دانلود پایان نامه فیض کاشانی و چگونه است

درباره ی محمد بن حکیم نیز، باید گفت: متنی که در کتاب ها آمده همان است که گذشت، ولی دور از کمی به هم ریختگی نیست؛ چه، «زنی که عادت نمی شود و همانندش نیز چنین است» همان خردسالی است که به سن قاعدگی نرسیده باشد. درباره چنین کسی هم درباره بارداری شکی که در روایت آمده یافت نمی شود. از این روی، احتمال دارد که در بازنویسی آن به وسیله ی نسخه برداران، اشتباهی رخ داده و یا خود روایتگر، دچار چنین چیزی شده است.
بلکه مراجعه به سیاق عبارت های «تهذیب» می رساند که واژه ی «لا» در بازنویسی افزوده شده و درست آن چنین است: «المرأه التی تحیض مثلها و لم تحض کم تعتدُ» (زنی که همسانش عادت می شود ولی خود او نمی شود، چقدر باید عده نگهدارد؟) بدین سان، موضوع پرسش، خود یکی از گونه های مورد شک است.
مرحوم شیخ، پس از برطرف کردن منافات و ناسازگاری میان روایت ابی بصیر و صحیحه ی حلبی از یک سو و دیگر روایات از سوی دیگر، به همان گونه که هم اکنون نقل کرده ایم چنین میگوید:
«و الذی یزید ما قدّمناه بیاناً، من أنًَََُّ عدّه المسترابه ثلاثه أشهر، ما رواه أحمد بن محمد بن عیسی فذکر صحیحه إسماعیل بن سعد الأشعری ثمّ صحیحه زراره ثمّ خبر محمد بن حکیم هذا».
این گفته ی ما که: «عدّه زن مورد شک، در آبستنی سه ماه است» با این روایات روشن تر می شود؛ روایتی که احمد بن محمد بن عیسی آورده است. و نیز صحیحه ی اسماعیل بن سعد الاشعری، صحیحه ی زراره و سپس روایت محمد بن حکیم.
بدین سان، مرحوم شیخ روایت محمد بن حکیم را دلیل و رساننده ی این می داند که عدّه آن دسته از زنان، همان سه ماه است. و روشن است که این روایت، آنگاه می تواند رساننده ی این مطلب باشد که موضوع آن «زنی که همانند وی عادت می شود ولی خود وی نمی شود» باشد وگرنه زنی که تاکنون قاعدگی نداشته و همسان او نیز ندارد، مورد شک و تردید نیست، بلکه خردسالی است که عده ای هم ندارد.
آری، ساختار عبارت گواه است بر اینکه واژه ی «لا» افزوده شده است. باز در تأیید این مطلب، می توان گفت که مرحوم ثقه الاسلام کلینی، همین روایت را با سند دیگری در بخش «زنی که مورد شک نسبت به بارداری است» از امام هفتم (ع) آورده است.
«عن أبی الحسن (ع) قال: قلت له: المرأه الشابّه التی تحیض مثلها یطلّقها زوجها فیرتفع طمثها، کم عدّتها؟ قال: أشهر، قلت: فإنّها ادّعت الحبل بعد ثلاثه أشهر، قال: عدّتها تسعه أشهر، قلت: ادّعت الحبل بعد تسعه أشهر قال: إنَّما الحبل تسعه أشهر».
از امام پرسیدم: زن جوانی که همسانش قاعدگی دارد، اگر شوهرش او را طلاق دهد و عادت ماهانه وی از میان برود، عده وی به چه اندازه است؟
فرمود: سه ماه.
گفتم: او پس از سه ماه خود را باردار می خواند.
فرمود: عده اش نُه ماه است.
گفتم: پس از نُه ماه نیز خود را باردار می خواند.
فرمود: آبستنی تنها نُه ماه می شود.
گمان می رود که این دو، یک روایت بوده و گونه گونی، تنها از این روست که معنای آن نقل گردیده است. البته در زاید شمردن واژه ی «لا» و یاری جستن از نقل «کافی»، مرحوم محدث محمد باقر مجلسی در شرح خود، «ملاذ الاخیار» از ما پیشی گرفته و نوشته است:
«قوله: التی لاتحیض مثلها الظاهر أنّ کلمه «لا» زیدت من النسّاخ و فی الکافی عن محمد بن حکیم بسند آخر: «التی تحیض مثلها».
ظاهراً واژه ی «لا» از سوی نسخه برداران، در جمله ی «التی لاتحیض مثلها» افزوده شده است و در کافی از محمد بن حکیم با سند دیگری آمده است: «التی تحیض مثلها».
مرحوم فیض کاشانی نیز، در کتاب وافی، همین را احتمال داده و پس از نقل سخن دیگری از شیخ طوسی که نتیجه ی هماهنگ سازی روایات را این می داند که عدّه ای بر سالخورده ی ناامید از عادت و خردسال نیست و گوشزد کرد که این، با روایت محمد بن حکیم ناسازگار است:
«إلّا أن یقال أنّ لفظه «لا» فی «لاتحیض مثلها» من زیاده النسّاخ»
مگر این که گفته شود واژه ی «لا» در «لاتحیض مثلها» از افزوده های نسخه نویسان است.
به هر روی، روایات دسته ی دوم نیز می رسانند که اگر زنی رحم وی بیرون آورده شود، عده ای بر او نیست. والله العالم.
3-3-3- دسته ی سوم احادیث
روایاتی است که درباره ی راز و رمز و علت عده رسیده است.
روایات محمد بن سلیمان از امام نهم (ع):
«محمد بن سلیمان عن أبی جعفر الثانی (ع) قال: قلت له: جعلت فداک کیف صارت عدّه المطلّقه ثلاث حیض أو ثلاثه أشهر و صارت عدّه المتوفی عنها زوجها أربعه أشهر و عشراً؟ فقال: أمّا عدّه المطلّقه ثلاثه قروء فلاستبراء الرحم من الولد و أمّا عدّه المتوفی عنها زوجها فإنّ الله تعالی شرط للنساء شرطاً و شرط علیهن شرطاً».
به امام (ع) گفتم: فدایت شوم، چگونه است که عدّه زن طلاق گرفته، سه بار عادت ماهانه یا سه ماه است و عدّه زنی که شویش مرده، چهار ماه و ده روز؟ فرمود: این که عدّه زن طلاق گرفته سه قرء است، علت آن پی جویی از باردار نبودن رحم است. و این که عدّه زن شوهر مرده چهار ماه و ده روز گردیده، از آن روست که خدای بزرگ شرطی را به سوی زنان و شرطی را هم بر عهده ی ایشان نهاده است.
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.