دانلود پایان نامه درباره فناوری اطلاعات

میهمان
فوریه 6, 2019 0 Comment

را ادا کند. از جملۀ این مسائل جنگ اتمی و مسائل مترتب بر آن بود.
مارتین هایدگر ( 1954 ) ، فیلسوف آلمانی ، از جملۀ اولین افرادی بود که به طور عمیق به بحث فناوری پرداخت . از نظر او ، اگرچه فناوری به عنوان ابزار درست است ، ولی این تمام واقعیت نیست . به اعتقاد او ، فناوری امری خنثی نیست ، بلکه توعی انکشاف ( آشکارسازی ) ، تعرض به طبیعت ، ذخیرۀ انرژی و تبدیل و توزیع آن است . انسان در این فرایند خود نیز ممکن است قربانی شود. به عبارت دیگر ، فناوری باعث می شود انسان از هستی خویش غافل شود و با اشتغال به تفکر فناورانه ، خود را فراموش کند. در کل باید گفت : فناوری تنها وسیله و ابزار صرف نیست که در خدمت انسان باشد، بلکه ممکن است انسان را تحت تسلط خود بگیرد. به قول هایدگر : «فناوری راهی است که با آن جهان برای ما آشکار می شود، اما به تنهایی این قدرت را دارد که دیگر راه های آَشکارسازی را دور بیندازد!».
فناوری اطلاعات از جدیدترین فناوری هاست که تقریباً در تمامی عرصه های بشری نفوذ کرده است. نمود آن را می‌توان در رادیو و تلویزیون ، مطبوعات و به طور ویژه در اینترنت دید که خود جهان دیگری برای انسان فراهم آورده اند و از آن ها به جهان مجازی ، فضای دیجیتال و فضای سایبری یاد می‌شود. اینترنت منشاء تحول بزرگی در زندگی انسان امروزی شده است. فلوریدی ( 2009 ) ، فیلسوف و نظریه پرداز عرصۀ اطلاعات، با اشاره به انقلاب کپرنیکی ، نظریۀ داروین ، و نظریۀ فروید ، که تغییرات بزرگی را در جهان سبب شدند ، از عصر اطلاعات به عنوان « انقلاب چهارم » یاد می کند. به نظر او انقلاب و دگرگونی بزرگی در عرصۀ زندگی بشر در حال وقوع است. او همچنین معتقد است که در آیندۀ نزدیک تمام زندگی به صورت دیجیتالی و آنلاین در می آید و بشر « زیست اطلاعاتی » خواهد داشت و زیست اطلاعاتی با مفهوم«بودن» یکی خواهد بود . یعنی ما به طور کلی در این فضا خواهیم بود و بعد زمان و مکان برای ما از بین خواهد رفت( فلوریدی ، 2007 ).
می توان گفت ، بودن در این فضا ، بخشی از بودن انسان امروزی شده است ، به طوری که انسان دنیایی غیر مادی و مجازی خواهد داشت. امروزه فضای مجازی فضایی شده است که تعاملات ، خرید و فروش ، گفت و گو ، سرگرمی و بسیاری از امور بشری در آن انجام می شود. به علاوه گسترش شبکه های اجتماعی مانند « فیس بوک» و غیره نیز باعث شده است که از طریق آن ها ، افراد وقت زیادی را صرف تعامل با دیگران کنند.
اینترنت نیز در کنار فایده های بی شماری ، ممکن است پیامد هایی غیر قابل پیش بینی برای انسان داشته باشد. فضای اینترنت یا جهان مجازی ویژگی های خاصی دارد که آن را از جهان واقعی متمایز می سازد. جهان مجازی چنان است که فرد در آن می تواند خودش نباشد ، هویت خود ، ملیت خود و حتی جنسیت خود را پنهان سازد و با هر کسی در هر کجایی ارتباط بگیرد. گفته می شود فردی در فضای مجازی یک و نیم میلیون دوست داشته است ( والترز و کپ ، 2009 ). مشخص است که اکثریت قریب به اتفاق این دوستان بیگانه‌اند و فرد شناختی از آن‌ها ندارد.
از دیگر ویژگی هایی که فضای مجازی دارد ، دسترسی هر کس به هر چیز و هر مطلبی در آن است. چون فضای اینترنت چنان است که جستجو در آن می‌تواند بدون پایان باشد. هر مطلبی لینکی برای مطالب دیگری است و این سلسله ، بی پایان به نظر می رسد . چنین خصوصیتی باعث می شود فرد بر موج مطالب و سایت ها قرار گیرد که از آن به موج سواری در اینترنت یاد می شود. اگر این جستجو ، فقط جست و جو برای جست و جو باشد ، فرد با انبوه اطلاعات یا تبلیغات مواجه می‌شود تحت تأثیر این مطالب قرار می گیرد؛ بدون اینکه تامل و فهمی در میان باشد. در واقع ، دانستن هر چیز که هر کس می تواند بداند ، جز « میان مایگی » و سطحی ماندن حاصلی نخواهد داشت. البته شکی نیستکه اینترنت به عنوان یک فناوری ، خدمات بی نظیری برای انسان فراهم می آورد ، ولی در استفاده از این فناوری نیز باید به جنبه های مختلف آن توجه شود.
به هر حال،اینترنت و فضای مجازی ، خواه ناخواه جزئی از زندگی بشر امروزی شده و یا در حال شدن است و به سبب مزایایی که دارد ، در عرصۀ علمی و آموزشی نیز کاربردهای بسیاری دارد. اما در این میان تعلیم و تربیت چه نقشی می تواند داشته باشد؟ تعلیم و تربیت در عصر فناوری اطلاعات چه باید بکند؟ به عبارت دیگر ، تربیت نسل دیجیتال یا نسل فضای مجازی چگونه می‌تواند باشد؟ البته پاسخ به سؤال‌هایی از این قبیل به مطالعات و پژوهش‌های گسترده‌ای نیاز دارد ، ولی در حد وسع این نوشتار به چند نکته می‌توان اشاره کرد .از جمله اینکه خود مربیان ، معلمان و حتی والدین ، باید به خوبی با فضای مجازی و ابعاد آن آشنا باشند تا بتوانند نسل جدید را بهتر درک کنند و با نقد و بررسی ابعاد آن ، امکان ارائه بینش و درک بهتر را برای این نسل فراهم کنند.
یکی از مسائل موجود در خصوص فضای مجازی ، امکان ارتباط با هرکس از هر کجاست که نمود آن در گپ‌های اینترنتی و شبکه‌هایی مانند فیس‌بوک مشاهده می‌شود. این نکته درست است که انسان موجودی اجتماعی و به عبارت دیگر ، موجودی ارتباطی است ، به طوری که یاسپرس (1995) شکوفایی هستی آدمی را در گرو ارتباط با دیگری می‌داند ، ولی ارتباطات در فضای مجازی ارتباط با «دیگری» معمول نیست که شرایط دنیای واقعی را داشته باشد. « دیگری » در فضای مجازی معمولاً ناشناس ، مبهم و غیر قابل اعتماد است، در حای که در فضای واقعی ارتباط اصیل انسانی بر پایۀ صداقت ، شناخت و درک متقابل قرار دارد و ارتباطی پویاست.ای
ن در عرصۀ دنیای واقعی است که توسعۀ ارتباط متقابل بین معلم و شاگرد و بین والدین و فرزند و همچنین ارتباط بین دوستان و همکلاسی‌ها می‌تواند بسیار مفید باشد. نه در دنیای مجازی . برای مثال ، چند دقیقه گفت و گوی صمیمانه و هدفمند بین والدین و نوجوان ، یا بین معلم و شاگرد ، بهتر از چندین ساعت جست و جو در سایت‌ها یا کانال‌های تلویزیونی می‌تواند به رشد و شکوفایی فرد کمک کند.
نکتۀ دیگر اینکه امروزه در مورد هر مطلبی به راحتی می‌توان اطلاعات به دست آورد . چه بسا دانش‌آموز بتواند پاسخ تمرین‌های درسی خود را به راحتی از اینترنت بگیرد و حتی با دسترسی به شبکه‌های آموزشی ، آموزش‌های لازم در زمینۀ هر درسی را که می خواهد به دست آورد . ولی اولاً بیشتر این مطالب در حد همان اطلاعات هستند ، نه دانش ، و غالباً این آموزش‌ها هم حداکثر آموزش هستند نه تربیت.
بنابراین باید گفت : کار معلم کمک به تولید دانش در ذهن دانش‌آموز است. این کار با پر کردن ذهن دانش‌آموز از اطلاعت از منابع گوناگون حاصل نمی‌شود ، بلکه به سازماندهی ، طبقه‌بندی ، تفکر و تأمل ، و بحث و گفت و گو نیاز دارد. این کاری است که شاگرد به کمک معلم می‌تواند انجام دهد تا بتواند از میان انبوه اطلاعات ، به گزینش و انتخاب دست بزند و آن‌ها را به نحو مطلوب ترکیب و سازماندهی کند.
از طرف دیگر ، حتی اگر فرد فقط به مطالب و اطلاعات مفید دست یابد ( که معمولاً چنین نیست ) ، دیدن سایت ها ، فیلم ها و مطالب آموزشی مفید نیز به تنهایی به تربیت منجر نمی‌شود ، بلکه تربیت به تعامل بین مربی ( اعم از والدین و معلم ) و متربی و توسعه آگاهی متربی و ارائه بازخورد احتیاج دارد.
2-6- ادغام دانش فناوری با دانش محتوا و هنر تدریس
دانش، آموزش و یادگیری به طور جدی با جامعه و تکامل تدریجی آن در ارتباط است. دانش ، شیوۀ تفکر و نگرش ، سه خصیصه اساسی در موفقیت حرفه‌ای معلم هستند. به دلیل ویژگی‌های منحصر به فرد موقعیت های تربیتی ، تفاوت های فردی و تنوع ان ، توجه به پویایی و بالندگی نظام آموزشی ، صلاحیت حرفه ای معلم مضاعف می شود ( دوائی ، 1391 ) . امروزه کسی نمی تواند ادعا کند که تدریس یا یادگیری به همان شیوۀ یک قرن پیش انجام می گیرد . به ویژه، با تأثیراتی که تغییرات سریع و عمیق « فناوری اطلاعات و ارتباطات » (ict ) بر دانش ، آموزش و یادگیری به جا گذاشته است ، معلمان در زمینه‌ی دانش علمی و فناوری مورد استفاده در آموزش ، با تغییرات سریعی مواجه هستند . پیشرفت‌هایی که در زمینۀ فناوری‌های نوین از قبیل رایانه ، لیزرها و روبات‌ها صورت گرفته دریچه‌ای نوین به روی متخصصان آموزشی گشوده است تا بتوانند با بهره گرفتن از فناوری‌های یاد شده ، شیوه‌های آموزش و تدریس را بهبود بخشند (کسلین و ات ال ، 2005 ) .
بین دانش علمی و دانش فناوری از لحاظ هدف تفاوت وجود دارد. هدف از دانش علمی درک پدیده ها و قوانین طبیعت است. در حالی که هدف از دانش فناوری ، کنترل یا دستکاری در جهان فیزیکی ( طبیعت ) برای انجام کارها و بهروری بیشتر از پدیده هاست ( اسکولیموسکی ، 2005 ).
جامعۀ امروز از فراهم نمودن اجباری آموزش ، به سمت تمرکز بر کیفیت آموزش و پرورش حرکت کرده و اصلاحات جدید برنامه ی درسی بر پرورش مهارت های فراگیرندگان ، یادگیری چگونه یاد گرفتن ، توسعۀ برنامه درسی و استفاده از راهبرد های متنوع تدریس تأکید دارند. چنین تغییراتی مستلزم تغییر نقش معلم است؛ از مخابره کنندۀ اطلاعات ، به یاری‌گر ، راهنما و هم درس بودن با دانش آموز . این نقش جدید از اهمیت مقام معلم نمی‌کاهد ، بلکه مستلزم فراگیری و کسب دانش و مهارت جدید است (کریمی ، 1387).
دی ریچارد ( 2009 ) دانشی را که معلم در این شرایط اطلاعاتی بدان نیاز دارد ، اینگونه بیان می دارد:
الف. دانش محتوایی: آگاهی به موضوع ، دانش تخصصی و اطلاعات کارآمد و به روز در مورد رشته و مطلب مورد تدریس.
ب. دانش عمومی وابسته به فن آموزش : دانش عمومی ، راهبردهای آموزش ، باورها و اعمال تربیتی صرف نظر از تمرکز روی موضوع تدریس ، مدیریت کلاس درس ، ایجاد انگیزه ، تصمیم گیری ، دانستن فلسفه ، و روان شناسی تعلیم و تربیت به طور عام.
ج. دانش محتوایی وابسته به فن آموزش : دانش تخصصی و کاربرد روش های تدریس ، طراحی آموزشی ، توانایی درک دانش‌آموزان ، فراهم آوردن محیط یادگیری مناسب ، برطرف کردن مشکلات دانش آموزان.
د. دانش پشتیبان: آگاهی از رشته های گوناگون درسی و علمی ، و علومی که به طور عام و خاص به کمک تدریس و یادگیری خواهند آمد.
و. دانش فناوری : دانش مورد نیاز معلم برای درک درست فناوری های مختلف و کاربرد مؤثر آن ها در محدودۀ فرهنگ حاکم بر جامعه و اینکه چطور فناوری دانش آموزان را در مدرسه تحت تأثیر قرار می دهد.
برای شناسایی ماهیت دانش مورد نیاز معلمان به منظور ادغام یا یکپارچه سازی فناوری در تدریس ، درک صحیح هر جزء از دانش به طور جداگانه نیاز است در قالب چارچوب tp&ck ، تقابل پیچیده‌ای از سه جزء اصلی دانش برقرار است : محتوا ، فن آموزش ( پداگوژی ) و فناوری ( ict ) ( کولر ، 2005 ) . روش های بسیاری برای توسعۀ حرفه ای معلمان و ارائه یک الگوی واحد برای ادغام فناوری با آموزش و یادگیری برای معلمان به کار گرفته می شود. tp&ck یکی از بهترین راه‌ها برای ادغام ، طراحی خلاقانه یا ساختاری در زمینه‌های خاص کلاس درس است.
رویکردی که مورد نیاز است ، تغییردر تعاملات بین معلم و شاگردان را می‌طلبد تا به یکپارچه سازی فناوری در برنامۀ درسی بی‌انجامد. در قلب
آموزش مؤثر با فناوری ، سه جزء اصلی محتوا ، فن آموزش و دانش ، به علاوۀ روابط میان آنها ، بسیار مهم است که هسته اصلی tp&ck را تشکیل می دهند.
( tp&ck ) هفت حوزه از دانش های مختلف را شامل می شود:
دانش محتوا ( ck ) : این دانش شامل آگاهی از مفاهیم ، نظریه ها ایده ها ، چارچوب سازمانی ، آگاهی از شواهد و مدارک اثبات ، و همچنین ایجاد شیوه و روش در جهت توسعۀ دانش است .در مورد اصول علمی، این آگاهی شامل حقایق علمی و نظریه ها، روش علمی ، و استدلال مبتنی بر شواهد نیز می شود. در مورد دانش هنری ، آگاهی از تاریخ هنر ، نقاشی‌های معروف ، مجسمه ها ، هنرمندان و زمینه های تاریخی و همچنین آگاهی از نظریه های زیبا شناختی و روانی برای ارزیابی آثار هنری را نیز شامل می شود. داشتن یک پایگاه جامع دانش محتوا می‌تواند هزینه های زیادی را در بر داشته باشد، با این حال دانش محتوا ، به خودی خود نمی تواند قابل توجه باشد ، مگر اینکه با سایر دانش ها ادغام گردد ( کولر ، 2008 ).
دانش پداگوژی ( فن آموزشی ) ( pk ) : دانش فن آموزش ، دانش عمیق معلمان در مورد فرایند‌ها و شیوه یا روش‌های تدریس و یادگیری است ، شامل اهداف آموزشی ، ارزش ها ، و روش های آموزش . این شکل عمومی از دانش به درک مهارت های مدیریت کلاس درس ، برنامه ریزی درسی و ارزیابی دانش آموزان می پردازد ( دنیز ، 2010 ) .
دانش محتوایی پداگوژی ( pck ) : دانشی که با توجه به رشته و موضوع خاص مورد تدریس تعیین می گردد . pck، آموزش ، یادگیری ، برنامۀ درسی ، ارزیابی و گزارش دهی، موضوع خاص تدریس را پوشش می دهد . اهمیت دانش پداگوژی در محتوا ، بر ایده ها، دانسته های قبلی دانش‌آموزان و انعطاف پذیری در کلاس درس مبتنی است ( حسینی ، 2010 ) .برای مثال ، در آموزش ریاضی ، علاوه بر دانش محتوایی ، نحوۀ خاص تدریس ، ایجاد شرایط حل مسئله و بروز خلاقیت و کاربرد ایده های جدید مکمل تدریس خوب به شمار می آیند.
دانش فناوری ( tk ) : دانشی است که در مورد فناوری‌های ساده نظیر کتاب‌ها ، گچ و تخته و همچنین فناوری‌های بسیار پیشرفته مانند اینترنت و ویدئو‌های دیجیتال صحبت می کند. این امر شامل مهارت‌های مورد نیاز برای فناوری‌های خاص است . در مورد فناوری‌های دیجیتال این امر شامل دانشی از سیستم‌های عامل، سخت افزار رایانه و همچنین توانایی استفاده از مجموعه‌ای از ابزارهای نرم افزاری نظیر پردازشگر متون ، صفحات گسترده ، مرورگرها ، پست الکترونیکی و … است ( کولر ، 2008 ).
دانش محتوای فناورانه ( tck ) : دانش محتوای فناورانه یعنی پیشرفت در زمینه های مختلف علمی هم زمان با توسعۀ فناوری‌های جدید با بهره گرفتن از روش‌های جدید و پربار در کلاس‌های درس توسط معلمان. درک تأثیر فناوری بر شیوه‌های تدریس و یادگیری دانش‌آموزان با توجه به توسعۀ ابزار مناسب جهت استفاده برای اهداف آموزشی ضروری است . انتخاب فناوری‌ها و تشخیص محدودیت‌های آنها از نیاز‌های آموزشی معلمان در این خصوص است. به همین ترتیب ، تصمیم‌گیری درباره استفاده از برخی مطالب از فناوری‌هایی که می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد بسیار مهم است (حسینی ، 2010 ).
دانش فناورانۀ وابسته به فن آموزش و تربیت ( tpk ) : درک از چگونگی تدریس و یادگیری هنگامی می‌تواند تغییر کند که فناوری‌های خاص به روش‌های خاص مورد استفاده قرار گیرند. این موضوع شامل دانستن نیاز‌های آموزشی و محدودیت‌های طیف وسیعی از ابزار‌های فناوری مورد استفاده با توجه به طرح های مناسب آموزشی و برنامه‌ریزی‌های مربوطه است. برای کسب tpk ، درک عمیق تر از محدودیت ها و نیاز های آموزشی از فناوری ها و زمینه های انضباطی و عملکرد آن ها در کلاس های درس مورد نیاز است . tpk به کمک معلم می آید تا نرم افزارهای موجود را مطابق با نیاز های آموزشی با فن آموزش ادغام سازد و جهت پیشبرد اهداف آموزشی به کار گیرد ( دنیز ، 2010 ) . برای نمونه ، تدریس در کلاس‌های هوشمند ، نیازمند برنامه‌ریزی و کسب مهارت‌های خاص تدریس و فنون آموزشی است تا بتوان به کمک آن تدریس موفقی ، به دور از زمینه های مخل انضباطی ، داشت.

دانش محتوا
(ck)
دانش فناوری
(pk)
دانش فناوری
(TK)
دانش محتوای فناورانه
(TCK)
دانش فناورانه وابسته به فن آموزش
(TPK)
دانش ادغام فناوری با محتوا و فن آموزش
(TP&CK)
دانش ادغام محتوا با فن آموزش
(PCK)
دانش محتوا
(ck)
دانش فناوری
(pk)
دانش فناوری
(TK)
دانش محتوای فناورانه
(TCK)
دانش فناورانه وابسته به فن آموزش
(TPK)
دانش ادغام فناوری با محتوا و فن آموزش
(TP&CK)
دانش ادغام محتوا با فن آموزش
(PCK)

نمودار 2-1- چاچوب TP & CK و اجزای دانش ( دنیس ، 2010)
دانش ادغام فناوری با محتوا و فن آموزش و تربیت ( tp & ck ): دانشی که شامل فهم پیچیدگی روابط بین دانش آموزان ، معلمان ، محتوا ،