُ أشهُرٍ وَ الّلائی لَم یَحِضنَ فشرط فی وجوب العدّه علیهما الریبه و ذلک دالّ علی قدّمناه».
منافاتی میان این دو روایت و آنچه پیشتر آورده ایم، یافت نمی شود؛ زیرا این دو را بر زنی که درباره اش شک وجود دارد و همسانش قاعدگی دارد، حمل می کنیم؛ چه در هیچ یک از دو روایت، نیامده است که: «همسانش عادت نمی شود»، پس با چنین حالتی، این دو را به معنایی می گیریم که با روایت پیشین همخوانی داشته و ناسازگاری رخ ننماید. دلیل بر درستی این، آیه ی شریفه ای است که می فرماید: «زنانی که از عادت ناامید گشته اند اگر شک دارید، عدّه آنان سه ماه است. همچنین زنانی که عادت ندیده اند». پس در لازم شمردن عدّه برای این دو دسته، شرط است که شکی وجود داشته باشد، که این خود دلیل بر چیزی است که پیشتر گفته ایم.
ایشان، همانند این را در کتاب «استبصار» در بخش عده نداشتن دختر خردسال و سالخورده ی ناامید از قاعدگی فرموده اند.
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.