دانلود پایان نامه رابطه ی حقوقی و قانون گذاری

لیکن این نظر خالی از اشکال نیست، زیرا نکاح که یک رابطه ی حقوقی است، نمی تواند از یک طرف صحیح و از طرف دیگر باطل باشد. به تعبیر دیگر حرمت ابدی از یک سو مستلزم حرمت از سوی دیگر است، زیرا عقد در واقع و نفس الامر قابل تبعیض و تجزیه نیست. بنابراین اگر یکی از زن و مرد عالم و دیگری جاهل باشد، باز هم حرمت ابدی حاصل خواهد شد. در تأیید این نظر می توان به اطلاق مواد 1050 و 1051 قانون مدنی نیز استناد کرد.
فصل سوم : بیان ماهیت و مستندات احکام زنان فاقد رحم
فصل سوم :
بیان ماهیت و مستندات احکام زنان فاقد رحم
بخش اول: ماهیت فاقد رحم
زنان فاقد رحم به زنانی گفته میشود که در اثر جراحی رحمشان از بدن خارج شده و بر اثر آن عادت ماهیانه شان نیز قطع می گردد که موضوعی نوپیدا و بحث انگیز در فقه و قانون مدنی به شمار می آید.برای بررسی موضوع عده زنان فاقد رحم به دلیل اینکه موضوعی نوپیدا محسوب می گردد، لذا مصداق عینی آن در مبانی فقهی مانند قرآن و روایات وجود ندارد. اما می توان احکام مربوط به آن را از میان اقوال فقها و مفسرین به لحاظ انطباق موضوع با موارد مشابه مانند زنان صغیره ، یائسه و غیرمدخوله به دست آورد.
بخش دوم : مستندات
3-1- آیات قرآن
در قرآن کریم موضوع عده زنان به طور عام ذکر شده و همه مصادیق زنان را شامل می گردد و زنان صغیره و یائسه و… در قرآن مستثنی نگردیده اند. اما این حکم کلی توسط روایاتی که بعداً خواهد آمد تخصیص زده
می شوند. آیات قرآن به شرح ذیل است.
3-1-1- آیه 1 سوره طلاق
«یا أَیُّها النّبی إذا طَلَّقتُم النِّساءَ فَطَلقوُهُنَّ وَ أحصوُا العِدَّه» (آیه 1، سوره طلاق )
ای پیامبر (به مردم بگو) هرگاه زنان را طلاق دهید، به وقت عدّه آنان را طلاق دهید و عده را بشمارید.
ظاهر آیه این است که طلاق، با رسیدن عده تحقق می یابد و گستره ی «نساء» همه ی گونه های ایشان را که در میانشان زنان بدون رحم، وجود دارند در بر می گیرد، پس لازم بودن عده در طلاق چنین زنانی را
نیز می رساند.
فرضیه: اضافه کردن عده به ضمیر نساء، در سخن خداوند بزرگ «لعدّتهنّ» می رساند که قانون گذاری اصلی عده پیشتر انجام گرفته و ناگزیر این آیه، اشاره به آیه سوره ی بقره دارد و آن آیه، تنها درباره زنانی است که عادت ماهانه دارند، این آیه نیز چنین شده و عمومی در آن نخواهد بود. بلکه گاهی گفته می شود: چون آیه در صدد قانون گذاری اصل عده نیست و تنها می گوید که طلاق و جدایی، ناچار باید پس از سپری شدن عده باشد، ناگزیر تنها درباره ی زنانی است که عده برای آنان مقرر گردیده و عمومی در آن نیست، تا همه ی زنان را در بر بگیرد و قاعده ای فراگیر را برساند.
پاسخ: چنانکه گفته شد، شکی در این نیست که آیه در صدد گفتن این است که جدایی، تنها با سررسیدن مدت عده است، ولی در این هم تردیدی نیست که موضوع حکم در آن، عنوان «نساء» است که هیچ قیدی در آن نیست این واژه، اسم جمع است و همه ی زنان را در بر می گیرد و جایی برای محدود ساختن موضوع این قضیه، آن گونه که در دیگر جاهاست، یافت نمی شود. این گونه موارد، با آنجا که بدانیم گزاره ای [= محمول] نمی تواند برای همه ی نمونه های یک موضوع درست باشد، مقایسه نمی شود؛ چه خود این دانستن قرینه و راهنمای همین تقیید است که خود خلاف ظاهر است، ولی اگر قرینه ای در میان باشد، باید ظاهر سخن را که همان فراگیری است، گرفت. پس از آن روی که واژه ی «نساء» فراگیر است و همه ی زنان را در بر می گیرد، مدلول التزامی آن، هر یک از ایشان است، پس برای هر کدام عده ای بنا نهاده شده که باید آن را نگه دارد که همین برای اثبات خواسته ی ما کافی است.
آنچه گفته شد که این آیه اشاره به آیه ی سوره ی بقره دارد و از این روی، تنها درباره زنانی است که عادت ماهانه دارند، هیچ گواهی بر آن یافت نمی شود؛ زیرا مدلول واژه و لازمه ی آن جز این نیست که برای زنان عدّه ای قرار داده شده، حال آیا این همان عدّه ای است که در سوره بقره آمده است یا خیر، گواهی بر آن نیست. بلکه این مدلولی است التزامی که در گستردگی و تنگنا، دنباله رو و مدلول مطابقی است و دانستیم که موضوع حکم، عنوان «نساء» است که در برگیرنده ی همه ی گونه های ایشان است.
آری می توان گفت: فراگیری و عموم گفته شده تنها در صورتی از آیه برگرفته می شود که در پی آیه، چیز دیگری که می تواند قرینه ی تقیید باشد، یافت نشود وگرنه آن دنباله، از پا گرفتن معنای فراگیر جلوگیری می کند و اجمال به بار می آورد و اینجا، از همین گونه موارد است. زیرا سخن خداوند بزرگ در آیه ی چهارم همین سوره چنین است:
آیه ی دیگری که در خصوص عده زنان در قرآن آمده آیه ی 4 از سوره طلاق است که در آن حکم زنان ناامید از قاعدگی را ذکر کرده است.
3-1-2- آیه 4 سوره طلاق
«وَاللّائی یَئِسنَ مِنَ المَحیضِ مِن نِسائِکُم إنِ ارتَبتُم فَعِدَّتُهُنَّ ثَلاثَهُ أشهُرٍ»
و زنانی که از عادت ماهانه ناامیدند، اگر شک داشتید، عده آنان سه ماه است.
عده نشینی سه ماهه، در این آیه، در گرو شک است که ظاهر در شک نسبت به آبستنی و احتمال آن است. پس مفهوم آیه می رساند که با نبود احتمال آبستنی در چنین زنی، عده ای بر او نیست. چه بسا بتوان از آیه دریافت که هرگاه احتمال آبستنی نباشد، جایی برای عده نیست. پس این دنباله، خود، قرینه ی همراه و پیوسته ای است که گستردگی ابتدای آیه را محدود ساخته و از پا گرفتن اطلاق و عموم جلوگیری می کند.
ولی باید انصاف داد، تنها احتمال آن که این چهار آیه، به یکباره، فرو فرستاده شده باشند و نیز این احتمال که شک، همان تردید در آبستنی است، مبهم شدن معنای سخن را در پی دارد و بدین سان، نمی توان آن را دلیل بر قاعده ای فراگیر به شمار آورد و از آن روی که هر یک از این دو احتمال، پایدارند، تکیه بر چنین دلیل هایی، مشکل، بلکه نادرست خواهد بود. والله العالم.
3-1-3- آیه 228 سوره بقره
این نوشته در علمی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.